تاسوعا و حوادث آن

 ورود شمر به کربلا
شمر با حرارت ویژه اى برای جنگ با حسین در واقعه کربلا حاضر شد و نامه شدید اللحن عبیدالله زیاد را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانید و او را از منظور عبیدالله باخبر گردانید. پسر سعد که نسبت به صلح با حسین بن علی خوشبین بود و در این راه تلاش زیادى به عمل آورده بود، در برابر این نامه گریزى براى خود نیافت. پذیرفتن جنگ با حسین بن علی براى عمر سعد دشوار بود، ولى به خاطر ریاست حکومت رى که به او وعده داده شده بود، تصمیم گرفت که فرمان عبیدالله را اجرا کند و با امام حسین به نبرد بپردازد. به همین جهت سپاهیانش را آرایش داد و آنان را آماده حمله نمود.

 امان نامه عمر سعد
شمر، که از عناصر کلیدى واقعه کربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند ام البنین یعنى عباس بن علی ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسین آورد تا آنان را از امام حسین جدا سازد. عباس پسر علی که بزرگترین آنان بود، از شهرت به سزایى برخوردار بود. ام البنین از قبیله بنى کلاب بود که شمر بن ذى الجوشن نیز به همین تبار انتساب پیدا مى کرد. بدین جهت شمر در عصر تاسوعا به نزدیکى خیمه گاه امام حسین آمد و عباس و برادرانش را صدا زد. عباس پسر علی به همراه سه برادر، در نزد شمر حاضر شدند. شمر گفت آنان از این ساعت در امان هستید، مشروط بر این که دست از یارى برادرشان حسین دست بردارند و سپاهیانش را ترک کنند.عباس شمر را رد کرد. شمر نیز خشمناک شد و به خیمه گاه خویش برگشت.

 فرمان حمله سپاه عمر سعد
عمر بن سعد، پس از دریافت نامه عبیدالله بن زیاد، احساس کرده بود که اگر در مبارزه با امام حسین تعلل بورزد، موقعیت خویش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسید. بدین جهت در عصر تاسوعا بدون هیچ گونه اخطار قبلى فرمان حمله عمومى به سوى خیمه هاى امام حسین را صادر کرد. سپاه عمر بن سعد، یک پارچه به حرکت درآمده و به سوى خیمه هاى امام حسین هجوم آوردند.

امام حسین بلادرنگ برادرش عباس را طلبید و وى را به همراه بیست تن دیگر که زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر در میان آنها بودند، به سوى سپاه عمر بن سعد فرستاد. عباس علت این کار لشکریان را جویا شد. آنان از طرف عبیدالله بن زیاد فرمان بیعت با وی آوردند عباس گزارش کار را به حسین رساند. حسین از عباس خواست تا یک شب از آنان مهلت بگیرد تا به نماز و عبادت بپردازد. عباس مجددا پیام امام حسین را به دشمن رسانید. عمر بن سعد که مظنون به مسامحه کارى شده بود و شمر را رقیب خود مى دید، از درخواست امام حسین علیه السلام سرباز زد اما برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قیس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض کردند و او را ملامت کردند. عمر بن سعد، ناگزیر درخواست امام حسین را پذیرفت. در این هنگام ، آرامش نسبى حاکم گردید و هر دو سپاه به خیمه گاه خویش برگشته و منتظر فرا رسیدن روز بعد یعنی روز عاشورا شدند

/ 1 نظر / 3 بازدید
نگين

اي خدا بحق ابوالفضل هم كه شده به همه سلامتي بده.مشكلا رو حل كن.و مهمتر از اون اونايي كه بچه هاشون رو گم كردن (ربودن)خيلي زود به آغوششون بازگردان. و همه رو عاقبت به خير كن. آمين[گل]