شاید از تب و تاب افتاده باشد ولی ...

شاید از تب و تاب افتاده باشه دور هم نشینی هاشون، به خصوص شونشینی های با حال و پر از تعریف از قدیما ولی هنوز هم چشمه هایی از مجلس نشینی سالیان گذشته تر در درون افراد روستا جوشش دارد.

این روزها هم مستثنی نیست خصوصاً که از نخل ها و باغات قدیم حرف می زنند و به هر جا که سر میزنی میبینی هنوز هم آدمای با صفای آن روزگاران هستند ولی افسوس که با حسرت تمام از گذشته حرف می رانند و انگار غمی سنگین بر سینه هاشان سنگینی می کند ولی جای شکرش باقی است روحشان هنوز هم زنده است با خاطرات؛ هر چند با غم ولی زمزمه می کنند:

بیو کبکاب دل بردی ز دستم        غلام و بنده شیخ عالی هستم

یا ابیاتی که از مرحوم خورشید در فصل درو به جای مانده است:

                   ای دیــــــزه دیـــــــزه دیـــــــزه         ســی چه خورشیــد ات زیمــی زه

                                                     یا

زمین کچ خشکو غله نوامیت        که خورشید پیر وادن جوون نوامیت

/ 0 نظر / 27 بازدید