نويسندگان
قاصدک باز رسید؛ بالهایش خیس. از کجا آمده ای؟ همچنان رقص کنان، سر در گم، پی چیزی می گشت و نمی دید مرا؛ ... من که در حسرت یک جمله ز عشق سالها منتظر خط توام، پس چرا حرف نداری؟ قاصدک حرف بزن٬ تو که پیشش بودی ، راست بگو، هیچ نمی گفت فلانی بن فلانی؟ قاصدک حرف بزن، تا ببینم که کجاست. شهر رؤیایی چشمانمِ به زیر. من هنوزم که هنوز٬ پای حرفم هستم. چه بیاید که دو چشمم به فدای قدمش٬ چه نیاید که مرا کور خواهد کرد، انتظار دیدن. قاصدک باز اگر برگشتی و اگر پرسیدت ز فلانی چه خبر، تو خودت حال مرا می دانی بوسه بر دستش زن و بگو... قاصدک پر زد و رفت.... بالهایش خیس، جمله هایم نصفه.... و تو مأیوس شدی که چرا باز نفهمید که در وادی عشق حرف زدن ممنوع است......؟

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed