نويسندگان

از خیمه گه بیرون بیا با چشم تر لیلا

از خیمه گه بیرون بیا با چشم تر لیلا

     واویلا واویلا واویلا واویلا 

صبری کن تو ای اکبرم نور دو چشم من تویی الله و اکبر اکبر

دارد علی اکبرم عزم سفر لیلا بیا ای بی پسر لیلا بیا  ای بی پسر لیلا بیا

رقیه رقیه رقیه رقیه...

باور ندارم بینمت  بار دیگر لیلا  بار دیگر لیلا ای خون جگر لیلای من جان من آرام

توروخدا کسی به این مصیبت گریه نمیکنه...مادر به پسرش کفن میپوشونه...

بر تن کفن پوشیده ام عازم به میدانم  عازم به میدانم 

      واویلا رقیه واویلا رقیه واویلا رقیه

رقیه نازلی صورتی قویما دیواره


وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه

وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه
 نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
  ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
  حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره 
تا مادرش لیلا دم از مه روی اکبر می زنه 
 بی بی رقیه شونه بر گیسوی اکبر می زنه 
زیباترینها دم به دم غرق تماشا شده اند 
  یوسف ها بنده رخ یوسف لیلا شده اند 
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه 
 نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه 
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره 
آمده یوسف با کلاف بر سر بازار علی 
 میگه منم دیوونشم شدم خریدار علی 
تا سوی میدان راهی شد به طرف لشگر اومد 
یکسره دشمن می خونه والله پیغمبر اومد 
اگر به هنگام نبرد شجاع و بی همتا بود 
 استاد جنگاوریش عباس دلربا بود 
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه 
  نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره


از خانه برون آمد باز آن صنم طناز

از خانه برون آمد باز آن صنم طناز

دل میبرد از عشاق با غمزه گهی با ناز

شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر

غم میکشدم ساقی در ده دو سه پیمانه
در ده دو سه پیانه بر این دل دیوانه
از چشم سحر خیزم هر شب گهر انگیزم
تا دامن پر گوهر بر خاک درت ریزم
شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر
تا آیینه رویت از دیده دل دیدم
چون شانه به گیسویت از آه شب آویزم
میدان نروی تنها ، شهزاده علی اکبر

شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر

غافل چو تو برخیزی من غمزده بنشینم
در دل چو تو بنشستی من از سر جان خیزم
چندان که تک و تنها بگذاری و بگریزی
من با همه تنهایی از غیر تو بگریزم
شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر
از خانه برون آمد باز آن صنم طناز
دل میبرد از عشاق با غمزه گهی با ناز
شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر


این علی را با خدایش نسبت است

 

 

اشعاری در مدح حضرت علی اکبر (ع) و قضیه ای که در کربلا به هنگام اذن میدان گرفتن از پدر و ...پیش آمد .

 

این علی را با خدایش نسبتیست ... اکبر از الله و اکیر قسمتیست

ای همای عرش پیمای وجود .... سایه ات ممدود بود و کس نبود

 غلزم امواج نا پیدای عشق ..... بی نهایت عشق در دریای عشق

 تو به بهر عشق حق مستغرقی ..... غرق اندر نور حق و در حقی

 تو پدر را چون وجود قابلی .... کشتی طوفانیش را ساحلی

 اکبر آمد نزد آن سلطان عشق ... بوسه زد بر خاک پای جای عشق

 با ادب شد از پدر میدان طلب ... رخصت میدان گرفت آن با ادب

 باز کن بال و پر عشق مرا .... تا کنم پرواز بر بام شما

 اکبر آن گنجینه سر قدم ... زد حوادث را همه یک جا رقم

 مادرش لیلای بی مجنون عشق .... بود او هم با اسیران در دمشق

 در خفای خیمه مو بر باد داد .... گیسوان را روی دست خود نهاد

 ورد او اندر دعا و زیر لب ... بود معنایش همه اکبر طلب

از دعای مادر و لطف پدر .... باز آمد سوی خیمه این پسر

 مادرش آغوش خود را باز کرد .... با پسر در جای خود پرواز کرد

 عاشقان را سر به زیر افکنده دید .... می کشان را غرق اندر خنده دید

 سرمه اندر چشم بیمارش کشید ...

بوسه زد بر روی آن روی خدا ... بوسه های گرم اما بی صدا

 آه لیلی از طریق بوسه ها .... شد نقاب آن مه لقا

اکبر آمد میدان با شتاب ... کرد خواهش از پدر یک جرعه آب

 پیر خماران و دردی نوش مست ....از حسین و اکبرش مقصود هست


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن مداحی و نوحه شهادت حضرت علی اکبر (ع) , اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed