نويسندگان

مرتضی از نجف آمد، توهم از خیمه بیا

مرتضی از نجف آمد، توهم از خیمه بیا

 حسرتم بود ، نبود، امّ بنینم به کنار

مادرت فاطمه آمد عوض مادر من

 

آقام آقام آقام آفام حسین  آقام آقام آقام آفام حسین

 

دل صفا گرفته امشب ز گل یاس علی

من میخوام امشب بشم گدای عباس علی

 

برای کرب و بلا دلهای ما پر میزنه

در خونه ی ابالفضل علی پر میزنه

 

شنیدم تو علقمه با صورت افتاده زمین.... شنیدم تو علقمه... بخدا خیلی جانسوزه

 

بچه ها تو خیمه ها میگن که ما آب نمیخوایم

بابا جون قربون تو ما که فقط عمو میخوایم

بابا جون عمه چرا به سینه و سر میزنه..

  آقام آقام آقام آفام حسین  آقام آقام آقام آفام حسین


آهای اهل زمونه

آهای اهل زمونه دلم داره بهونه

دلمو عشق ابالفضل علی کرده دیوونه 


دلش قبله رازه چشاش کعبه می سازه

به خدا مهدی زهرا به قد عموش می نازه

 

آهای سلسله گیسو دلمو بردی به هر سو

به دل همه حسینیا زدی با تیغ ابرو

 

آهای مشتی عالم نمک غم محرم

اسم نازنین تو برا حسینه اسم اعظم


سـاقـی مـیـخانـه ولائـی

یا أبو فاضل یا أبو فاضل

سـاقـی مـیـخانـه ولائـی پـیـر خرابـات کـبریـائی

همچون علی شهسوارعشقی شـأن تــو مـؤمـن لافـتـى یـی

لالـه زیـبـای بـاغ مـولا جلوء رخسار حق تعالی

پـسر ام البـنیـن و مـولا دلبر و رعنا و با صفائی

حور و ملک عقد سینه چاکت عاشـق و دیـوانـه و هـلاکت

عرش خدا ذره أی زخاکت تو ابوفاضل عشق خدائی

قـد رشـیـدت دوتا نداره تو به کرم شبه مصطفى یی

دل تو هر لحظه با حسین است تکیه کلام تو یا حسین است

لیلی لیلا تو را حسین است ولی تو خود لیلی خدایی

خلقت هستی به ناز و شستت عـلم زیـنـب مـیان دستـت

دل رقیه عاشق و مستت که تو دل انگیز ودلربایی


عاشقا بیاین تماشا بزنین سری به آقا

عاشقا بیاین تماشا بزنین سری به آقا
کربلا بریم پیاده پا بوس حسین زهرا

مثل کفتر دیوونه سر رو دیوارش بگذاریم
گنبد شاه و عملدار رو با پرچمش ببینیم

آی مسافرا بجنبین این چه موقع کلامه
شیعه بسه چشم براهی دیگه موقع قیامه

پیشونی بند یا زهرا پیچیده عطر گل یاس
رسیدیم علقمه دیگه بگو یا حضرت عباس

مبتلا بیا به اینجا این آقا مشکل گشاته
بیا ای مریض که خاکش واسه هر مرض دواته

این آقا ماه زمینه یک نگاه عالمینه
بگذار بهتر بگم آقام . همه کاره ی حسینه

یک دست بگذار رو سینه دست دیگرو رو حنجر
یکجا قتلگاه اکبر یکجا ....

من عباسم اشجع ناسم

 

عباسم و نام آورم ... شیر دلیر حیدرم

پا چون گذارم در رکاب .... دشمن نماید اضطراب

بر جان دشمن چون عقاب ... بر جانشان ریزم عذاب

 از نعره های حیدری ... و از حمله های صفدری

عباسم و در چشم .....  دشمن بوتراب دیگرم

عباسم و چون حیدرم .....  جنگ آورم رزم آورم

در عرصه جنگ آوری .... خون میچکد از خنجرم

با نعره های حیدری ....  با حمله های صفدری

 خصم خدا از صدر زین  ... بر خاک ذلت آورم من

من عباسم اشجع ناسم ... من عباسم اشجع ناسم

 قاضی حاجاتم ....

 روح مناجاتم ...

 شهد عباداتم ...

کشته قرآنم ... بخدا..

معنی آیاتم .. بخدا ...

 قاضی حاجاتم ....

 روح مناجاتم ...

 شهد عباداتم ...

تا ابد دیوانه گردی ... ساکن میخانه گردی ... بشنوی گر یک حکایت از حکایاتم

هر چه بخواهی صفا دارم .... هر چه بخواهی وفا دارم

 در شجاعت حیدر هستم ... در شهامت صفدر هستم

 در ادب پیغمبر هستم ... در مقام دلربایی دلبران را دلبر هستم

در کوی می فروشان ... می کشان را ساغر هستم

 هم مطیع شاه عشقم ...هم امیر لشکر هستم

 چشم و ابرویم ندیدی ...

 تاب گیسویم ندیدی....

 قد دلجویم ندیدی ...

 روی ماهم را شنیدی ....

 ماه رویم را ندیدی

 قدرتم را خدا داند ... هیبتم را خدا داند

 قدرت اللهم  ....  هیبت اللهم ....  غیرت اللهم .....  حشمت اللهم ....  سبقت اللهم  .... فطرت اللهم ... رحمت اللهم  .... نعمت اللهم ...


فخر دامان حسین و زینبم

فخر دامان حسین و زینبم .... صاحب هفده مقام و منصبم

 آنکه محشر نور را از او ربود ... پس قدم را رنجه کرد آمد ز ره

 کوثری که احمد ز دستش بوسه زد ... دست من برداشت بر آن بوسه زد

 گاه بوسیدن به دستم خنده کرد .... با همین خنده مرا شرمنده کرد

 سید الشهدا اومد بالا سر ..دید همین جوری فقط لب ها تکون میخوره ... آروم سرشو برد جلو .. چی میگی عباس ؟ (دشمن داره هلهله میکنه ) گفت داداش : منو به خیمه نبر .. جام راحت داداش این مشک آبروی منو برد .. دیگه به رقیه نمیتونم نگاه کنم .. اینو چرا میگفت؟ چون حضرت قمر بنی هاشم . امیر المونین بهش فرمود : عباس میخوای چه شغلی انتخاب کنی؟ گفت : بابا میخوام عین تو چاه بکنم آب به مردم بدم از اون لحظه بچه های امام حسین حضرت رو با مشک میدیدن روز عاشورا دیدن رقیه این مشک رو میکشه ... میگه : بریم به عموم بدیم عموم آب بیاره برا علی اصغر


یک خیابان کرده مجنونم ...

تیغ اندر دست او بازیچه است ... پیش او صد مرد جنگی بچه است

 همچو صفدر پر گشایی میکند ... چون علی خیبر گشایی میکند

 دجله را چون دژ مسخر میکند ... یادی از لبهای اصغر میکند

 اگر از ارمنی پرسی . بگوید : گمانم حضرت عیساست  عباس

 یک خیابان کرده مجنونم ( اندازه گرفتن ..متراژ صفا و مروه رو با بین الحرمین در کربلا متراژش یکی بود .. یه اندازه بود بین صفا و مروه با فاصله بین قبر سید الشهدا با حرم حضرت قمر بنی هاشم اما اونجا حاجی ها هروله میکنن اینجا یه حاجی هروله کرد )

یک خیابان کرده مجنونم تو میدانی کجاست؟ .... آن خیابان کوی جانان قطعه ای از کربلاست

 یک خیابان دل ربوده از تمام عاشقان .... هست جای پای مهدی صاحب زمان

گام گام آن خیابان جای پای زینب است .... پر پر فضای آن خیابان از صدای زینب است

 یک خیابان گشته تنها جلوه گاه عالمین ....یک طرف قبر ابالفضل یک طرف قبر حسین

یک خیابان گشته منزلگاه جبرئیل امین ... یک طرف ایستاده زهرا یک طرف ام البنبن

یک خیابان بسته زینب احرام ولا ... کعبه عشق است اینجا یا زمین نینوا

 یک خیابان را ضفا و مروه میدانیم .بس .... یا حسین گوییم یا عباس ما در هر نفس


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن مداحی و نوحه شهادت حضرت ابوالفضل (ع) , اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed