نويسندگان

دلبران را پیش دلبر دلبریست

 دلبران را پیش دلبر دلبریست ...دلبری خود شیوه پیغمبریست

پس ندا آمد که ما دلداده ایم .....دلربایی را به زینب داده ایم

هر دو عالم یک طرف یک موی زینب یک طرف

چهره ی حیدر چو حق آیینه زد سنگ زینب را حسین بر سینه زد

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه ی آب فراتم ای عجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

 


قلوبنا محزونه عمتی المظلومه

زینب بنت الحیدر ، زینب بنت الحیدر ، زینب بنت الحیدر

در همه جا حرف حق ، ذکر لب زینب است

سوز و گداز دلِ ، شیعه تب زینب است

فاطمه را نائبه ، دور ز هر شائبه

وه که چقدر جاذبه ، در خطب زینب است

نام پدر میفروش ، هر دو پسر باده نوش

کاسه صبح ازل ، جام لب زینب است

چشم حسین قبله ات ، اشک حسین دجله ات

علقمه خود شاهد ، راز لب زینب است

قلوبنا محزونه ، عمتی المظلومه

غریب خانوم ، غریب خانوم

عمه خانوم ، عمه خانوم

شیر زنی حق پرست ، قامت دشمن شکست

خرابه یک شعبه ای ، از شعب زینب است

ای که مریضی بیا ، بر در آل عبا

دوای هر نوع مرض ، در مطب زینب است

نوحه بخوان نوحه خوان ، هیچ مشو ناگران

نوحه گر بی ریا ، منتخب زینب است

زینب بنت الحیدر ، زینب بنت الحیدر

زینب بنت الحیدر یا زینب ، یازینب ، یا زینب


مران یک دم ساربان اشتر

مران یک دم ساربان اشتر ناقه زینب مانده اندر گل

بده ظا لم مهلتی آخر زان که دارم من عقده ها بر دل


مران ناقه تا که بنشینم بر سر نعش شاه مظلومان

مران ناقه زان که دارم من از جفای چرخ و ناله و افغان


مران ناقه تا که گویم من درد دل با این پیکر عریان

بیا ای مرگ تا شوم راحت زان به مرگ خود گشته ام مایل


بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر بی سر

از آن ترسم ساربان امشب آید برد دستش از پیکر


ندارد چون طاقت دیدن مادرم زهرا باب من حیدر

در این صحرا ای شتربانا ماندنم آسان رفتنم مشکل


شتربانا بی کفن باشد این تن مجروح اندرین صحرا

مرا نبود معجری دیگر تا کفن سازم جسم این شه را


ندارد چون سایه ای بر سر غیر خاشاک و جز طف گرما

خدای من کن تو آگاهم کشتی جانم کی رسد ساحل


زینبیون پادشاه عالمند

 

پرچمی بر قله عالم زدند/ زینبیون پادشاه عالمند 

عقیله العرب زینب ...  عقیله العرب زینب ...  عقیله العرب زینب ... 

در کمند عشق زینب منزلم/ نام او ذکر تپش های دلم

در حریم غرب او پر میزنم/ یا حسین میگویم و بر میزنم

ذکر تسبیح ملک یا زینب است/ سفره غم را نمک یا زینب است

عشق را تنها محک یا زینب است/ پایه های نه فلک یا زینب است

کربلا یه عشق و یک سر زینبیست/ به که عباس دلاور زینبیست 

عاشقان زهرای اطهر زینبی است/ بی گمان ساقی کوثر زینب است

هرچه میبینم به عالم زینبیست/ فاش میگویم خدا هم زینبیست

ذکر طوفانی... وای حسین.. وای حسین..


ای غریب بی قرینه

ای غریب بی قرینه با تو بودم از مدینه

ای تمام حاصل من بی تو می میرد دل من

یا حسین سالار زینب

کربلات عین بهشته خادماش حور و فرشته

کل ارض کربلا را رو دلم زهرا نوشته

من سگ کوی حسینم رونده ام از جن و از ناس

گرچه ولگردم ولیکن هستیم قربون عباس

یا حسین سالار زینب

رو سیاه خوار و پستم بشکند پاها و دستم

با گناه بی شمارم قلب زهرا را شکستم

من سگ کوی حسینم رونده ام از جن و از ناس

گرچه ولگردم ولیکن هستیم قربون عباس


درد غربت

 

نام شعر : درد غربت

سبک اجرا شده : مرحوم سید جواد ذاکر کاشان. جزو اخرین اجراهای ایشان بعد از بیماری اولیه

ارسال کننده: مهدی محمدی نسب

 

مرده بودم که رسید عشق و مرا ناجی شد.رشته عمر مرا مهر تو حلاجی کرد(رشته عمر مرا مهر تو حسین حلاجی کرد)

من فقیرم به ره کعبه نرفتم اما حجرالاسود خال تو مرا حاجی کرد.

 عشق فرمود: چشم از هوس و کام ببند عهد با کعبه رخسار دل ارام ببند

. حاجیان موی سر خویش تراشنند ولی تو سر سودا زده داده ای احرام.

 میهمان پر در ان کعبه که با زر بزنند کعبه کو تا که بیاید به در ان در بزند

.میشناسم بخدا می شناسم کعبه حسنی را من که بیاید به فقیران زمین سر بزند.

روی زیبا ناز دارد ناز ان باید خرید وصل دلبر هجر دارد هجر ان باید کشید. 

درد غربت را کشیدن شیوه دلدادگی است.

بی کسی هم درد دارد درد ان باید کشید.

کس ندیده زنی را که با اسارت خویش ز دست و پای خلایق طناب بگشاید.

 اگر به دوزخیان یک نظر کند زینب در نجات به اهل عذاب بگشاید.

 گره گشایی جهان است عمه ای سادات.


من به می لب میزنم

هر چه باداباد امشب من به می لب می‌زنم

 

دم ز نام نامی زیبای زینب می‌زنم

 

ذوالفقار عشق را بگرفته ام با دست جان

 

تیغ بر قلب کثیف خصم زینب می‌زنم

 

گوش دل واکن ببین ذات خدا با نای عشق

 

می‌زند فریاد من هم دم ز زینب می‌زنم

 

جنت رضوان به عشق روی او دارد صفا

 

پشت پا بر جنت بی روی زینب می‌زنم

 

تا بفهمد عالم و آدم که زینب مذهبم

 

نعره هو تا سحر با عشق زینب می‌زنم

 

هر کسی بر قلب خود مهری زده در راه عشق

 

من به روی سینه خود مهر زینب می‌زنم

 

تعنه بر من می‌زند واعظ به کفر و ارتداد

 

خنده بر این تعنه ها با یاد زینب می‌زنم


ای همه هستی تو تفسیر عشق

 

 

ای همه هستی تو تفسیر عشق ....

 ای می قال و بلا را جرعه نوش ... ای به بزم عشق پیر می فروش

ای ز پیمانه تو پر پیمانه ها ... ای شده میخانه تو خانه ها

عشق جانان مست مستت کرده بود ...فارق از هستی و هستت کرده بود

 تا ابد دین خدا مدیون توست.....خط آزادی رقم از خون توست

 آنکه بی تو عشق بازی می کند ...کودک است و خانه سازی می کند

عشق بی تو در مثل چون آب جو....عشق بازی با تو کسب آبروست

 عشق بی تو باعث گمراهی است....عشق بازی با تو عین اللهی است

عاشق تو وقف حفظ مکتب است....پس تو را یک عاشق آنهم زینب است

 دلبران را پیش دلبر دلبریست ...دلبری خود شیوه پیغمبریست

 پس ندا آمد که ما دلداده ایم .....دلربایی را به زینب داده ایم

اینکه می گویم من عین مطلب است ....شرم شرمنده ز شرم زینب است


بشنو از این می پرست می زده

بشنو از این می پرست می زده

داستان می خوری در میکده


دوش رفتم بر در میخانه ای


تا بگیرم ساغرو پیما نه ای


بر در میخانه دیدم ناگهان


می پرستان بر جمله و شور و فغان


بر یکی ساغر به دست نزاره گر


بر رخ ساغی که گردد جلوه گر


هر یکی میخواست می مستی کند


هرکه هستی های هستی کند


تکه ساغر امدو با صدخروش


گفت که می خارانه باده نوش


کیست غوغا بر در این می کده


نظم این میخانه را بر هم زده


می پرستان جمله اوردند به جوش


بانگ سر دادند با جوش وخروش


که تو سا غی همه دلهای ما


بادهای کن در این پیمانه ها


در میان می خاره ای بس بی شکیب


صد نهیب و اندر و صدها لحیب


گفت امشب از همه شبها جداست


همنشین می خوران امشب خداست


گفت ساغای را که ای پیر گران


کن دگر گفت و شنود خود تمام


ان خمی سر بسته عطر را باز کن


بساط شورو مستی را ساز کن


من چه گویم روی خم این مطلب



گوی یا نامش جناب زینب است


کربلا دار النعیم زینب است ....

 

شعر بسیار زیبایی در مدح بی بی زینب کبری سلام الله علیها که مرحوم سید جواد ذاکر در اواخر عمر خویش در چندین جلسه به صورت های مختلف ( به حال روضه و سینه زنی سنگین.) اجرا کرده اند.

کربلا دار النعیم زینب است ...کعبه خود تحت حریم زینب است

 عمر زینب وقف مولا بود و بس....او به زهرا المثنی بود و بس

 چهره حیدر چو حق آیینه زد...سنگ زینب را حسین بر سینه زد

 عشق با زینب تبانی کرده است.....رنگ گل را ارغوانی کرده است

 هست کیش رهبریت کیش او ....صبر زانو میزند در پیش او

شاخص شخصیت زینب حیاست...گر بگویم دومین زهرا سزاست

 کیست زینب قدرت کل امم....عرش را با فرش میدوزد به هم

همطراز زینب کبری کجاست؟....هر زنی را زینبی خواندن خطاست

زینب کبری ذلیل و خوار نیست....از زنان کوچه و بازار نیست

 در رگ سرخ شهیدان شط اوست....حضرت عباس هم در خط اوست

مدعی رسوا شدی گر تاختی ....قهرمان کوفه را نشناختی

گر حسین معجز نمایان میکند....خواهرش تفسیر قرآن میکند

عرشیان چون بر حسین دل باختند....در سما هم زینبیه ساختند

ضد حق طرح جنون را رد نکن ....راه این دیوانگان را سد نکن

این پدیده شاهکاره زینب است.....سر شکستن راه کار زینب است

 مرغ دل را او سخنگو کرده است .....کربلا را کربلا او کرده است

او گشوده قفل شهر شام را ...او به بند انداخته حکام را

گر امیر شام را زور و زر است...پیش زینب از مگس هم کمتر است

 از ازل حوا و آدم زینبیست....فاش میگویم خدا هم زینبست


قل هو الله و احد زینب کبری مدد

من اسیر ذلف یارم ... من اسیر ذلف یار

 یار من برده قرارم ... بی قرارم بی قرار

 مستم و دیوانه ام .....  ساکن میخانه ام

کلب رقیه گشته ام الحمدلله .... من جیره خوار زینبم الحمد لله

قل هو الله و احد ...... زینب کبری مدد

 شاید بعضیا ادعا کنن که کفر گفت ... این عین توحیده چون پیغمبر بی بی رو نشونده بودن رو زانوشون فرمود : من زینب را به عین خدا دوست دارم یعنی اهل بیت در صفات با خدا هستند فقط در ذات مختلفند ...

 قل هو الله و احد.... زینب کبری مدد

 پرچمی بر قله عالم زدند ... زینبیون پادشاه عالمند

 گر از حسین و زینب دم میزنم من ... مدیون لطف ضامن آهو رضایم

 با یک نگاهت بی ریا و ساده ام کن ... ولگردم و هر جاییم قلاده ام

 قل هو الله و احد  ..... زینب کبری مدد

 کلب رقیه گشته ام الحمدلله .... من جیره خوار زینبم الحمدلله

سلطان قلب شیعیان فقط حسینه ... کعبه عشق عارفان فقط حسینه


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن مداحی و نوحه شهادت حضرت زینب (س) , متن نوحه های سید جواد ذاکر , اشعار محرم
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed