نويسندگان

آرمیتای پیش دبستانی می خواست مدارج بالاتر را طی کند تا تمثالی از پدرش را ترسیم کند، علیرضا هم که در عالم کودکیش، کارتون نگاه می کرد و منتظر بابایش بود تا بیاید و یک ماشین شاسی بلند برایش بخرد و ماجرای دنده ماشین رو از باباش بپرسه و نه از کس دیگر. از اون ور قضیه مادر شهید احمدی روشن می گفت: بانکی مون چون شنیده بود خانواده شهدای هسته ای اینجا هستند و برای ملاقت با ایشان آمده اند، راهش را کج کرد و از سمت دیگری وارد اجلاس شد. ( از زبان مادر شهید احمدی روشن)

اما تو ایرانی  ...


درود بر تو که دلمان راشاد کردی و آن استقبال بی نظیر همشریان مهابادیت شاید قطره ای از سپاس های ایرانیانی باشد که باعث شدید به ملتشان افتخار کنند و بگویند که ما قویترین و دلیرترین مردان جهان را در این میهن بزرگ از ابتدای تاریخ تا کنون داریم. تو که سرودی و گفتی: "وای اگه کمون آرش ..." بدان که کمان آرش و غرور رستم دستان همچنان پابرجاست و خواهد بود و توی فراری نیازی نیست نگران ملت ما باشی. هنوز هم اینجا مردمانی اینگونه هستند که به فکر هم نوع خود باشند و روستای زلزله زده ای را از نو بسازند. 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب سیاسی , شهدای هسته ای
[ یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed