نويسندگان

شرمنده نباش. شرمندگی مال آن‌هایی است که شاهین را به این روز انداختند. سرت را بالا بگیر. تو هنوز هم همان پسرک دوست‌داشتنی هستی که بوشهر به تو افتخار می‌کند...(ادامه...)


 

سایت گل- وقتی علیرضا مرزبان ترکیب یازده نفره زلاتکو کرانچار برابر شاهین را روی تابلو نوشت هیچ نامی از مهدی کریمیان نبود. پسرک طلایی‌پوش بوشهری باید روی نیمکت آرام می‌گرفت و به تماشای بازی همبازی‌هایش در مقابل همشهریانش می‌نشست. و این تنها مسابقه‌ای بود که او از نشستن روی نیمکت کاملا رضایت داشت.

شب قبل از بازی کلی با خودش کلنجار رفته بود. وقتی پای عشق و وظیفه به میان می‌آید تصمیم‌گیری خیلی سخت می‌شود. یک طرف سپاهان قرار داشت که مدت‌هاست پیراهن طلایی‌اش را به تن می‌کند و با این تیم به افتخارات بزرگی در فوتبال رسیده و در سوی دیگر شاهین تیم زادگاهش قرار داشت. هم آن جا که روزی پیراهن سفیدش را به تن کرد تا به امروز برسد و نامش آوازه نصف‌جهان شود.

 

در روی نیمکت سپاهان پسرکی نشسته بود که در آن لحظاتی که سپاهان به آب و آتش می‌زد تا گل برتری را به ثمر برساند اگر از او می‌پرسیدی چه احساسی دارد مطمئنا از همان احساس دوگانه‌ای می‌گفت که از شب قبل به سراغش آمده بود. وقتی کرانچار او را از روی نیمکت بلند کرد تا به زمین برود شاید در آن لحظه به همه چیز فکر می‌کرد جز این‌که قرار است سند سقوط شاهین را او امضاء کند! فوتبال است دیگر. روزی چنان تو را سرشار از عشق می‌کند و روزی دیگر بی‌رحم. امروز برای مهدی کریمیان و بوشهری‌ها نمایش بی‌رحمی فوتبال رقم خورد.

صفر – صفر یک نتیجه رویایی بود، اما نه برای آن جمعیت زردپوش اصفهانی که بی‌صبرانه منتظر به ثمر رسیدن گل سپاهان بودند و برایشان فرقی نمی‌کرد چه کسی آن گل را به ثمر برساند. شاید در آن لحظات کریمیان آرزو می‌کرد بازی مساوی تمام شود. هر چه باشد نه صدرنشینی را از دست می‌دادند و نه تیم شهرش سقوط آزاد را شروع می‌کرد. اما در یک لحظه دنیا دور سر بوشهری‌ها چرخید. فریاد گل گزارشگر اصفهانی همچون آواری سهمگین بر سر تمام یک استان فرود آمد. پس‌لرزه‌های آن گل لعنتی ادامه داشت. وقتی گلزن سپاهان بعد از گل شادی نکرد و اشک‌هایش جاری شد همه فهمیدیم چه خبر است. این مهدی کریمیان بود که گریه می‌کرد. اما اشک‌هایش نه از شادی بود. پسرک غمگین بوشهری غم‌انگیزترین گل زندگی‌اش را به ثمر رساند.

حالا بوشهر در یک غروب بهاری که البته هیچ نشانی از بهار ندارد، به شهر ارواح تبدیل شده است. گویی که بر سر این شهر خاک مردگان را پاشیده‌اند.

همزمان با اشک‌های مهدی کریمیان در ورزشگاه فولادشهر صدها کیلومتر آن‌طرف‌تر چشم‌های بسیاری تر شد. از آن پیرزن هم‌محله‌ای مهدی کریمیان که هر وقت از اصفهان می‌آمد اول سهم گز او را می‌داد تا آن پسرک 9ساله که امروز خودش را به ناخوشی زده بود و مدرسه نرفته بود تا بازی شاهین را ببیند.

.مهدی! امروز فقط تو نبودی که گریه کردی. همراه با تو یک استان گریست.

مهدی تو به وظیفه‌ات عمل کردی. شرمنده نباش. شرمندگی مال آن‌هایی است که شاهین را به این روز انداختند. سرت را بالا بگیر. تو هنوز هم همان پسرک دوست‌داشتنی ما هستی که بهت افتخار می‌کنیم.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب ورزشی , تصاویر ورزشی
[ جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed