نويسندگان

عبدالمطلب تصمیم گرفت در روز عید قربان عبدالله را به قربانگاه ببرد، اما مردم اجتماع کردند و پیشنهاد دادند که به جای قربانی کردن عبدالله، دیه یک انسان یعنی 10 شتر را بپردازد و بین دیه و عبدالله قرعه بیندازد. قرعه زدند و به نام عبدالله افتاد، سپس مردم پیشنهاد کردند 10 شتر دیگر اضافه کند و قرعه‌کشی کردند، باز به نام عبدالله افتاد و هر بار 10 شتر اضافه کردند، تا به 100 شتر که رسید قرعه به نام شتران افتاد و در این زمان عبدالمطلب گفت: با خدای خود با انصاف رفتار نکردم. دوباره قرعه‌کشی کردند، به نام 100 شتر افتاد و این اتفاق ۳ بار افتاد و هر بار قرعه به نام 100 شتر می‌افتاد و لذا دیه یک انسان از همان زمان 100 شتر تعیین شد و در روز عید قربان به جای عبدالله 100 شتر قربانی شد و بعد از آن عبدالمطلب درست پسرش را گرفت و به خانه وهب برد و آمنه 14 ساله را به عقد حضرت عبدالله درآورد و آن دو در منطقه منا سرزمین آرزوها کنار جمره وسطی ازدواج کردند و نطفه پیامبر در آنجا بسته شد و نور نبوت از صلب حضرت عبدالله به رحم آمنه منتقل شد.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه مذهبی
[ دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed