نويسندگان

مطابق احادیث، حضرت ابوالفضل(ع) دارای قامتی بلند و جسمی تنومند بود. از طرفی گفته می‎شود که از غذای مختصر و فقیرانه متناسب افراد همزمان خود استفاده می‎کرده است.از نظر عقلی (جدای از عقاید مذهبی) علت وجود این قامت و نیرو چه بوده است؟ در صورتی که برادران و پدر بزرگوارش دارای قدی متوسط بودند؟
‎ بشر از دیر زمان به این نکته توجه داشته که یک موجود زنده، بسیاری از صفات و خصائص خود را به نسل بعد منتقل می‎کند و در واقع نسل بعد وارث صفات نسل قبل می‎شود؛ در بعضی از روایات کلمه‎ی «عِرْق» آمده است و این عرق همان چیزی است که علم امروز به کلمه «ژن» تعبیر می‎کند، برای مثال، رسول اکرم(ص) فرمود:
انظر فی ایّ شیء تضع ولدک فان العرق دساس
«نگاه کن و ببین فرزند خود را در چه رحمی قرار می‎دهی؛ همانا ریشه خانوادگی راه خود را باز می‎نماید.»
اساساً ژن‎ها صفات والدین را از نظر روحی و جسمی به فرزندان منتقل می‎کنند، هرچند بعضی قابل تغییر است؛ اما در بین این صفات، انتقال بعضی از صفات مادر، مانند: جنون، حماقت و شجاعت اجتناب ناپذیر است.[1] اکنون پاسخ روشن می‎شود، اگر چه حضرت علی(ع) دارای قامت بلندی نبود، ولی اندامی قوی و نیرومند داشت.[2] مادر حضرت ابوالفضل(ع) از یک طایفه شجاع و دارای قامتی بلند بود. تاریخ ‎گواهی می‎دهد که پدران و دایی‎های ام‎البنین از دلیران عرب بوده‎اند؛ افزون بر شجاعت، سالار و رئیس قوم خود هم به شمار می‎آمدند، به طوری که سلاطین زمان (قبل از اسلام) در برابرشان سر تسلیم فرود می‎آوردند؛ از این رو عقیل برادر حضرت علی(ع) به ایشان عرض کرد: در میان عرب از پدرانش شجاع‎تر یافت نمی‎شود. امیرالمؤمنین(ع) نیز مقصودش آن بود که همسری برای خویش برگزیند که زاده دلاوران عرب باشد، این جاست که می‎بینیم در وجود شریف ابوالفضل(ع) دو گونه شجاعت در هم آمیخته: اولی شجاعت هاشمی و علوی که ارجمندتر و والاتر از صفات مادری است و از جانب پدرش، سرور اوصیا، به او رسیده است. و دیگری شجاعت عامری (تبار ام‎البنین) که از طرف مادرش به ارث برده است؛ زیرا در تیره مادریش، جدی شجاع چون عامر بن مالک بوده است که به سبب قهرمان سالاری، او را «ملاعب الاسنّة»، یعنی کسی که نیزه‎ها را به بازی می‎گیرد، می‎نامیدند.[3]حضرت ابوالفضل(ع) نیز از قانون وراثت جدا نیست و شجاعت و تنومندی پدر و مادر، به ویژه بلندی قامت را از ام‎البنین به ارث برده است و این حقیقت از نظر عقلی و فیزیولوژی هم مورد تأیید است.


عروسی قاسم در روز عاشورا چگونه بود؟
‎ قاسم بن الحسن(ع) در واقعه ‎ی کربلا هنوز به پانزده سالگی نرسیده بود. طبری می‎گوید: قاسم ده سال داشت و در مقتل ابی‎ مخنف آمده: قاسم در کربلا چهارده ساله بود.[4] علامه مجلسی بر این باور است که ماجرای عروسی قاسم سند معتبری ندارد. منشأ این حکایت دو کتاب است؛ یکی منتخب المراثی، اثر شیخ فخرالدین طریحی ـ نویسنده‎ی مجمع البحرین ـ و دیگری روضة الشهدا، نوشته‎ی ملاحسین کاشفی ـ صاحب انوار سهیلی ـ است. این کتاب اولین مقتلی است که به فارسی نوشته شده است.[5]
در این باره روایت می‎کنند که وقتی امام حسین(ع) مسیر مدینه تا کربلا را طی می‎کرد، حسن بن حسن از عموی خویش، امام حسین(ع)، یکی از دو دختر او را خواستگاری کرد. امام حسین(ع) فرمود: هر یک را که بیشتر دوست داری اختیار کن، حسن خجالت کشید و جوابی نداد، امام حسین(ع) فرمود: من برای تو فاطمه را اختیار کردم که به مادرم دختر رسول خدا، شبیه‎تر است. به این ترتیب وجود فاطمه‎ی نو عروس در کربلا امری مسلم است. اگر فرض کنیم ازدواج قاسم درست باشد، باید گفت: امام حسین(ع) دو دختر به نام فاطمه داشتند که یکی را به حسن تزویج کرده و دیگری را برای قاسم عقد نموده‎اند، یا این که بگوییم: دختری که به عقد قاسم درآمده، نامش فاطمه نبود و نقل تاریخ در این مورد اشتباه است و اگر این داستان را صحیح ندانیم، باید بگوییم راویان نام حسن را از روی اشتباه، قاسم نقل کرده ‎اند.
در هر صورت، بیشتر تحلیل‎گران واقعه عاشورا، عروسی قاسم را نادرست می‎دانند. محدث قمی در منتهی‎الآمال[6] و نفس المهموم،[7] دامادی قاسم را رد می‎کند و می‎گوید: نویسندگان، نام حسن را با قاسم اشتباه کرده‎اند. استاد شهید مرتضی مطهری نیز عروسی قاسم را مردود می‎داند و مستند می‎کند به این که در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و حاجی نوری هم بر این باور است که ملاحسین کاشفی، اولین کسی است که این مطلب را در کتاب روضة الشهدا آورده و اصل قضیه صد در صد دروغ است.[8]

چرا حضرت مسلم(ع) با این‎که برای کشتن ابن زیاد فرصتی به دست آورد از آن سر باز زد؟
‎ در قاموس قرآن کریم و فرهنگ متعالی و نجات بخش اهل‎بیت عصمت و طهارت(ع)، پیروزی بر دشمن از راه ظلم و ستم، حیله و نیرنگ محکوم است؛ چنان که در یکی از جنگ‎های عصر حکومت حضرت علی(ع)، منافقین و دشمنان آن حضرت درون یک جنگل پنهان شدند، شخصی پیشنهاد آتش زدن جنگل را داد، حضرت علی(ع) برای اجتناب از ظلم و ستم فرمود:
لا اطلب النصر بالجور.[9]
حضرت مسلم(ع) نیز تربیت یافته‎ی مکتب اسلام و اهل‎بیت(ع) است؛ از این رو هنگامی که هانی و شریک بن اعور مریض شدند و قرار شد ابن زیاد به عیادت آن‎ها برود، شریک به مسلم گفت: وقتی او آمد، او را به قتل رسانیده، بر دارالاماره جلوس کن! اما میزبان حضرت مسلم(ع) یعنی هانی بن عروه با این پیشنهاد مخالفت کرد، ابن زیاد آمد و نشست و پس از قدری گفتگو بلند شد و رفت. نظیر همین سؤال را شریک از مسلم(ع) پرسید، حضرت مسلم(ع) فرمود: به جهت دو خصلت ابن زیاد را نکشتم؛ یکی به دلیل عدم رضایت هانی بن عروه که گفت نمی‎خواهم خون او در خانه‎ی من ریخته شود، و دیگر این که از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود:
ان الایمان قیّد الفتک و لا یفتک المؤمن.
هانی گفت: آری؛ والله اگر او را کشته بودی، فردی فاسق، فاجر و کافری حیله‎گر را کشته بودی، ولی من راضی نشدم و کراهت داشتم که خون او در خانه ‎ی من ریخته شود.[10]

--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشتها
[1]. رابطه وراثت و تربیت، احمد مطهری، ص10، دارالنشر الاسلامی، ط مهرماه 1366.
[2]. ارشاد، شیخ مفید، انتشارات علمیه، ط 1346.
[3]. چهره درخشان قمر بنی‎هاشم(ع)، علی ربانی خلخالی، ، ج 1، ص 62 ، مکتب الحسینی.
[4]. منتخب التواریخ، حاج محمدهاشم بن محمد علی خراسانی، انتشارات علمیه اسلامیه، ص 266.
[5]. ریاض القدس المسمی بحدائق الانس، مرحوم صدرالدین واعظ قزوینی، ج 2، کتابفروشی اسلامیه، تهران، سال 1374 هـ ق، ص 42.
[6]. منتهی الآمال، محدث قمی، انتشارات هجرت، تابستان 1374، چاپ هشتم، ج 1، ص 700.
[7]. ابوالحسن شعرانی، همان مأخذ.
[8]. حماسه حسینی، مرتضی مطهری، ج 1، ص 28، انتشارات صدرا، خرداد 1364.
[9]. مقتل ابی مخنف، تحقیق: استاد محمد هادی یوسفی غروی، ترجمه جواد سلیمانی، ص 49، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1377.
[10]. تاریخ الامم و الملوک، ابو جعفر طبری، ج 4، ص 271، مکتبة ارومیه.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب پزشکی , متن مداحی و نوحه شهادت حضرت ابوالفضل (ع)
[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed