نويسندگان

1

لبالب گشته از خونابه ی غم ساغر دل ها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
بگرداب بلای کربلا زینب زغم می گفت
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
میان خاک و خون ای جان خواهر خفته ای تا کی
جرس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها
به خون رنگین محاسن کرده ای از حنجر اصغر
که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
زپیچ سنبل مشکین گیسوی علی اکبر
زتاب جعدمشکینش چه خون افتاده در دل ها
عروس بینوا با صد نوا می گفت با قاسم
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
دمادم شهربانو سر به زانو می زد و می گفت
متا ما تلق من تهوی دع الدنیا و امهلها
غم قتل حسین ای دل بود هر روزه درد دفزون
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها
بنال ای «ناخدا» اندر عزای زاده ی زهرا
که تا روز قبامت سوخت باید جمله ی دل ها
 

***************************************

2

شه دین چون ز روی زین به زمین شد مایل
جبرئیلش به فرس بود به هر سو مایل
تا به خاک آمد و فرمود بیا ای قاتل
صبر کن خواهرم از خیمه به افغان آمد
یک نگاهی طرف خیمه به حسرت بنمود
زین عبارت به سوی خواهر خود لب بگشود
گفت: خواهر کشدم شمر لعین مردود
پای چکمه بسر سینه عریان آمد
خواهر از حالت اطفال همه با خبرم
هم اسیری سوی شام بود در نظرم
خواهر اندیشه مکن همره تو همسفرم
شو مهیا که کنون ناقه عریان آمد
بار الها بحق پهلوی مجروح بتول
زوجه ی حیدر و مام حسنین بنت رسول
این عزا را تو ز ما جمله بفرمای قبول
تا قیامت به جهان شیعه پریشان آمد
«ناخدا» بزم حسین است بگو شیرین تر
تا بگردد به عزا شعر تو همچون گوهر
چشم امید تو بر شاه جوانان اکبر
هم ز لطف و کرم قادر منان آمد
بار الها تو بده نصرت این «شاه جوان»
که شود سلطنتش بر همه آفاق عیان
ملت گمرهش از نو سر ره برگردان
«توده» از روی همین اصل گرفتار آمد
 

*******************************************

3

شیعه بیا به سر زن امشب در این عزا را
کشتند از ره کین قرزند مصطفی را
شاهی و کم سپاهی قربان شاهی تو
زینب چرا نگرید از بی نوایی تو
فرزند مصطفی را کشتند با تیغ کین
خورشید منکسف شد لرزید عرش برین
از صدر زین چو افتاد شمرش بیامد بر سر
ای زاده ی پیمبر سرت برم ز خنجر
گفتا ببین گلویم بوسیده جد و بابم
کی می برد خنجر ای کافر ستمگر
گفتا که می شناسم هم جد و مادرت را
از قهر کین برم راست سرت ز نوک خنجر
زینب شنید غوغا می زد به سر و سینه
فریاد کای برادر شهید اهل کینه

****************************************

4

شه فرود آمد به دشت کربلا

گفتگو داشت با زمین  پُربلا

ای زمین! ای تربت عنبرسرشت!

ای به تربت، برتر از خاک بهشت!

ای زمین از عرش اعلا برتری  

چون مقام زاده پیغمبری

بعد از این، خاک تو باشد مدفنم

تا قیامت در تو باشد مسکنم

خرّمی کن، ای زمین! شاهت رسید

فخر کن بر آسمان، ماهت رسید

سوی تو از مکّه، تازان آمدم

خود نه تنها با جوانان آمدم

آمدم تا در تو جان، فانی کنم

در تو هفتاد و دو قربانی کنم

این من و این اکبر و این اصغرم

قاسم و عبّاس و عون و جعفرم

حالیا برگو مرا مدفن کجاست

مدفن قربانیان من کجاست

راست برگو، ای زمین! اندر کجا

دست عبّاسم شود از تن، جدا

در کجا بر جسم من، آذر زنند

تیر بر حلق علی‌ اصغر زنند

گو به من قبر علی اکبر کجاست؟

حجله گاه قاسم مضطر کجاست؟

بر گلوی من کجا خنجر کشند؟

از سر زینب کجا محجر کشند؟

در کجا جسم مرا عریان کنند؟

پای مالم از سم اسبان کنند؟

در کجا شمر از قفا برد سرم؟

ساربان آید کجا اندر برم ؟


دانلود 1

دانلود 2

نوحه بوشهری شب ورود امام حسین (ع) به کربلا 

***************************************

5

شام عزا شد از هجر مولا (2)             
                                                       شور و نوا شد از هجر مولا
                           تارک مولای جهان از کینه جدا شد

                                             * * * * * *
عرش الهی امشب حزین است (2)   
                                               زینب محزون دلخون غمین است
                   کشته ز کین سرور دین چون شیر خدا شد

                                             * * * * * *
زینب و کلثوم سر در گریبان (2)
                                                       هم حسنینند با دیدۀ گریان
                      عرش برین زار و حزین از جور و جفا شد

                                             * * * * * *
از جور سقیفه از کینۀ خندق (2)
                                                  روح علی شد با فاطمه ملحق
                     حزن و عزا شور و نوا در هر دوسرا شد

                                             * * * * * *
جملۀ یاران با آه و زاری (2)
                                                   با جمله ملائک در غمگساری
                 "موجی" غمین زار و حزین در نای و نوا شد

دانلود
**************************************



 



موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ ] [ ۳:٢٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed