نويسندگان

 

شعر : غلامرضا سازگار ( از سایت نخل میثم ) ـ

آهنگ : سعید فرهی

اجرا : حاج مصطفی گراشی

متاب ای ماه امشب، تا نبینم صبح فردا را

ببار ای اشک تا دریا کنم دامان صحرا را

بریز ای آسمان خون جای باران بر زمین امشب

که پرپر می کند فردا خزان گل های زهرا را

بگریید ای تمام اهل عالم آن چنان امشب

که با اشک خود از خجلت برون آرید سقا را

ندای ارجعی دل برده از هفتاد و دو عاشق

صدای العطش آتش زده اعماق دریا را

وضو گیرید از خون دل خود ای بنی هاشم!

که بردارید فردا از زمین، قرآن لیلا را

نگهدار ای سکینه! اشک های دیده ی خود را

که در گودال خون فردا بشویی جسم بابا را

میا ای آفتابِ صبح بیرون از افق فردا

که با سوز عطش اصغر ندارد تاب گرما را

الهی مهر زندانی شود در سینه ی مشرق

که در گودالِ خونﹾ زهرا نبیند ظهر فردا را

بگردید آل یاسین سخت فردا در بیابان ها

که دریابید زیر خارها گل های طاها را

سپاه حق و باطل صف کشیدند از دو سو میثم

میان این دو صف بشناس دنیا را و عقبا را

محرم 93

 

 

طبقه بندی: واحد محرم

 

ناله ها میزد حسین

 

نوحه : ناله ها میزد حسین

شعر : محمود موجی

آهنگ : مصطفی اکابریان

اجرا : حاج مصطفی گراشی

ناله ها میزد حسین واغربتا می زد حسین

ازحرم تاقتلگه  زینب صدا میزد حسین

 

می رسد از گوشه مقتل نوای خواهرش

شعله برعالم مزن  ای بیحیا درمحضرش

زیرخنجر ناله های غمفزا می زد حسین

ازحرم تاقتلگه زینب صدا میزد حسین

 

می رسد ناله ی اطفال پریشان ازجفا

ناله ی زینب غمدیده نالان از بلا

چون جدا گشته سرشاه شهیدان از قفا

 

دم به دم فریاد با ذکر خدا می زد حسین

ازحرم تاقتلگه زینب صدا میزد حسین

 

یکطرف ساقی عطشان حرم از علقمه

آید و زمزمه دارد در دلش با فاطمه

می زند خنجر و شمشیر و صلا بی واهمه

 

سوی دیگر ناله از هجر اخا می زد حسین

ازحرم تاقتلگه  زینب صدا میزد حسین

محرم 93

 

 

 

بانگ آمد که علی را کشتند

 

شعر از محمود موجی

آهنگ از مصطفی اکابریان

اجرا : حاج مصطفی گراشی

 

 

بانگ آمد که علی را کشتند

انمای ازلی را کُشتند

 

قد قتل نوحه غمبار ملک

شد عزا خانه شبستان فلک

 

یا علی شعله بر عالم زده اند

همه جا بیرق ماتم زده اند

 

از چه در بستر تب افتادی

ذکر هجران زچه رو سر دادی

 

بعد تو خار دهد بستان ها

وای از غربت نخلستان ها

 

در گلو تیغ و به چشمانت خار

صبر بر ظلم نمودی بسیار

 

در دلت غصه زهرا داری

غصه  ام ابیها داری

 

امشب عباس پریشان از توست

بر سرت غمزده گریان از توست

 

حسنت تشنه دیدار تو بود

آه عباس علمدار تو بود

 

کربلا شمه ای از عرفانت

روی نی ها سر فرزندانت

 

به حسینت بنگر یا مولا

دیده خونبار شده خون خدا

 

کردی اینگونه وصیت به حسن

کن مدارا به عدو بعد از من

 

نه فقط غصه  امت داری

که غم قاتل جانت داری

 

زینب از صبر تو صبر آموزد

وز غم هجرت تو می سوزد

 

هرچه دارد سر نی خون خدا

از تو آموخته شاه شهدا

 

ای علی موسم هجران آمد

سوره عمر تو پایان آمد

 

ناله فزت و رب الکعبه

رمز معراج تو گاه جذبه

 

راحت از محنت و غم گردیدی

کشته از تیغ ستم گردیدی

 

موجی آوازه کویت مولا

واله و مست سبویت مولا

رمضان 93

 

 

 

واحد رمضان

 

ایها الناس بگویم به شما از ستم جور جفای پسر ملجم کافر که زشمشیر به محراب دعا کرده دو جا تارک مولای جهان حضرت حیدر

اثر تیغ پر از زهر به محراب بیفتاد و بشد غرق بخون آن ولی حضرت داور

چون بخورد ضربت کین سرور دین حیدر صفدر هم وزیر و وصی ابن عم ختم رسول شافع محشر

جبرئیل در وسط ارض و سما گشت پریشان و به افغان به جهان کرد خبر از غم قتل شه دین ساقی کوثر

که بشد خاک عزا بر سر افلاک و همه جن وبشر از غم و اندوه و الم تا صف محشر

حسنین در غم و اندوه و پریشان زقتل شه مردان پدر جمله یتیمان که به انگشت بیافکند در از قلعه خیبر

با دو صدناله و غم رو به سوی مسجد و محراب نهادند و بدیدند که به خون گشته خضاب چهره گلگون پدر از اثر تیغ پر از زهر

 

و آن در آن دم تن مجروح پدر با دل پر خون بگرفتند و شدند جانب خانه به سوی زینب مضطر

چون بدید زینب محزون غرق خون باب یتیمان برکشید ناله و افغان دید گردیده دو جا فرق علی ساقی کوثر

جامه صبر قبا کرد و به بر رخت عزا کرد و به سر خاک سیاه به سر کرد ، بگفتا به فدای سر پر خون تو ای سید و سرور

شه بی غسل و کفن یعنی حسین بر سر بالین پدر خاک به سر چاک گریبان بگفتا که ایا سید و سرور

من چسان صبر کنم در غم مرگ تو ایا ساقی کوثر

 

از مرحوم غلامرضا اصلاح پذیر

ـــــــــــــ

 

 

 

نوحه رمضان

 

شیعه شد ماه رمضان قتل شاهنشاه دین

بزنید بر سر زبهر مرشد روح الامین

 

که زشمشیر جفا سرور دین را کشتند

مرتضی مرشد جبریل امین را کشتند

 

از فلک ناله و آوای جلی میشنوم

وز ملائک خبر قتل علی میشنوم

 

چونکه از ضربت بن ملجم مردود دغا

غرق اندر یم خون فرق علی شیر خدا

 

ادامه مطلب

 

طبقه بندی: نوحه رمضان

 

امشب ای زینب کبری زچه دلگیر شدی

 

واحد : امشب ای زینب کبری سلام الله علیها

شعر : سید محمد هاشمی فرد

آهنگ : مرحوم عبدالحسین خرمایی

ـــــــــــ

 

امشب ای زینب کبری ز چه دلگیر شدی

ره به غم برده ای ازدور جهان سیر شدی

 

امشب ای همسفرم از چه پریشان شده ای

غصه ات چیست که آشفته و نالان شده ای

 

چیست اندوه تو ای زینت دامان علی

عزت فاطمه ای راحتی جان علی

 

غصه ات چیست که دل را نگران میداری

یا چه شد تا که غم خویش نهان میداری

 

از چه رو خواهرم ای همدل من تنهایی

در غم حال منی یا به غم فردایی

 

هیچ از واقعه کرببلا غصه مخور

از تن بی سر و جولان بلا غصه مخور

 

چون شوم کشته رها از غم دنیا گردم

همره فخر بشر سید بطحا گردم

 

خونم ار ریخته شود مایه آزادی دین

دین چو آزاد شود خشک شود ریشه کین

 

مرگ من باعث پایندگی خداست

باعث رویش گل غنچه پیوند و صفاست

 

خون من مایه تابندگی مهر و مه است

مرگ من باعث پایندگی مهر و مه است

 

باید از جوشش خون جان ز عدو بستانم

خود به خون غلطم و آشوب فرو بنشانم

 

گر نگردم به ره دین خداوند شهید

چیره گردد به جهان ظلمت و بیداد یزید

 

باغ دین گل ندهد تا که نریزد خونم

خونم ار ریخت دیگر زین همه غم بیرونم

 

در ره دین رسول عربی مرگ سزاست

خون بهای من و یاران من لطف خداست

 

 

طبقه بندی: واحد محرم

 

واحد فاطمیه

 

شعر : محمود موجـی

آهنگ : مرحوم عبدالحسین خرمایی

اجرا : حاج مصطفی گراشی

 

 

از خانه مولا علی ناید صدای فا طمه

نه ناله جانسوز و نه صوت دعای فاطمه

 

گشته رها از درد پهلو یا که از درد پدر

چون نیاید ناله و فریاد های فاطمه

 

این چنین زینب چرا دل را پریشان میکند

میزند اسما به سر گرد سرای فاطمه

 

با دل پرخون میزند بر پای مادر بوسه ها

آن غریب سرجدا در کربلای فاطمه

 

ناله کنان گوید حسن کای مادرم گو یک سخن

بوسه باران میکند با گریه پای فاطمه

 

مظهر صبر و بندگی مرد جهاد و جنگ وخون

دیده گریان میزند با غم صدای فاطمه

 

با سینه زار و حزین گوید دمادم این چنین

خواستم از درگهت شفای فاطمه

 

جسم کبودش دیده ام در لحظه غسل و کفن

بوده نهان ازمن تن درد آشنای فاطمه

 

سیلی بر آن مظلومه زد در پیش چشمانم هنوز

ناله این خیبر گشا بشنو خدای فاطمه

 

بگرفت از دستان من کتف کبود در کفن

در میان گور دست همنوای فاطمه

 

مرگ پدر ، غصب فدک ، شلاق و میخ آهنین

ساختند با هم چنین قد دوتای فاطمه

 

از هجر جگر سوز او گشتم کنون بی همنشین

با که گویم آن همه درد و بلای فاطمه

 

خلوت و چون ماتم سرا غرق سکوت این خانه شد

گوشه سجاده اش خالی است جای فاطمه

 

راحت جان بعد از نبی زهرای اطهر بود وبس

کو تحمل تا نشینم در عزای فـاطمه

 

من چه سازم بعد از او با کودکانی این چنین

دائما دارند در دل ها هوای فاطمه

 

از سوز جگر ناله دارد موجی آشفته دل

بر لب غم نامه دارد این گدای فاطمه

 

 

ادامه مطلب

 

طبقه بندی: واحد فاطمیه

 

نوحه فاطمیه

 

نوحه : ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

شعر :محمود موجی

آهنگ:مصطفی اکابریان

اجرا : حاج مصطفی گراشی

 

شیعه زنو شد وقت عزا

شیون ماتم در دو سرا

چون زفراق دخت نبی

گشته مدینه کرببلا

 

حضرت حیدر ،ساقی کوثر فاتح خیبر دیده به در

دردو جهان زین ماتم هجران گشته عزا

بیت الحزن امد زغم زهرا به نوا

 

نیمه شب وتنهایی وحزن ونعش غریب یاس کبود

قلب بقیع وهستی مولا ، شمس وقمر

زین غم جانکاه گشته زماتم زیر وزبر

 

بوذر سلمان زینب گریان ، سیه پریشان بهر بتول

هم حسنین از ماتم هجران دیده ترند

باغم وزاری دیده پر حسرت به درند

 

شیعه زماتم سینه زنان،

موجی از این غم ناله کنان

غرق عزا وحزن وفغان

ارض وسما زین بار گران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طبقه بندی: نوحه فاطمیه

 

رحمی رحمی که تشنه کامم

 

نوحه : از تاب عطش

شعر : مرحوم سید محمد محزون

آهنگ :  مرحوم سید محمد محزون

ــــــــــــ

 

از تاب عطش سکینه گفتا

ای اکبر تاج دار بابا

رحمی رحمی که تشنه کامم

ای یوسف گلعذار بابا

 

در خیمه نگر که قحط آب است

اصغر ز عطش به پیچ و تاب است

سوزد جگرش ز تاب گرما

ای یوسف گلعذار بابا

 

ای جان اخا بکن ثوابی

ما را برسان قطره ی آبی

دارم من از تو این تمنا

ای یوسف گلعذار بابا

 

یکدم بنشین تا که روم مشک و گلاب آورم و شانه زنم من

یه این زلف سمنسای عزیز دل لیلا و نو بابه  زهرا

 

 

 

طبقه بندی: نوحه محرم

 

زهرا در خانه احزان به عزا

 

نوحه جدید :

آهنگ : مصطفی اکابریان

شاعر : محمود موجی

اجرا : حاج مصطفی گراشی

تاریخ : ۱۳۹۲/۹/۸

 

زهرا در خانه احزان به عزا         مولا گریان و نواخوان ز بلا (۲)

شیعه آل پیمبر غرق غم است ماتم لحظه به لحظه دم به دم است  (۲)

ـــــــــــــــ

 

عالم با قلب پر آذر    "واویلا"

تا صبح محشر    "واویلا"

از داغ پیمبر

آتش بر جان حرا زد    "واویلا"

یثرب و بطحا زد    "واویلا"

بل بر دوسرا زد بافغان ...

ـــــــــــــــ

 

نالان زین غم ثقلین است    "واویلا"

محزون حسنین است     "واویلا"

با زینبین است

مغموم شد ام ابیها    "واویلا"

زین ماتم عظمی    "واویلا"

از هجرت طاها با فغان ...

ـــــــــــــــ

 

حیدر با بوذر و سلمان "واویلا"

آتش به گریبان "واویلا"

گریان و پریشان

جبریل نوحه به لب محزون "واویلا"

آشفته و دلخون "واویلا"

زین درد غم افزون با فغان زهرا ...

ـــــــــــــــ

 

در اندوه و عزای اهل ولا      موجی  آزرده ز غم نوحه سرا

 

دانلود آهنگ نوحه

 

 

طبقه بندی: نوحه صفر

 

مدینه آمدم اما پریشان حال و درمانده

 

واحد : مدینه

شعر : محمود موجی

آهنگساز : مرجوم عبدالحسین خرمایی

اجرا : حاج مصطفی گراشی

 

مدینه آمدم اما پریشان و حال ودرمانده _ به پای خسته و پر آبله از راه وا مانده

به شادی رفته بودم با غم واندوه برگشتم _ به احوالی نزار و با تنی بی روح برگشتم

به وقت رفتنم بودند به هر سویم برادر ها _ چنان ماهی که گردش را گرفته خیل اختر ها

حسینم همچو خورشید جهانتاب فروزنده _ ابالفضلم به پیشم بود چونان ماه تابنده

به یکسو عون و عبدالله به یکسو در خروش اکبر _ به سوی دیگرم همچون محافظ قاسم و جعفر

مدینه یک نشانی زان برادر ها من آوردم _ به خون آغشته و صد پاره یک پیراهن آوردم

به چشمم میکشم شاید که راه خانه را یابم _ به قد و قامتی خم گشته من کاشانه را یابم

تو کنعانی مدینه عطر یاد یاد یوسفم داری _ دلم از غصه خون کردی ز بس غمگین وغمباری

مدینه کو جوانانت تو را خاموش می بینم _ تو را من با بقیه غصه ها هم دوش می بینم

برایت قصه ای جانسوز از دشت غم آوردم _ برایت تا قیامت کوله باری ماتم آوردم

میان کمتر از یکروز در دشت بلا پرور _ بخون غلطانده دست کوفیان اولاد پیغمبر

به روی نیزه هفتاد و دو خورشید فروزانفر _ زدشت کربلا قرآن به لب تا شام غم یکسر

مرا نگذاشت تنها در سفر حتی سر بی تن _ به روی نیزه دل وا پس نگاهش بود سوی من

ولی من کوه به کو فریاد سر دادم پیامش را _ پر از آوازه کردم این جهان از رسم و راهش را

به لحن حیدری نا بود کردم حیله اعدا _ نمودم تا قیامت کربلا را سخت پا برجا

ولی با این همه این دل ز سوز داغ میسوزد _ دو چشمانم امیدش را به درب خیمه میدوزد

مدینه کی تو میدانی غم داغ برادر را _ مصیبت های هجران حسین وداغ اکبر را

دگر خاموش موجی لرزه بر جان زمین آمد _ چو سوز ناله زهرا زفردوس برین آمد

 

دانلود واحد مدینه با نوای حاج مصطفی گراشی

 

 

 

طبقه بندی: نوحه صفر

 

از اسارت زینب آمد

 

متن نوحه از اسارت زینب آمد :

 

نوحه : آمد اربعین

اجرا : حاج مصطفی گراشی

آهنگ : سعید فرهی

شاعر : محمود موجی

 

از اسارت زینب آمد با کاروانِ آل محمد

دیده گریان دلها حزین               شیعیان از نو آمد اربعین

 

دل پریش و غم نشین است آه جانسوز از روح الامین است

شور محشر در زمین است عالم حزن آذین آمد اربعین

 

از شام ویران خیل اسیران آمده دلخون با چشم گریان

دلها شد غمگین آمد اربعین

 

زینب از غم گفت بی تو دل آشفت کنج ویرانه دردانه ات خفت

درد فرقت را اندر دل بنهفت نصرت کرد او دین آمد اربعین

 

ای حسین من در عهد دشمن کردم ویرانه کاخ اهریمن

شیعه ی غم قرین آمد اربعین

 

شور دین از عابدین است  ـــ جهد زینب روح اربعین است

دل غمین شاه دین است ـــ  در صحرای یقین آمد اربعین

 

 

طبقه بندی: نوحه صفر

 

واحد های صفر

 

واحد : فصل اربعین

مداح : حاج مصطفی گراشی

آهنگ : سعید فرهی

شاعر : محمود موجی

تاریخ : 10/3/1390

 

از نو حریم دل ملال انگیز گردید

پیمانه چشمم ز خون لبریز گردید

یاد شهیدان سینه را صهبای خون کرد

اندیشه ها را غرق دریای جنون کرد

بانگ جرس آوای آزادی است اکنون

باید سفر بنمود تا صحرای پر خون

باید زنو بربست اسباب سفر را

انفاق باید کرد احساس سحر را

پیغمبر دشت بلا زینب خروشید

جان در رگان مرد? اندیشه جوشید

کای همرهان احرام فصل وصل پوشید

پیمانه ای از آسمان صبر نوشید

از شام ویران فاتحانه رفت باید

ماندن در این ویرانه ها دیگر نشاید

چون اختران را بیقراری ها عیان شد

راهی به سوی کربلا آن کهکشان شد

اینبار اما بی حسین ابن علی بود

اندوهگین آن کاروان و بی ولی بود

بی قاسم و بی اکبر و با چشم خونبار

بی ساقی اطفال عطشان بی علمدار

آمد که با جابر نماید همنوائی

جابر بخواند قصه های آشنائی

چون سرزمین کربلا آمد پدیدار

شد آسمان سینه ها محزون و غمبار

نای نی از اندوه زینب در نوا شد

تا بر زبانش آیه های کربلا شد

گیسوی اکبر را حنا بستند از خون

قلب حسین از آن مصائب گشت محزون

در شکوه با اندوه زین العابدین شد

از شرح زین العابدین دلها غمین شد

گفتا که در شام از جفا آل پیغمبر

خاشاک ویران خانه هاشان گشت بستر

نصرانی و آل یهود از راه احسان

بر تخت بنشاندند با تکریم دونان

اما نبی زاده سراپا ایستاده

بر دست و پا زنجیر دونانش نهاده

خواندند لیکن خطبه های حیدری را

از کربلا گفتند و زان نام آوری را

از خطبه اولاد پیغمبر وز آنجا

گردید ظالم تا قیامت خوار و رسوا

از کربلا زینب ردای صبر پوشید

خون حسین ابن علی ز آنجا خروشید

کرببلای جاودان با خون عجین شد

بگذشت عاشورا و فصل اربعین شد

پیغام خون از اربعین تحصیل گردید

سیر کمال کربلا تکمیل گردید

"موجی" دوباره اربعین و زینب آمد

مهتاب رخشان در بلندای شب آمد

 

ادامه مطلب

 

طبقه بندی: واحد صفر

 

متن شعر واحد در گلویم شیعه توفان بلاست

 

 

 

مداح : حاج مصطفی گراشی

آهنگ : سعید فرهی

شاعر : محمود موجی

تاریخ : ۱۶/۸/۱۳۹۲

 

در گلویم شیعه طـوفان بلاست

وین دلم عمری به ماتم مبتلاست

مـانده بغضی سینه سوز از نینوا

کهنه دردی مانده در دل بی دوا

بشنوید ای شیـعیان فـریاد را

ناله ها ی این دل فـرهاد را

وای می سوزد جگر زین بار غم

زین بـلایـی کـیـن چنین دارد الم

چون که مـولا بی معین و یار شد

خـویـشـتـن آمـاده  پیکـار شد

زان جـهـت بـر تـن لـباس رزم کرد

سوی میدان با دلی خون عزم کرد

 

یـکه و تـنهــاست بی یار و غریب

بی زهیر و عابس است و بی حبیب

بی عـلمدار و علـی اکـبر است

یکه حتـی بـی علی اصغر است

رفت سوی خیمه ها ابن الشجاع

تـا کـنـد بــا ز یـنـب مـحـزون وداع

آتـشـی آنـدم به جان ها خانه کرد

کـز شرارش سینه ها ویرانه کرد

 

نــالـه شد آهـنـگ صحرا از غمش

کهکشان ها خم شدند از ماتمش

کربـلایی شد از آن غـوغــا پـدیــد

تـا که وقت روضـه ی زیـنب رسید

در بـغــل آرام جــانـش را گـرفــت

تـنـگ آن روح و روانــش را گـرفـت

 

کای حسینم بوی زهرا می دهی

بـوی مـظـلـومی بـابا می دهی

جــان زیـنـب انــدکـی آهـسته تر

تــا بـبـیـنـم قــامـتـت را بـیـشتـر

این دلـم گــردیـده از انـدوه تـنــگ

انــدکی آرام تــر رو سـوی جـنـگ

تــا بـبـیـنــم سـیـر قــد و قـامتت

جــان فــدای قــامـت قـد قـامتت

ای عــزاداران در آن طـــوفـــان آه

منـتـقـل اسرار حق شد در نگـاه

منـقلـب شد قلـب های عـالمین

تا که بگشودش لبان مولا حسین

 

گـفــت زینب جـان، مسوزانم جگر

نـالـه منـمـا خواهرم زین بـیشتر

از تـــو دل کــنــدن غــم درد آوری

کـرده ای عمـری بـرایـم مـادری

بــایــد ایــن دل زد به دریـای خطر

رفت بـاید گه به پـا گاهی به سر

تــا بمـاند دین حـق سر می دهم

قـاسم و عباس و اکبر می دهم

خــون از مـن خــون دل خوردن ز تو

دم به دم از غصه ها مردن ز تو

خــون مــن را صـبـر تـو معنـا کند

صبر بـا خـون عـالـمی زیـبا کند

 

از تو دشمن خوار و رسوا می شود

دین احـمـد فـخر دنیا می شود

تــاخــت بـعـد از آن به سوی کارزار

در نـگــاه زیـنـب متحــزون و زار

نیست مـوجی سینه را صبری دگر

تــا بـگویی زان مصـائب بیشتر


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری شهادت امام علی , متن نوحه و واحد بوشهری , متن نوحه و واحد بوشهری فاطمیه , متن نوحه و واحد بوشهری اربعین
[ سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed