نويسندگان

داستان بسیار زیبا و خواندنى درس زندگی از یک دختر ۷ ساله !

  • داستان کوتــاه, داستان پند آمــــوز

 

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه …


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده

[ پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

مقلد و زاهد

دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای "کی " پرسید:

اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟

آقای کی گفت:البته !اگر کوسه ها آدم بودند

توی دریا برای ماهی هاجعبه های محکمی میساختند

همه جور خوراکی توی آن می گذاشتند

مواظب بودند که همیشه پر آب باشد

هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند

برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد

گاه گاه مهمانی های بزرگ بر پا میکردند

چون که

گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است

برای ماهی ها مدرسه می ساختند


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده

[ پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

قابل توجه دوســتان عزیزو مسولین بزرگوار

 فرهنگی واحــرایی کشور

مناسفانه این  روزها هز دوچشمم کاملا تار

. ی بینم..وتا کنون ازطرف چشم پزشک ها در

   بوشهروشیــرازحتی کارچندان مفید وامیدبخشی  

.. جهت بهبودی چشم هایم صورت نگرفته.

. ..تا خدا چه خواهد

 

چشم هایم رفیق نیمه راه شدند

 

 

  هرچند شفا دهنده خـــداست،اما اووسیله ساز   

 است شاید این مشکل درتهــــران قابــل حـل و  

    درمان باشد،اما برای این پییش کسوت فرهنگی     

     جنوب کشور درتهران کاری بسیارمشکل و        

غیرممکن       

                

     که.دست ما کوتاه وخرمابرنخیل           

                        

...............

.

  دیر آمدی وعمــــر دل من تمام شد..... 

   

پس ازعدم نتیجه گیری دربوشهردرموردمشکل

تار بیـــنی وکم سویی چشـــم هایم ،با پاسخ نه

چندان امید کننده پزشکان فوق تخصص بوشهر

،برای ادامه درمان ورفع مشکل چشـم هایم که

مدت هاست به درد شــدید وتارچشمی وغم کم

بینایی مبتلایم.عازم شیرازشدم،که پس از هزینه

های فراوان واقامت چند روزه درشیراز،توسط

پــزشکان فوق تخصص چشـم آنجانیزجواب رد

شنیدم.ومشکل را(ازبین رفتــن کلی سلول های

بینایی چشممم اعلام کردند)وحالاناامیـد به شهرم

برگشــته ام.که حتـی تایپ ونوشتن وفعالیت های

های مختصرنوشــتاری وخوانـدنی نیزبرایم بسیار

مشکل شده است،واقعا دراین روزهای تنهایی که

همه ی عشـق وامیـدم،قلمـم ونوشتن وســرودن بود

یکبـاره از دســـت رفتــه، وشــرمنـــده پیام های

محـبـت آمیــزدوســتـانی شدم که سـال هـاست از

ســـراســرکشـورمـورد محبتـشان قـرار گرفته ام،

وحالادریـــغ ازچند خطی پاسخ،که چشــم هایم

یـاری ام نمی کنند، این بود حاصل ســی چهــل

سال خدمتــم وعــاقبــت عمــری که برسرارزش

واعتبارقلم گذاشتم،خدایاغیرازتو،نه کسی می بینم

نه یـاروهمنفسی، تا دراین بی تکیـــه گاهی دستم

گیرد،به حرمت حضرت فاطمه زهــراس، گوهر

عصمت عالم هستی،چشم هایم رابخاطرخدمت به

راه خودت به من باز گردان

........................

بدرود یاران همدل

منبع :http://sheredashti.blogfa.com/

این متون دلخراش نوشته استاد گرانقدر آقای سید محمد رضا هاشمی زاده  است که بعد از عمری به خدمت به فرهنگ ایران زمین و تربیت قشری که هر کدام الان برای خود چون نهالی بارور شده اند ، به چنین امری گرفتار شده اند . من که کاری از دستم برنمی آید جز اینکه دستهای گناهکارم بعد از نمازهایم به دعا بردارم و برای سلامتی ایشان دعا کنم .

ولی درد من از مسوولان استانی و کشوری است که از چنین شخصیت های برجسته حمایت نمی کنند!

اللهم الشفع کل مریض



موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: نویسندگان و شعرای بوشهر
[ چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

بدون شرح....


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر مذهبی , مطالب مذهبی
[ سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 پاتق شعر

حاج قربان علی سلام علیک

پسر جان علی سلام علیک

 نام بنده غلام می باشد

خدمتم هم تمام می باشد

 رشته ام هست کارگردانی

ولی از منظر مسلمانی

 چند سالی است در بلاد فرنگ

طی  یک ارتباط تنگاتنگ

 با  جانب شبانه محشورم

چه کنم از بلاد خود دورم

 دشمنم با سکانس های لجن

مرگ بر سینمای مستهجن


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار طنز فارسی

[ سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

چند روز پیش بود که چند احمق یک فیلم موهن علیه اسلام و پیامبر آن ساختند و کشورهای اسلامی اعتراضاتی علیه این کار غیر بشری انجام دادند هر چند در بعضی سرزمین ها کارهای متضاد با شان و منش اسلام انجام شد متاسفانه ولی دریغ از یک پیام محکومیت از سران بعضی کشورها عربی که ادعاشون گوش فلک رو کر کرده. الان به نظر شما دشمن اسلام چه کسانی هستند  ما مسلمانان یا سایرین؟


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب سیاسی , مطالب مذهبی
[ دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۸:٠۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

خانواده ی پرجمعیت خانواده با نشاط

حالا چند روزی صدا وسیما و برو بچه هاش خوب رو این موضوع مانور می دهند البته دولتیا هم سوبسیتای بسیاری رو برای این موضوع در نظر گرفتند که فرزند کمتر زندگی بدتر؟؟!!

حالا ما که نفهمیدیم دوران اصلاحات و سازندگی با چماغ تو سر مردم می زدتد که آقا و خانم رفاه شما تو تک فرزندی شماست حالا دوتا هم بشه اشکالی نداره ولی الان که جمعیت رو به نزوله و یا ... همه دارن التماس می کنن که مثل موریانه آقا تخم بریز واسه آینده خوبه و نسل ما جوون می مونه و ... . البته از این منظر و مناظر دیگه کاملا درسته فقط تو رو خدا طوری کار کنین که به صلاح مردم باشه و  ده سال دیگه دوباره تو سر خودمون نزنیم که ای داد بیداد چه غلطی کردیم و بودجه اینا رو از کجا بیاریم که مردم شریف تر از آنند که می پندارید و بازیچه یه دولت تا دولت دیگه بشن.

نظر شما چیه؟؟؟؟؟


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب اجتماعی
[ دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

به کدام مذهب است این، به کدام ملت است این

که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟ (فخرالدین عراقی)

***

هر که را دیدیم از مجنون و عشقش قصه گفت

کاش می گفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت ( حامد تبریزی)

***

چه فارغبال می گشتم درین عالم اگر میشد

غم امروز چون اندیشه فردا فراموشم(صاتب)

***

هوای سیر گلشن رفته است و بال و پر رفته

هوسها کاش می رفتند، با عمر به سر رفته (کلیم کاشانی)

***

من کجا، هجر کجا، ای فلک کج رفتار؟

به همین داغ بسوزی که مرا سوخته ای( صائب)

***

به من بگویید فرزانه گان رنگ و بوم و قلم

چگونه خورشیدی را ترسیم می کنید

که ترسیمش

سراسر خاک را خاکستر نمی کند؟(حسین پناهی)

***

خیمه انس مزن بر در این کهنه رباط

که اساسش همه بی موقع و بی بنیاد است (خواجوی کرمانی)

***

به پایت سر نهادم تا سر و سامان من باشی

به راهت جان فدا کردم، مگر جانان من باشی( مشفق کاشانی)

***

کجا رسد به تو مکتوب گریه آلودم؟

که باد هم نبرد، کاغذی که نم دارد

***

آخر چه شد که این همه نامهربان شدی

چیزی که خوش نداشتم ای دوست! آن شدی(کرم دخت)

***

به پیری گر نمی خواهی که محتاج عصا گردی

ز پا افتادگان را در جوانی دستگیری کن ( صائب)

***

کار من و دل در عشق افتاده بسی مشکل

من در پی مستوری دل در پی رسوایی (محرم اصفهانی)

***

من به باغی باغبانی می کنم با چشم تر

کز درختش دیگران گلهای رنگین می برند(بسطامی)

***

هرگز لب من چاشنی خنده ندانست

چون غنچه آفت زده نشکفتم و رفتم( پاشای تبریزی)

***

آرزو بد نیست طغیانش بد است

هست دریا خوب و طوفانش بد است

***

به دنبال هوای دل ز غفلت می روی اما

به جان خواهی رسیدن زین سفر، روزی که واگردی

***

به پیش شمع اگر پروانه سوزد نیست دشوارش

چه باک از سوختن آن را که بر بالین بود یارش (جدایی خوانساری)

***

هبچ کس جانا نمی سوزد چراغش تا به صبح

پُر مخند ای صبح صادق بر شب تار کسی(جوینی)

***

به ستوه آمدم ای مرگ، چندین دیر چرا؟

بسته غم راه گلو، این همه تاخیر چرا؟( امیرسنقری)

***

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٧:٤٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

«اَبْجَدْ - هَوَزْ - حُطّی - کَلَمَنْ - سَعْفَصْ - قَرَشَتْ - ثَخَذْ - ضَظِغْ»

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

ط

ی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

 

ک

ل

م

ن

س

ع

ف

ص

20

30

40

50

60

70

80

90

 

ق

ر

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

100

200

300

400

500

600

700

800

900

1000

 

مثال: علی

ع

ل

ی

70

30

10

70+30+10= 110

اطلاعات بیشتر در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب آموزشی

[ شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
[ جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

آرمیتای پیش دبستانی می خواست مدارج بالاتر را طی کند تا تمثالی از پدرش را ترسیم کند، علیرضا هم که در عالم کودکیش، کارتون نگاه می کرد و منتظر بابایش بود تا بیاید و یک ماشین شاسی بلند برایش بخرد و ماجرای دنده ماشین رو از باباش بپرسه و نه از کس دیگر. از اون ور قضیه مادر شهید احمدی روشن می گفت: بانکی مون چون شنیده بود خانواده شهدای هسته ای اینجا هستند و برای ملاقت با ایشان آمده اند، راهش را کج کرد و از سمت دیگری وارد اجلاس شد. ( از زبان مادر شهید احمدی روشن)

اما تو ایرانی  ...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب سیاسی , شهدای هسته ای

[ یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

زندگیمان اینگونه نباشد ولی از تماشای آن لذت ببریم...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات , تصاویر زیبا از غروب و ساحل , تصاویر زیبا از تنگستان , تصاویر زیبا از طبیعت
[ جمعه ۱٧ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

اشعار زیبای فارسی 

به کدام مذهب است این، به کدام ملت است این

که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟ (فخرالدین عراقی)

***

هر که را دیدیم از مجنون و عشقش قصه گفت

کاش می گفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت ( حامد تبریزی)

***

چه فارغبال می گشتم درین عالم اگر میشد

غم امروز چون اندیشه فردا فراموشم(صاتب)

***

هوای سیر گلشن رفته است و بال و پر رفته

هوسها کاش می رفتند، با عمر به سر رفته (کلیم کاشانی)

***

من کجا، هجر کجا، ای فلک کج رفتار؟

به همین داغ بسوزی که مرا سوخته ای( صائب)

***

به من بگویید فرزانه گان رنگ و بوم و قلم

چگونه خورشیدی را ترسیم می کنید

که ترسیمش

سراسر خاک را خاکستر نمی کند؟(حسین پناهی)

***

خیمه انس مزن بر در این کهنه رباط

که اساسش همه بی موقع و بی بنیاد است (خواجوی کرمانی)

***

به پایت سر نهادم تا سر و سامان من باشی

به راهت جان فدا کردم، مگر جانان من باشی( مشفق کاشانی)

***

کجا رسد به تو مکتوب گریه آلودم؟

که باد هم نبرد، کاغذی که نم دارد

***

آخر چه شد که این همه نامهربان شدی

چیزی که خوش نداشتم ای دوست! آن شدی(کرم دخت)

***

به پیری گر نمی خواهی که محتاج عصا گردی

ز پا افتادگان را در جوانی دستگیری کن ( صائب)

***

کار من و دل در عشق افتاده بسی مشکل

من در پی مستوری دل در پی رسوایی (محرم اصفهانی)

***

من به باغی باغبانی می کنم با چشم تر

کز درختش دیگران گلهای رنگین می برند(بسطامی)

***

هرگز لب من چاشنی خنده ندانست

چون غنچه آفت زده نشکفتم و رفتم( پاشای تبریزی)

***

آرزو بد نیست طغیانش بد است

هست دریا خوب و طوفانش بد است

***

به دنبال هوای دل ز غفلت می روی اما

به جان خواهی رسیدن زین سفر، روزی که واگردی

***

به پیش شمع اگر پروانه سوزد نیست دشوارش

چه باک از سوختن آن را که بر بالین بود یارش (جدایی خوانساری)

***

هبچ کس جانا نمی سوزد چراغش تا به صبح

پُر مخند ای صبح صادق بر شب تار کسی(جوینی)

***

به ستوه آمدم ای مرگ، چندین دیر چرا؟

بسته غم راه گلو، این همه تاخیر چرا؟( امیرسنقری)

***

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

روز سوم شهریور تو روستای لاور ساحلی مسابقه شنا برگزار شد عجب مسابقه ای!

ما هم که شرکت کرده بودیم و تو تیمی پنجم شدیم و یه دهم و یازدهم هم داشتیم که به ترتیب مقام محسن حیدری منش و محمد خدری بودند.

هوا هم طبق معمول شرجی و باد قوس تندی می وزید و همه مسولای عالی رتبه تربیت بدنی استان هم حضور داشتند .

من که شنای دوستان رو میدیدم حیفم می اومد به خدا!! که چرا این استعدادا باید این جوری تلف بشن . مگه میشه چهارصد هزار نفر لب ساحل زندگی کنن و تو سطح کشوری یک شناگر و قایقران حرفه ای نداشته باشیم؟؟؟؟

حالا ایشالا که پیدا میشه . . . . . 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات , روستای هدکان تنگستان , روستای لاور ساحلی
[ سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

ما دوباره برگشتیم سر مطلب نویسی تو وبلاگ البته از عمار باید معذرت خواهی کنم که تو این مدت تنهاش گذاشتم حالا ایشالا که جبران می کنم . عباس


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات ساحلی
[ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed