نويسندگان

 

شهادت جانسوز امام سجاد(ع) را تسلیت عرض مینماییم. و چون سخت ترین دوران برای امام دوران اسارت و در شام است و امام آن را جانسوز تر از واقعه ی عاشورا میداند و در اینجا زوایایی از این مصیبت جانسوز را انعکاس میدهیم

 

مصیبت جانسوز شام از زبان امام سجاد (علیه السلام)

امام سجاد

امام سجاد (علیه السلام) تداوم بخش اهداف حسینی

از بزرگترین حوادث تلخ جهان اسلام که همواره یاد و خاطر آن، قلب و جان آدمی را به درد می آورد، حادثه جانسوز کربلا است.

حادثه جانگداز کربلای خونین، یک حادثه عظیم و بی نظیری است که وقتی انسان با چشمانی باز و دلی سرشار از ایمان به آن می نگرد، به روشنی می یابد که چنین حادثه ای در طول تاریخ بشریت بی سابقه است. آنچه به این جریان بی نظیر، تداوم بخشیده و آن را جاودانه ساخته است، هدف پاک و مقدس قهرمان پدید آورنده آن، یعنی حسین بن علی (علیه السلام) است، زیرا سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) از این قیام خونین هدفی جز، حفظ دین و بر پا نگاه داشتن اسلام ناب محمّدی (صلی الله علیه و آله) و احیاء مذهب حقّه تشیّع نداشته است.........

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:

[ سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

بخشی از بیانیه مقام معظم رهبری:

دست تبهکار و به خون آلوده جنایتکاران سیه دل امروز فاجعه ای بزرگ آفرید و در تجاوز به حریم مقدسات دینی مرتکب گناهی دیگر شد.

حرم مطهر حضرت هادی و حضرت امام عسکری علیهم السلام مورد اهانت و تخریب قرار گرفت.و داغی سنگین بر دل شیعیان و همه ی ارادتمند به اهل بیت علیهم السلام نهاد.این یک جنایت سیاسی است و سر رشته آن را باید در سازمان های اطلاعاتی اشغالگران عراق و صهیونیست ها جستجو کرد.جنایت امروز در سامرا برگ دیگری بر پرونده سیه کاریهای اشغالگران عراق افزود.

حرم مطهر حضرات عسکریین علیهم السلام بار دیگر به همت عاشقانه ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام با شکوه تر از گذشته قامت خواهد افراشت ان شالله.ولی این جنایت بر پیشانی دشمنان اسلام و مسلمین لکه سیاه دیگری ثبت کرد که تا مدتهای مدیدی پاک نخواهد شد.

یقینا دست هایی در کار است که شیعیان را به تعرض به مساجد و مکان های مورد احترام اهل سنت وادار کند.

والسلام علی عبادالله الصالحین

(سید علی خامنه ای 3 اسفند ماه 1384)


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب مذهبی
[ دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۳:۱٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

 

اس ام اس ماه محرم

 

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش که در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد

 

اس ام اس ماه محرم

 

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

 

اس ام اس ماه محرم

 

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است

 

اس ام اس ماه محرم

 

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

 

اس ام اس ماه محرم

 

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

 

اس ام اس ماه محرم

 

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

 

اس ام اس ماه محرم

 

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

 

اس ام اس ماه محرم

 

السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

 

اس ام اس ماه محرم

 

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

 

اس ام اس ماه محرم

 

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

 

اس ام اس ماه محرم

 

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته ...
یا حسین مظلوم ...

 

اس ام اس ماه محرم

 

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

 

اس ام اس ماه محرم

 

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین
تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

 

اس ام اس ماه محرم

 

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

 

اس ام اس ماه محرم

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...

 

اس ام اس ماه محرم

 

کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

 

اس ام اس ماه محرم

 

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود

 

اس ام اس ماه محرم

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

 

اس ام اس ماه محرم

 

دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

 

اس ام اس ماه محرم

 

گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

 

اس ام اس ماه محرم

 

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است...

 

اس ام اس ماه محرم

 

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

 

اس ام اس ماه محرم

 

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن
دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

 

اس ام اس ماه محرم

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 

اس ام اس ماه محرم

 

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

 

اس ام اس ماه محرم

 

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله .
حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا

 

اس ام اس ماه محرم

 

نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

 

اس ام اس ماه محرم


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

می خوام راه های موفقیت رو به شکل طنز تصویری برای شما بیان کنم .

برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب رجوع کنید.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:

[ جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات

[ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

برای دوستان زیباترین مداحی میرشکاری. دانلود از لینک های زیر

لالایی

محرم2

محرم 88

عندلیبان


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه و واحد بوشهری , دانلود نوحه خوانی ایمان میرشکاری , دانلود سینه زنی بوشهری
[ چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
 
Mourinho4.jpg

ژوزه مورینیو با نام کامل ژوزه ماریو دوس سانتوس فلیکس مورینیو، زادهٔ ۲۶ ژانویهٔ ۱۹۶۳ در ستوبالِ پرتغال، سرمربی مشهور پرتغالی‌ست که در حال حاضر هدایت تیم فوتبال رئال مادرید در لیگ اسپانیا ملقب به لالیگا را عهده دار است. وی در انگلیس یک‌بار خود را «خاص» نامید و از آن زمان به بعد، مطبوعات انگلیس به وی لقب «آقای خاص» دادند.

پسر دروازه‌بان پرتغالی «ژوزه فلیکس مورینیو»، کارش را به عنوان یک فوتبالیست آغاز کرد اما وقتی دید توانایی چندانی در آن ندارد، به مربیگری روی آورد. در اوایل دههٔ ۹۰ به عنوان دستیار مربی و سرمربی تیم‌های پایه، کار خود را آغاز کرد تا اینکه به عنوان مترجم بابی رابسون، مربی مشهور انگلیسی، انتخاب شد. ژوزهٔ جوان، در آن زمان که مترجم رابسون در باشگاه‌های پرتغالی اسپورتینگ لیسبون و پورتو بود، از مربی کهنه‌کار انگلیسی درس‌های زیادی گرفت تا اینکه به همراه رابسون به لیگ اسپانیا و بارسلونا رفت.

ژوزه دوران سرمربیگری خود را با دوره‌های کوتاه اما موفق در تیم‌های پرتغالی بنفیکا و لییرا آغاز کرد. سپس در سال ۲۰۰۲، مجددا به پورتو بازگشت اما این‌بار به عنوان سرمربی، راهی پورتو شد. ژوزه دورانی رویایی با پورتو داشت و از همان زمان خود را به عنوان مربی بزرگ شناساند. وی در سال دوم حضورش موفق شد با پورتو سه جام به‌دست آورد. اعضای پورتو در آن سال، قهرمان لیگ پرتغال، قهرمان جام حذفی پرتغال و قهرمان جام یوفا شدند. در سال بعد نیز مورینیوی جوان دوران بسیار خوبی داشت و توانست پورتو را برای دومین سال، قهرمان پرتغال کند اما اوج کار وی، رسیدن به اوج افتخار در معتبرترین رقابت اروپایی و قهرمان کردن پورتو در لیگ قهرمانان اروپا بود.

در ادامهٔ همان سال، مورینیو که در آغاز راه مربیگریش بود، به لیگ برتر در انگلیس رفت و سرمربی چلسی شد. چلسی در طی دو سال بعد موفق شد دوبار متوالی و بعد از ۵۰ سال قهرمان لیگ شود. مورینیو در طی همین دو سال به عنوان بهترین مربی سال از طرف فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال انتخاب شد.

پس از درگیریش با مدیریت باشگاه چلسی، مورینیو این‌بار ایتالیا را انتخاب کرد و در اوایل سال ۲۰۰۸ و با امضای قراردادی ۳ ساله، به عنوان سرمربی اینترمیلان انتخاب شد. در کمتر از ۳ ماه، مورینیو اولین جام خود را با اینتر کسب کرد و توانست سوپر جام ایتالیا را فتح کند و فصل اولش در ایتالیا را با قهرمانی در سری آ کامل کرد. اما در سال بعد مورینیو اینتر را در این سه‌جامه کرد تا این تیم اولین تیم در تاریخ ایتالیا شود که موفق به چنین کاری می‌شود. اینتری‌ها موفق شدند قهرمان سری آ و جام حذفی ایتالیا شوند اما از همه مهم‌تر، آن‌ها توانستند زیرنظر مورینیو، قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شوند. مورینیو نیز با این کار به سومین مربی در تاریخ و پس از «ارنست هاپل» و اوتمار هیتسفلد بدل شد که با ۲ تیم مختلف، قهرمان رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا شده‌است. این افتخارات باعث شد تا وی مجددا از طریق فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال به عنوان بهترین سرمربی سال ۲۰۱۰ انتخاب شود. علاوه بر آن مورینیو توانست در این سال جایزهٔ توپ طلا بهترین مربی سال فیفا را که برای اولین بار اهدا شد، دریافت کند.

در ۲۸ مهٔ سال ۲۰۱۰ نیز مورینیو با امضای قراردادی ۴ ساله به لیگ اسپانیا رفت و سرمربیگری تیم رئال مادرید را به عهده گرفت.

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
ما که به گویش دشتیایی صحبت میکنیم این گویش نشئت گرفته از زبان کهن وباستانی ما یعنی زبان پهلوی است . زبان پهلوی در زمان خود مانع اوج گیری زبان عربی و حفظ ریشه های زبان فارسی گشت.

 

زبان پارسی میانه یا زبان پهلوی نیای مستقیم زبان فارسی امروزی است. پهلوی به زبانهای رایج دوره‌های اشکانی و ساسانی اطلاق می‌شود و محدود به ایالات نبوده‌است. پهلوی یا پارسی میانه شکلی از زبان فارسی است که واسطهٔ مستقیم میان پارسی باستان و فارسی امروزی است. به عبارت دیگر فارسی امروزی شکل تحول‌یافته‌تر از خود زبان پارسی میانه‌است. پارسی میانه زبان ارتباطی مشترک در تمامی شاهنشاهی ساسانی بود پارسی میانه یکی از زبان‌های ایرانی است که بنا به تعریف از اوایل دوران اشکانی تا صدر اسلام رواج می‌داشته‌است. خاستگاه این زبان که فرزند پارسی باستان به حساب می‌آید پارس بود. در دوران اشکانیان پارسی میانه زبانی محلی بود و از پهلوی اشکانی تأثیر زیادی پذیرفت تا اینکه در زمان ساسانیان زبان رسمی شاهنشاهی شد. کتیبه‌ها و اسناد ساسانیان و بسیاری از کتاب‌ها به این زبان نوشته می‌شد. با بر افتادن ساسانیان و تا چند سده پس از اسلام همچنان تولید اثر به این زبان ادامه داشت. گرچه عملاً زبانی نیم‌مرده به‌شمار می‌آمد.

این زبان یا یکی از گویش‌ها یا زبان‌های بسیار نزدیک به آن، پس از تحول و آمیختگی با لهجه‌ها، گویش‌ها و زبان‌های خویشاوند نزدیک و همچنین واردشدن وام‌واژه‌ها، فارسی نو را به وجود آورده‌است. بنا بر این جای تعجب نیست که شباهت‌های فراوان چه از نظر واژگانی و چه از نظر دستوری میان این دو زبان وجود دارد. در واقع تحولی که از پارسی باستان تا پارسی میانه اتفاق افتاده‌است بسیار بزرگتر از تحولی‌است که از پارسی میانه تا پارسی نو رخ داده‌است.

فارسی میانه همواره از دیدگاه دستوری و واژگانی با گویش‌های محلی نواحی بوشهر و یا فارس نزدیکی داشته‌است.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: فرهنگ ها و سنت های استان بوشهر , مطالب آموزشی , تقویم تاریخ
[ چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرشلودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترعدینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد:....

"آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!"

 

آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟

سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود.

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده
[ چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

از خیمه گه بیرون بیا با چشم تر لیلا

از خیمه گه بیرون بیا با چشم تر لیلا

     واویلا واویلا واویلا واویلا 

صبری کن تو ای اکبرم نور دو چشم من تویی الله و اکبر اکبر

دارد علی اکبرم عزم سفر لیلا بیا ای بی پسر لیلا بیا  ای بی پسر لیلا بیا

رقیه رقیه رقیه رقیه...

باور ندارم بینمت  بار دیگر لیلا  بار دیگر لیلا ای خون جگر لیلای من جان من آرام

توروخدا کسی به این مصیبت گریه نمیکنه...مادر به پسرش کفن میپوشونه...

بر تن کفن پوشیده ام عازم به میدانم  عازم به میدانم 

      واویلا رقیه واویلا رقیه واویلا رقیه

رقیه نازلی صورتی قویما دیواره


وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه

وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه
 نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
  ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
  حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره 
تا مادرش لیلا دم از مه روی اکبر می زنه 
 بی بی رقیه شونه بر گیسوی اکبر می زنه 
زیباترینها دم به دم غرق تماشا شده اند 
  یوسف ها بنده رخ یوسف لیلا شده اند 
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه 
 نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه 
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره 
آمده یوسف با کلاف بر سر بازار علی 
 میگه منم دیوونشم شدم خریدار علی 
تا سوی میدان راهی شد به طرف لشگر اومد 
یکسره دشمن می خونه والله پیغمبر اومد 
اگر به هنگام نبرد شجاع و بی همتا بود 
 استاد جنگاوریش عباس دلربا بود 
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه 
  نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره 
حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره


از خانه برون آمد باز آن صنم طناز

از خانه برون آمد باز آن صنم طناز

دل میبرد از عشاق با غمزه گهی با ناز

شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر

غم میکشدم ساقی در ده دو سه پیمانه
در ده دو سه پیانه بر این دل دیوانه
از چشم سحر خیزم هر شب گهر انگیزم
تا دامن پر گوهر بر خاک درت ریزم
شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر
تا آیینه رویت از دیده دل دیدم
چون شانه به گیسویت از آه شب آویزم
میدان نروی تنها ، شهزاده علی اکبر

شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر

غافل چو تو برخیزی من غمزده بنشینم
در دل چو تو بنشستی من از سر جان خیزم
چندان که تک و تنها بگذاری و بگریزی
من با همه تنهایی از غیر تو بگریزم
شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر
از خانه برون آمد باز آن صنم طناز
دل میبرد از عشاق با غمزه گهی با ناز
شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر ، شهزاده علی اکبر


این علی را با خدایش نسبت است

 

 

اشعاری در مدح حضرت علی اکبر (ع) و قضیه ای که در کربلا به هنگام اذن میدان گرفتن از پدر و ...پیش آمد .

 

این علی را با خدایش نسبتیست ... اکبر از الله و اکیر قسمتیست

ای همای عرش پیمای وجود .... سایه ات ممدود بود و کس نبود

 غلزم امواج نا پیدای عشق ..... بی نهایت عشق در دریای عشق

 تو به بهر عشق حق مستغرقی ..... غرق اندر نور حق و در حقی

 تو پدر را چون وجود قابلی .... کشتی طوفانیش را ساحلی

 اکبر آمد نزد آن سلطان عشق ... بوسه زد بر خاک پای جای عشق

 با ادب شد از پدر میدان طلب ... رخصت میدان گرفت آن با ادب

 باز کن بال و پر عشق مرا .... تا کنم پرواز بر بام شما

 اکبر آن گنجینه سر قدم ... زد حوادث را همه یک جا رقم

 مادرش لیلای بی مجنون عشق .... بود او هم با اسیران در دمشق

 در خفای خیمه مو بر باد داد .... گیسوان را روی دست خود نهاد

 ورد او اندر دعا و زیر لب ... بود معنایش همه اکبر طلب

از دعای مادر و لطف پدر .... باز آمد سوی خیمه این پسر

 مادرش آغوش خود را باز کرد .... با پسر در جای خود پرواز کرد

 عاشقان را سر به زیر افکنده دید .... می کشان را غرق اندر خنده دید

 سرمه اندر چشم بیمارش کشید ...

بوسه زد بر روی آن روی خدا ... بوسه های گرم اما بی صدا

 آه لیلی از طریق بوسه ها .... شد نقاب آن مه لقا

اکبر آمد میدان با شتاب ... کرد خواهش از پدر یک جرعه آب

 پیر خماران و دردی نوش مست ....از حسین و اکبرش مقصود هست


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن مداحی و نوحه شهادت حضرت علی اکبر (ع) , اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

اعمال مشترک :

روزه گرفتن در تمام ماه ، به جز عاشورا که ثواب این روزه آمرزش تمام گناهان است.

اعمال دهه اول ماه محرم :

1. شیخ طوسى فرموده که مستحب است روزه دهه اول محرم و لکن روز عاشورا امساک نماید از طعام و شراب تا بعد از عصر آن وقت به قدر کمى تربت تناول نماید.

اعمال روز اول :

1. از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله روز اول محرم دو رکعت نماز مى ‏کرد و چون فارغ مى ‏شد دستها را بلند مى ‏کرد و این دعا را سه دفعه مى ‏خواند :

اللَّهُمَّ أَنتَ الْإِلَهُ الْقَدِیمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِیدَةٌ فَأَسْأَلُکَ فِیهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّیْطَانِ‏ * وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ  بِالسُّوءِ وَ الاِشْتِغَالَ بِمَا یُقَرِّبُنِی إِلَیْکَ یَا کَرِیمُ‏ * یَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِکْرَامِ یَا عِمَادَ مَنْ لاَ عِمَادَ لَهُ یَا ذَخِیرَةَ مَنْ لاَ ذَخِیرَةَ لَهُ یَا حِرْزَ مَنْ لاَ حِرْزَ لَهُ‏ * یَا غِیَاثَ مَنْ لاَ غِیَاثَ لَهُ یَا سَنَدَ مَنْ لاَ سَنَدَ لَهُ یَا کَنْزَ مَنْ لاَ کَنْزَ لَهُ‏ * یَا حَسَنَ الْبَلاَءِ یَا عَظِیمَ الرَّجَاءِ یَا عِزَّ الضُّعَفَاءِ * یَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى(ا) یَا مُنْجِیَ الْهَلْکَى یَا مُنْعِمُ  یَا مُجْمِلُ  یَا مُفْضِلُ  یَا مُحْسِنُ‏ * أَنتَ الَّذِی سَجَدَ لَکَ سَوَادُ اللَّیْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ‏ * وَ دَوِیُّ الْمَاءِ وَ حَفِیفُ الشَّجَرِ یَا اللَّهُ لاَ شَرِیکَ لَکَ‏.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْراً مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لاَ یَعْلَمُونَ وَ لاَ تُؤاخِذ ْ نَا بِمَا یَقُولُونَ‏ حَسْبِیَ اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ‏ * آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَابِ‏ * رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذ ْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُ نکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّاب.

خدایا تو معبود قدیمى و این است سال تازه ‏اى ؛ پس از تو در آن درخواست حفظ از شیطان و نیرو و قوت بر این نفس اماره بدخواه دارم و نیز اشتغال بدانچه مرا (در عمل) به تو نزدیک گرداند.
اى کریم !
اى صاحب جلال و بزرگوارى !
اى پشتیبان کسى که نگهدارنده و پشتبانى ندارد.
اى ذخیره کسى که ذخیره‏ اى ندارد.
اى پناه بى ‏پناهان ! اى دادرس بى ‏کسان اى پشتوان بى ‏پشتوانان اى گنجینه بى ‏گنجان !
اى نیک آزمایش اى بزرگ امیدوارى و از عز و شکوه ناتوانان
اى نجات دهنده غریقان اى نجات بخش هالکان اى نعمت ده اى نیکو اى بخشنده اى خوشرفتار ! تویى که ‏براى تو سیاهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع خورشید و شرشر آب و صداى درخت سجده کرد.
اى خدا انبازى براى تو نیست ! بار خدایا ما را به از آنچه گمان برند بگردان و آنچه از (بدی هاى) ما ندانند بیامرز و بدانچه گویند از ما بازخواست مفرماى .
بس است مرا خداى نیست معبود حقى جز او بر او توکل کردم و اوست پروردگار عرش بزرگ ! به او گرویدیم هر چه هست از نزد پروردگار ما است و یاد آور نشود جز صاحبان خرد.
پروردگارا کج مکن دلهاى ما را پس از آنکه راه نمودى ما را و ببخش براى ما از پیش خودت رحمت زیرا که تویى پر بخشش.

اعمال روز نهم :

1. اگر کسى را توفیق شامل حال شود در این شب در کربلا باشد و زیارت امام حسین علیه السلام کند و بیتوته نزد آن جناب نماید تا صبح خدا او را محشور فرماید آلوده به خون امام حسین علیه السلام در جمله شهدا با آن حضرت.

2. روز دهم روز شهادت ابو عبد الله الحسین علیه السلام و روز مصیبت و حزن ائمه اطهار علیهم السلام و شیعیان ایشان است و شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کارى از کارهاى دنیا نگردند و از براى خانه خود چیزى ذخیره نکنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و تعزیت حضرت امام حسین علیه السلام را اقامه نمایند و به ماتم اشتغال نمایند به نحوى که در ماتم عزیزترین اولاد و اقارب خود اشتغال مى ‏نمایند و زیارت کنند آن حضرت را به زیارت عاشورا که بعد از این بیاید إن شاء الله تعالى‏

3. و سعى کنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یکدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند :

أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَ نَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ‏ وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ (عَلَیْهِ) السَّلاَمُ‏

و شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند.
روایت شده که چون حضرت موسى علیه السلام مأمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلم از او اول چیزى که در وقت ملاقات بین ایشان مذاکره شد آن بود که آن عالم حدیث نمود براى حضرت موسى مصیبت‏ ها و بلاهایى که بر آل محمد علیهم السلام وارد مى‏ شود پس گریستند هر دو و سخت شد گریستن ایشان و روایت شده از ابن عباس که گفت در ذیقار خدمت امیر المؤمنین علیه السلام رسیدم صحیفه‏ اى بیرون آورد به خط خود و املاى پیغمبر صلى الله علیه و آله و خواند براى من از آن و در آن صحیفه بود مقتل امام حسین علیه السلام و آنکه چگونه کشته مى ‏شود و کى مى ‏کشد او را و کى یارى مى‏ کند او را و کى با او شهید مى ‏شود پس گریه کرد آن حضرت گریه سختى و مرا به گریه درآورد.
فقیر گوید که اگر مقام را گنجایش بود مختصر مقتلى در اینجا ذکر مى ‏کردم لکن محل را گنجایش نیست هر که خواهد رجوع کند به کتب ما در مقتل و بالجملة اگر کسى در این روز نزد قبر امام حسین علیه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل کسى باشد که لشکر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در کربلا حاضر شده باشد.

4. و در فضیلت احیاى این شب روایت کرده که مثل آن است که عبادت کرده باشد به عبادت جمیع ملائکه و عبادت در آن مقابل هفتاد سال است‏.
شیخ طوسى فرموده که مستحب است روزه دهه اول محرم و لکن روز عاشورا امساک نماید از طعام و شراب تا بعد از عصر آن وقت به قدر کمى تربت تناول نماید.

5. علامه مجلسى در زاد المعاد فرموده و بهتر آن است که روز نهم و دهم را روزه ندارد زیرا که بنى امیه این دو روز را براى برکت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه مى ‏داشتند و احادیث بسیار در فضیلت این دو روز و روزه آنها بر حضرت رسول صلى الله علیه و آله بسته ‏اند و از طریق اهل بیت علیهم السلام احادیث بسیار در مذمت روزه این دو روز خصوصا روز عاشورا وارد شده است‏.

6. چهار رکعت نماز در هر رکعت حمد و پنجاه مرتبه توحید و این نماز مطابق است با نماز امیر المؤمنین علیه السلام که فضیلت بسیار دارد و بعد از نماز فرموده ذکر خدا بسیار کند و صلوات بسیار بفرستد بر رسول خدا صلى الله علیه و آله و لعن کند بر دشمنان ایشان آنچه مى ‏تواند.

7. چهار رکعت در آخر شب در هر رکعت بعد از حمد هر یک از آیة الکرسى و توحید و فلق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام صد مرتبه توحید بخواند.

8. شب دهم شب عاشورا است و سید در اقبال از براى این شب دعا و نمازهاى بسیار با فضیلت هاى بسیار نقل کرده از جمله صد رکعت نماز هر رکعت به حمد و سه مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و بعد از فراغ از جمیع بگوید :

سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ‏
وَ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ‏

هفتاد مرتبه‏ ؛ و در روایت دیگر بعد از العلی العظیم استغفار نیز ذکر شده.

اعمال روز دهم :

1. پس مى ‏خوانى بعد از این به دعاى حسین علیه السلام و این آخر دعاى آن حضرت است در روزى که بسیار شده بود دشمنان او یعنی روز عاشورا :

اللَّهُمَّ أَنتَ مُتَعَالِی الْمَکَانِ عَظِیمُ الْجَبَرُوتِ شَدِیدُ الْمِحَالِ غَنِیٌّ عَنِ الْخَلاَئِقِ عَرِیضُ الْکِبْرِیَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِیبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَءِ قَرِیبٌ إِذَا دُعِیتَ مُحِیطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ  لِمَنْ تَابَ إِلَیْکَ‏ قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِکٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَکُورٌ إِذَا شُکِرْتَ وَ ذَکُورٌ إِذَا ذُکِرْتَ‏
أَدْعُوکَ مُحْتَاجاً وَ أَرْغَبُ إِلَیْکَ فَقِیراً وَ أَفْزَعُ إِلَیْکَ خَائِفاً وَ أَبْکِی إِلَیْکَ مَکْرُوباً وَ أَسْتَعِینُ بِکَ ضَعِیفاً وَ أَتَوَکَّلُ عَلَیْکَ کَافِیاً
احْکُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا (بِالْحَقِّ) فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِیِّکَ وَ وَلَدُ (وُلْدُ) حَبِیبِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَیْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْیِکَ‏
فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏

اى خداى بلند مقام با جلال و جبروت محکم تدبیر بى ‏نیاز از خلق که ملک کبریایى او پهناور ؛ و قدرتت به هر چیز شامل و رحمتت به همه نزدیک وعده ‏ات صدق و حقیقت نعمتت فراوان امتحانت نیکو .
هر کس تو را بخواند به او نزدیک خواهى بود و هر که به درگاهت توبه کند مى ‏پذیرى .
هر چه بخواهى توانى کرد هر چه طلبى بیابى به شکرگزاران پاداش مى ‏دهى و هر که به یاد تو باشد از او یاد مى ‏کنى .
من اى خدا با فقر و احتیاج تو را مى ‏خوانم و از بینوایى به درگاهت با شوق مى ‏آیم و با خوف و هراس به درگاهت مى ‏نالم و از رنج و آلام عالم مى‏ گریم ؛ و از تو بر ضعف و ناتوانیم مدد مى ‏طلبم و براى کفایت امورم بر تو توکل مى ‏کنم .
پس خدایا تو میان ما و قوم ما به حق حکم فرما که این قوم ما را مغرور ساخته و با ما خدعه کردند و ما را ترک گفته و یارى نکردند و به مکر و فریب ما را شهید کردند ؛ در صورتى که ما عترت پیغمبر تو بودیم و فرزندان حبیب تو محمد بن عبد الله که تو او را به رسالت برگزیدى و بر وحى خود امین قرار دادى .
اى خدا پس در امور ما گشایش و آسایش عطا فرما به حق رحمت بى ‏پایانت اى مهربانترین مهربانان عالم.

ابن عیاش گفت شنیدم از حسین بن على بن سفیان بزوفرى که مى ‏گفت حضرت صادق علیه السلام مى ‏خواند این دعا را در این روز و فرموده که این دعا از دعاهاى روز سوم شعبان است و آن روز ولادت حسین علیه السلام است.

2. و نیز شایسته است که شیعیان در این روز امساک کنند از خوردن و آشامیدن بى آنکه قصد روزه کنند و در آخر روز بعد از عصر افطار کنند به غذایى که اهل مصیبت مى‏ خورند مثل ماست یا شیر و امثال آنها نه مثل غذاهاى لذیذه و آنکه جامه‏ هاى پاکیزه بپوشند و بندها را بگشایند و آستین ‏ها را بالا کنند به هیئت صاحبان مصیبت‏.

3. و ایضا بنى امیه علیهم اللعنة از براى برکت آذوقه سال را در روز عاشورا در خانه ذخیره مى ‏کرده ‏اند لهذا از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که هر که ترک کند سعى در حوایج خود را در روز عاشورا و پى کارى نرود حق تعالى حوایج دنیا و آخرت او را برآورد و هر که روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه او باشد حق تعالى روز قیامت را روز فرح و سرور و شادى او گرداند و دیده ‏اش در بهشت به ما روشن گردد و هر که روز عاشورا را روز برکت نامد و از براى منزل خود در آن روز چیزى ذخیره کند خدا آن ذخیره را براى او مبارک نگرداند و در روز قیامت با یزید و عبید الله بن زیاد و عمر بن سعد علیهم اللعنة محشور گردد پس باید که در روز عاشورا آدمى مشغول کارى از کارهاى دنیا نگردد و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشد و امر کند اهل خانه خود را که تعزیه آن حضرت را بدارند و مشغول ماتم باشند چنانکه در ماتم عزیزترین اولاد و اقارب خود مى ‏باشند و در آن روز امساک کند از خوردن و آشامیدن بى آنکه قصد روزه کند و در آخر روز بعد از عصر افطار کند اگر چه به شربت آبى باشد و روزه تمام ندارد مگر آنکه در خصوص آن روز روزه واجبى داشته باشد که به نذر یا مثل آن بر او واجب شده باشد که آن روز را روزه باید بگیرد و در آن روز آذوقه در خانه ذخیره نکند و نخندد و مشغول لهو و لعب نگردد.

و هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کند و بگوید :

اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ‏

4. و خواندن هزار مرتبه توحید در این روز فضیلت دارد و روایت شده که خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او کند.

5. و سید براى این روز دعایى نقل کرده است شبیه به دعاى عشرات بلکه ظاهر آن است که خود آن دعا باشد موافق بعضى روایات آن

6. أول زیارت عاشوراء معروفه است که خوانده مى ‏شود از نزدیک و دور و شرح آن چنانکه شیخ ابو جعفر طوسى در مصباح ذکر فرموده چنین است :

روایت کرده محمد بن اسمعیل بن بزیع از صالح بن عقبه از پدرش از حضرت امام محمد باقر علیه السلام که فرمود هر که زیارت کند حسین بن على علیهما السلام را در روز دهم محرم تا آنکه نزد قبر آن حضرت گریان شود ملاقات کند خدا را در روز قیامت با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد که ثواب آنها مثل ثواب کسى باشد که حج و عمره و جهاد کند در خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام.
راوى گفت : گفتم فدایت شوم چه ثواب است از براى کسى که بوده باشد در شهرهاى دور از کربلا و ممکن نباشد او را رفتن بسوى قبر آن حضرت در مثل این روز فرمود : هر گاه چنین باشد بیرون رود بسوى صحرا یا بالا رود بر بام بلندى در خانه خود و اشاره کند بسوى آن حضرت به سلام و جهد کند در نفرین کردن بر قاتلین آن حضرت و بعد از آن دو رکعت نماز کند و بکند این کار را در اوایل روز پیش از زوال آفتاب پس ندبه کند بر حسین علیه السلام و بگرید بر او و امر کند کسانى را که در خانه ‏اش هستند هر گاه از ایشان تقیه نمى ‏کند به گریستن بر آن حضرت و برپا دارد در خانه خود مصیبتى به اظهار کردن جزع بر آن حضرت و تعزیت بگویند یکدیگر را به مصیبت ایشان به حسین علیه السلام و من ضامنم براى ایشان بر خدا هرگاه بیاورند این عمل را جمیع آن ثوابها را گفتم فداى تو شوم ضامن مى ‏شوى این ثوابها را براى ایشان و کفیل مى ‏شوى این ثوابها را ؟
فرمود که بلى من ضامنم و کفیلم از براى کسى که این عمل را بجا آورد.
گفتم که چگونه یکدیگر را تعزیت بگویند فرمود که مى ‏گویند :

أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَ نَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ علیه السلام وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

یعنى : بزرگ فرماید خداوند اجرهاى ما را به مصیبت ما به حسین علیه السلام و قرار دهد ما و شما را از خواهندگان خون او با ولی او امام مهدى از آل محمد علیهم السلام.

و اگر بتوانی که بیرون نروى آن روز را در پى حاجتى چنان کن زیرا که آن روز نحسى است که برآورده نمى ‏شود در آن حاجت مؤمن و اگر برآورده شود مبارک نخواهد بود از براى او و نخواهد دید در آن خیرى و رشدى و ذخیره نکند البته هیچیک از شما براى منزلش در آن روز چیزى را پس هر که ذخیره کند در آن روز چیزى را برکت نخواهد دید در آن چیزى که ذخیره نموده و مبارک نخواهد بود از براى او در اهلش که ذخیره براى آنها نهاده پس هر گاه بجا آوردند این عمل را بنویسد حق تعالى براى ایشان ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد که همه را با رسول خدا صلى الله علیه و آله کرده باشد و از براى او است مزد و ثواب مصیبت هر پیغمبرى و رسولی و وصى و صدیق و شهیدى که مرده باشد یا کشته شده باشد از زمانى که خلق فرموده حق تعالى دنیا را تا زمانى که بپاى شود قیامت.
صالح بن عقبه و سیف بن عمیره گفته‏ اند که گفت علقمه بن محمد حضرمى که گفتم به حضرت باقر علیه السلام که تعلیم بفرما مرا دعایى که بخوانم آن را در این روز هر گاه زیارت کنم آن جناب را از نزدیک و دعایى که بخوانم آن را هر گاه زیارت نکنم او را از نزدیک و بخواهم اشاره کنم به سلام بسوى او از شهرهاى دور و از خانه ‏ام فرمود به من اى علقمه هر گاه تو بجا آوردى آن دو رکعت نماز را بعد از آنکه اشاره کنى بسوى آن حضرت به سلام پس بگو در وقت اشاره به آن حضرت بعد از گفتن تکبیر این قول را یعنى زیارت آتیه را پس بدرستیکه تو هر گاه گفتى این قول را بتحقیق که دعا کرده ‏اى به آن چیزى که دعا مى ‏کند به آن زائران آن حضرت از ملائکه و بنویسد خداوند از براى تو صد هزار هزار درجه و بوده باشى مثل کسى که شهید شده باشد با امام حسین علیه السلام تا مشارکت کنى ایشان را در درجات ایشان و شناخته نشوى مگر در جمله شهیدانى که شهید شده ‏اند با آن حضرت و نوشته شود براى تو ثواب زیارت هر پیغمبرى و رسولى و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین علیه السلام را از روزى که شهید شده است سلام خدا بر آن حضرت و بر اهل بیتش مى ‏گویى‏ ... ادامه در متن زیارت ؛ برای کسب اطلاعات در باره فضایل و ثواب خواندن آن اینجا را کلیک کنید ؛ به همراه متن عربی و ترجمه فارسی. < زیارت عاشورا و دعای علقمه >

7. خواندن زیارت وارث :
بالجمله در آخر روز عاشورا سزاوار است که یاد آورى از حال حرم امام حسین علیه السلام و دختران و اطفال آن حضرت که در این وقت در کربلا اسیر اعداء و مشغول به حزن و بکاء بودند و مصیبت هایى بر ایشان گذشته که در خاطر هیچ آفریده خطور نکند و قلم را تاب نوشتن نباشد «و لقد أجاد من قال فاجعة إن أردت أکتبهامجملة ذکرة لمدکر ج جرت دموعی فحال حائلهاما بین لحظ الجفون و الزبر ج و قال قلبی بقیا علی فلاو الله ما قد طبعت من حجر ج بکت لها الارض و السماء و مابینهما فی مدامع حمر ج»
من از تحریر این غم ناتوانم‏ که تصویرش زده آتش به جانم‏ ترا طاقت نباشد از شنیدن ؛ ‏شنیدن کى بود مانند دیدن ؛ پس برخیز و سلام کن بر رسول خدا و على مرتضى و فاطمه زهراء و حسن مجتبى و سایر امامان از ذریه سید الشهداء علیه السلام و ایشان را تعزیت بگو بر این مصائب عظیمه با دل بریان و چشم گریان‏ و بخوان زیارت وارث را. < زیارت وارث >

اعمال روز دوازدهم :

1. زیارت ائمه بقیع : زیارت ائمه بقیع علیهم السلام یعنى حضرت امام حسن مجتبى و امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام چون خواستى زیارت کنى این بزرگواران را باید به عمل آورى آنچه در آداب زیارات ذکر شد از غسل و طهارت و پوشیدن جامه‏ هاى پاک و پاکیزه و استعمال بوى خوش و رخصت طلبیدن در دخول و نحو اینها و بگو نیز :

یَا مَوَالِیَّ  یَا أَبْنَاءَ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدُکُمْ وَ ابْنُ أَمَتِکُمُ الذَّلِیلُ بَیْنَ أَیْدِیکُمْ‏ وَ الْمُضْعِفُ (الْمُضْعَفُ) فِی عُلُوِّ قَدْرِکُمْ وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّکُمْ جَاءَکُمْ مُسْتَجِیراً بِکُمْ قَاصِداً إِلَى حَرَمِکُمْ‏ مُتَقَرِّباً إِلَى مَقَامِکُمْ مُتَوَسِّلاً إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِکُمْ أَ أَدْخُلُ یَا مَوَالِیَ‏ ، أَ أَدْخُلُ یَا أَوْلِیَاءَ اللَّهِ ، أَ أَدْخُلُ یَا مَلاَئِکَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهَذَا الْحَرَمِ الْمُقِیمِینَ بِهَذَا الْمَشْهَدِ

و بعد از خشوع و خضوع و رقت داخل شو و پاى راست را مقدم دار و بگو :

اللَّهُ أَکْبَرُ کَبِیراً وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیراً وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْمَاجِدِ الْأَحَدِالْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِ الَّذِی مَنَّ بِطَوْلِهِ وَ سَهَّلَ زِیَارَةَ سَادَاتِی بِإِحْسَانِهِ‏
وَ لَمْ یَجْعَلْنِی عَنْ زِیَارَتِهِمْ مَمْنُوعاً بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ‏

پس نزدیک قبور مقدسه ایشان برو و پشت به قبله و رو به قبر ایشان کن و بگو :

السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ أَئِمَّةَ الْهُدَى السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ التَّقْوَى‏ * السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الْحُجَجُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا * السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الْقُوَّامُ فِی الْبَرِیَّةِ  بِالْقِسْطِ * السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الصَّفْوَةِ السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ آلَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ النَّجْوَى‏ * أَشْهَدُ أَنَّ کُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ وَ نَصَحْتُمْ وَ صَبَرْتُمْ فِی ذَاتِ اللَّهِ وَ کُذِّ بْتُمْ وَ أُسِی‏ءَ إِلَیْکُمْ فَغَفَرْتُمْ‏ * وَ أَشْهَدُ أَن َّکُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمُهْتَدُونَ وَ أَنَّ طَاعَتَکُمْ مَفْرُوضَةٌ وَ أَنَّ قَوْلَکُمُ الصِّدْقُ‏ * وَ أَنَّ کُمْ دَعَوْتُمْ فَلَمْ تُجَابُوا وَ أَمَرْتُمْ فَلَمْ تُطَاعُوا * وَ أَنَّ کُمْ دَعَائِمُ الدِّینِ وَ أَرْکَانُ الْأَرْضِ لَمْ تَزَالُوا بِعَیْنِ اللَّهِ‏ * یَنْسَخُکُمْ مِنْ أَصْلاَبِ کُلِّ مُطَهَّرٍ وَ یَنْقُلُکُمْ مِنْ أَرْحَامِ الْمُطَهَّرَاتِ‏ * لَمْ تُدَ نِّسْکُمُ الْجَاهِلِیَّةُ الْجَهْلاَءُ وَ لَمْ تَشْرَکْ فِیکُمْ فِتَنُ الْأَهْوَاءِ * طِبْتُمْ وَ طَابَ مَنْبِتُکُمْ مَنَّ بِکُمْ عَلَیْنَا دَیَّانُ الدِّینِ فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏ * وَ جَعَلَ صَلاَتَنَا عَلَیْکُمْ رَحْمَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا إِذِ اخْتَارَکُمُ اللَّهُ لَنَا * وَ طَیَّبَ خَلْقَنَا بِمَا مَنَّ عَلَیْنَا مِنْ وِلاَیَتِکُمْ وَ کُنَّا عِنْدَهُ مُسَمِّینَ بِعِلْمِکُمْ مُعْتَرِفِینَ بِتَصْدِیقِنَا إِیَّاکُمْ‏ * وَ هَذَا مَقَامُ مَنْ أَسْرَفَ وَ أَخْطَأَ وَ اسْتَکَانَ وَ أَقَرَّ بِمَا جَنَى‏ * وَ رَجَا بِمَقَامِهِ الْخَلاَصَ وَ أَنْ یَسْتَنْقِذَهُ بِکُمْ مُسْتَنْقِذُ الْهَلْکَى مِنَ الرَّدَى‏ * فَکُونُوا لِی شُفَعَاءَ فَقَدْ وَفَدْتُ إِلَیْکُمْ إِذْ رَغِبَ عَنْکُمْ أَهْلُ الدُّنْیَا وَ اتَّخَذُوا آیَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْهَا

و در اینجا سر بالا کن و بگو :

یَا مَنْ هُوَ قَائِمٌ  لاَ یَسْهُو وَ دَائِمٌ  لاَ یَلْهُو وَ مُحِیطٌ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ * لَکَ الْمَنُّ بِمَا وَفَّقْتَنِی وَ عَرَّفْتَنِی بِمَا أَقَمْتَنِی عَلَیْهِ‏ * إِذ ْ صَدَّ عَنْهُ عِبَادُکَ وَ جَهِلُوا مَعْرِفَتَهُ وَ اسْتَخَفُّوا بِحَقِّهِ وَ مَالُوا إِلَى سِوَاهُ‏ * فَکَانَتِ الْمِنَّةُ مِنْکَ عَلَیَّ مَعَ أَقْوَامٍ خَصَصْتَهُمْ بِمَا خَصَصْتَنِی بِهِ‏ * فَلَکَ الْحَمْدُ إِذ ْ کُنْتُ عِنْدَکَ فِی مَقَامِی هَذَا مَذ ْکُوراً مَکْتُوباً فَلاَ تَحْرِمْنِی مَا رَجَوْتُ‏ * وَ لاَ تُخَیِّبْنِی فِیمَا دَعَوْتُ بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

پس دعا کن از براى خود به هر چه خواهى و شیخ طوسى رحمة الله علیه در تهذیب فرموده که بعد از آن هشت رکعت نماز زیارت بکن یعنى از براى هر امامى دو رکعت و شیخ طوسى و سید بن طاوس گفته‏ اند که چون خواهى ایشان را وداع کنى بگو :

السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ أَئِمَّةَ الْهُدَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ أَسْتَوْدِعُکُمُ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکُمُ السَّلاَمُ‏ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ بِمَا جِئْتُمْ بِهِ وَ دَلَلْتُمْ عَلَیْهِ ، اللَّهُمَّ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ‏

پس دعا بسیار کن و از خدا سؤال کن که دیگر ترا به زیارت ایشان برگرداند و آخر عهد تو نباشد از زیارت ایشان.

اعمال روز بیست و پنجم :

1. زیارت ائمه بقیع که در بالا شرحش گذشت.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
قاصدک باز رسید؛ بالهایش خیس. از کجا آمده ای؟ همچنان رقص کنان، سر در گم، پی چیزی می گشت و نمی دید مرا؛ ... من که در حسرت یک جمله ز عشق سالها منتظر خط توام، پس چرا حرف نداری؟ قاصدک حرف بزن٬ تو که پیشش بودی ، راست بگو، هیچ نمی گفت فلانی بن فلانی؟ قاصدک حرف بزن، تا ببینم که کجاست. شهر رؤیایی چشمانمِ به زیر. من هنوزم که هنوز٬ پای حرفم هستم. چه بیاید که دو چشمم به فدای قدمش٬ چه نیاید که مرا کور خواهد کرد، انتظار دیدن. قاصدک باز اگر برگشتی و اگر پرسیدت ز فلانی چه خبر، تو خودت حال مرا می دانی بوسه بر دستش زن و بگو... قاصدک پر زد و رفت.... بالهایش خیس، جمله هایم نصفه.... و تو مأیوس شدی که چرا باز نفهمید که در وادی عشق حرف زدن ممنوع است......؟

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

سلام من به تو ای معنی سلام 

یا امام زمان عج

اگر حجاب ظهورت حضور پست من است

خداکند که بمیرم ، ولی تو زود بیایی ...

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن ادبی عرفانی
[ پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

<b><font color=red>شهادت حضرت امام زین العابدین (ع) تسلیت باد</font></b>

علی بن حسین بن علی علیهم السلام چهارمین امام شیعیان، در سال 38 هجری ‏قمری، روز سوم شعبان دیده به جهان گشود. نام مادرش شهربانو، «شهر بانویه‏» «شاه ‏زنان‏» و...، و مشهورترین القاب آن حضرت «زین العابدین‏» و «سجاد» می‏باشد. ‏
دوران کودکی را در مدینه سپری کرد، و مدت دو سال از امامت جدش، امیرمؤمنان علیه ‏السلام و ده سال از امامت عمویش، امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال از امامت ‏پدر بزرگوارش، امام حسین علیه السلام را درک نمود.  ‏
در محرم سال 61 هجری قمری در جریان قیام امام حسین علیه السلام، در سرزمین ‏کربلا حضور داشت و پس از آن فاجعه دردناک به امامت رسید و با توجه به وضعیت زمان و ‏اختناق حاکم در آن دوران، اقدام به یک سلسله برنامه‏های ارشادی و فرهنگی و مبارزات ‏غیرمستقیم نمود، بدون آنکه حساسیت‏حکومتها را برانگیزد و فعالیتهایی انجام داد که ‏مهم‏ترین آنها عبارتند از: ‏
‏1. زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و رساندن پیام آن به مردم آن زمان
‏2. پند و ارشاد امت
‏3. تبیین معارف از طریق دعا و مناجا

امام سجاد علیه السلام در اوضاع ناگوار اجتماعی آن روز که ارزش های دینی دست خوش تغییر و تحریف امویان قرار گرفته بود، مهمترین کار خویش را در زمینه برقراری پیوند مردم با خدا، با دعا آغاز کرد.

چنین بود که مردم تحت تأثیر رو حیات آن حضرت قرار گرفتند و شیفته مرام و روش او شدند و بسیاری از طالبان علم و دانش در مسلک راویان حدیث او در آمدند و از سرچشمه زلال دانش وی که برخاسته از علوم رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین علیه السلام بود، بهره ها جستند.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه شهادت امام سجاد (ع) , مطالب مذهبی , تصاویر مذهبی
[ پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
[ سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


مجموعه ارزشمند نوحه و سینه زنی از صادق آهنگران تقدیم به کاربران عزیز

40 قطعه

 

 

حاج صادق آهنگران

امام حسین(علیه السلام)

شهیدم وا شهیدم وا شهیدا

ای حسین(ع) ای غم تو همدم ما

داغها دارم به دل از جور قوم اشقیا

مشعل آه تو افروخته می خواهد عشق

دیدی ای دل تو واماندی و یاران رفتند

قسم به جان مادرت مرا مرانی از درت

ای گل زهرا (س) گل بستانم

حضرت ابوالفضل (ع)

سرزمین البلاء و للبلاء

ای علمدار من یار و غمخوار من

افتاده در قتلگاه خون

سقا شود بی دست و سر

حضرت علی اکبر(ع)

اگر دیدی به خون غلطان

نوجوانان اکبر(ع) من ای گل پرپر من

لاله خونین من ای تازه جوانم

حضرت رقیه(س)

روضه امام حسین (ع)

ای همایون

ویرانه تاریک من امشب چراغانی شده

آه و واویلا

بوی گل از در و دیوار

من دختر حسینم

الهی بهر قربانب به درگاهت سر آوردم

حضرت قاسم(ع)

بوسه زد بر دست و پای سالار شهیدان

طایری پر شکسته دل شکسته ام

از تشنه کامی در برم

روضه حضرت قاسم(ع)

با مرگ قاسم(ع) زنده شد داغ حسین(ع)

سایر:

شبی که ما همه در انتظار آن بودیم

روضه بشیر بن جزلم

بر تن پاک شهیدان گل بریزید

الله و الله یا رحمت الله

در عدم بودیم و مسرور وجود

از همان مبدا فیضی که به من بخشیدند

ببین در کوفه ام غریب و تنها حسین(ع)

کاروانی آید از راه

من چه گویم یک رگم هوشیار نیست

امشب از دامان دل دستم جداست

روضه حضرت مسلم بن عقیل

این کاروان از خاطر انصار حزین

ای انیس و مونس شبهای من


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود مداحی حاج صادق آهنگران , دانلود سینه زنی اهوازی
[ سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

Imageمجموعه ارزشمند نوحه و سینه زنی از صادق آهنگران تقدیم به کاربران عزیز

40 قطعه

 

 

 

حاج صادق آهنگران

امام حسین(علیه السلام)

شهیدم وا شهیدم وا شهیدا

ای حسین(ع) ای غم تو همدم ما

داغها دارم به دل از جور قوم اشقیا

مشعل آه تو افروخته می خواهد عشق

دیدی ای دل تو واماندی و یاران رفتند

قسم به جان مادرت مرا مرانی از درت

ای گل زهرا (س) گل بستانم

حضرت ابوالفضل (ع)

سرزمین البلاء و للبلاء

ای علمدار من یار و غمخوار من

افتاده در قتلگاه خون

سقا شود بی دست و سر

حضرت علی اکبر(ع)

اگر دیدی به خون غلطان

نوجوانان اکبر(ع) من ای گل پرپر من

لاله خونین من ای تازه جوانم

حضرت رقیه(س)

روضه امام حسین (ع)

ای همایون

ویرانه تاریک من امشب چراغانی شده

آه و واویلا

بوی گل از در و دیوار

من دختر حسینم

الهی بهر قربانب به درگاهت سر آوردم

حضرت قاسم(ع)

بوسه زد بر دست و پای سالار شهیدان

طایری پر شکسته دل شکسته ام

از تشنه کامی در برم

روضه حضرت قاسم(ع)

با مرگ قاسم(ع) زنده شد داغ حسین(ع)

سایر:

شبی که ما همه در انتظار آن بودیم

روضه بشیر بن جزلم

بر تن پاک شهیدان گل بریزید

الله و الله یا رحمت الله

در عدم بودیم و مسرور وجود

از همان مبدا فیضی که به من بخشیدند

ببین در کوفه ام غریب و تنها حسین(ع)

کاروانی آید از راه

من چه گویم یک رگم هوشیار نیست

امشب از دامان دل دستم جداست

روضه حضرت مسلم بن عقیل

این کاروان از خاطر انصار حزین

ای انیس و مونس شبهای من


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

بسم رب الحسین (ع)
 
هستم من از عشقت ز هر دیوانه ای دیوانه تر   زیرا تو در حسنی ز هر دردانه ای دردانه تر
دیوانگی ما را بود نسبت به عقل این و آن   ماییم در گیتی ز هر فرزانه ای فرزانه تر
 
شاهم حسین عشقم حسین ماهم حسین دینم حسین
 
هر دم منت از جان و دل بیش آشنا تر می شوم   بینم تویی با من ز هر بیگانه ای بیگانه تر
دانی حقیقت را چرا بینم عیان با چشم جان   دیدم بجز حق را ز هر افسانه ای افسانه تر
 
در دام صیاد ازل حیران فتادم تا ابد   مرغ دلم باشد ز هر بی لانه ای بی لانه تر
ای شمع جمع اهل دل ای نوربخش آب و گل   در آتشت سوزم ز هر پروانه ای پروانه تر
 
باطن و ظاهرم تویی سلطان ملک کربلا
غایب و حاظرم تویی سلطان ملک کربلا
 
کربلا از عرش ها داور است پایتخت پادشاه بی سر است
 
سایه و روشنم تویی گل تو گلشنم تویی
منظر و ناظرم تویی عشق من ای حسین من
 
نیست  از تو هست شد عالمی از تو مست شد
باده و ساغرم تویی عشق من ای حسین من
 
در سر من هوای تو خلوت دل سرای تو
شاهد و عشق من تویی سلطان ملک کربلا
 
سلطان ملک کربلا سلطان ملک کربلا سلطان ملک کربلا
 
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
 
تشنه آب فراتم ای عجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
 
 
حسین.....حسین....

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی

به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش

سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش . . .

التماس دعا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلم دریاچه ی غم شد دوباره / قد آیینه ها خم شد دوباره

صدای سنج و دمام اومد از دور / بخون ای دل محرم شد دوباره . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اس ام اس محرم ۹۰

عالم ، همه خاک کربلا بایدمان

پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان

تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید

همواره حسین ، مقتدا بایدمان . . .

این مطلب دارای ۱۵ اس ام اس می باشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوبیتی محرم ۹۰

محرم آمد و دلها غمین شد / غم و عشق وبلا با هم اجین شد

حسین آماده بهر جانفشانی است / دوباره فاطمه قلبش حزین شد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیامک محرم

ضریح تو داره عطر گل یاس

نوازش های دستت میشه احساس

کی میدونه آقا پر میشه شاید

شبا سقا خونه ات با مشک عباس . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

محرم ماه آن عبدخدا

محرم اسرار آن هستی فزا

محرم ماهی که در آن ریختندند

میان کربلا خون خدا . . .

عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

متن مخصوص محرم

جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید / هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید

بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی / خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

sms محرم ۹۰

پیراهنی از زخم، به تن دوخته است

این رسم، ز حضرت غم آموخته است

ای سـرو تمــاشاییِ ایــمان، عبـاس!

دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد

ماه از سر شب بدون سر خواهد شد

تاریخ دوباره به خودش می لرزد

شق القمری بزرگتر خواهد شد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این نیزه مرا به عشقتان میدوزد / در عمق وجود شعله می افروزد

امسال اگرچه در زمستانم باز / از بردن اسم تو لبم می سوزد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جدیدترین اس ام اس های محرم

فریاد حسین را شنیدیم همه / از کوفه به سوی او دویدیم همه

رفتیم به کربلا ولی برگشتیم / از شمر امان نامه خریدیم همه . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

محرم در حریم کربلاتندیس شد

محرم همره نام حسین تقدیس شد

محرم با حسین اشک است وخون

محرم با حسین دشت جنون

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیدند

سیراب شدند زآن که در اوج عطش

آن حادثه را به شوق آشامیدند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دو دیده اشک، باران است ، محرم / ز سوگ ، جمله یاران است ، محرم

جهان می بارد ، اشک ، داغ یاران / ز ظلم ، نابکاران است ، محرم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

محرم باز هم نوبت توست / که بگشایی تمام خاطراتت

ز ایامی که در آن بود شیون / گهی نالیدن و گه سر بریدن . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست

این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست

ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن

همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست . . .


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اس ام اس و پیامک ماه محرم
[ سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

ساقی لب تشنگان                  سوی میدان شد روان

سینه ی مولا                   شد زغم غوغا

عالم شیون و غم        محزون قلب خاتم      زین رو شور و ماتم

*** *** ***

روبروی قوم کین                  می خروشد اینچنین

حیدر است بابم                  باب احبابم

مولایم حسین است   ما را نور عین است   زین رو شور و ماتم

*** *** ***

گرد عباس از جفا                 کوفیان بی حیا

حمله ور سویش                 خصم بد خویش

با تیر، تیغ و شمشیر     هر دم بارش تیر     زین رو شور و ماتم

*** *** ***

زد به قلب دشمنان                با خروش و بی امان

آه از آن دم کان                ساقی عطشان

از زین واژگون شد    عباس غرق خون شد    زین رو شور و ماتم

*** *** ***

در برش آمد حسین               شد دو عالم شور و شین

دیده ها گریان               شد حرم نالان

عطشان کام طفلان     گریان دیده هاشان     زین رو شور و ماتم


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری , متن مداحی و نوحه شهادت حضرت ابوالفضل (ع)
[ دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
چی میشه یبن فاطمه یک گوسه چشم نگام کنی

با اون نـگـاه فـاطـمـی دلـمــو کـربــــلــــاء کــــنـی

مـیگن که خاک تربـتت مـرده را زنـده مــی کــنـی

خنده کنون میره بهشت هر کـی بـرات گـریـه کـنه

پـرچـم سـرخ گـنـبـدت دل مـنـو خـون مـی کـنـه

هــرولـه سـیـنـه زنـات آدم مـجـنـون مــی کـنـه

اگـه مـیـام در خـونـت به یـک اومـیدی میشـینم

آرزو دارم کـه تو را یـک شـب تـو روضـه ببینم

قدیما هر وقت اسم تو میشنیدم مست میشدم

با گفتن ذکر حسین مست و حسینی میشدم

چند وقته توی روضهات نـمـی تـونـم گـریـه کـنـم

اشک از من نـگـیر آقـا بــذار بــرات گـریــه کـنـم

حسین رومو زمین نزار بـزار پـاتـو روی دیده ی ما

اگه واست زحمتی نیست امـشـب بـیـا روضـه مــا

آقام آقام آقام حسین

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

برای دوستان دو نوحه زیبا از مصطفی گراشی گذاشتم دانلئد از لینک زیر

شب عاشورا 89

ای عزاداران


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه خوانی حاج مصطفی گراشی , دانلود نوحه و واحد بوشهری
[ دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

به درد خانمان سوزی ز خود بیگانه میمیرم

به درد خانمان سوزی ز خود بیگانه میمیرم

تمام خاطرات من شده افسانه میمیرم

سه ساله دختر عشقم،منم پیر طریقتها

شریعت بی حقیقت شد،من فرزانه میمیرم 

خوشم چون دختر ناز امام العاشقین هستم 

به عشاق سر کویش بگو مستانه میمیرم 

به شوق دیدن رخسار دلدار غریب خود 

شدم شمع شب تار چنان پروانه میمیرم 

شدم شیداتر از شیدا چو دیدم راس خونینت 

تو با سر آمدی پیشم من دیوانه میمیرم 

نگار نازنین،من به نازت دین و دل دارم 

شراب شوق نوشیدم برت جانانه میمیرم 

شدم ملحق به ذات حق چو او جانانه میمیرم 

زدم پیمانه پیمانه من آخر مست و رندانه 

لبت بوسیدم و گفتم من دردانه میمیرم

جان بابا جان بابا جان بابا جان بابا

فخرم اینه تو دنیا که دلم با رقیه اس..

فخرم اینه تو دنیا که دلم با رقیه است

سبب خلقت من گفتن یا رقیه است

دل دیونه من جز تو طالب نداره

بزار پا تو رو چشمام نگن صاحب نداره

اگه عشقت نباشه همه دنیا حقیره

نباشه هر کی می خواد تو رو از من بگیره

الهی در عمه عمر سگ خونت بمونم

اسیر و سر سپرده فقط از تو بخونم

همه عالم بدونن بی رقیه میمیرم

اسیر غصه و غم بی رقیه حقیرم

دوستش دارم یه عالمه دختر پادشاهمه

پری ناز زینبه مستی  سال و ماهمه

گدایی در شما کار هزار تا حاتمه

هزار تا حاتمم کمه کار تموم عالمه

اگر چه شهره هستم به درد بی نوایی

به قالی سلیمان ندارم اعتنایی

چرا که من غبار قالی روضه هاتم

غلام حلقه گوش و نوکر نوکراتم


فقط به عشق بی بی با درد و غم میسازم

فقط به عشق بیبی

بادردوغم میسازم

بین همه دلبرا

به رقیه می نازم

ذکرم تا روز محشر

شد لعن بر امیه

فخرم بود در عالم

هستم سگ رقیه

ببینید ابهاالناس

عوعو کنم همیشه

فقط به عشق عباس

تکیه مکن به مردم

که صاحبت حسینه

عباس گفته بامن

آقات فقط حسینه

شدم سگ ابالفضل

ببینید ایهاالناس

غلاده ام روبستن

کنارکف العباس

من سینه خیز بمیرم

پای ضریح عباس


شهزاده ی خیرالنسا رقیه ی بنت الحسین

شهزاده ی خیرالنسا شهزاده ی خیرالنسا/
رقیه ی بنت الحسین رقیه ی بنت الحسین/
دخت شهید سر جدا دخت شهید سر جدا/
رقیه ی بنت الحسین رقیه ی بنت الحسین/
همه همه همهمه کن همه به سر بزنن همه /
شهزاده ی خیرالنسا شهزاده ی خیرالنسا/
رقیه ی بنت الحسین رقیه ی بنت الحسین /
ایینه ی زینب نما ایینه ی زینب نما/
رقیه ی بنت الحسین رقیه ی بنت الحسین /
عشقم تویی ماهم تویی عشقم تویی ماهم تویی دلدار دلخواهم تویی دلدار دلخواهم تویی/
دلداده ی رب منو معشوق الله ام تویی/
دنیای ما عقبای ما رقیه ی بنت الحسین /
ایمان تویی عرفان تویی دلبر تویی جانان تویی/
شمع دل ویران تویی حاکم تویی سلطان تویی /
محبوبه ی یزدان تویی دیباچه ی عشق و وفا/
رقیه ی بنت الحسین رقیه ی بنت الحسین/
شیر بیابان بلا عشق تمام اولیا /
مهر و صفا ماه وفا میخانه ی عشق خدا /
همخانه ی کرب و بلا مظلومه ی دشت بلا /
مقتوله ی جور و جفا رقیه ی بنت الحسین/
رقیه ی بنت الحسین رقیه ی بنت الحسین /
ساقی تویی ساقر تویی جانان تویی دلبر تویی/
زهرا تویی حیدر تویی بهتر تویی برتر تویی /
مستی تویی کوثر تویی سلطان کجا ویرانه ها/
سلطان کجا ویرانه ها پیمانه ای میخانه ای/
دلداده و جانانه ای شمع دل ویرانه ای /
یار دل دیوانه ای ریحانه ای دردانه ای /
هم دلبر و هم دلربا رقیه ی بنت الحسین /
رقیه ی بنت الحسین همه /
رقیه ی بنت الحسین رقیه ی بنت الحسین /
همه همه وای ناایستین جلسه ی بی بی کم نزارین ماشاالله /
عشق دل دیوانه ها عشق دل بیگانه ها /
قدرش نداند جز خدا هستی بگوید یک صدا /
رقیه ی بنت الحسین رقیه ی بنت الحسین /
وای وای وای وای وای وای وای وای/
وای وای وای وای وای وای وای وای/


شنیده ام امام حسین دختری دُردانه داره

شنیده ام امام حسین دختری دُردانه داره

نامش رُقیه است و دو عالم سگ دیوانه داره

ملیکه مُلک دلم ، رقیۀ بنت الحسین

دستای عباس همگی سوشو پریشون می کنه

زلف قشنگش دیگه کی نیازی بر شانه داره

عیش ابد خواهی اگر، دربدر رقیه شو

ملیکه ای که در جهان سفره شاهانه داره

ملیکه ملک دلم رقیۀ بنت الحسین

به من نشان نمی دهد صورت همچو ماه خود

ولی نظاره می کند به این سگ سیاه خود

من که ندیدمش ولی ، عاشق خنده اش منم

قابل اگر بداندم  بندۀ  بنده اش منم

امشبو مستی میکنم ، صنم پرستی می کنم

به اسم رقیه گر دلی هوای میخونه داره

یهدی الی العشق رقیه شد نصیبم از ازل

شکر خدا که با دلم لطف کریمانه داره

رَوم به میخانه عشق سراغ ریحانه عشق

گلی که شمع مرقدش این همه پروانه داره

عیش ابد خواهی اگر دربدر رقیه شو

ملیکه ای که در جهان سفره شاهانه داره


فرشته ی بهشتم رقیه ام رقیه


فرشته ی بهشتم ، ترا کجا بهشتم

چه بود سر نوشتم به خون دل نوشتم

بخواب جاودانه رقیه ام رقیه

 

به دامنم مکانت گرفته گرد جانت

تمام همرهانت به نقطه دهانت

نگاهها نشانه ، رقیه ام ، رقیه

 

پدر مگر کجا بودی ؟ به دردت آشنا بود

چه خوابی ای خدا بود ؟ نوای نینوا بود

گرفته ای بهانه ، رقیه ام ، رقیه

 

ز جمع ما گسستی  رقیه ام ، رقیه

 

رقیه اسیرم ، بپا شو ای صغیرم

به دامنت بگیرم ، به پیش تو بمیرم

کجا شدی روانه رقیه ام ، رقیه

 

دل حرم کباب است ، به نغمه رباب است
بگویمش ثواب است رقیه ام به خواب است
 

عشق تو در ضمیرم به زلف تو اسیرم

عشق تو در ضمیرم به زلف تو اسیرم
غلام زرخریدم نزد چشات بمیرم انا کلب الرقیه

دوستش دارم یه عالمه دختر پادشاهمه
گدایی در شما کار هزارتا حاتمه هزار تا حاتمم کمه کار تموم عالمه

اگر چه شهره هستم به درد بی نوایی
به قالی سلیمان ندارم اعتنایی

چراکه من غباره  قالی روضه هاتم
غلام حلقه گوش و نوکر نوکراتم

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه های سید جواد ذاکر , اشعار و نوحه های شهادت حضرت رقیه (س) , اشعار محرم
[ یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

حیفم اومد این مطلب رو که دوستان عزیزمون واسمون فرستادن رو نزنم  . مختصر و پربار

امام حسین علیه السلام :
 
 
 
کسی که حاجتی دارد،با گفتن آن به تو،آبروی خود را حفظ نکرده.
پس تو با رد نکردن آن، آبروی خود را حفظ کن...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: حدیث معصومین
[ یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

گفتا قاسم به فغان که ای شه تشنه لبان               اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

بعد یــاران جانـی ســیرم ز زندگانــی                اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

کشتند حر دلاور عون و عباس و جعفر                اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

وصیت کرده با من بعد از اذن شهادت                 اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

عزیزانت یک سر گشتنند در خون شناور                        اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

***

الوداع الوداع امشب شب عاشوراست                   دور خیمه بر سر زنان زهراست

الوداع الوداع امشب زینب محزون                       زینب محزون در فکر فرداست

الوداع الوداع امشب لیلای محزون                        لیلای محزون در فکر فرداست

الوداع الوداع امشب عروس ناشاد                        عروس ناشاد در فکر فرداست

الوداع الوداع امشب عـابد بیمار                       عابـد بیمار در فکر فرداست

***

ماهِ محرم شد با دیدۀ تر محبّان سراسر               رختِ سیه زین غم بنموده در بر کنید خاک بر سر

اندر عزای، سبط پیمبر

وارد شدند در کربلا در یوم دوّم همین ماه و آن شاه        رو کرده به یاران گفتا که منزل ما بُوَد اینجا

از ناقه ها بار، گیرید و یکسر

همراهِ آن شاهِ بی خیل و لشکر بودند شش برادر             عباس و عبدالله و عون و جعفر دو ماه منوّر

قاسم از یکسو، یک سمتی اکبر

لیلا جدا گردد اینجا ز اکبر کند خاکِ بر سر                تیر ستم آید به حلق اصغر ز قوم ستمگر

رنگین ز خونش شد دستِ مادر

  ***

ای شیعه مگر قتل شه کرببلا شد                         یا ماه عزا شد

یا ماتم فرزند علی شیر خدا شد                           در دشت بلا شد

چون آب به روی شه لب تشنه ببستند                 دلها بشکستند

بسیار عزیزان حسین تشنه نشستند                    در دشت بلا شد

از تیر جفا اصغر او غرقه به خون شد                   زینب به فغان شد

این جور و ستم جمله ز اولاد زنا شد                     در دشت بلا شد

یک غنچۀ گل بر سر دست شه مظلوم                 آن کودک معصوم

مانند مه یک شبه انگشت نما شد                                    در دشت بلا شد

اطفال شه دین همه لرزان و گریزان                    از جور لعینان

آتش به خیام حرم آل عبا شد                             در دشت بلا شد

ای شیعه از چه عون و عباس و علی اکبر ناشاد     هم قاسم داماد

لب تشنه شهیدان همه در راه خدا شد                  در دشت بلا شد

ای شیعه از چه زینب و کلثوم و هم سکینۀ زار      گردیده گرفتان

یا بلکه زجور و ستمِ شمر دغا شد                                    در دشت بلا شد

بر ناقۀ عریان ز جفا سیدِ سجاد                           با ناله و افغان

یا بسته به گردن غل و زنجیر به پا شد                در دشت بلا شد

ای شیعه از چه اهل بیت زار آن شاه شهیدان        با ناله و افغان

بر ناقه و محمل حرم شیر خدا شد                       در دشت بلا شد

  ***

به دشت کربلا لیلای محزون بگفتا با صد افغون    علی اکبر جوان تاجدارم دمی کن ترک میدون

بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان (2 )

چه گلی از گلشنِ وصلت نچیدم جوان نا امیدم      به جای خلعت دامادی تو کفن بهرت بریدم

گل نشکفته ام رو در خزانی، اسیر کوفیانی           روی ناکام علی زین دار فانی، نخواهم زندگانی

نظر بنما به حال زینب زار و این عترت طاها        ترحم کن دمی بر حال لیلا مهِ یثرب و بطحا

نشین گویم سکینه تا ببارد، برایت مشک و عنبر  زند شانه به گیسوی تو زینب، گلاب از دیدۀ تر

گمانم از دلِ لیلا محزون، خبر هرگز نداری          «شریفیان» چرا از بهر اکبر ز دیده خون نباری

***

شاه دین گفت به عباس دلاور                 ز جا برخیز ببین حالم برادر

علم بر گو به دستِ کی سپارم                 به غیر از تو علمداری ندارم

علم را نوبت دیگر بپا کن                       به من هم یاری از بهر خدا کن

علم بر گو به دست کی سپارم                 به غیر از تو علمداری ندارم

در عالم جز منِ مظلوم و بی یار               کسی نشنیده شاهی بی علمدار

علم برگو به دست کی سپارم                  به غیر از تو علمداری ندارم

علمدار سپاهم ای برادر                          شهید بی گناهم ای برادر

علم بر گو به دست کی سپارم                 به غیر از تو علمداری ندارم

  ***

ای شیعه ز نو محرم آمد، هنگام عزا و ماتم آمد     

بر سر بزنید در این مصیبت، در ماریه شاه عالم آمد

گفتا شه دین به نوجوانان، اینجا بُوَد وعده گاه جانان 

عباس تو خیمه ها بپا کن، چون امر خدا مسلم آمد

این دشت بلاست قتلگاهم، گردند شهید اقربایم     

آتش بزدند به خیمه گاهم، زینب به عزا و ماتم آمد

از جور و جفای قوم اعدا صد چاک شود یوسف لیلا

گردد چو به خاک و خون شناور، لیلا به عزا و ماتم آمد

***

شیعه به سر زن ماه عزا شد                    ماه محرم یاران بپا شد

فرزند زهرا با لب عطشان                       رأس شریفش از تن جدا شد

سلطان خوبان سبط پیمبر                       گفتا به خواهر با حال مضطر

خواهر ندارم من یار و یاور                      دارم وصیت وقت وداع شد

خواهر چو رفتم من سوی میدان              اصغر به دستم با حال محزون

گفتم دهید آبی بهر این طفل                   تیر سه شعبه سویش روان شد

دست علمدار شاه بی یار                                    از تن جدا شد با چشم خونبار

از بعد مرگ ثانی حیدر                           روز حسین چون شام سیه شد

  ***

 شیعه باز است و غم (2 )، با آه و الم                    به سر و سینه بر زن، که زنو شد محرم

شیعه باز است و غم

چو شهنشاه دین روبروی قوم کین                      فرمود ایها الناس به صدای حزین

زهراست مادرم پسر حیدرم                    نامم بود حسین و سبط پیمبرم

کشتید اکبرم هم با اصغرم                      عباس جوان و عون جعفرم

کشتید یاوران قاسم نوجوان                    در خیمه علیل است عابد ناتوان

بن سعد لعین اطفالم ببین                       در خیمه نشسته زینب دل حزین

شیعه کردن شهید آن قوم پلید               نوگل باغ زهرا از حکم یزید

شیعه دیدی چسان کردند کوفیان                       رأس عزیز زهرا بر نوک سنان

گفتا عباس جوان (2 )                کی شه تشنه لبان

سکینه آمده نزدم با دو صد آه و فغان                 ده اذن میدانم

فرزند شاه عرب (2 )                 دارم از خود عجب

سقای تشنه لبانم جانم آمد به لب                                    ده اذن میدانم

سکینه هر زمان (2 )                  گوید عمو جوان

همچو من تشنه لبی کو عمو در این جهان                        ده اذن میدانم

شاها در خیمه ها (2 )                 بانگ فریاد و آه

از صغیران حجازی می رود تا سما                       ده اذن میدانم

***  

ای شیعیان مگر ماه عزا نو شد (2 )                     جمله دلها پر از غم شد، واویلا حسین (2 )

شد کشته شاه دین فرزند پیغمبر، شد (2 )                      غم نصیب زینب شد، واویلا حسین (2 )

شد پیکر پاره پاره پیرک علی اکبر، شد (2 )                    لیلا محزون و مضطر شد، واویلا حسین (2 )

شده پاره پاره حلقوم علی اصغر، شد (2 )                                    در خون خود شناور شد، واویلا حسین (2 )

ای شاه غضنفر فَر در کرببلا بنگر (2 )                             بین کشته جوانانت، هم قاسم و هم اکبر (2 )

یک طرف علی اکبر، یک طرف علی اصغر (2 )                آن یکی گلو پاره، دیگری شده بی سر (2 )

شاها به حق اکبر یک لحظه بر ما بنگر (2 )                      ما جمله عزاداریم، از بهر تو ای سرور (2 )

***

لیلا بگفتا ای شهِ، لب تشنه کامان             دستم به دامان، آقا الامان

رودم به میدان می رود، در چنگ گرگان             از هجر اکبر، مشکل برم جان

آه و واویلا، کو اکبر من               نو دو، چشمان تر من

شبها نخفتم تا سحر، پای گهواره             تا تو را کردم، هیجده ساله

کردی امیدم نا امید، این بود خیالت                     رفتی ز دنیا، شیرم حلالت

آه و واویلا، کو اکبر من               نور دو، چشمان تر من

دارم امیدی از خدا، یک بار دیگر             در برم آید، نوجوان اکبر

گردم به دور قامتش، دستی به گردن                  بوسم دو چشم، شهلای اکبر

آه و واویلا، کو اکبر من               نور دو، چشمان تر من

اکبر جوان تازه جنگ، این همه لشکر      تا کی بیاید، در برم بینم

ترسم بمیرم نبینم روی او دیگر              تا صف محشر نوجوان اکبر

آه و واویلا، کو اکبر من               نور دو، چشمان تر من

ای زینب محزون بیا، کن تو امدادی                     تا بُریم امشب، رخت دامادی

اهل حرم گویند سرود، اندر این وادی                  از بهر اکبر، تا کنیم شادی

آه و واویلا، کو اکبر من                           نور دو، چشمان تر من

محزون سر و سینه زند، از بهر اکبر                     می کند نوحه، با دو چشم تر

گردی شفیعش ای جوان، در صف محشر                        از سر جرمش بگذرند دیگر

آه و واویلا، کو اکبر من                           نور دو، چشمان تر من

***

شیعیان ماه محرم به جهان گشت بپا                   شد ز نو وقت عزا (2 )

زینب غمزده آمد به سوی کرببلا                                    با دو صد حسرت و آه

شاه دین گفت به عباس علمدار جوان                 با دو صد حسرت و آه (2 )

گو که بعد تو چه سازم من از این جور و جفا                    با دو صد حسرت و آه

زینب غمزده گفتا به حسین خسرو دین                          با دلی زار و حزین (2 )

می شوند کشته جوانان در این دشت بلا                           با دو صد حسرت و آه

***

گفتا سکینه با دیده تر                عباس عمو جان بر من تو بنگر

خشکیده دهانم              از کف رفته جانم            واویلا از این غم

صحرا پر از آب من تشنه کامم               وز تشنه کامی در پیچ و تابم

خشکیده دهانم              از کف رفته جانم            واویلا از این غم

عمو مگر ما خانه نداریم             جز یک خرابه منزل نداریم

خشکیده دهانم              از کف رفته جانم            واویلا از این غم

یک قطره آب اندر حرم نیست               بی آب عمو جان تا کی توان زیست

خشکیده دهانم              از کف رفته جانم            واویلا از این غم

***

شیعیان ماه محرم به جهان گشت بپا                   شد ز نو وقت عزا (2)

زینب غمزده آمد به سوی کرببلا                        با دو صد حسرت و آه

شاه دین گفت به عباس علمدار جوان                 با دو صد آه و فغان (2)

گو که بعد تو چه سازم من از این جور و جفا                    با دو صد حسرت و آه

زینب غمزده گفتا به حسین خسرو دین              با دلی زار و حزین (2)

می شوند کشته جوانان در این دشت بلا               با دو صد حسرت و آه

شیعه ماه غم آمد موسم ماتم آمد (2)                 جمله زنید بر سر ماه محرم آمد

چون شاه شهیدان شد عازم به میدان(2)              از هجر برادر گریان زینب آمد

جون پور علیلش آگه شد که بابش (2)               دارد عازم جنگ بهر شهادت آمد

آن قوم ستمگر کشتند نوجوانم(2)                      بعد علی اکبر نوبت اصغر آمد

اطفال شه دین لرزان زین مصیبت (2)                 هر یک بهر تودیع گرد آن شه آمد

عون و علمدار من قاسم و یاران من(2)                بعد شهادتشان طاقت من سر آمد

بنال ای ناخدا تو اندر این مصیبت (2)                  ذاکر دل شکسته ماه محرم آمد

***

شیعیان از نو شد ماه محرم، با ناله و غم              زنید و بر سر اندر این ماتم، آه و واویلا آمد محرم

زینب محزون با چشم گریون، گفت ای برادر      می برندم شام، این قوم کافر، آه و واویلا آمد محرم

لیلای مضطر گفتا به اکبر با دیده تر         کن ترک میدان، زین سفر بگذر، آه و واویلا آمد محرم

یکدم روان شو قدت ببینم، ای جان مادر              تا نوجوانی داغت نبینم، آه و واویلا آمد محرم

مادر روانم من سوی میدان، قدم نظر کن              از نوجوانت قطع نظر کن، آه و واویلا آمد محرم

رخت دامادی، بهرت بریدم، ای جان مادر                        آخر نکردی، آن رختت برتن، آه و واویلا آمد محرم

رخت دامادی لایق من نیست، ای جان مادر       چون بر تن من غیر از کفن نیست، آه و واویلا آمد محرم

***

لیلا بگفتا ای آرام جانم               کن ترک میدان ای روح روانم

بنشین اندر کنارم           کز هجرت بیقرارم         اکبر جوان لیلا (2)

مادر پیش من چون جانان جانی              کن ترک میدان ای یوسف ثانی

بنشین اندر کنارم           کز هجرت بیقرارم         اکبر جوان لیلا (2)

گر روی میدان بابت شود گریان             عمه ات زینب زین ماجرا نالان

بنشین اندر کنارم           کز هجرت بیقرارم         اکبر جوان لیلا (2)

شبها نخفتم من ای جان مادر                  رنجها دیدم ای شبه پیمبر

بنشین اندر کنارم           کز هجرت بیقرارم         اکبر جوان لیلا (2)

***

گفتا لیلا به افغان بهر اکبر (2)                 ترک میدان کن ای شبه پیمبر

بنشین یکدم در برم                   کن رحم بر چشم ترم                ای جان مادر (2)

بود امیدم که دامادت نمایم (2)              حجله ات بندم شادت نمایم

حوران آیند از سماء                   گویند در عیشت ثنا                   این جان مادر (2)

ای صبا چون رسیدی در مدینه (2)                      گو سلامم به صغرای حزینه

برگو کشتند اکبرت                    شد خاک غم بر سرت                ای جان مادر (2)

***

ای عندلیبان گلشن خراب است (2)                    آهسته نالید اصغر به خواب است

از داغ اصغر دلخون رباب است               لای لایی از سفر برگشته رودم

شیر از پیکان کافر خورده رودم

گهواره خالی اصغر نپیداست (2)              یاران چه سازم رودم ناینجاست

در باغ رضوان در نزد زهراست               لای لایی از سفر برگشته رودم

شیر از پیکان کافر خورده رودم

اهل مدینه یکسر بیایید (2)                    ما بیکسان را یاری نمایید

خاک مصیبت بر سر نمایید                     لای لایی از سفر برگشته رودم

شیر از پیکان کافر خورده رودم

یاران ز غربت زینب رسیده (2)              ظلم و ستم ها بسیاری دیده

بار مصیبت قدش خمیده                         لای لایی از سفر برگشته رودم

شیر از پیکان کافر خورده رودم

***

بر لب بحر فرات سقای لب تشنگان(2)   چو فتاد بر روی زمین گفت ای شه کون و مکان

بیا که دیده ام به راه ست                                   هنگام بدرود و وداع ست مولا حسین جان

آوای هل من ناصرش شه خوبان شنید(2)                        آمد به بالینش نشست ز دل آهی کشید

بگرفت برادر را به بر                                         اشکش روان شد از بصر مولا حسین جان

تا باشدم جان در بدن شه لب تشنگان(2)                                    مرا به خیمه ها مبر به پیش کدکان

وعده آب من داده ام                                                       عذرم بگو از وعده ام مولا حسین جان

هذا فراق بینی و بینک سرورم(2)                                    بیا و بردار از زمین کنون این پیکرم

این آخرین وداع بود                                                      هنگام الوداع بود مولا حسین جان

این زینت دوش نبی گل باغ جنان (2)                 نوحه سرایت شد فتوت به صد شور وشین

بنما قبول سروده اش                                         بر جود تو دو دیده اش مولا حسین جان

***

یاران زمین کربلا خون گرفته                  خون حسین و یارانش از دجله تا هامون گرفته

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

هر سو فتاده بر زمین یک گلعذاری                    یکسو نوای مادران با آه و زاری

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

یکسو روان خون یاران چون چشمه ساران                       یکسو روان سوی خیام خیل سواران

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

یکسو فغان تشنگان بگرفته صحرا                      یکسو کنار علقمه افتاده سقا

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

فتوت هم از سوز دل نوحه سرا شد                      ای ذاکرا تو هم بنال که موسم شور و نوا شد

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

***

شد شب هجران، خواهر نالان                 کم نما افغان، با دل سوزان

فردا به دشت کربلا زینب ای زینب                     گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب

چون شود فردا، می روم میدان                تا شوم اندر، خاک و خون غلطان

از غم مکن شیون بپا زینب ای زینب                    با ناله و شور و نوا زینب ای زینب

سیر بنگر بر، این رخ گلگون                   چون شود فردا، غرقه اندر خون

دیگر نمی بینی مرا زینب ای زینب                      خونم بریزند اشقیاء زینب ای زینب

می شوم کشته، با همه یاران                   جسمها پر خو، بی کفن عریان

از ما نماند کس بجا زینب ای زینب                     جز عابدین در خیمه ها زینب ای زینب

ای شیعه بر سر زن، ماه ماتم از نو، بپا شد حسین             شهیدم به دشت کربلا شد

زینب از کرببلا به کوفه تا شام روان شد چرا                     چه ظلمی به آل مصطفی شد

آل احمد ز جفای آل سفیان شدند در به در                      روانه به سوی شهرها شد

تیر کین حرمله زد به حلق اصغر ستم کرد                       چرا که اصغر شهید بی صدا شد

  ***

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

دلبران را پیش دلبر دلبریست

 دلبران را پیش دلبر دلبریست ...دلبری خود شیوه پیغمبریست

پس ندا آمد که ما دلداده ایم .....دلربایی را به زینب داده ایم

هر دو عالم یک طرف یک موی زینب یک طرف

چهره ی حیدر چو حق آیینه زد سنگ زینب را حسین بر سینه زد

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه ی آب فراتم ای عجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

 


قلوبنا محزونه عمتی المظلومه

زینب بنت الحیدر ، زینب بنت الحیدر ، زینب بنت الحیدر

در همه جا حرف حق ، ذکر لب زینب است

سوز و گداز دلِ ، شیعه تب زینب است

فاطمه را نائبه ، دور ز هر شائبه

وه که چقدر جاذبه ، در خطب زینب است

نام پدر میفروش ، هر دو پسر باده نوش

کاسه صبح ازل ، جام لب زینب است

چشم حسین قبله ات ، اشک حسین دجله ات

علقمه خود شاهد ، راز لب زینب است

قلوبنا محزونه ، عمتی المظلومه

غریب خانوم ، غریب خانوم

عمه خانوم ، عمه خانوم

شیر زنی حق پرست ، قامت دشمن شکست

خرابه یک شعبه ای ، از شعب زینب است

ای که مریضی بیا ، بر در آل عبا

دوای هر نوع مرض ، در مطب زینب است

نوحه بخوان نوحه خوان ، هیچ مشو ناگران

نوحه گر بی ریا ، منتخب زینب است

زینب بنت الحیدر ، زینب بنت الحیدر

زینب بنت الحیدر یا زینب ، یازینب ، یا زینب


مران یک دم ساربان اشتر

مران یک دم ساربان اشتر ناقه زینب مانده اندر گل

بده ظا لم مهلتی آخر زان که دارم من عقده ها بر دل


مران ناقه تا که بنشینم بر سر نعش شاه مظلومان

مران ناقه زان که دارم من از جفای چرخ و ناله و افغان


مران ناقه تا که گویم من درد دل با این پیکر عریان

بیا ای مرگ تا شوم راحت زان به مرگ خود گشته ام مایل


بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر بی سر

از آن ترسم ساربان امشب آید برد دستش از پیکر


ندارد چون طاقت دیدن مادرم زهرا باب من حیدر

در این صحرا ای شتربانا ماندنم آسان رفتنم مشکل


شتربانا بی کفن باشد این تن مجروح اندرین صحرا

مرا نبود معجری دیگر تا کفن سازم جسم این شه را


ندارد چون سایه ای بر سر غیر خاشاک و جز طف گرما

خدای من کن تو آگاهم کشتی جانم کی رسد ساحل


زینبیون پادشاه عالمند

 

پرچمی بر قله عالم زدند/ زینبیون پادشاه عالمند 

عقیله العرب زینب ...  عقیله العرب زینب ...  عقیله العرب زینب ... 

در کمند عشق زینب منزلم/ نام او ذکر تپش های دلم

در حریم غرب او پر میزنم/ یا حسین میگویم و بر میزنم

ذکر تسبیح ملک یا زینب است/ سفره غم را نمک یا زینب است

عشق را تنها محک یا زینب است/ پایه های نه فلک یا زینب است

کربلا یه عشق و یک سر زینبیست/ به که عباس دلاور زینبیست 

عاشقان زهرای اطهر زینبی است/ بی گمان ساقی کوثر زینب است

هرچه میبینم به عالم زینبیست/ فاش میگویم خدا هم زینبیست

ذکر طوفانی... وای حسین.. وای حسین..


ای غریب بی قرینه

ای غریب بی قرینه با تو بودم از مدینه

ای تمام حاصل من بی تو می میرد دل من

یا حسین سالار زینب

کربلات عین بهشته خادماش حور و فرشته

کل ارض کربلا را رو دلم زهرا نوشته

من سگ کوی حسینم رونده ام از جن و از ناس

گرچه ولگردم ولیکن هستیم قربون عباس

یا حسین سالار زینب

رو سیاه خوار و پستم بشکند پاها و دستم

با گناه بی شمارم قلب زهرا را شکستم

من سگ کوی حسینم رونده ام از جن و از ناس

گرچه ولگردم ولیکن هستیم قربون عباس


درد غربت

 

نام شعر : درد غربت

سبک اجرا شده : مرحوم سید جواد ذاکر کاشان. جزو اخرین اجراهای ایشان بعد از بیماری اولیه

ارسال کننده: مهدی محمدی نسب

 

مرده بودم که رسید عشق و مرا ناجی شد.رشته عمر مرا مهر تو حلاجی کرد(رشته عمر مرا مهر تو حسین حلاجی کرد)

من فقیرم به ره کعبه نرفتم اما حجرالاسود خال تو مرا حاجی کرد.

 عشق فرمود: چشم از هوس و کام ببند عهد با کعبه رخسار دل ارام ببند

. حاجیان موی سر خویش تراشنند ولی تو سر سودا زده داده ای احرام.

 میهمان پر در ان کعبه که با زر بزنند کعبه کو تا که بیاید به در ان در بزند

.میشناسم بخدا می شناسم کعبه حسنی را من که بیاید به فقیران زمین سر بزند.

روی زیبا ناز دارد ناز ان باید خرید وصل دلبر هجر دارد هجر ان باید کشید. 

درد غربت را کشیدن شیوه دلدادگی است.

بی کسی هم درد دارد درد ان باید کشید.

کس ندیده زنی را که با اسارت خویش ز دست و پای خلایق طناب بگشاید.

 اگر به دوزخیان یک نظر کند زینب در نجات به اهل عذاب بگشاید.

 گره گشایی جهان است عمه ای سادات.


من به می لب میزنم

هر چه باداباد امشب من به می لب می‌زنم

 

دم ز نام نامی زیبای زینب می‌زنم

 

ذوالفقار عشق را بگرفته ام با دست جان

 

تیغ بر قلب کثیف خصم زینب می‌زنم

 

گوش دل واکن ببین ذات خدا با نای عشق

 

می‌زند فریاد من هم دم ز زینب می‌زنم

 

جنت رضوان به عشق روی او دارد صفا

 

پشت پا بر جنت بی روی زینب می‌زنم

 

تا بفهمد عالم و آدم که زینب مذهبم

 

نعره هو تا سحر با عشق زینب می‌زنم

 

هر کسی بر قلب خود مهری زده در راه عشق

 

من به روی سینه خود مهر زینب می‌زنم

 

تعنه بر من می‌زند واعظ به کفر و ارتداد

 

خنده بر این تعنه ها با یاد زینب می‌زنم


ای همه هستی تو تفسیر عشق

 

 

ای همه هستی تو تفسیر عشق ....

 ای می قال و بلا را جرعه نوش ... ای به بزم عشق پیر می فروش

ای ز پیمانه تو پر پیمانه ها ... ای شده میخانه تو خانه ها

عشق جانان مست مستت کرده بود ...فارق از هستی و هستت کرده بود

 تا ابد دین خدا مدیون توست.....خط آزادی رقم از خون توست

 آنکه بی تو عشق بازی می کند ...کودک است و خانه سازی می کند

عشق بی تو در مثل چون آب جو....عشق بازی با تو کسب آبروست

 عشق بی تو باعث گمراهی است....عشق بازی با تو عین اللهی است

عاشق تو وقف حفظ مکتب است....پس تو را یک عاشق آنهم زینب است

 دلبران را پیش دلبر دلبریست ...دلبری خود شیوه پیغمبریست

 پس ندا آمد که ما دلداده ایم .....دلربایی را به زینب داده ایم

اینکه می گویم من عین مطلب است ....شرم شرمنده ز شرم زینب است


بشنو از این می پرست می زده

بشنو از این می پرست می زده

داستان می خوری در میکده


دوش رفتم بر در میخانه ای


تا بگیرم ساغرو پیما نه ای


بر در میخانه دیدم ناگهان


می پرستان بر جمله و شور و فغان


بر یکی ساغر به دست نزاره گر


بر رخ ساغی که گردد جلوه گر


هر یکی میخواست می مستی کند


هرکه هستی های هستی کند


تکه ساغر امدو با صدخروش


گفت که می خارانه باده نوش


کیست غوغا بر در این می کده


نظم این میخانه را بر هم زده


می پرستان جمله اوردند به جوش


بانگ سر دادند با جوش وخروش


که تو سا غی همه دلهای ما


بادهای کن در این پیمانه ها


در میان می خاره ای بس بی شکیب


صد نهیب و اندر و صدها لحیب


گفت امشب از همه شبها جداست


همنشین می خوران امشب خداست


گفت ساغای را که ای پیر گران


کن دگر گفت و شنود خود تمام


ان خمی سر بسته عطر را باز کن


بساط شورو مستی را ساز کن


من چه گویم روی خم این مطلب



گوی یا نامش جناب زینب است


کربلا دار النعیم زینب است ....

 

شعر بسیار زیبایی در مدح بی بی زینب کبری سلام الله علیها که مرحوم سید جواد ذاکر در اواخر عمر خویش در چندین جلسه به صورت های مختلف ( به حال روضه و سینه زنی سنگین.) اجرا کرده اند.

کربلا دار النعیم زینب است ...کعبه خود تحت حریم زینب است

 عمر زینب وقف مولا بود و بس....او به زهرا المثنی بود و بس

 چهره حیدر چو حق آیینه زد...سنگ زینب را حسین بر سینه زد

 عشق با زینب تبانی کرده است.....رنگ گل را ارغوانی کرده است

 هست کیش رهبریت کیش او ....صبر زانو میزند در پیش او

شاخص شخصیت زینب حیاست...گر بگویم دومین زهرا سزاست

 کیست زینب قدرت کل امم....عرش را با فرش میدوزد به هم

همطراز زینب کبری کجاست؟....هر زنی را زینبی خواندن خطاست

زینب کبری ذلیل و خوار نیست....از زنان کوچه و بازار نیست

 در رگ سرخ شهیدان شط اوست....حضرت عباس هم در خط اوست

مدعی رسوا شدی گر تاختی ....قهرمان کوفه را نشناختی

گر حسین معجز نمایان میکند....خواهرش تفسیر قرآن میکند

عرشیان چون بر حسین دل باختند....در سما هم زینبیه ساختند

ضد حق طرح جنون را رد نکن ....راه این دیوانگان را سد نکن

این پدیده شاهکاره زینب است.....سر شکستن راه کار زینب است

 مرغ دل را او سخنگو کرده است .....کربلا را کربلا او کرده است

او گشوده قفل شهر شام را ...او به بند انداخته حکام را

گر امیر شام را زور و زر است...پیش زینب از مگس هم کمتر است

 از ازل حوا و آدم زینبیست....فاش میگویم خدا هم زینبست


قل هو الله و احد زینب کبری مدد

من اسیر ذلف یارم ... من اسیر ذلف یار

 یار من برده قرارم ... بی قرارم بی قرار

 مستم و دیوانه ام .....  ساکن میخانه ام

کلب رقیه گشته ام الحمدلله .... من جیره خوار زینبم الحمد لله

قل هو الله و احد ...... زینب کبری مدد

 شاید بعضیا ادعا کنن که کفر گفت ... این عین توحیده چون پیغمبر بی بی رو نشونده بودن رو زانوشون فرمود : من زینب را به عین خدا دوست دارم یعنی اهل بیت در صفات با خدا هستند فقط در ذات مختلفند ...

 قل هو الله و احد.... زینب کبری مدد

 پرچمی بر قله عالم زدند ... زینبیون پادشاه عالمند

 گر از حسین و زینب دم میزنم من ... مدیون لطف ضامن آهو رضایم

 با یک نگاهت بی ریا و ساده ام کن ... ولگردم و هر جاییم قلاده ام

 قل هو الله و احد  ..... زینب کبری مدد

 کلب رقیه گشته ام الحمدلله .... من جیره خوار زینبم الحمدلله

سلطان قلب شیعیان فقط حسینه ... کعبه عشق عارفان فقط حسینه


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن مداحی و نوحه شهادت حضرت زینب (س) , متن نوحه های سید جواد ذاکر , اشعار محرم
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

بین الحرمین بین الحرمین              بین الحرمین عباس و حسین

 

جنت اللقاست بین الحرمین          یا حضرت عشق یا قره عین

 

عشق مرتضی تک تاز حنین           جان فدات کنم یک طرفه عین

 

می میرم برات دین ادای دین           عباس و حسین یعنی حسنین

 

عباس و حسین عشق زینبین           عباس و حسین یعنی قبلتین

 

قران حسین یعنی ثقلین         عین و شین و قاف عشق است و حسین

 

تو بگو خدا من میگم حسین        تو بگو خدا من میگم حسین


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
بسم رب الحسین
 
 
من حسینم که جهان در خور فرمان من است
ابر و باد و مه و آتش که به فرمان من است

من حسینم که جهان واله و حیران من است
ابرو باد و مه و خورشید به فرمان من است

اولین مدرسه عشق که تاسیس شده
درس زهرا و علی تدریس شده

گل آدم چو سرشتم به گاه ازلی
اولین کلمه که آموخت علی بود علی

من حسینم ضربان دل من یا زهراست
نقش دیوار و در منزل من یا زهراست

هر که بگرفته جنون در اثر عشق من است
یوسف انگشت به لب در گذر عشق من است

قلب من مرکز پاکیزه ترین احساس است
چه غم از حادثه چون همسفرم عباس است

آیه های عشق عنوان من است
صفحه ی ماریه قرآن من است

مایه ی این می ز روح است و ز راه
خورده مهر نعل پای ذوالجناح

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش و عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات نگویید که هوشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست و بس محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کحاییم و ملامت گر بیکار کجاست

عقل دیوانه شد ز آن سلسله مشکی پوش
دل زما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
کو به مزگان شکسته قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین دهنان

گمتر از ذره نهی پست مشو مهر بورز
تا که به خلوتگه خورشید ره یابی

کمتر از ذره نهی پست مشو مهر بورز
تا که به خلوت خورشید رسی چرخ زنان

باد صبا در چمن لاله سحر می گفتم
که شهیدان اند این همه خونین کفنان

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
این چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس

یار با ماست چه حاجت که زیارت طلبی
دوست صحبت آن مونس جان ما را بس

از در خویش خدایا به بهشتم بفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس



من حسینم که جهان در خور فرمان من است
ابر و باد و مه و آتش که به فرمان من است

جد من احمد مختار قریشی نسب است
پدرم حیدر کرار امیر عرب است

مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است
من حسینم که جهان واله و حیران من است

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

نوش من نیش مکن دورم از خویش مکن

آرزوی دل من دورم از خویش مکن

مقصد حاصل من آرزوی دل من حل هر مشکل من دورم از خویش مکن

بتو من زنده شدم جان پاینده شدم

شمع پاینده شدم دورم از خویش مکن

تاج من افسر من سر من سرور من

هادی و رهبر من دورم از خویش مکن

من میخوام در خونت خار بشم ذلیل بشم

پیش عباس علی همه عمر دخیل بشم

بیتو ای جان کسی بر نیارم نفسی

چون زید بیتو کسی دورم از خویش مکن

ای روان دو جهان آشکارا و نهان

از تو دوری نتوان دورم از خویش مکن

تاج من افسر من سر من سرور من

هادی و رهبر من دورم از خویش مکن

راه من منزل من بحر من ساحل من

آشنای دل من دورم از خویش مکن

یار من یاور من دل من دلبر من

مونس و غمخور من دورم از خویش مکن

گرچه هستند بسی نیست از بهر کسی

جز تو فریاد رسی دورم از خویش مکن
 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

داستانهای شگفت انگیز از زیارت عاشورا

زیارت عاشورا

عارف فرزانه آیت اللّه بهجت (ره) می فرمود: مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است، مخصوصاً وقتى آنچه در سند زیارت ملاحظه می کنیم که امام صادق علیه السلام به صفوان مى فرماید: زیارت عاشورا را بخوان و در خواندن آن استمرار داشته باش، من به خواننده آن چند چیز را تضمین می کنم:

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه مذهبی , کلام بزرگان

[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

به گزارش  همت آنلاین، آیت الله اراکی فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت

پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت

خیر

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت

نه

با تعجب پرسیدم

پس راز این مقام چیست؟

جواب داد

هدیه مولایم حسین است!

گفتم چطور؟

با اشک گفت:

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان‌های بحارالانوار , داستان کوتاه مذهبی , کلام بزرگان
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از العالم، سازمان خیریه "نجات کودکان" هشدار داد، فرزندان بیش از 400 هزار آواره سوری با نزدیک شدن فصل زمستان، به دلیل سرمای شدید با خطری واقعی مواجه هستند.

بر اساس این گزارش، بسیاری از خانواده‌ها از سرپناه و حتی پوشاک مناسبی برای در امان ماندن از  سرماز زمستان برخوردار نیستند؛ و کودکان ،بیماران و سالخوردگان شرایط سخت زمستان را تحمل نخواهند کرد.

این سازمان، با آغاز فراخوانی برای جمع آوری کمکهای مالی، هشدار داد که در صورت نرسیدن کمکها در زمان مناسب، جان انسانهای بسیاری به خطر خواهد افتاد.

شمار آوارگان سوری که به صورت رسمی در کشورهای همسایه سوریه ثبت شده اند به حدود 400 هزار نفر رسیده است؛ سازمان ملل متحد پیش بینی کرده است که با توجه به ادامه خشونتها، این تعداد به 700 هزار نفر افزایش یابد.

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب سیاسی
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٠٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

روزى حضرت زینب (س ) از برادر بزرگوار خود امام حسین (ع ) چند مطلب پرسید که در ذیل مى خوانید:

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت آدم ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آدم بعد از فراق حضرت حوا به وصال رسید اما من بعد از فراق به شهادت مى رسم .

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به مصیبت حضرت ابراهیم خلیل در مقام مقایسه چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! آتش به روى حضرت ابراهیم گلستان شد، اما آتش جنگ من سوزان گردد.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما بزرگتر است یا مصیبت حضرت زکریا؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زکریا را دفن کردند، اما بدن مرا زیر سم اسبان قرار مى دهند.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما در مقام مقایسه با مصیبت حضرت یحیى چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! اگر چه سر یحیى را از طریق ظلم و ستم بریدند اما بستگانش را اسیر نکردند، ولى اهل و عیالم را بعد از شهادتم اسیر خواهند کرد.

حضرت زینب : اى برادر! مصیبت شما نسبت به ایوب چگونه است ؟

حضرت امام حسین : اى خواهرم ! زخمهاى ایوب مرهم پذیر شد و خوب گردید، امام زخمهاى من خوب نخواهد شد.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , مطالب مذهبی , داستان کوتاه مذهبی , داستان‌های بحارالانوار
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

امام حسین (ع ) بانوان را دلدارى داد و امر به صبر و فرمود: خداوند شما را از دست دشمنان نجات دهد و عاقبت امر شما را نیکو گرداند، و دشمنان شما را به انواع عذاب مبتلا خواهد کرد، و در عوض این مصایبى که به شما رسیده ، خداوند چندین برابر از مواهب خود را به شما عنایت مى فرماید، به زبان چیزى نگویید که موجب کاهش مقام ارجمند شما گردد...

زینب گریه مى کرد، امام به او فرمود: آرام باش اى دختر مرتضى ، وقت گریه طولانى است .

همین که خواست به عزم میدان ، از خیمه بیرون آید، زینب (س ) دامن امام را گرفت و صدا زد:

((مهلا یا اخى ، توقف حتى اتزود منک و اودعک وداع مفارق لا تلاقى بعده ))؛ برادرم ! آهسته باش ، توقف کن تا تو را سیر ببینم و با تو وداع کنم ، آن وداع جدا کننده اى که بعد از آن دیگر ملاقاتى با تو نخواهد بود.بگذار تا بگیرم چون ابر نو بهاران

کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران

فمهلا اخى قبل الممات هنیئة

لتبرد منى لوعة و غلیل

یعنى : برادرم ! آهسته برو و قبل از مرگ ، اندکى با ما باش ، تا با دیدار تو، درون سوزان ، و سوز قلب پریشان و بى قرارم خنک گردد))

اى جان ما جانان ما آهسته رو آهسته رو

مشکن دل سوزان ما آهسته رو آهسته رو

بر خواهر زارت نگر، بر طفل بیمارت نگر

آهسته رو، آهسته رو، آهسته رو

کرده وصیت مادرم تا من ببوسم حنجرت

آهسته رو، آهسته رو، آهسته رو


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه مذهبی , داستان‌های بحارالانوار
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

یک دختر خانم زیبا خطاب به رئیس شرکت امریکائی ج پ مورگان نامه‌ای بدین مضمون نوشته است :

 

می‌خواهم در آنچه اینجا می‌گویم صادق باشم.من 25 سال دارم و بسیار زیبا ، با سلیقه و خوش‌اندام هستم. آرزو دارم با مردی با درآمد سالانه 500 هزار دلار یا بیشتر ازدواج کنم.شاید تصور کنید که سطح توقع من بالاست ، اما حتی درآمد سالانه یک میلیون دلار در نیویورک هم به طبقه متوسط تعلق دارد چه برسد به 500 هزار دلار.خواست من چندان زیاد نیست. هیچ کس درآنجا با درآمد سالانه 500 هزار دلاری وجود دارد؟آیا شما خودتان....

ازدواج کرده‌اید؟ سئوال من این است که چه کنم تا با اشخاص ثروتمندی مثل شما ازدواج کنم؟چند سئوال ساده دارم:1- پاتوق جوانان مجرد کجاست ؟2- چه گروه سنی از مردان به کار من می‌آیند ؟3- چرا بیشتر زنان افراد ثروتمند ، از نظر ظاهری متوسطند ؟4- معیارهای شما برای انتخاب زن کدامند ؟

 امضا ، خانم زیبا

 

 

 

و اما جواب مدیر شرکت مورگان :

 

نامه شما را با شوق فراوان خواندم. درنظر داشته باشید که دختران زیادی هستند که سئوالاتی مشابه شما دارند. اجازه دهید در مقام یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای موقعیت شما را تجزیه و تحلیل کنم :درآمد سالانه من بیش از 500 هزار دلار است که با شرط شما همخوانی دارد ، اما خدا کند کسی فکر نکند که اکنون با جواب دادن به شما ، وقت خودم را تلف می‌کنم.از دید یک تاجر ، ازدواج با شما اشتباه است ، دلیل آن هم خیلی ساده است : آنچه شما در سر دارید مبادله منصفانه "زیبائی" با "پول" است. اما اشکال کار همینجاست : زیبائی شما رفته‌رفته محو می‌شود اما پول من ، در حالت عادی بعید است بر باد رود. در حقیقت ، درآمد من سال به سال بالاتر خواهد رفت اما زیبائی شما نه. از نظر علم اقتصاد ، من یک "سرمایه رو به رشد" هستم اما شما یک "سرمایه رو به زوال".به زبان وال‌استریت ، هر تجارتی "موقعیتی" دارد. ازدواج با شما هم چنین موقعیتی خواهد داشت. اگر ارزش تجارت افت کند عاقلانه آن است که آن را نگاه نداشت و در اولین فرصت به دیگری واگذار کرد و این چنین است در مورد ازدواج با شما.هر آدمی با درآمد سالانه 500 هزار دلار نادان نیست ، ما فقط با امثال شما قرار می‌گذاریم اما ازدواج نه. به شما پیشنهاد می‌کنم که قید ازدواج با آدمهای ثروتمند را بزنید ، بجای آن ، شما خودتان می‌توانید با داشتن درآمد سالانه 500 هزار دلاری ، فرد ثروتمندی شوید. اینطور ، شانس شما بیشتر خواهد بود تا آن که یک پولدار احمق را پیدا کنید.امیدوارم این پاسخ کمکتان کند.

امضا  رئیس شرکت ج پ مورگان

 
 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده

[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

دانلود نوحه واحد سینه ام لبریز از احساس شد در وصف آقا حضرت ابوالفضل العباس (ع)

برای دانلود متن pdf‌ این نوحه روی تصویر زیر کلیک کنید.

 

برای بهبود کیفیت مطالب وبلاگ نظرات خود اعلام فرمایید.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

نام شعر : درد غربت

سبک اجرا شده : مرحوم سید جواد ذاکر کاشان. جزو اخرین اجراهای ایشان بعد از بیماری اولیه

ارسال کننده: مهدی محمدی نسب

 

مرده بودم که رسید عشق و مرا ناجی شد.رشته عمر مرا مهر تو حلاجی کرد(رشته عمر مرا مهر تو حسین حلاجی کرد)

من فقیرم به ره کعبه نرفتم اما حجرالاسود خال تو مرا حاجی کرد.

 عشق فرمود: چشم از هوس و کام ببند عهد با کعبه رخسار دل ارام ببند

. حاجیان موی سر خویش تراشنند ولی تو سر سودا زده داده ای احرام.

 میهمان پر در ان کعبه که با زر بزنند کعبه کو تا که بیاید به در ان در بزند

.میشناسم بخدا می شناسم کعبه حسنی را من که بیاید به فقیران زمین سر بزند.

روی زیبا ناز دارد ناز ان باید خرید وصل دلبر هجر دارد هجر ان باید کشید. 

درد غربت را کشیدن شیوه دلدادگی است.

بی کسی هم درد دارد درد ان باید کشید.

کس ندیده زنی را که با اسارت خویش ز دست و پای خلایق طناب بگشاید.

 اگر به دوزخیان یک نظر کند زینب در نجات به اهل عذاب بگشاید.

 گره گشایی جهان است عمه ای سادات.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

نوحه 11- متن  pdf نوحه بهر جانبازی از محمود موجی

نوحه 12- متن pdf نوحه باز این چه شورش است از محتشم کاشانی

نوحه 13- متن pdf واحد زمزم چشم حسین ابن علی از محمود موجی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین   تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند چرا پرونده ات امضاء ندارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم همراه باران است امشب

چرا دلتنگ ارباب است امشب

ندا آید زکوی یار هردم

که محرم حرام است امشب

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله
چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله
دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود
صحنه جنگیدن عباس اکران میشود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی شعله به خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی تاکربلا سینه زدن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فرمانده عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه مروساده ترین راه حسین است

ازمردم گمراه جهان راه مجویید
نزدیک ترین راه به الله حسین است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چون در لحدم ن و منکر دیدند  ****  یک یک همه اعضای مرا بوییدند

دیدند زمن بوی حسین می آید  ****  از آمدن خویـش خجل گردیـدنـد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باز عالم را عزا و ماتمی دیگر گرفت

چون که شد ماه محرم چتر غم بر سر گرفت

در غم جانسوز هفتاد و دو تن سردار عشق

زانوی غم در بغل صدیقه اطهر گرفت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هردم به گوشم میرسد اوای زنگ قافله -این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یک زن میان محملی.اندر غم وتاب وتب است

این زن صدایش اشناست. ای وای من این زینب است

اربعین سالار شهیدان تسلیت باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خدایا از علی اصغر گذشتم-زعباس وعلی اکبر گذشتم-به راهت دادهام طفل صغیرم-خردار بلاها را مطیعم-نگر یارب به طفل شیر خواره-  گلویش از جفا شد پاره پاره – روان خونش بسان ناودان – در اغوشم چو صید نیمه جان است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ایمان ووفا سایه ی بالای تو بود    ایثار علی (ع)نقش به سیمای تو بود

گر لب نزدی به اب دریا عباس(ع)  دریای ادب میان لبهای تو بود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه اماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو یا حسین
ایام عزاوغصه  اغاز شود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با اب طلا نام حسین قاب کنید
بانام حسین یادی از اب کنید
خواهید که سربلند وجاوید شوید
تا اخر عمر تکیه به ارباب کنید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حسین(ع)بیشتر از اب تشنه ی لبیک بود افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند وبزرگترین دردش را بی ابی نامیدند    (دکتر علی شریعتی)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عباس لوای هفت افراشته است

وین راز به خون خویش بنگاشته است

او پرچم انقلاب عاشورا را

با دست بریده اش بپا داشته است


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اس ام اس و پیامک ماه محرم
[ پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
حسین دلگیرم . بزن زنجیرم
بدون زینب حسین می میرم

حسین قلب الله حسین نفس الله
حسین عین الله حسین ید الله

حسین وجه الله حسین روح الله
حسین نصر الله حسین ثار الله

حسین قبله ام فقط خوان تو
تموم هستیم حسین مال تو

حسین ای بود و نبود زینب
حسین ای ذکر سجود زینب

حسین ای صبر و قرار زهرا
حسین ای دار و ندار زهرا

حسین یا رحمان حسین یا سبحان
تمنا دارم بیا جان بستان

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه های سید جواد ذاکر , اشعار محرم
[ پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

واحد: زمزم چشم حسین ( چون حسین ابن علی بی کس و بی یاور شد/ گاه جانبازی شهزاده علی اکبر شد )

مداح: زایر حیدر خدری

حجم کلیپ: 15 مگابایت

فرمت: WMV

زمان و مکان: هشتم محرم سال 1388، حسینه سیدالشهداء روستای کلات

لینک دانلود از مدیافایر


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود سینه زنی بوشهری , دانلود نوحه و واحد بوشهری , دانلود نوحه خوانی حیدر خدری
[ پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

» نوحه : شیعیان از نو

» شاعر : امیر گوهر شناس

 

شیعیان از نو (۲) بزنید بر سر

                                                     بهر شهزاده، علی اکبر(2)

 

امید لیلا شبه پیمبر

                                                  ما را مسوزان تا صف محشر

یکدم تأمل بینم جمالت

                                                 شیری که خوردی بادا حلالت

 

پور شهنشاء ساقی کوثر

                                                           فرزند زهرا سبط پیمبر

رأس شریفش از تن جدا شد

                                              بر پا عزا در أرض و سما شد(2)

 

از داغ عباس پشتم شکستید

                                                            آب گوارا رویم ببستید

طفل صغیرم اصغر فدا شد

                                       شهزاده قاسم عیشش عزا شد(2)


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

» واحد : حدیث حنجر و خنجر

» شاعر : محمود موجی

  

زنو هنگامه غم شد دو عالم غرق ماتم شد

                                                                  طلوع بیرق ماتم زاقلیم محرم شد

سپهسالار دشت خون بپا بنموده در هامون

                                                      بنای محو خصم دون چو تکلیف مسلّم شد

شد هنگام مرور غم چو در اندیشه عالم

                                                         صلا دادند شد ماتم زمان حزن اعظم شد

سیاهی شد جهان آرا میان سینه صحرا

                                                      نوا خوان حضرت حوّا علم بر دوش آدم شد

حدیث حنجر وخنجر هجوم جور ویرانگر

                                                  به روی نیزه شرح سر عزا در هر دو عالم شد

پریشان زاده ی زهرا زجور لشکر اعداء

                                                          لبالب سینه صحرا ز نسل ابن ملجم شد

در آن جولان تیغ و خون در آن هنگامه ی محزون

                                                   میان دشت آذرگون چو حُر جان داد مَحرم شد

چو قاسم آن گل احمر دو لب بگشود کای سرور

                                                        دمی حال مرا بنگر به دل حزن دمادم شد

پس از اکبر ز جان سیرم ز هجرش سخت دلگیرم

                                                   کنون ای مرشد و پیرم دلم در چنگ ماتم شد

ابالفضل آسمان گیرد نمی خواهد امان گیرد

                                                 زدشمن تا که جان گیرد به پیکارش مصمّم شد

میان شط حزن آئین دلش یکباره شد غمگین

                                                        لب عطشان شاه دین به کام او مقدّم شد

چو ابن بوتراب آمد ز دشمن در عتاب آمد

                                                     لب عطشان ز آب آمد جهان ویرانه آندم شد

علمدار سپاه دین رُخش از خون سر رنگین

                                                  فتاد آن مه ز صدر زین بخون آغشته پرچم شد

ز هجر ماه بی همتا زداغ هجرت سقا

                                                 نه تنها قامت مولا که پشت این جهان خم شد

روان گردید چون مولا به سوی لشکر اعداء

                                                       دل زیب از این غوغا پر از آشوب از غم شد

شروع غارت خنجر ز جور شمر ویرانگر

                                                      پریشان انبیاء یکسر فغان در جان خاتم شد

امان از محنت دشمن که زینب را نبود ایمن

                                                  گزند و طعن اهریمن به زخم سینه مرحم شد

به سوی زینب مظطر ز عرش حضرت داور

                                                      به زاری ساره و هاجر به آه و ناله مریم شد

فدای حجت ای مولا ز سعی ات شد صفا پیدا

                                                            گلوی اصغر شیدا حدیث چاه زمزم شد

بنال ای "موجی "محزون رخ اکبر شده گلگون

                                                         زجور تیغ خصم دون جهان یکباره ماتم شد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

دوازده تا گل سرخ (3)

که ساقه هاشو چیدن

دوازده تا گل سرخ

که ساقه هاشو چیدن

یکیشون توی دنیا

یه روز خوش ندیدن

یکی مثل قناری

تو زندون و قفس بود

یکی توی مدینه

ولی به هم نفس بود

یک به شهر غربت

گرفتار بلا بود

یکی به ضرب کینه

اسیر و مبتلا بود

آره دیوونشونم (2)

گدای خونشونم (2)

خدا چه مهربونه

همه چیز و میدونه

خدا چه مهربونه

همه چیزو میدونه

مشیتش همین بود

یکی زنده بمونه

مشیتش همین بود

یک زنده بمونه

آره یه شاهزاده (2)

که روی خوشی داره

اگه بیاد یه روزی محبت و میاره

دلم هوات و کرده (2)

آقام کی بر میگرده (2)

یه شاخه گل نرگس (2)

فقط مونده تو دنیا

یه شاخه گل نرگس

فقط مونده تو دنیا

یه شاخه گل نرگس

که عطر اون پیچیده

تا اون عالم بالا

که عطر اون پیچیده

تا اون عالم بالا

یه خال هاشمی

توی صورت زیباش

همه دنیا فدای

یکی از تار موهاش

همه دنیا فدای

یکی از تار موهاش

دلم هوات و کرده (2)

اقام کی بر میگرده (2)


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

همانا نهضت عاشورا درس های بسیار زیادی برای نسل ما و قبل و بعد از ما داده است.که ما به اختصار به برخی از این درس های بی پایان می پردازیم

درس ظلم ستیزی

امام حسین علیه السلام در کمال صراحت فرمود: اسلام دینى است که به هیچ مؤ منى (حتی نفرموده به امام ) اجازه نمى دهد که در مقابل ظلم ، ستم ، مفاسد و گناه بى تفاوت بماند.

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب مذهبی

[ چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

واحد: عشق بود و شور مردان خدا

مداح: زایر حیدر خدری

حجم کلیپ: 17 مگابایت

فرمت: WMV

زمان و مکان: روز تاسوعای حسینی سال 1388، امامزاده شاه سلیمان واقع در روستای هدکان

لینک دانلود از مدیا فایر


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود سینه زنی بوشهری , روستای کلات , روستای هدکان تنگستان
[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

مطابق احادیث، حضرت ابوالفضل(ع) دارای قامتی بلند و جسمی تنومند بود. از طرفی گفته می‎شود که از غذای مختصر و فقیرانه متناسب افراد همزمان خود استفاده می‎کرده است.از نظر عقلی (جدای از عقاید مذهبی) علت وجود این قامت و نیرو چه بوده است؟ در صورتی که برادران و پدر بزرگوارش دارای قدی متوسط بودند؟
‎ بشر از دیر زمان به این نکته توجه داشته که یک موجود زنده، بسیاری از صفات و خصائص خود را به نسل بعد منتقل می‎کند و در واقع نسل بعد وارث صفات نسل قبل می‎شود؛ در بعضی از روایات کلمه‎ی «عِرْق» آمده است و این عرق همان چیزی است که علم امروز به کلمه «ژن» تعبیر می‎کند، برای مثال، رسول اکرم(ص) فرمود:
انظر فی ایّ شیء تضع ولدک فان العرق دساس
«نگاه کن و ببین فرزند خود را در چه رحمی قرار می‎دهی؛ همانا ریشه خانوادگی راه خود را باز می‎نماید.»
اساساً ژن‎ها صفات والدین را از نظر روحی و جسمی به فرزندان منتقل می‎کنند، هرچند بعضی قابل تغییر است؛ اما در بین این صفات، انتقال بعضی از صفات مادر، مانند: جنون، حماقت و شجاعت اجتناب ناپذیر است.[1] اکنون پاسخ روشن می‎شود، اگر چه حضرت علی(ع) دارای قامت بلندی نبود، ولی اندامی قوی و نیرومند داشت.[2] مادر حضرت ابوالفضل(ع) از یک طایفه شجاع و دارای قامتی بلند بود. تاریخ ‎گواهی می‎دهد که پدران و دایی‎های ام‎البنین از دلیران عرب بوده‎اند؛ افزون بر شجاعت، سالار و رئیس قوم خود هم به شمار می‎آمدند، به طوری که سلاطین زمان (قبل از اسلام) در برابرشان سر تسلیم فرود می‎آوردند؛ از این رو عقیل برادر حضرت علی(ع) به ایشان عرض کرد: در میان عرب از پدرانش شجاع‎تر یافت نمی‎شود. امیرالمؤمنین(ع) نیز مقصودش آن بود که همسری برای خویش برگزیند که زاده دلاوران عرب باشد، این جاست که می‎بینیم در وجود شریف ابوالفضل(ع) دو گونه شجاعت در هم آمیخته: اولی شجاعت هاشمی و علوی که ارجمندتر و والاتر از صفات مادری است و از جانب پدرش، سرور اوصیا، به او رسیده است. و دیگری شجاعت عامری (تبار ام‎البنین) که از طرف مادرش به ارث برده است؛ زیرا در تیره مادریش، جدی شجاع چون عامر بن مالک بوده است که به سبب قهرمان سالاری، او را «ملاعب الاسنّة»، یعنی کسی که نیزه‎ها را به بازی می‎گیرد، می‎نامیدند.[3]حضرت ابوالفضل(ع) نیز از قانون وراثت جدا نیست و شجاعت و تنومندی پدر و مادر، به ویژه بلندی قامت را از ام‎البنین به ارث برده است و این حقیقت از نظر عقلی و فیزیولوژی هم مورد تأیید است.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب پزشکی , متن مداحی و نوحه شهادت حضرت ابوالفضل (ع)

[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

آیا از حضرت فاطمه(س) دختری غیر از حضرت زینب و ام کلثوم(س) در شام مدفون است؟
‎ امیرالمؤمنین از حضرت فاطمه زهرا(س) دارای پنج فرزند بوده‎اند؛ امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، زینب کبری، ام کلثوم(س) و محسن(ع) که به جور دشمنان سقط شد.[1]طبق نقل برخی از منابع ام کلثوم را زینب صغری نیز گفته‎اند که کنیه‎اش ام کلثوم بوده است؛[2] البته علی(ع) از زنان دیگر، دختران دیگری نیز داشته است، از جمله: زینب صغری، ام کلثوم صغری که این تشابه اسمی ممکن است اشتباهاتی را ایجاد کرده باشد.[3]
از میان مورخان قدیمی تنها عبیدلی مدفن زینب کبری را در مصر دانسته و نقل کرده که والی مدینه به یزید نامه نوشت و درخواست کرد که زینب کبری از مدینه اخراج شود و یزید دستور داد، زینب با تعدادی از بنی‎هاشم، چند روز مانده به آخر ماه رجب، روانه‎ی مصر گردیدند.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب مذهبی , ویژه نامه ماه محرم

[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

آیا امام حسین(ع) دختری به نام «رقیّه» داشته است؟
‎ مورخان و مقتل‌نویسان هنگام بیان فرزندان امام حسین(ع) به ذکر دو دختر به نام‌های فاطمه و سکینه، بسنده کرده‌اند؛[1] برخی نیز نام «زینب» را بدان‎ها افزوده‌اند؛[2] اما در هیچ یک از منابع اولیه، نامی از دختری خردسال برای امام حسین(ع) که رقیه، فاطمه صغری و یا نام دیگری داشته باشد موجود نیست و نیز این جریان که هنگام اقامت کاروان اسیران در شام دختری خردسال از امام حسین(ع) در فراق پدر و هنگام مواجهه با سر بریده پدر جان داده باشد، به چشم نمی‌خورد؛ ولی در برخی از کتاب‎های متأخر شرح حال این دختر کوچک و قصه جان ‌سوز او در خرابه شام بیان شده است.[3] بیشتر این نویسندگان این جریان را از کتاب «کامل بهایی» ـ نوشته قرن هفتم هجری ـ روایت کرده‌اند.

برای وجود چنین دختری دو شاهد می‌توان آورد:
شاهد اول: هنگامی که زینب(س) در کوفه با سر بریده امام حسین(ع) مواجه شد، اشعاری سرود که در ضمن آن آمده است: «ای برادرم! با فاطمه کوچک سخن بگو که نزدیک است قلبش تهی گردد.»[4] که نشان از وجود چنین دختر خردسالی که در فراق پدر بی‌تاب بوده، دارد.
شاهد دوم: آورده‎‌اند که: امام حسین(ع) در آخرین لحظات حیات خویش،


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه ماه محرم , دانستنی ها

[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

آیا امام حسین(ع) به صورت طبیعی از مادر خویش ـ حضرت فاطمه(س) ـ شیر خورده است یا برای شیرخوردن آن حضرت از دایه‎ای استفاده کردند، (گفته می‎شود که امام حسین(ع) از هیچ بانویی شیر نخورده بلکه از انگشت پیامبر(ص) شیر خورده است)؟
‎ درباره‎ی چگونگی شیر خوردن حضرت سیدالشهدا(ع) در دوران کودکی، سه احتمال وجود دارد:
الف ـ آن حضرت از مادر خویش حضرت فاطمه(س) شیر خورده باشد؛ مثل دیگر کودکان که به هنگام تولد از سینه‎ی مادر شیر می‎خورند؛


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه ماه محرم , دانستنی ها

[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

چرا امام حسین(ع) با این که می‎دانست به شهادت می‎رسد، خانواده خود را به همراه برد؟
‎ تکلیف اجتماعی در آیین اسلام، ویژه‎ی مردان نیست، بلکه زنان متعهد و مسلمان نیز در برابر جریان حق و باطل و مسأله ولایت و رهبری، وظیفه دارتد و باید از رهبری حق، دفاع و پیروی کنند و از حکومت و فسادهای مسؤولان نالایق انتقاد نمایند و در صحنه‎های گوناگون اجتماعی حضوری مؤثر داشته باشند.
در تداوم مسیری که حضرت زهرا (س) در حمایت از امام معصوم(ع) و افشاگری علیه رویه ‎های ناسالم زمام‎داران داشت، زنان ـ به خصوص حضرت زینب(س) ـ نیز در نهضت کربلا دوشادوش امام حسین(ع) مشارکت داشتند.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه ماه محرم , دانستنی ها

[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

آیا این مطلب صحّت دارد که امام سجاد(ع) در عزای پدرش امام حسین(ع) خون گریه می‎کرد؟
‎ منظور از «خون گریه کردن» این است که عمق مصیبت و عزاداری امام سجاد(ع) بیان شود و در هر صورت، به چنین لفظی در منابع برخورد نکردیم. اگر چه یکی از القاب آن حضرت «بکّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسین می‎تواند توجیه‎گر این اصطلاح باشد.
در زیارت ناحیه‎ ی مقدسه ‎ی منسوب به امام عصر(ع) نیز نزدیک به این معنا دیده می‎شود که حضرت فرموده باشد: «به قدری بر تو گریه می‎کنم که اگر اشکم تمام شد، به جای اشک از چشمانم خون جاری شود.»

امام سجاد(ع) ـ فرزند امام حسین(ع) ـ یکی از حاضران و ناظران صحنه‎ی خونین کربلا در سال 61 هجری بودند. از نزدیک شهادت پدر بزرگوارش، عموی عزیزش حضرت عباس و برادرانش علی‎اکبر و علی‎اصغر(ع) و شهادت تمام یاران امام و برخی از صحابه‌ی رسول خدا و بنی‎هاشم را در کربلا مشاهده نمود و عمق فاجعه‎ی دردناک این حادثه و هتک حرمت اهل‎البیت‎(ع) و اسارت آن‎ها را به خوبی درک کرد، و هر انسانی به جای او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهی می‎کرد. امام سجاد(ع) ندای «هل من ناصر ینصرنی» پدرش را می‎شنید و با آن‎که از شدّت بیماری، در بستر افتاده بود، می‎خواست به سوی میدان برود که امام حسین(ع) به خواهرش ام‎ّکلثوم فرمود: «او را نگاه دار، که از نسل پیامبر در زمین باقی بماند.»[1]

امام زین العابدین(ع) به همراه عمّه‎های خود و خواهران و سایر اسیران بنی‎هاشم و غیر آن‎ها، به اسارت برده شد و فشارهای روحی و روانی سختی را متحمّل گردید و در عین حال برای ابلاغ پیام سیدالشهدا(ع) خطبه‎ها ایراد فرمود و در این کار، با موفقیت کامل و پیروزمندانه بر دشمنان و بنی‎امیه فائق آمد و همراه عمه‎اش زینب، انقلاب دیگری در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامی به پا کردند.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه ماه محرم , دانستنی ها

[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها
حسین ای جان شیرینم حسین ای یار دیرینم
دو عالم را ز کف دادم فقط روی تو را بینم



عاشقی باشد عجب بلایی کی یابی از عاشقی رهایی
عاشقی جانم درد سر دارد عاشقی کوچه ی پر خطر دارد
سرمست پیمانه حسینم عاشق و دیوانه حسینم
ساقی امشب می فزون بده می ز دریای جنون بده
یک رفیق دارم که نامش حسینه خوش آن دل که دلارامش حسینه
از آن روزی که نامش را شنیدم بلای عشق او را بجان خریدم

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

سخن گفتن درباره امام حسین علیه السلام و واقعه عاشورا و آنچه در آن روز اتفاق افتاد، بسیار دشوار است. چرا که در آن روز ، تمام خوبیها، در برابر تمام بدیها، صف آرائی کرده بود. کاری که آن حضرت انجام داد تنها یک کار نبود، بلکه کارستانی الهی بود! درک این واقعه دردناک؛ آن هم به طور کامل ، فقط از اهلبیت عصمت و طهارت بر می آید و بس ، چرا که اهل البیت ادری بما فی البیت.(1) ما نیز با الهام گرفتن از آن بزرگواران سعی می کنیم تا مطالبی را در مورد این قیام خونین و مسائل مربوط به آن طی بخشهای مختلف به شما عزیزان عزادار وفادار به آن حضرت تقدیم کنیم. امید که مورد قبول خداوند متعال قرار گیرد. در ابتدا برخی آیات را که اشاره به امام حسین علیه السلام  دارد بیان می کنیم.    


                                                کهیعص


1) احمد بن اسحاق قمى - در ضمن سؤالاتی که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در سن طفولیت آن حضرت از ایشان پرسیده - می گوید: عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه! تأویل کهیعص‏ چیست؟! فرمود: این حروف از اخبار غیبى است که خداوند به اطلاع زکریا علیه السّلام بنده‏اش رسانید، سپس آن را براى محمد صلّى اللَّه علیه و آله نیز حکایت کرد و آن بدین گونه بود:زکریا از خداوند خواست که اسامى پنج تن را به او بیاموزد پس جبرئیل آمد و آن را به وى یاد داد، از آن روز هر وقت زکریا اسامى محمد و على و فاطمه و حسن را به زبان مى‏آورد مسرور میشد و غمهایش برطرف مى‏گردید، ولى چون نام (حسین) را به زبان مى‏آورد، چندان می گریست که گلویش می گرفت و نفسش قطع می شد.روزى گفت: خداوندا! مرا چه مى‏شود که هر گاه اسامى آن چهار تن را می برم غمهایم تسکین مى‏یابد ولى وقتى نام حسین را می برم اشکم جارى میگردد! خداوند متعال داستان آن را به وى اطلاع داد و فرمود: کهیعص. «کاف» اسم کربلا، و «ها» هلاک عترت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و «یاء»یزید پلید ظالم به حسین علیه السّلام و «عین» عطش آن حضرت و «صاد» صبر آن بزرگوار است.چون زکریا این را شنید، تا سه روز از مسجدش خارج نشد، و مانع شد که مردم نزد او بیایند.(2) در این سه روز مرتب گریه و زارى می نمود و در آن حال می گفت:خداوندا! آیا بهترین خلق خود را بمصیبت فرزندش مبتلا می سازى و امتحان این واقعه جان گداز را به نابودى او فرود مى‏آورى؟پروردگارا! آیا لباس این مصیبت عظمى را به تن على و فاطمه مى‏پوشانى و غم و اندوه آن را به دل آنها مى‏اندازى؟آنگاه گفت: پروردگارا! پسرى بمن روزى فرما که در این سن پیرى چشمم به او روشن گردد و او را وارث و جانشین من کن و او را براى من مثل حسین براى محمد صلّى اللَّه علیه و آله قرار بده. وقتى او را به من ارزانى فرمودى، مرا مفتون محبت او گردان. سپس مرا در مرگ او مبتلا کن چنان که محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) حبیب خود را در مرگ فرزندش سوگوار می سازى. خداوند یحیى را به او موهبت فرمود و زکریا را در مرگ او عزادار ساخت» مدت حمل یحیى شش ماه و حسین علیه السّلام نیز چنین بود.(3)


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه ماه محرم , دانستنی ها

[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٠٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
من حسینم مرتضی را نور عینم
ساقی دردی کشانم گل تک تاز حنینم

شاه عشقم در دو عالم حاکم و فرمانروایم
هستی از تو مستی از من
بهشت از تو حسین از من

کعبه از تو قبله از تو کربلای حسین از من
جنت صحن و سرای باصفای حسین از من

روی ماه ابالفضل باوفای حسین از من
عشق رخسار رقیه دلربای حسین از من

جنت از تو جنت از تو خاک پای حسین از من
هستی از تو مستی از تو بهشت از تو حسین از من

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

» نوحه  : دست عباس

» شاعر : مهدی فتوّت

 

دست عباس فتاده در کنار علقمه(2)

                               ساقی شد صد پاره در خون کربلا شد همهمه

                         کربلا ماتم گرفته "با حسین"(2) فاطمه

 

تا که سقّا ناله لب تشنگان از جان شنید

                                            صولت حیدر بداد و لشکر دشمن درید

                کف بزد آب و نخوردش "تا حسین"(2) تشنه بدید

 

چون برون امد ز شط آن ساقی لب تشنگان

                                         از عدو آمد به سویش بارش تیر و سنان

                   قلب سقا پاره تا شد "پاره مشک"(2) پهلوان

 

چون عمود آمد به فرقش گفت اخی ادرک اخی

                                   زار و بشکسته حسین ابن علی داد این ندا

               شد شکسته پشت من ای "یادگار"(2) مرتضی(ع)

 

اُسوه ی اهل فتوّت یک نظر بر "مهدی" دار

                                                  تا قبول اُفتد رثایش نزد رب کردگار

                      سرور مردان 'مردی' "تا جهان"(2) پایدار


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

» نوحه  : این آخرین دیدار زینب با حسین است (نوحه ایام محرم)

» شاعر : محمود موجی

 

در کربلا بر پا فغان و شور شین است                  این آخرین دیدار زینب با حسین است

 

                                                      * * * * *

شد لحظه جانسوز و غمبار جدائی                              وقت وداع آن دو نور نیرین است

                                  آه  این آخرین دیدار زینب با حسین است

 

                                                      * * * * *

زینب بگفتا کـای اخـــا دراضطـرابم                               شد تازه داغ مادر و هجران بابم

من بی تو با این دشمنان گویا چه سازم           افغان و غوغا زین جهت در عالمین است

                                 آه  این آخرین دیدار زینب با حسین است

 

                                                      * * * * *

شاه شهیدان در غم اصلاح امت                           دشمن غریق کینه بدرو حنین است

                                  آه  این آخرین دیدار زینب با حسین است

 

                                                      * * * * *

در کربلا زینب فغـان از دل بر آرد                             در غصه ها اندوه و ماتم می شمارد

گوید به سوئی اکبر و عباس یکسو                درخون شناور شاه بی سر نور عین است

                                  آه  این آخرین دیدار زینب با حسین است

 

                                                      * * * * *

"موجی"بخوان غمنامه آل پیمبر                           قاسم بخون غلطیده خونین زلف اکبر

درخون شناور عون و عبدا... و جعفر                    ماه منیر از کینه مقطوع الیدین است

                                  آه  این آخرین دیدار زینب با حسین است


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

» نوحه  : شیعه از بهر خدا

» شاعر : محمود موجی

 

شیعه از بهر خدا قصه غم گوش نما                           زینب غمزده زین حزن و عزا شد به نوا

که منم دخت بتول راحتی آرای رسول                          آنکه آورده به این عالم غمدیده اصول

 

من که سرگشتۀ آن کوی توأم  "حسین، حسین"

                                                                     من که ماتم زدۀ روی توأم  "حسین، حسین"

                                                   کشتۀ تیر و سنین (2)

                                     

                                                          * * * * * *

 

سفر کرببلا کرده مرا غرق بلا                                      گویم اینک به شما قصۀ شرح شهدا

گویم اینک سخنی از مُحَنِ انجمنی                            گویم از بی کفنی کشته دور از وطنی

شمر بد کار پلید چون ز کمر تیغ کشید                               قلب غمدیده امیدش ز برادر ببرید

 

وای از آن لحظه که فریاد زدم  "حسین، حسین"

                                                                       شعله بر عالم ایجاد زدم  "حسین، حسین"

                                                   کشتۀ تیر و سنین (2)

 

                                                          * * * * * *

 

با دوصد شیون و شین ماه جهانتاب حسین                    هیبت حیدری آن هیمنۀ بدر و حنین

ساقی کرببلا میر علمدار سپاه                                  در تحیّر شد از او لشکر بی دین و دغا

کام عطشان حرم ناله کنان تا که زغم                   واژگون غرق به خون گشته علمدار و علم

 

کیست بالای سر ساقی کنون؟  "حسین، حسین"

                                                               کیست از حجر اخا دیده بخون؟  "حسین، حسین"

                                                   کشتۀ تیر و سنین (2)

 

                                                          * * * * * *

 

من به صد شور و فغان بر سر نی دیده ام آن               رأس پاک شهدا وان سر مولای جهان

دل به تاب و تب او آیۀ حق بر لب او                                   غرق ماتم ز اِلَم گشته دل زینب او

خیزران و دو لبش قافله ای غم عقبش                     شعله بر قلب جهان زد ز مصائب تَعَبش

 

ذکر عالم شده زان تشت طلا  "حسین، حسین"

                                                                     به لبان همه آن شور و نوا  "حسین، حسین"

                                                   کشتۀ تیر و سنین (2)

 

                                                          * * * * * *

 

من به آواز جلی با همۀ رنج و بلا                                 جاودان کرده ام آن نهضت شاه شهدا

کو به کو با دل خون کردم از اندوه فزون                     بانگ رسوائی دون وان ستم خصم زبون

 

کن "گراشی"(1) تو زغم ناله چنین  "حسین، حسین"

                                                      چونکه شد کشتۀ شمشیر و سنین  "حسین، حسین"

                                                   کشتۀ تیر و سنین (2)

___________________________________________________

1- در این مصرع هر نوحه خوانی مجاز است نام خود را جایگزین نماید


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

» نوحه  : بیرق اندوه

» شاعر : محمود موجی

 

چون بیرق اندوه بپا در دو جهان شد                       دل ناله کنان شد

یکباره سیه پوش همه کون و مکان شد                  زین بار گران شد

 

تا کرد به صحرای بلا مسکن و مأوا                          آن زاده ی زهرا

فریاد و فغان یکسره در جان جنان کن                     دل ناله کنان شد

 

زانوی ادب نزد اخا زد گل احمر                                      عباس دلاور

تا رخصت میدان بستاند به بیان شد                       دل ناله کنان شد

 

کای زاده ی زهرا شده ام یکسره دلتنگ                 بگذار روم جنگ

عطشان همه اطفال و اخایت نگران شد                دل ناله کنان شد

 

"موجی" به نوا گشته که ای شافع محشر      ای کشته ی بی سر

این جمع ز داغ تو چنین سینه زنان شد                  دل ناله کنان شد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

» نوحه : ایام محرم (زیر واحد)

» شاعر : محمود موجی

  

شیعه به سر زن، از نو عزا شد                    زین شور وافغان، غوغا به پا شد

                         ارض وسماء شیون کنان از این بلا شد

 

                                               * * * * * *

 

شد زلف اکبر، از خون معطر                                  بر دوش یاران، شبه پیمبر

                          قلب  حسین ابن علی ماتمسرا شد

                         ارض وسماء شیون کنان از این بلا شد

 

                                               * * * * * *

 

کون ومکان شیون کنان (2) از این مصیبت چون شد قیامت

                                                                تا که رگان خونفشانش در نوا شد

                         ارض وسماء شیون کنان از این بلا شد

 

                                               * * * * * *

 

آمد زمیدان، سقای طفلان                              دستش جدا شد از تیغ عدوان

                              تارک عباس علی از کین جدا شد

                         ارض وسماء شیون کنان از این بلا شد

 

                                               * * * * * *

 

نای نساء العالمین (2) حضرت زهرا، بنموده غوغا

                                                      حضرت ختم المرسلین، صاحب عزا شد

                         ارض وسماء شیون کنان از این بلا شد

 

                                               * * * * * *

 

"موجی" به زاری، کن سوگواری                           با آل حیدر، کن غمگساری

                        چون دو جهان بر سر زنان زین ماجرا شد

                         ارض وسماء شیون کنان از این بلا شد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

» نوحه : عارف شش ماه کربلا

» شاعر : محمود موجی

  

طفل صغیر عطشانم (2) ای رودم ای رود (2)

                                    آتش زده بر دامانم (2) لب تشنه آسود

                            آه ای رودم ای رود

 

                                  * * * * * *

 

آرام دلم لالایی (2) ای رودم ای رود (2)

                            ای آب و گِلم لالایی (2) ای مقصد ومقصود

                            آه ای رودم ای رود

 

                                  * * * * * *

 

قنداقه به تن سربازم (2) ای رودم ای رود (2)

                                بر دست پدر جانبازم (2) مادر ز تو خشنود

                            آه ای رودم ای رود

 

                                  * * * * * *

 

روی دست سرور دین (2)                شد علی اصغر چو غمین

حرمله زد، تیر جفا، شد دوجهان غوغا

                                          شور فغان در دوجهان شد زنو برپا

 

                                  * * * * * *

 

زغم گهواره تو (2)                                             زگلوی پاره تو

شمس و قمر، زیر وزبر، شیون و واویلاست

                                   شور عزا، حزن و نوا، در ملاء اعلا ست

 

                                  * * * * * *

 

"موجی "به نوا می آید (2) ای رودم ای رودم (2)

                            چون شه به نوا می آید (2) با ناله فرمود (2)

                            آه ای رودم ای رود


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

» واحد : ساقی عشق

» شاعر : کیامرث خورده بین

 

شیعیان بــاز به جانم غم عبــــاس افتــاد

                                      مردم چشم تــرم در یم احســــاس افتــاد

جــان به لب آمــده از قصــه پر غصــه او

                                           کو زبــانی که تــوان وصف کنـد قصــه او

یک‌ جهان‌ دل ‌همه ‌از داغ‌ غمش‌ غمگین است

                                  سینــه هـا سوختــه زان واقعــه خونین ‌است

گوش کن شیعـه کنـون قصه ســـرداری او

                                           آورم تــا بــه زبــان شــرح فــــداکاری او

وعـــده آب بــه دلهــای پریشــــان داده

                                     گشته ساقی و به جانبـــازی خـود جان داده

چشم انداخت به دریـای بـــلا گشت روان

                                           بود تنهــــا نگهش‌ در نگه ‌تشنــــه لبــان

هفت تکبیر زد و عــازم جانبــــازی گشت

                                   ساقــی عشق مهیــای ســرافـرازی گشت

اسب همت پـی پیــکار عــــدو تیــز نمود

                                       دست در قبضـه شمشیـــر بلا خیـــز نمود

آه زان دم که به قاموس بــلا مــــاوا کرد

                                         دیــده علقمــه را چشمــه خونپــــالا کرد

تشنــــه لب بود ولــی بـر لب خود آب نزد

                                              آب را بـرجگــر تفتـــــه بــی تـــاب نزد

دست را کرد پر از آب و بـه نزدیک دهــان

                                          برد تــا ســرد کند بلکه دمـــی آتش جان

جلوه‌گر گشت به یادش لب عطشان حسین

                                       عطش تشنــه لبــان و غم طفـلان حسین

تا لب تشنه شـود مست سرافــرازی خویش

                                       یک قدم تا بـه سرافرازی نهد پـای به پیش

تشنه از آب بـرون گشت و دل آب شکست

                                         کمر مــوج به یــاد کف مهتـــاب شکست

آبـــرو داد به مشکی ‌که امیــد حــرم است

                             ای دو صد حیف ‌از این ‌مشک‌ که ‌صید ستم است

بود تنهــــا به امیــدی ‌که مگر قطــره آب

                                           به حــرم بــاز رســاند پـی دلهــای کباب

دشمن از عـــزم علمــدار حسیـن آگـه شد

                                          لشکــر فتنــه و آشـوب حصـــــار ره شد

کوفیــان راه بـر آن ســاقی عطشـان بستند

                                         پیکــرش را ز دم نیــزه و خنجــر خستنــد

خارهــا حلقـــه به گــرد گل محصور زدند

                                            تیغهــا بـر جگـــر لالـــه مخمـــــور زدند

یــورشی کـــرد علمدار و خصان را پس زد

                                        تیــغ لا بر سَـر و دَستِ سپــــهِ نــاکَس زد

آه اما که چو بـی دست شد آن سرو رشیــد

                                   پیش چشمش گسست رشتــه آمـال و امید

جهد بنمود و به دنـدان ز وفــا مشک گرفت

                                         مشک از بهـر دو صد دیـده پر اشک گرفت

مشک هم اشک شد و بر جگر خاک بریخت

                                          تا دلش از دم پیــکان بـــلاخیــز گسیخت

ندهــد تیـــر امــانش که به خیمـه نگـرد

                                           دم آخــر به دو دیـــــده غم دل را ببـــرد

بی رکوع سر به سجـود آمــده از زین افتاد

                                         فـرق بشکافتــه عبــاس‌ بـه بـالیــن افتاد

غرق خون گشت خــدا قد رســـای عباس

                                         جــان بـه قـربـان همه مهر و وفای عباس

یا ابوالفضل فــــدا گشتـــه بـا عیـن رضا

                                           گر نشــد بهــرحـــرم وعـــده آب تـو روا

تو الفبــای وفـــا و کــرم عشـــق شدی

                                    از ادب آب ننـــوشیــدی و سـرمشق شدی

تــا ابـــد نـام تو سـر لوحه اوراق دل است

                                   خورده‌بین نوحـه ‌سرای تو و این ‌داغ ‌دل است


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن نوحه و واحد بوشهری
[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی

به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش

سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش . . .

التماس دعا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلم دریاچه ی غم شد دوباره / قد آیینه ها خم شد دوباره

صدای سنج و دمام اومد از دور / بخون ای دل محرم شد دوباره . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اس ام اس محرم ۹۰

عالم ، همه خاک کربلا بایدمان

پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان

تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید

همواره حسین ، مقتدا بایدمان . . .

این مطلب دارای ۱۵ اس ام اس می باشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوبیتی محرم ۹۰

محرم آمد و دلها غمین شد / غم و عشق وبلا با هم اجین شد

حسین آماده بهر جانفشانی است / دوباره فاطمه قلبش حزین شد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیامک محرم

ضریح تو داره عطر گل یاس

نوازش های دستت میشه احساس

کی میدونه آقا پر میشه شاید

شبا سقا خونه ات با مشک عباس . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

محرم ماه آن عبدخدا

محرم اسرار آن هستی فزا

محرم ماهی که در آن ریختندند

میان کربلا خون خدا . . .

عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

متن مخصوص محرم

جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید / هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید

بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی / خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

sms محرم ۹۰

پیراهنی از زخم، به تن دوخته است

این رسم، ز حضرت غم آموخته است

ای سـرو تمــاشاییِ ایــمان، عبـاس!

دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد

ماه از سر شب بدون سر خواهد شد

تاریخ دوباره به خودش می لرزد

شق القمری بزرگتر خواهد شد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این نیزه مرا به عشقتان میدوزد / در عمق وجود شعله می افروزد

امسال اگرچه در زمستانم باز / از بردن اسم تو لبم می سوزد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جدیدترین اس ام اس های محرم

فریاد حسین را شنیدیم همه / از کوفه به سوی او دویدیم همه

رفتیم به کربلا ولی برگشتیم / از شمر امان نامه خریدیم همه . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

محرم در حریم کربلاتندیس شد

محرم همره نام حسین تقدیس شد

محرم با حسین اشک است وخون

محرم با حسین دشت جنون

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیدند

سیراب شدند زآن که در اوج عطش

آن حادثه را به شوق آشامیدند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دو دیده اشک، باران است ، محرم / ز سوگ ، جمله یاران است ، محرم

جهان می بارد ، اشک ، داغ یاران / ز ظلم ، نابکاران است ، محرم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

محرم باز هم نوبت توست / که بگشایی تمام خاطراتت

ز ایامی که در آن بود شیون / گهی نالیدن و گه سر بریدن . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست

این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست

ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن

همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست . . .


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اس ام اس و پیامک ماه محرم
[ شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

یکی از اشعار که به صورت سبک سنگین اجرا شده است زبان حال بی بی رباب (س) به حضرت علی اصغر :

 

 

چرا مادر علی اصغر گلوی خون فشان داری

 چرا چشمان پر آب و تبسم بر دهان داری

 لای لای لای...لای لای لای

 به قربان تو گردم من تو رفتی سوی قربان گاه

 کنون با پیکر پر خون به آغوشم مکان داری

منم مادر منم مادر رباب بی نوای تو

 لای لای لای....لای لای لای

 بیا تا بند قنداقت گشایم ای علی اصغر

که عزم رفتن ای مادر به ملک جاودان داری


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن مداحی و نوحه شهادت حضرت علی اکبر (ع) , اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

بسم الله حسین ... بسم الله حسین .... بسم الله حسین

 

هر کی یه مذهبی داره ... رقیه مذهب هستم

 

بسم الله حسین ... بسم الله حسین .... بسم الله حسین

 

هر کسی را بهر کاری ساختند .... تا ابد دیوونگی کار منه

با بهشتت کار ندارم ای خدا ... چون حسین بن علی یار منه

 اهل عالم بین کل دلبرا .... حضرت عباس دلداره منه

 من حسینی مذهبم دارم چه غم ... خواهرش زینب خریداره منه

 دم زدن از تو یا حسین شب تا سحر کار منه ... دیوونگی برای تو عشقم و بازار منه

 خوب میدونم که ازل عشق تو در سرشتمه ... هر جا که نام تو میاد اونجا فقط بهشتمه

 ایوون طلای کربلا همیشه در فکر منه ... ای اهل عالم بدونید حسین حسین ذکر منه

 هر کس دم از حسین زند ... دل ز تن او میکند زهرا به پرونده او ... مهر حسینی میزند

 هر کس حسینی میشود...

 یا کربلایی میشود ....  من هم غلامش میشوم .... تاج سر ما میشود


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

اینجا بهشت سرخ بدن‎های بی‌سر است      اینجا نگارخانه‎ی گل‎های پرپر است

اینجاست قتلگاه شهیدان راه حق               اینجا مزار قاسم و عباس و اکبر است

اینجا برای پیکر صد چاک عاشقان               گرد و غبار کرب و بلا مُشک و عنبر است

 

عجیب حکایتی است! "عزیز"ترین ها - حسین(ع) و یوسف(ع) - از "گودال" و "چاه" به آسمان عزت رسیده اند.

ایام محرم الحرام  را ساحت مقدس حضرت مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف  و تمامی شیعیان جهان اسلام تسلیت و تعزیت عرض می نماییم.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه ماه محرم , اشعار محرم
[ شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
محرم

تاسیس تاریخ برای مسلمانان در زمان خلافت خلیفه دوم مسلمین و با مشورت حضرت علی (علیه‌السلام) در سال شانزدهم هجری صورت گرفته است. مبدا تاریخ را هجرت پیامبر و ماه نخست آن را محرم، سالی که هجرت روی داده بود گرفتند.(1) علت نامگذاری این ماه آن بود که در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می‌دانستند.

ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجری کاروان حضرت امام حسین (علیه السلام) وارد کربلا شد و سپاهیان دشمن که هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شد در روزهای تاسوعا و عاشورا که روز نهم و دهم محرم می‌باشد او و یارانش را به شهادت رساندند.

امام هشتم شیعیان امام رضا(علیه السلام) در خصوص این ماه فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته می‌شد و در آن نمی‌جنگیدند ولی در این ماه، خون‌های ما را ریختند و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان ما را اسیر کردند و خیمه‌ها را آتش زدند و غارت کردند و حرمت پیامبر را دربارة ذریه‌اش رعایت نکردند.

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی در «مراقبات» نوشته است: «کودکانم را می‌دیدم که در دهه نخست ماه محرم غذا نمی‌خوردند و به نان خالی اکتفا می‌کردند کسی هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان می‌کنم عشقی درونی آنان را برمی‌انگیخت.» (2) به همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدن آن دلها را پر از غم می‌سازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (علیه السلام) از اول محرم، محافل و مجالسی را سیاهپوش کرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری می‌پردازند.(3)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- تاریخ تحلیلی اسلام، دکتر سیدجعفر شهیدی، ص130.

2- پیام‌آور عاشورا، مهاجرانی، ص 11.

3- با اندکی دخل و تصرف، فرهنگ عاشورا جواد محدثی، ص 406 .

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

نوحه: ای شش ماهه گل من، اصغر من، چرا تو بی تابی (سبک: ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است از علیرضا افتخاری)

مداح: مهدی خضری

مدت زمان: 5 دقیقه

حجم کلیپ: 10 مگابایت

 

لینک دانلود از مدیا فایر

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود سینه زنی بوشهری
[ پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

چیزی تا محرم نمانده است....بال بگشائید! داغ عشق به روز شد(اینک به حسین بیاندیش). 

در این روزها که بوی محرم الحرام به مشام می‌رسد به پیشنهاد دوستان تصمیم بر این گرفتیم تا یک سری کلیپ‌های مداحی چه تصویری و چه صوتی را از مداحان روستای کلات در وبلاگ بارگزاری کنیم. امیداواریم مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد.

اولین کلیپ را از مداح اهل بیت زایر حیدر خدری قرار می‌دهیم که یک پس واحد را از ایشان قبلاً در وبلاگ بارگزاری کرده بودیم.

دوستان عزیز چنانچه متن نوحه‌های بوشهری را خواهانید در قالب نظراتتان اعلام فرمایید در اسرع وقت در وبلاگ درج خواهد شد.


برای دانلود به ادامه مطلب بروید.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود سینه زنی بوشهری , دانلود نوحه و واحد بوشهری , دانلود نوحه خوانی حیدر خدری

[ پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

سلطان محمود غزنوی بسال ۱۰۳۱ به دلیل دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر بر روی نقشه ایران قرار گیرد و از آنگاه هیچگاه تصویر شیر - به جز دوران بسیار کوتاهی در زمان صفویان- از روی پرچم ایران برداشته نشد.
حکومت های پیاپی با وجود دشمنی ای که با هم داشتند نقش پرچم را به عنوان نماد کشور ایران تغییر نمی دادند. حتی حکومت پهلوی با وجود اختلاف شدید با سلسله قاجار تغییری در پرچم کشور نداد و پرچم ایران سه رنگ خود را با نشان شیر و خورشید حفظ کرد.
پرچم شیر و خورشید در زمان شهریار توانای ایران ، نادر شاه افشار به شکل کنونی خود درآمد و در تمام حکومت های بعدی ظاهر خود را حفظ کرد تا زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران.

اما قضیه این سه رنگ چیست ؟

رنگ سبز به احترام ۹۰ درصد از مردم ایران که مسلمان هستند انتخاب شده است. این رنگ ، مورد علاقه پیامبر اصلام بوده و نشانه دین اسلام نیز هست.

رنگ سپید پرچم ایران نشانه دین زرتشت ، نماد پاکی صلح و آرامش است.

رنگ سرخ تفاسیر گوناگونی دارد. برخی بر این عقیده اند که چون انقلاب مشروطه در ماه مرداد (برج اسد ییا شیر) به پیروزی رسید این رنگ نمادی از گرما و نیز نمادی از خون شهیدان مشروطه است.

توضیح این نکته لازم است که این سه رنگ در زمان مشروطه اینگونه توصیف شده اند ولی تاریخ آن به زمان ساسانیان نیز مربوط است. برخی این سه رنگ را برگرفته از سه طبقه جامعه ایران در زمان ساسانیان می دانند :

رنگ سبز لباس درباریان و شاهزادگان (طبقه اشراف)
رنگ سپید رنگ لباس موبدان و روحانیان زرتشتی (طبقه روحانی)
رنگ سرخ نیز لباس جنگسالاران و طبقه جنگ آوران


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed