نويسندگان

بسم رب الحسین

بی تو می میرم بی تو می میرم
کفر زلف تو دل و دین برده از دستم
من دلم را بر سر گیسوی تو بستم
عالمی جان را بنماید فدای تو
دل شده تنگ حرم کربلای تو
از غمت زیبا صنم و پر ز احساسم
من سگ پست حرم کوی عباسم
ای شهنشاها گذری بر گدایت کن
چونکه بگذشتی نظری زیر پایت کن
بی تو می میرم بی تو می میرم
کفر زلف تو دل و دین برده از دستم
بی تو می میرم بی تو می میرم

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

میرزا احمد دشتی نجفی

 

آیت‌الله میرزا احمد دشتی نجفی
(مجتهد معاصر درگذشته)
Mirza Ahmad Dashti Najafi.JPG
آیت‌الله العظمی حاج میرزا احمد گنخکی دشتی نجفی
نام: میرزا احمد گنخکی دشتی
عنوان: آیت‌الله العظمی
زادروز: ۱۲۸۷ خ
درگذشت: ۲۶ شهریور ۱۳۹۰ خ
نژاد: ایرانی
منطقه: دشتی، استان بوشهر
مذهب: شیعه دوازده‌امامی
سنت مدرسه‌ای: فقه جعفری
زمینه‌های فعالیت: فقه
آثار: شرح روضة البهیة
تأثیرگذاران: سید ابوالحسن اصفهانی
عبدالهادی شیرازی
آیت‌الله خویی

میرزا احمد گنخکی دشتی نجفی، متولد ۱۲۸۷ خورشیدی کاکی، فرزند ملا حسن، از مجتهدان سرشناس معاصر، اهل استان بوشهر که در شهریورماه سال ۱۳۹۰ خورشیدی درگذشت.

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:

[ دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

یا حسین این عشق خود از ما مگیر ... آنچه را خود داده ای از ما مگیر

 حســـــــــــــــــــــین ...  حســـــــــــــــــــــین ...

 عشق تو باشد تمام هست ما .... هستی ما را مگیر از دست ما

نامت از هر جا شنیدم یا حسین ... در پیش با سر دویدم یا حسین

 عشقت اما نیست تنها مدعا .... در پیش اشکی مداوم کن عطا

اشک درمان ملامت میکند .... وقت دلتنگی قیامت میکند


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

به گیسوی دوتایت تا نداری...وفا داری ولی با ما نداری

چرا مجنون تر از مجنون نباشم.....تو چیزی کمتر از لیلا نداری

چو ریزد شانه ذلفت را به شانه ... به هر مو میکنی صد دل نشانه

پر و بال دل ما را مسوزان ...که دارم بر سر ذلف تو لانه


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
محبت در رگ و در پوست داریم
حسین ابن علی را دوست داریم

قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت جز حسین معنا ندارد

اگر آید هزاران یوسف از راه
حسین ابن علی همتا ندارد

یکی درد و یکی هجران پسندد
یکی وصل و یکی درمان پسندد

حسین معنای عشق و دلربایی است
خوشا زینب که دلدار حسین است

گنهکاران امت را بگویید
که بخشیدن فقط کار حسین است

مکن تکیه به دیوار خلایق
سرم در پشت دیوار حسین است

گرفتاران فراوانند به الله
خوش آن دل که گرفتار حسین است

بدین علت تماشایی است محشر
علم دست علمدار حسین است

مرامی .. که جز کرب وبلا نیست
منا و سعی دیدار حسین است

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

 

کونگ‌فو توآ یک هنر رزمی ایرانی و یکی از سبک‌های ورزش کونگ‌فو است که بر بدن و روان سالم‌تر تاکید می‌کند. این ورزش با بهره‌گیری از تجربه ابراهیم میرزایی در زمینه‌های رشته‌های مختلف رزمی و جنگ‌های چریکی، در سال ۱۳۵۱ بنیان‌گزاری پس از گذراندن مراحل آزمایش در باشگاه سرباز (پهلوی سابق) فعالیت رسمی خود را با تاسیس دانشکده انشاء تن و روان در سال ۱۳۵۲ آغاز نموده است.

کونگ‌فو توآ دارای هفت مایگاه (بخش) است که به غیر از مایگاه اول که به حرکات فیزیکی و فعالیت‌های بدنی می‌پردازد، بقیه به جنبه‌های علمی، عرفانی و پزشکی در خصوص تن و روان اشاره دارد.

اصول اساسی کونگ‌فو توآ توسط ابراهیم میرزایی در کتابی به عنوان کاراته و ذن انتشار یافته است.

هم‌اکنون هزاران کونگ‌فو توآکار در ایران و چندین کشور از جمله آمریکا، کانادا، هلند، ترکیه، آذربایجان، سوریه، لبنان، پاکستان، افغانستان، سوئد، هندوستان و بلژیک فعالیت می‌نمایند.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب ورزشی , تصاویر ورزشی
[ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٥:٠٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

ماه محرم

فهرست وقایع ماه محرم الحرام...................



اوّل محرم الحرام

1. آغاز ایام حسینی2.ماجرای شعب ابیطالب علیه السلام 3.جنگ ذات الرقاع 4.اولین جمع آوری زکات 5. امام حسین علیه السلام در راه کربلا 6. قیام مردم مدینه بر علیه یزید 7. کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام

دوّم محرم الحرام

1.ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

سوّم محرم الحرام

1. نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه 2. ورود عمر بن سعد به کربلا

چهارم محرم الحرام

1. فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام

ششم محرم الحرام

1. یاری طلبی حبیب بن مظاهر از بنی اسد 2.اولین محاصره فرات در کربلا 3. تراکم لشگر یزید در کربلا

هفتم محرم الحرام

1. ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد 2. منع آب از امام حسین علیه السلام

هشتم محرم الحرام

1.قحط آب در خیمه های حسینی

نهم محرم الحرام تاسوعا

1. محاصره خیمه ها در کربلا 2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین سلام الله علیها 3. درخواست تاُخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام 4. آمدن لشگر تازه نفس به کربلا 5. خطابه امام حسین برای اصحابش

شب عاشورا

1.سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش 2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام

دهم محرم الحرام عاشورا

1. شهادت امام حسین علیه السلام2. شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی3. شهادت مسلم بن عوسجه4. شهادت حر بن یزید ریاحی 5. شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری6. شهادت همسر وهب7. شهادت شبیه ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله8. شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام9. شهادت عبدالله بن حسن علیه السلام 10.شهادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام 11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوایج علی اصغر علیه السلام12. آمدن ذوالجناح با یال و کوپال خونین به سوی خیمه فاطمیات 12. ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم 13.غارت اموال 14.فراز فاطمیات و علویات در بیابانها 15.غارت کردن لباس و ذره 16.جدا شدن سرهای مطهر 17.به آتش کشیدن خیمه های آل الله 18.شهادت دختران کوچک گریه و ماتم 19.راُس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه 20.خونین شدن ریشه هر گیاه 21.قتل ابن زیاد 22.قیام حضرت مهدی علیه السلام 23.وفات ام سلمه

شب یازدهم محرم الحرام

1.شام غریبان کربلا 2. سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی

یازدهم محرم الحرام

1.حرکت کاروان اسرا از کربلا 2. تشکیل مجلس ابن زیاد 3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه

دوازدهم محرم الحرام

1.دفن شهدای کربلا 2. ورود اهل بیت علیهم السلام به کوفه 3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام

سیزدهم محرم الحرام

1.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد 2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه 3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه و شام 4. شهادت عبد الله بن عفیف

پانزدهم محرم الحرام

1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام

نوزدهم محرم الحرام

1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام

بیستم محرم الحرام

1.دفن بدن جون در کربلا

بیست و پنجم محرم الحرام

1. شهادت امام سجاد علیه السلا م

بیست و ششم محرم الحرام

1. شهادت علی بن الحسن المثلث

بیست و هشتم محرم الحرام

1. وفات حذیقه بن یمان 2.تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد 3. ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک

بیست و نهم محرم الحرام

1. رسیدن کاروان اسرا به شام

تتمۀ محرم الحرام

1. نوشتن صحیفه ملعونه 2. وفات ماریه قبطیه

 





روز اول ماه محرّم الحرام:

1.آغاز ایام حسینی

اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند.باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد.1

همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است،که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند،ودستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت،از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است.

2.ماجرای شعب ابی طالب علیه السلام

در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قریش پیمان نامه ای نوشتند وطی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند؛و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد،و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلی الله علی وآله وسلم شبانه روز کمر همت بست.

آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می گردید ومی فرمود تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارماو در هرشب چند بار محل خواب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را تغییر می داد وعزیزترین فرزند خود یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را به جای آن حضرت می خوابانید،و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت ومسلمانان بسیار سخت گذشت ،تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند.

پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد،وپیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد،و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند وبنی هاشم به خانه های خود بازگشتند.2

3.جنگ ذات الرقاع

در سال چهارم هجرت _به تحریک قریش _بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت .پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با 400یا790 نفر از مدینه بیرون رفتند.در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد.این واقعه به قولی در 15جمادی الاولی بوده است. 3

4.اولین جمع آوری زکات

در روز اول محرم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستادند.4

5.امام حسین علیه السلام در راه کربلا

روز اول محرم،امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.5

6.قیام مردم مدینه برعلیه یزید

در این روز در سال63 ه مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند.قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید وشرابخواری و قماربازی و سگ بازی او را دیدند،وبه مدینه بازگشته ومردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند.با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند،و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودندو افراد اموی ساکن مدینه رابیرون کردند.لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد.6

7.کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام 7

در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید.حضرت به او فرمودند:ای پسر شبیب ،مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را رعایت نکردند.در این ماه خون ما را حلال دانستند ،و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دربارۀ ما ننمودند.

همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد واشکهای ما را روان ساخت ودل ما را سو زاند؛وعزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد ونزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند،زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد.

ای پسر شبیب ،اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن،چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند،و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه ونظیری نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند.چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند.لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند،تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان "یالثارت الحسین"است.

ای پسر شبیب،اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند....



1. خصائص الزینبیه:ص49،خصیصه نوزدهم.

2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص9. الوقایع و الحوادث:ج2ص7.

3.الوقایع و الحوادث:ج2ص45.توضیح المقاصد:ص2-3. وقایع الشهور:ص98.

4.الوقایع و الحوادث:ج2ص42..قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص15

5.ارشاد:ج2ص81.

6.الوقایع و الحوادث:ج2ص49.

7.بحار الانوار:ج98ص102،ج14ص164.امالی صدوق:ص111.اقبال:ص544.عیون اخبار الرضاعلیه السلام:ج1ص233.



 

 

روز دوّم ماه محرّم الحرام:

1.ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

بنابر مشهور در این روز در سال 61ه آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.(1)

در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد.امام پرسیدند:نام این زمین چیست؟گفتند:"غاضریه"نام دیگرش را پرسیدند گفتند:"شاطئ الفرات"اسم دیگری هم دارد؟گفتند:"کربلا"هم می گویند.در این هنگام حضرت آهی کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند:"اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء."به خدا قسم زمین کربلا همین است.به خدا قسم اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان مارا به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود.ای جوان مردان ، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست...."(2)

1. ارشاد:ج2ص84.قلائد النحور :جمحرم وصفر،ص24. الوقایع و الحوادث :ج2ص89. مناقب ابن شهر آشوب :ج4ص105. جلاء العیون :379. معالی السبطین:ج1ص285.

2. از مدینه تا مدینه :ص236. فیض العلام :ص142.





 

روز سوّم ماه محرّم الحرام:

1.نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه

در این روز امام حسین علیه السلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند.مأمورین بین راه قیس را گرفتند،و پس از آنکه او بر ضد یزید وابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند.(1)

2.ورود عمر بن سعد به کربلا

در این روز عمر بن سعد با با شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکر گاه ساخت و خیمه برافروخت.ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است.(2)

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص41.

2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص40.از مدینه تا مدینه :343. معالی السبطین:ج1ص301. فیض العلام:ص143.







روز چهارم ماه محرّم الحرام:

1.فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام

در این روز از سال 61 ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد.(1)

1.الوقایع الحوادث:ج2ص124.





 

ششم ماه محرّم الحرام:

1.یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد

در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور وکمک ، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی وبقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.(1)

2.اولین محاصره فرات در کربلا

به نقلی عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند.(2)

3.تراکم لشکر یزید در کربلا

در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند.(3)

1.الوقایع الحوادث:ج2 ص149.از مدینه تا مدینه:ص368-370.

2.از مدینه تا مدینه:ص360.

3.الوقایع الحوادث:ج2 ص153.







روز هفتم ماه محرّم الحرام:

1.ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد

در شب هفتم  امام حسین علیه السلام ملاقات وگفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عمر سعد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.1

2 . منع آب از امام حسین علیه السلام

در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمرو بن حجاج زبیدی با جهار هزار تیرانداز مآمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود.2

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص63.معالی السبطین:ج1ص315.

2.الوقایع و الحوادث:ج2ص153..فیض العلام:ص146.







روز هشتم ماه محرّم الحرام:

1.قحط آب در خیمه های حسینی

در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد.1

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص81.الوقایع و الحوادث:ج2ص154.

 

 

روز نهم ماه محرّم الحرام (تاسوعا):

1.محاصره خیمه ها در کربلا

امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر  کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.1

2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام

در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . 2آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است.

حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید.

حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:"لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!3



3.در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام

در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.4چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.5

4.آمدن لشکر تازه نفس به کربلا

در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.6

5.خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش

در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.

1 .کافی:ج4 ص 174.

2.اعلام الوری :ج1 ص455. فیض العلام:ص143.بحار الانوار :ج44ص361.

3از مدینه تا مدینه :ص381_382

4.اعلام الوری:ج1 ص455.فیض العلام:ص146.بحارالانوار :ج44ص392.

5 .مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.

6.اعلام الوری :ج1 ص455.فیض العلام:ص146.

7. مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.







شب دهم (عاشورای) ماه محرّم الحرام:

1.سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش

در این شب امام حسین علیه السلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند.خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند.1

2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام

در این شب بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار "یا دهر اف لک من خلیل .."را از زبان برادرش شنید، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:"ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود واین روز را ندیده بودم". سپس سیلی به صورت زد وبیهوش شد. امام علیه السلام خواهر عزیز ومکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.2



1.فیض العلام:ص147.وسیلةالدارین:ص 298-299.

2.فیض العلام:ص149.وسیلةالدارین:ص302-303.





 

روز دهم ماه محرّم الحرام ، روز عاشورا:

1.شهادت امام حسین علیه السلام

در این روز در سال 61ه که روز شنبه یا دوشنبه بوده،آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن 58 سالگی (ویا 56ویا 57 سالگی)بعد از نماز ظهر،مظلومانه وبا حالت تشنگی وگرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.1این روز،روز باریدن خون از آسمان است، و روزی که شهادت اهل بیت واصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است.2

چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، وچون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.در این روز ترک خوردن وآشامیدن به خصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.3

2.شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی .

3.شهادت مسلم بن عوسجه.

4.شهادت حربن یزید ریاحی.

5.شهادت جون مولی ابی ذرالغفاری.

6.شهادت همسر وهب،به دست رستم غلام شمر 4.

7.شهادت شبیه ترین مردم به رسول خداصلی الله علیه وآله و سلم، علی اکبر علیه السلام فرزند بزرگ سیدالشهداءعلیه السلام عموی والا مقام حضرت صاحب الامر علیه السلام .

8.شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام.

9.شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام.

10.شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام .

11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام .

12. آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت.

13ماتم وناله پردگیان حرم برسید الشهداء علیه السلام و اولاد و وابستگان آن حضرت .

14.غارت اموال از خیام امام حسین علیه السلام.

15.فرار فاطمیات وعلویات در بیابان ها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله علیه السلام .

16.غارت کردن لباس وزره و ..از بدن مطهر شهدای کربلا.

17. جدا شدن سر های مطهر امام حسین علیه السلام واهل بیت واصحاب آن حضرت.

18.به آتش کشیدن خیمه های آل الله،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهم السلام .

19.شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها .

20.گریه وماتم بر سید الشهداء علیه السلام و عزای زمین و عرش و آسمان جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت.

در این روز ملکی ندا کرد:ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر وقربان نفرماید.5

21.رأس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه

عصر عاشورا رأس مطهر ونورانی امام حسین علیه السلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون وحمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.6

22.خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند،از مصیبت عظمای آن روز.

23.قتل ابن زیاد

ابن زیاد در روز عاشورای سال 67ه به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد7.حصیر بن نمیر وجمعی از قتله امام حسین علیه السلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.8

ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند.مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند.لذا سجده شکر به جا آورده فرمودند:"روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم ،همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی مارا نمود".سپس حضرت به اصحاب خود فرمودند:همه شکر کنید.

24. قیام حضرت مهدی علیه السلام

به روایتی حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد.9

25.وفات ام سلمه

در این روز در سال 62-63 ه ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود.10 نام او هند پدرش ابی امیة، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابو سلمه بن عبدالاسد بن مغیرة بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت کردندو پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود،بعد از مدتی شهید شد.

سلمه، عمر ، زینب و دره، فرزندان او بودند؛ و عمر در جمیع جنگ های امیر المؤمنین علیه السلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود.

بعد از اینکه عدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی ام سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم هجری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از او خواستگاری کرد و ام سلمه قبول کرد ، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت :عقد را جاری کن .

عایشه وقتی دید پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ام سلمه را به عقد خویش در آورد بسیار ناراحت شد، چه اینکه ام سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفضه گفت:ام سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه ام سلمه را دید.از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار بود.

ام سلمه فضایلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم-به جز خدیجه کبری علیها السلام – ممتاز کرده است:

1.بار ها ام سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولی او نمی پذیرفت. فضایل ومناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نامه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السلام فرستاد ودر آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است...

2.ام سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السلام است.

3.ام سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضایل و مناقب علی علیه السلام که از پیامبر شنیده بود برای آن شخص باز گو کرد ، تا او توبه نمود.

4.ام سلمه حدیث "نحن معاشر النبیاء لانورث .."را -که ابوبکر آنرا به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسبت داد-تکذیب کرد.

5.هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلام برای جنگ جمل حرکت کردند، پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد،و به آن حضرت پیغام داد:"اگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم ودر نصرت ویاری شما کوتاهی نمی کردم.

6.بعد از رحلت خدیجه کبری سلام الله علیها مراقبت حضرت زهرا سلام الله علیها با فاطمه بنت اسد علیها السلام بود.بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به ام سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود . ام سلمه می گفت:"مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام الله علیها هستم ! بخدا سوگند آن حضرت آموزگار من است ."

7. روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السلام  نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند:"هر کس بعد از من فلان وفلان نشانه را به تو داد ، این پوست را به او تقدیم کن ". آن سه نفر آن نشانه را نداشتند ،و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام به آن حضرت – که همه نشانه ها را دارا بود – تسلیم نمود.

8.هنگام حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شنیده بود با اندوهی فراوان بازگو کرد. امام حسین علیه السلام محل شهادت و موضع دفن خود واصحابشان و... را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از آن خاک بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که ام سلمه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را با حالتی گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید، وعرض کرد:"یا رسول الله ، این چه حالت است که در شما می نگرم؟"فرمودند:"ای ام سلمه ، حسین مرا کشتند ودیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم".

وقتی از خواب بیدار شد دید خاکی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امام حسین علیه السلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.11

1.ارشاد:ج2 ص133.اعلام الوری :ج1ص420.کشف الغمة:ج2ص40.توضیح المقاصد:ص3.مسار الشیعه:ص25.کافی ج2ص484.تهذیب شیخ طوسی:ج6ص42. زاد المعاد:ص306. معالی السبطین:ج2ص5.مصباح کفعمی:ج2ص594.مصباح المهتجد:ص712. مقتال الطالبیین:ص78.

2.زاد المعاد:ص-307-306.

3.توضیح المقاصد:ص3..مسار الشیعه:ص25.

4.منتخب التواریخ:ص228.

5.بحار الانوار:ج45ص218.وسائل الشیعة:ج4ص213.

6.اعلام الوری :ج1ص470.منتهی الآمال:ج1ص401.فیض العلام:ص155.

7.تتمة المنتهی:ص90.قلائد النحور:ج ذی الحجة،ص424.استیعاب:ج1ص396. البدایة و النهایة:ج8ص310.

8.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215.

9.اعلام الوری :ج2ص.بحار النوار:ج95ص190.

10.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215.

11.ریاحین الشزیعة:ج2ص283-305.





وقایع شب یازدهم ماه محرم:

1. شام غریبان کربلا

نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخ ترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السلام گذشت.

آیا می شود رنج و سوز و مصیبت باز ماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد ویا حتی تصور نمود؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السلام و اهل بیت چقدر و چگونه برآن حضرت گریستند؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟

با چه زبانی و با چه لفظی می توان دل های شکسته، قلبهای جریحه دار ،ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی،و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد؟

شام غریبان است! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند؛امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه می کنند؟

تفاوت بین این دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب یازدهم؟دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟زینب کبری سلام الله علیها آن شب چه حالی داشت؟از یک سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین علیه السلام و همسران و و یتیمان برادر ،واز سوی دیگر به دنبال دختران گمشده!! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند!

آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السلام . "سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور."1

2.سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی

شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالیث که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود.2

1.از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها.

2.فیض العلام:ص155-156.





روز یازدهم ماه محرّم الحرام:

ا. حرکت کاروان اسراء از کربلا

عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،و بر گشتگان خود نماز گذاردو آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رابر شتران بی جهاز سوار کردند وسید سجاد علیه السلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند.هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه وندبه برداشتند.1

2. تشکیل مجلس ابن زیاد

روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد .ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.2

3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه

عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند.3نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند . لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد ،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.4

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر ، ص184. فیض العلام :ص156. معالی السبطین:ج2ص90.

2.اعلام الوری:ج1ص471.

3.اعلام الوری:ج1ص471.

4.قلائد النحور:ج محرم و صفر ،ص204.



روز دوازدهم ماه محرّم الحرام:

1. دفن شهدای کربلا

روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.1

2.ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه

روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. 2در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند.

مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دور شده بود!!!3

3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام

شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال 94هجری در سن 57 سالگی واقع شده است،4و قول دیگر25محرم است که خواهد آمد.



1.اعلام الوری:ج1ص470. الوقایع الحوادث:ج محرم ص61..وقایع الایام:تتمه محرم،ص132.

2.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص204. الوقایع الحوادث :ج محرم ص25.

3.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.205.

4.توضیح المقاصد:ص3.

5.الوقایع الحوادث:ج 4 ص63..وقایع الایام:تتمه محرم،ص256



روز سیزدهم ماه محرّم الحرام:

ا.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد

پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند،ابن زیاد در کاخ خود نشست ودستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان وکودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند_وارد مجلس نموده ،در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.1

2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه

پس از مجلس شوم ابن زیاد،اهل بیتعلیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.2

3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه وشام

ابن زیاد به مدینه وشام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت.3

4.شهادت عبدالله بن عفیف

عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودو در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود .لذا مشغول عبادت بود.

او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ،از میان جمعیت بر خاست وگفت:ساکت باش ای پسر مرجانه ،دروغگو تویی وپدر توکه به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.4

1.الوقایع الحوادث:ج4ص 63.وقایع الایام:تتمه محرم،ص256.

2. .الوقایع الحوادث:ج محرم ص 94.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263.

3. الوقایع الحوادث:ج محرم 96.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263.

4.وقایع الحوادث:ج4ص 80،87_88.



 

روز پانزدهم ماه محرّم الحرام:

1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام

بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند.1البته بعدا اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند.

1.وقایع الایام :تتمه محرم،ص281.



روز نوزدهم ماه محرّم الحرام:

1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام

در این روز اهل بیت سید الشهدا علیه السلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.1زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام وقبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، وفقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.2

1. الوقایع الحوادث:ج4ص114.

2.ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام:ص133.





روز بیستم ماه محرّم الحرام :

1. دفن بدن جون در کربلا

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.1

جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به 150دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.

با آنکه جون پیرمردی90 ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:"الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما.

از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.2

1. منتخب التواریخ :ص311.

2. وسیلة الدارین فی انصار الحسین علیه السلام :ص115







روز بیست وپنجم ماه ماه محرّم الحرام:

1.شهادت امام سجاد علیه السلام:

در سال 94بنابر قول مشهور 1یا 95 ه ق 2 ،امام زین العابدین علیه السلام در سن 57 سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالی بود که 34 یا 35 سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادر ان و عمو وبستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ،گریان بودند.

امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء"سنة الفقهاء" گفتند.

در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد :12 محرم ،18 محرم،19 محرم،2 صفر.3

1.مسار الشیعه :ص26. قلائد النحور :ج محرم و صفر،ص315.العدد الفویه:ص315. زاد المعاد:ص328. مصباح کفعمی:ج2ص594. مصباح المجتهد:ص729و فیض العلام:ص165. بحار النوار:ج59ص199.

2.اصول کافی :ج2ص491.

3.منتهی الامال :ج2ص37. الوقایع الحوادث:ج4ص278. مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218.



 

روز بیست وششم ماه محرّم الحرام:

1.شهادت علی بن الحسن المثلث

در سال 146 ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن 45 سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد _در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.1

1. الوقایع  و الحوادث :ج4ص287. منتهی الآمال :ج2 ص37.مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218.





روز بیست و هشتم ماه محرّم الحرام:

1. وفات حذیقة بن یمان

حذیقه از بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود.پدر حذیقه در جنگ احد اشتباها به وسیله مسلمانان کشته شد.

حذیقه یکی از هفت نفری بود که که بر صدیقه طاهره سلام الله علیها نماز خواندند. اوصحابه منافق را می شناخت.منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چیدند ومی خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کندو به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند.

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چون به محل مرد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد وفریاد ونعره زدن کردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیقه هم در کنار آن حضرت بود وسر انجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد.

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن منافقین را به حذیقه معرفی فرمودند که عبارت بودند از اولی و دومی سومی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیرةبن شعبه و ابوهریره،و حذیقه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیقه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند.

لذا حذیقه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که دومی برای سرپوش گذاشتن برنفاق خویش و تبرئه خود از حذیقه می پرسید:"اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم."1

این بزرگوار چهل روز پس از خلافت امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.2او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند وایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند.

2. تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد

در سال 220ه امام جوادعلیه السلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند.3

3.ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک

بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،که حضرت ام کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.4

1. منتهی الآمال :ج1ص120 . اسد الغابة:ج1ص391.

2. مستدرک سفینة البحار :ج5 ص212. الوقایع الحوادث:ج4ص308. مراقد المعارف:ج1ص242.

3. ارشاد :ج2ص295.

4. قلائد النحور :ج محرم وصفر ،ص332.





روز بیست و نهم ماه محرّم الحرام:

1. رسیدن کاروان اسرا ی اهل بیت علیهم السلام به شام

در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند .ابراهیم بن طلحةبن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد ،و کینه هایی که از جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت:دیدی غلبه با کیست؟حضرت فرمودند :اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان واقامه بگو ،آن وقت میدانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است.1

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص 336



تتمۀ ماه محرّم الحرام:

1.نوشتن صحیفه ملعونه

در این ماه در سال 11ه صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. 1 محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت وامامت مسلمین بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به علی بن ابیطالب علیه السلام برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند.با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم وستم به اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند،که به فرموده امام صادق علیه السلام "اذا کتب الکتاب قتل الحسین علیه السلام" 2:"هنگامی که صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین علیه السلام به شهادت رسید."

2. وفات ماری قبطیه در ماه محرم سال 15 ه (یا 16ه)ماریه قبطیه رحلت فرمود.3

ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با خواهرش شیرین ویک خواجه که برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلا و بیست جامه حریر و دراز گوشی به نام یعفور و قاطری به نام دلدل ، در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرستاده شدپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ماریه را به همسری خود برگزید ، و در محله "عالیه-"که آن را مشربه ام ابراهیم " می گویند - منزل برای آن حضرت تهیه کرد و خداوند جناب ابراهیم علیه السلام را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر ولادت ابراهیم علیه السلام بسیار اظهار سرور می فرمود و به آنان خدمت می نمود،و به دین جهت عایشه از حضرت امیر المؤمنینعلیه السلام بسیارناراحت و ملول بود .4از عایشه نقل شده که گفت"من به ماریه حسد می بردم ، چون زنی بسیار زیبا بود."سرانجام این حسادت باعث شد که تهمتی به جناب ماریه زد و آِیه ای در تقبیح این کار عایشه نازل شد، که در تفاسیر شیعه و سنی به تفضیل توضیح داده شده است. جناب ماری بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه طیبه رحلت فرمود.

1. بحار الانوار :ج28 ص104.

2. بحار الانوار :ج24 ص336 ،ج28ص123،ج31 ص 635. تفسیر نور الثقلین:ج4 ص616. تآویل  الآیات :ج2ص 672.

3.ریاحین الشریعه :ج2 ص 342. البدایه و النهایه :ج5ص 326. 4. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید:ج9ص195.

5..ریاحین الشریعه :ج2 ص 342.الطبقات الکبری:ج8 ص 213. الاصابة:ص


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تقویم تاریخ , ویژه نامه ماه محرم
[ شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
دوستش دارم چکار کنم چکار با عشق یار کنم
زلف سیاش بمن می گفت عقلتو تار و مار کنم

چه خوش بود پیش خدا زانو به زانوی حسین
کشته منو تیغ دو ابروی حسین

منم سگ کوی حسین دیوانه ی روی حسین
کشته مرا کشته مرا تیغ دو ابروی حسین

آقای من ابالحسین مولای من ابالحسین
زیبای من ابالحسین رعنای من فقط حسین

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

مجموعه بی نظیر ۴۲ مداحی و نوحه بوشهری رو از مداحان بوشهری: بخشو، ناخدا، گراشی، کشتکار و صبحدم بصورت صوتی دانلود نمایید.

 

مداحی بوشهری میرشکاری

 

دمی بگذشته و صوت حسین نمی آید

 

گل احمر منی تو، مه انور منی تو (علی اکبر منی تو)

 

ساقی لب تشنگان کو علمدار جوان

 

ای شیعه به سر زن، با دیده گریان

 

شد روان سقای دشت کربلا

 

جمله زنید بر سر، ماه محرم آمد

 

نینوا

 

مداحی واحد بسیار زیبا (علی اکبر)

 

الوداع الوداع، امشب شب عاشورا

 

کوفیان بی حیا، شرم نکردند از خدا

 

ماه محرم آمد

 

حسین

 

علی اکبر منی تو

 

نوحه دشتی

 

مداحی بوشهری بخشو

 

دانلود مداحی

 

مداحی بوشهری گراشی

 

دانلود نوحه ۱

 

دانلود نوحه ۲

 

دانلود نوحه ۳

 

دانلود نوحه ۴

 

مداحی بوشهری با صدای کشتکار

 

لیلا بگفتا ای شه لب تشنگان

 

ز جا برخیز عباس برادر من

 

میان خیمه ای غمگین نشته زینب نالان

 

موسم ماتم آمد

 

زینب غم دل با تو بگویم

 

مدینه آمدم اما پریشان حال و درمانده

 

عزای شاه دین

 

ای ز جا برخیز (مداحی دشتی)

 

باز غم در سینه ام غوغا نمود

 

 

مداحی بوشهری با صدای ناخدا

 

دانلود نوحه بوشهری

 

مداحی بوشهری با صدای صبح دم

 

قسمت اول

 

قسمت دوم

 

 

منبع: تکدید


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود سینه زنی بوشهری
[ چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

آهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش اوضاع درست به نظر نمی‌آمد. حتی مشکلاتش مدام بیش‌تر می‌شد.

یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: «واقعاً عجیب است. درست بعد از این که تصمیم گرفته‌ای مرد خداترسی بشوی، زندگی‌ات بدتر شده، نمی‌خواهم ایمانت را ضعیف کنم؛ اما با وجود تمام رنجهایی که در مسیر معنویت به خود داده‌ای، زندگی‌ات بهتر نشده!»


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده , جملات و متن های آموزنده
[ چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

سمت چپ: دهیار روستای کلات، علی عالیزاده

سمت راست: مداح اهل بیت، زایر علی خدری


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه عید غدیر , روستای کلات

[ چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۳:٠۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

مجموعه ۲۰ فایل از زیباترین مداحی های سید ذاکر رو برای دانلود قرار دادم. لینک دانلود یکجا هم موجود هستش. فرمت فایل ها wma است. مداحی ها کیفیت متوسطی دارند ولی از این کیفیت بالاتر من جایی ندیدم اگر هست بگید ما بریم دانلود کنیم.

 

آقا تو ببخش جاهلم من

اشهد ان لا اله الا الله

حیدر مدد، از فضل رب العالمین

در سما روح ملائک با شعار زینب است

محبت در رگ و در پوست داریم

قبض اوراق محبت دیدنی است

شنیدم گل ازار ما، غم گسار ما، بی خبر میاید ای خدا (امام زمان عج)

من عباسم، قاضی حاجاتم، روح مناجاتم

عباسم و نام آورم، شیر دلیر حیدرم

یک شمع و دارد عاشقان ، آن هم علی مرتضی است

اگه دیوونه ندیداید به ما میگن دیوونه

این حسین کیست خدایا

به ملک دل امیر است، اباالفضل است و عباس به عالم بی نظیر است

گوش بکنید داره میاد، یه صدایی از مدینه، چشماتونو باز بکنید باید یه چیزی ببینه

شهزاده علی اکبر

یه رفیق دارم که نامش حسینه، خوش آن دل که دلارامش حسینه

دیوونه کجا بره جز در میخونه عشق

همه رسم و بر اینه نوکر ارباب رو ببینه

بگذار آدمیان تعنه زنندم گویند

لینک دانلود یکجای مداحی ها . میتونید از اینجا دانلود نمایید.

فایل زیپ با حجم ۳۷ مگابایت.

خدا سید جواد ذاکر رو بیامرزه. التماس دعا.

 

منبع: تکدید


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

جشن عید غدیر دیشب با شکوه هر چه تمام تر با همکاری دهیاری روستای کلات، پایگاه مقاومت بسیج امام رضا (ع)،خانه قرآن ضحی و شورای اسلامی روستا درمسجد صاحب الزمان روستای کلات برگزار گردید. در این مراسم که با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط قاری محترم زایر محمد خدری تلاوت گردید ابتدا دهیار روستای کلات آقای علی عالیزاده سخنانی را در مورد مسائل مربوط به عمران و آبادی روستا ایراد فرمودند و سپس مردم روستا را به همکاری بیشتردعوت نمودند و در نهایت از برادر مهدی خضری مسئول خانه قرآن روستا و برادان بسیجی که همدوش با دهیار به پیش می‌روند تشکر و قدردانی به عمل آوردند. در مرحله بعد مداح اهل بیت زایر علی خدری با صدای دلنشین خود مجلس را به فیض کامل رساند و اشعاری را در وصف غدیر و مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین خواندند. در پایان جلسه نیز از حضار محترم اعم از آقایان و بانوان پذیرایی به عمل آمد.

از نکات جالب توجه شرکت بیشتر افراد روستا در این مراسم بود که فضا را بسیار با شکوهتر از سال‌های قبل نموده بود. انشاءالله سال به سال شاهد پیشرفت اعیاد اسلامی در روستا باشیم.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات , ویژه نامه عید غدیر
[ سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

عشق دلیل می‌خواهد؟

روزی دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، پرسید: «چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟»
پسر جواب داد: «دلیلشو نمی‌دونم؛ اما واقعاً دوسِت دارم!»
- تو هیچ دلیلی نمی‌تونی بیاری؛ پس چطور دوسم داری؟ چطور می‌تونی بگی عاشقمی؟
- من جداً دلیلشو نمیدونم؛ اما می‌تونم بهت ثابت کنم!

- ثابت کنی؟ نه! من می‌خوام دلیلتو بگی!
- باشه.. باشه! میگم؛ چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی، باملاحظه هستی، بخاطر لبخندت..
آن روز دختر از جواب‌های پسر راضی و قانع شد.
متأسفانه، چند روز بعد، دختر تصادفی وحشتناک کرد و به حالت کما رفت.
پسر نامه‌ای در کنارش گذاشت با این مضمون:
«عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم؛ اما حالا که نمی‌تونی حرف بزنی، می‌تونی؟ نه! پس دیگه نمی‌تونم عاشقت بمونم! گفتم بخاطر اهمیت دادن‌ها و ملاحظه کردنات دوسِت دارم؛ اما حالا که نمی‌تونی برام اونجوری باشی، پس منم نمی‌تونم دوست داشته باشم! گفتم واسه لبخندات عاشقتم؛ اما حالا نه می‌تونی بخندی و نه حرکت کنی! پس منم نمی‌تونم عاشقت باشم! اگه عشقهمیشه دلیل بخواد مث الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره! واقعاً عشق دلیل می‌خواد؟ نه! معلومه که نه! پس من هنوز هم عاشقتم.»

اما نظر شما؟


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه عاشقانه
[ سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

برای این روز شریف اعمال زیادی وارد شده که ما به اختصار به بعضی از این اعمال اشاره می‌کنیم. (جهت تفصیل بیشتر به کتاب شریف مفاتیح الجنان مراجعه شود.)

1- روزه.

2- غسل کردن.

3- زیارت حضرت علی(ع) که یکی از آنها زیارت "امین الله" است.

4- خواندن دعای "ندبه".

5- چون مؤمنی را ملاقات کند، این تهنیت را بگوید: «الحمد الله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام.»


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اعمال عید غدیر

[ یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

ای گوهر بحر آفرینش/ وی چشم و چراغ اهل بینش
همنام علی مرتضایی/ سرتا به قدم خدانمائی
امروز که دل قرین شادیست/ میلاد تو ای امام هادی است
میلاد تو برهمه مبارک/ بر مهدی فاطمه مبارک.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

گفته اند اسبی به بیماری گرفتار آمد و پشت دروازه شهر بیفتاد،صاحب اسب او را رها کرده و به داخل شهر شد مردم به او گفتند اسبت از چه بابت به این روزگار پرنکبت بیفتاد و مرد گفت از آنجایی که غمخواران نازنینی همچون شما نداشت و مجبور بود دائم برای من بار حمل کند .

یکی گفت براستی چنین است من هم مانند اسب تو شده ام.
مردم به هیکل نحیف او نظری انداختند و او گفت زن و فرزندانم تا توان داشتم و بار می کشیدم در کنارم بودند و امروز من هم مانند اسب این مرد تنهایم و لحظه رفتنم را انتظار می کشم .

می گویند آن مرد نحیف هر روز کاسه ایی آب از لب جوی  برداشته و برای اسب نحیف تر از خود می برد و در کنار اسب می نشست و راز دل می گفت .
چند روز که گذشت اسب بر روی پای ایستاد و همراه پیرمرد به بازار شد .
صاحب اسب و مردم متعجب شدند . او را گفتند چطور برخاست پیرمرد خنده ایی کرد و گفت:

از آنجایی که دوستی همچون من یافت که تنهایش نگذاشتم و در روز سختی کنارش بودم.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه
[ جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

فتح کلات 0                       توحید بوالخیر 3

تیم فوتبال فتح روستای کلات امروز بعد از ظهر در مسابقه دوم خود از سری رقابت‌های دسته اول لیگ دلوار حریف تیم توحید بوالخیر نشد و نتیجه را 3 بر صفر به رقیب خود واگذار کرد. تیم فتح کلات بازی اول خود را مقابل تیم استقلال دلوار با نتیجه تساوی بدون گل پشت سر گذاشته بود.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: باشگاه فرهنگی ورزشی فتح
[ دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٦:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
واویلا آه و واویلا زمین کربلا

من حسینم که جهان واله و حیران من است

ابر و باد و مه و خورشید به فرمان من است

لحظه ای را که دمد صور علم دست من است

دادگاهی که به پا هست قلم دست من است

حکم آزادی و تبعید امم دست من است

هر که شد اهل تولا به علی می بخشم

هر که بگریست به زهرا به علی می بخشم

جد من احمد مختار قریشی نسب است

پدرم حیدر کرار امیر عرب است

مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است

از ازل عشق خدا در رگ و در خون است

آدم از حضرت آدم شده مدیون من است

واویلا آه و واویلا زمین کربلا

هر که بگرفته جنون در اثر عشق من است

یوسف انگشت به لب در گذر عشق من است

قلب من مرکز پاکیزه ترین احساس است

چه غم از حادثه چون همسفرم عباس است

واویلا آه و واویلا زمین کربلا

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

خاطرات است که می‌ماند و بس ...

 

 

 

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات , باشگاه فرهنگی ورزشی فتح

[ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

اینجا جایی است که امام حسین (ع) دعای عرفه خواندند

دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است که با کلمات روحبخش دعای امام حسین (ع) و اشک عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می کند. اشک و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:

[ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

مدیرکل پیش‌بینی هواشناسی گفت: روز عرفه آسمان ۹۰ درصد از استان‌های کشور بارانی است، بنابراین توصیه می‌شود مردم در مکان‌های مسقف دعای عرفه را برگزار کنند.



موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:

[ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

در اینجا برای شما مجموعه ای از اس ام اس های زیبا با محتوای تبریک عید قربان که هم بصورت سره کاری و هم بصورت شعر میباشد را برای شما آماده کرده ایم. پیشاپیش عید قربان مبارک .



همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی من کن .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
۱۱. عید سعید قربان لغو شد !
( ستاد روحیه دهی به گوسفندان )
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بهت تبریک میگم ، کاری که تو کردی واقعا شاهکار بود .خیلی حرفه ای هستی، هیچکی فکرشو نمیکرد بتونی دیروز از زیر تیغ فرار کنی تو باعث افتخار بقیه گوسفندایی!(موب ۴ یو)
عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه آرزو داشتم جگرتو بخورم و الان خیلی خوشحالم. چون فردا دیگه به آرزوم میرسم.
این دو سه روز رو رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان پیشاپیش مبارک(موب ۴ یو)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه… نگرانتم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از امروز ۳ روز بیشتر زنده نیستی… از فرصتی که داری لذت ببر گوسفند عزیز!
پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان رو بهت تسلیت می گم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این روزا خیلی مواظب خودت باش… جونت در خطره… ممکنه سرتو ببرن…
این اس ام اس رو برای گوسفند های دیگه هم بفرست.
پیشاپیش عید قربان مبارک (موب ۴ یو)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عید قربان نزدیک است تا می تونی علف بخور قیمتت بره بالا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عید قربون پارسال که در رفتی امسال چیکار می خوای بکنی؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تا حالا فکرکردی اگرخدابه حضرت ابراهیم امرمی کرد به جای پسرش زنشو قربانی کنه این مراسم هرسال باچه شکوهی تکرار می شد؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از امروز ، ۲ روز دیگه بیشتر زنده نیستی ، از فرصتی که داری لذت ببر گوسفند جون ، پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان رو بهت تسلیت می گم .
عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست
بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است
عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک . . .(موب ۴ یو)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را اینجاست اسماعیل در جان
که خواهد کردش ابراهیم قربان . . .(موب ۴ یو)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همچو ابراهیم دیدم شکل قربانی به خواب شکر الله بی عوض مقبول شد قربان من
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
و آنگاه که ابراهیم با غالب آمدن بر وسوسه های شیطانی، کارد را بر گلوی اسماعیل نهاد تا او را قربانی کند…
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عید قربان گشته با یلدای طولانی به یک شب
این عید مبارک بُد و آن شب به سلامت


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اس ام اس و پیامک عید قربان
[ شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

میشه خدا رو حس کرد تو لحظه‌های ساده 
تو اضطراب عشق و گناه بی‌اراده 

بی‌عشق عمر آدم بی‌اعتقاد می‌ره 
هفتاد سال عبادت یک شب به باد می‌ره 

 

آهنگ از احسان خواجه امیری


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

موسیقی ترانه به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحول کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت. ارائهٔ تعریف آکادمیک موسیقی موضوعی است که برای قرن‌ها مورد بحث و کشمکش صاحبنظران بوده است. همچنان هیچ تعریفی از موسیقی وجود ندارد که مورد قبول همهٔ اهل این هنر باشد. طبق یکی از پذیرفته‌شده‌ترین این تعاریف، موسیقی به اصواتی گفته می‌شود که آگاهانه تولید شوند.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:

[ جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

ماه محرم

فهرست وقایع ماه محرم الحرام...................



اوّل محرم الحرام

1. آغاز ایام حسینی2.ماجرای شعب ابیطالب علیه السلام 3.جنگ ذات الرقاع 4.اولین جمع آوری زکات 5. امام حسین علیه السلام در راه کربلا 6. قیام مردم مدینه بر علیه یزید 7. کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام

دوّم محرم الحرام

1.ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

سوّم محرم الحرام

1. نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه 2. ورود عمر بن سعد به کربلا

چهارم محرم الحرام

1. فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام

ششم محرم الحرام

1. یاری طلبی حبیب بن مظاهر از بنی اسد 2.اولین محاصره فرات در کربلا 3. تراکم لشگر یزید در کربلا

هفتم محرم الحرام

1. ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد 2. منع آب از امام حسین علیه السلام

هشتم محرم الحرام

1.قحط آب در خیمه های حسینی

نهم محرم الحرام تاسوعا

1. محاصره خیمه ها در کربلا 2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین سلام الله علیها 3. درخواست تاُخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام 4. آمدن لشگر تازه نفس به کربلا 5. خطابه امام حسین برای اصحابش

شب عاشورا

1.سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش 2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام

دهم محرم الحرام عاشورا

1. شهادت امام حسین علیه السلام2. شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی3. شهادت مسلم بن عوسجه4. شهادت حر بن یزید ریاحی 5. شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری6. شهادت همسر وهب7. شهادت شبیه ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله8. شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام9. شهادت عبدالله بن حسن علیه السلام 10.شهادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام 11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوایج علی اصغر علیه السلام12. آمدن ذوالجناح با یال و کوپال خونین به سوی خیمه فاطمیات 12. ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم 13.غارت اموال 14.فراز فاطمیات و علویات در بیابانها 15.غارت کردن لباس و ذره 16.جدا شدن سرهای مطهر 17.به آتش کشیدن خیمه های آل الله 18.شهادت دختران کوچک گریه و ماتم 19.راُس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه 20.خونین شدن ریشه هر گیاه 21.قتل ابن زیاد 22.قیام حضرت مهدی علیه السلام 23.وفات ام سلمه

شب یازدهم محرم الحرام

1.شام غریبان کربلا 2. سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی

یازدهم محرم الحرام

1.حرکت کاروان اسرا از کربلا 2. تشکیل مجلس ابن زیاد 3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه

دوازدهم محرم الحرام

1.دفن شهدای کربلا 2. ورود اهل بیت علیهم السلام به کوفه 3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام

سیزدهم محرم الحرام

1.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد 2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه 3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه و شام 4. شهادت عبد الله بن عفیف

پانزدهم محرم الحرام

1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام

نوزدهم محرم الحرام

1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام

بیستم محرم الحرام

1.دفن بدن جون در کربلا

بیست و پنجم محرم الحرام

1. شهادت امام سجاد علیه السلا م

بیست و ششم محرم الحرام

1. شهادت علی بن الحسن المثلث

بیست و هشتم محرم الحرام

1. وفات حذیقه بن یمان 2.تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد 3. ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک

بیست و نهم محرم الحرام

1. رسیدن کاروان اسرا به شام

تتمۀ محرم الحرام

1. نوشتن صحیفه ملعونه 2. وفات ماریه قبطیه

 





روز اول ماه محرّم الحرام:

1.آغاز ایام حسینی

اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند.باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد.1

همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است،که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند،ودستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت،از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است.

2.ماجرای شعب ابی طالب علیه السلام

در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قریش پیمان نامه ای نوشتند وطی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند؛و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد،و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلی الله علی وآله وسلم شبانه روز کمر همت بست.

آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می گردید ومی فرمود تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارماو در هرشب چند بار محل خواب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را تغییر می داد وعزیزترین فرزند خود یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را به جای آن حضرت می خوابانید،و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت ومسلمانان بسیار سخت گذشت ،تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند.

پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد،وپیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد،و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند وبنی هاشم به خانه های خود بازگشتند.2

3.جنگ ذات الرقاع

در سال چهارم هجرت _به تحریک قریش _بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت .پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با 400یا790 نفر از مدینه بیرون رفتند.در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد.این واقعه به قولی در 15جمادی الاولی بوده است. 3

4.اولین جمع آوری زکات

در روز اول محرم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستادند.4

5.امام حسین علیه السلام در راه کربلا

روز اول محرم،امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.5

6.قیام مردم مدینه برعلیه یزید

در این روز در سال63 ه مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند.قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید وشرابخواری و قماربازی و سگ بازی او را دیدند،وبه مدینه بازگشته ومردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند.با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند،و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودندو افراد اموی ساکن مدینه رابیرون کردند.لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد.6

7.کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام 7

در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید.حضرت به او فرمودند:ای پسر شبیب ،مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را رعایت نکردند.در این ماه خون ما را حلال دانستند ،و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دربارۀ ما ننمودند.

همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد واشکهای ما را روان ساخت ودل ما را سو زاند؛وعزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد ونزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند،زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد.

ای پسر شبیب ،اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن،چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند،و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه ونظیری نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند.چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند.لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند،تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان "یالثارت الحسین"است.

ای پسر شبیب،اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند....



1. خصائص الزینبیه:ص49،خصیصه نوزدهم.

2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص9. الوقایع و الحوادث:ج2ص7.

3.الوقایع و الحوادث:ج2ص45.توضیح المقاصد:ص2-3. وقایع الشهور:ص98.

4.الوقایع و الحوادث:ج2ص42..قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص15

5.ارشاد:ج2ص81.

6.الوقایع و الحوادث:ج2ص49.

7.بحار الانوار:ج98ص102،ج14ص164.امالی صدوق:ص111.اقبال:ص544.عیون اخبار الرضاعلیه السلام:ج1ص233.



 

 

روز دوّم ماه محرّم الحرام:

1.ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

بنابر مشهور در این روز در سال 61ه آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.(1)

در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد.امام پرسیدند:نام این زمین چیست؟گفتند:"غاضریه"نام دیگرش را پرسیدند گفتند:"شاطئ الفرات"اسم دیگری هم دارد؟گفتند:"کربلا"هم می گویند.در این هنگام حضرت آهی کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند:"اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء."به خدا قسم زمین کربلا همین است.به خدا قسم اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان مارا به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود.ای جوان مردان ، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست...."(2)

1. ارشاد:ج2ص84.قلائد النحور :جمحرم وصفر،ص24. الوقایع و الحوادث :ج2ص89. مناقب ابن شهر آشوب :ج4ص105. جلاء العیون :379. معالی السبطین:ج1ص285.

2. از مدینه تا مدینه :ص236. فیض العلام :ص142.





 

روز سوّم ماه محرّم الحرام:

1.نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه

در این روز امام حسین علیه السلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند.مأمورین بین راه قیس را گرفتند،و پس از آنکه او بر ضد یزید وابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند.(1)

2.ورود عمر بن سعد به کربلا

در این روز عمر بن سعد با با شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکر گاه ساخت و خیمه برافروخت.ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است.(2)

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص41.

2.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص40.از مدینه تا مدینه :343. معالی السبطین:ج1ص301. فیض العلام:ص143.







روز چهارم ماه محرّم الحرام:

1.فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام

در این روز از سال 61 ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد.(1)

1.الوقایع الحوادث:ج2ص124.





 

ششم ماه محرّم الحرام:

1.یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد

در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور وکمک ، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی وبقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.(1)

2.اولین محاصره فرات در کربلا

به نقلی عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند.(2)

3.تراکم لشکر یزید در کربلا

در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند.(3)

1.الوقایع الحوادث:ج2 ص149.از مدینه تا مدینه:ص368-370.

2.از مدینه تا مدینه:ص360.

3.الوقایع الحوادث:ج2 ص153.







روز هفتم ماه محرّم الحرام:

1.ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد

در شب هفتم  امام حسین علیه السلام ملاقات وگفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عمر سعد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.1

2 . منع آب از امام حسین علیه السلام

در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمرو بن حجاج زبیدی با جهار هزار تیرانداز مآمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود.2

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص63.معالی السبطین:ج1ص315.

2.الوقایع و الحوادث:ج2ص153..فیض العلام:ص146.







روز هشتم ماه محرّم الحرام:

1.قحط آب در خیمه های حسینی

در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد.1

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص81.الوقایع و الحوادث:ج2ص154.

 

 

روز نهم ماه محرّم الحرام (تاسوعا):

1.محاصره خیمه ها در کربلا

امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر  کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.1

2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام

در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . 2آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است.

حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید.

حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:"لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!3



3.در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام

در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.4چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.5

4.آمدن لشکر تازه نفس به کربلا

در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.6

5.خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش

در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.

1 .کافی:ج4 ص 174.

2.اعلام الوری :ج1 ص455. فیض العلام:ص143.بحار الانوار :ج44ص361.

3از مدینه تا مدینه :ص381_382

4.اعلام الوری:ج1 ص455.فیض العلام:ص146.بحارالانوار :ج44ص392.

5 .مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.

6.اعلام الوری :ج1 ص455.فیض العلام:ص146.

7. مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.







شب دهم (عاشورای) ماه محرّم الحرام:

1.سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش

در این شب امام حسین علیه السلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند.خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند.1

2. سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام

در این شب بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار "یا دهر اف لک من خلیل .."را از زبان برادرش شنید، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:"ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود واین روز را ندیده بودم". سپس سیلی به صورت زد وبیهوش شد. امام علیه السلام خواهر عزیز ومکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.2



1.فیض العلام:ص147.وسیلةالدارین:ص 298-299.

2.فیض العلام:ص149.وسیلةالدارین:ص302-303.





 

روز دهم ماه محرّم الحرام ، روز عاشورا:

1.شهادت امام حسین علیه السلام

در این روز در سال 61ه که روز شنبه یا دوشنبه بوده،آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن 58 سالگی (ویا 56ویا 57 سالگی)بعد از نماز ظهر،مظلومانه وبا حالت تشنگی وگرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.1این روز،روز باریدن خون از آسمان است، و روزی که شهادت اهل بیت واصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است.2

چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، وچون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.در این روز ترک خوردن وآشامیدن به خصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.3

2.شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی .

3.شهادت مسلم بن عوسجه.

4.شهادت حربن یزید ریاحی.

5.شهادت جون مولی ابی ذرالغفاری.

6.شهادت همسر وهب،به دست رستم غلام شمر 4.

7.شهادت شبیه ترین مردم به رسول خداصلی الله علیه وآله و سلم، علی اکبر علیه السلام فرزند بزرگ سیدالشهداءعلیه السلام عموی والا مقام حضرت صاحب الامر علیه السلام .

8.شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام.

9.شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام.

10.شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام .

11.شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام .

12. آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت.

13ماتم وناله پردگیان حرم برسید الشهداء علیه السلام و اولاد و وابستگان آن حضرت .

14.غارت اموال از خیام امام حسین علیه السلام.

15.فرار فاطمیات وعلویات در بیابان ها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله علیه السلام .

16.غارت کردن لباس وزره و ..از بدن مطهر شهدای کربلا.

17. جدا شدن سر های مطهر امام حسین علیه السلام واهل بیت واصحاب آن حضرت.

18.به آتش کشیدن خیمه های آل الله،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهم السلام .

19.شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها .

20.گریه وماتم بر سید الشهداء علیه السلام و عزای زمین و عرش و آسمان جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت.

در این روز ملکی ندا کرد:ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر وقربان نفرماید.5

21.رأس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه

عصر عاشورا رأس مطهر ونورانی امام حسین علیه السلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون وحمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.6

22.خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند،از مصیبت عظمای آن روز.

23.قتل ابن زیاد

ابن زیاد در روز عاشورای سال 67ه به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد7.حصیر بن نمیر وجمعی از قتله امام حسین علیه السلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.8

ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند.مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند.لذا سجده شکر به جا آورده فرمودند:"روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم ،همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی مارا نمود".سپس حضرت به اصحاب خود فرمودند:همه شکر کنید.

24. قیام حضرت مهدی علیه السلام

به روایتی حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد.9

25.وفات ام سلمه

در این روز در سال 62-63 ه ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود.10 نام او هند پدرش ابی امیة، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابو سلمه بن عبدالاسد بن مغیرة بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت کردندو پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود،بعد از مدتی شهید شد.

سلمه، عمر ، زینب و دره، فرزندان او بودند؛ و عمر در جمیع جنگ های امیر المؤمنین علیه السلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود.

بعد از اینکه عدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی ام سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم هجری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از او خواستگاری کرد و ام سلمه قبول کرد ، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت :عقد را جاری کن .

عایشه وقتی دید پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ام سلمه را به عقد خویش در آورد بسیار ناراحت شد، چه اینکه ام سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفضه گفت:ام سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه ام سلمه را دید.از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار بود.

ام سلمه فضایلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم-به جز خدیجه کبری علیها السلام – ممتاز کرده است:

1.بار ها ام سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولی او نمی پذیرفت. فضایل ومناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نامه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السلام فرستاد ودر آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است...

2.ام سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السلام است.

3.ام سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضایل و مناقب علی علیه السلام که از پیامبر شنیده بود برای آن شخص باز گو کرد ، تا او توبه نمود.

4.ام سلمه حدیث "نحن معاشر النبیاء لانورث .."را -که ابوبکر آنرا به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسبت داد-تکذیب کرد.

5.هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلام برای جنگ جمل حرکت کردند، پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد،و به آن حضرت پیغام داد:"اگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم ودر نصرت ویاری شما کوتاهی نمی کردم.

6.بعد از رحلت خدیجه کبری سلام الله علیها مراقبت حضرت زهرا سلام الله علیها با فاطمه بنت اسد علیها السلام بود.بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به ام سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود . ام سلمه می گفت:"مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام الله علیها هستم ! بخدا سوگند آن حضرت آموزگار من است ."

7. روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السلام  نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند:"هر کس بعد از من فلان وفلان نشانه را به تو داد ، این پوست را به او تقدیم کن ". آن سه نفر آن نشانه را نداشتند ،و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام به آن حضرت – که همه نشانه ها را دارا بود – تسلیم نمود.

8.هنگام حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شنیده بود با اندوهی فراوان بازگو کرد. امام حسین علیه السلام محل شهادت و موضع دفن خود واصحابشان و... را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از آن خاک بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که ام سلمه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را با حالتی گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید، وعرض کرد:"یا رسول الله ، این چه حالت است که در شما می نگرم؟"فرمودند:"ای ام سلمه ، حسین مرا کشتند ودیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم".

وقتی از خواب بیدار شد دید خاکی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امام حسین علیه السلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.11

1.ارشاد:ج2 ص133.اعلام الوری :ج1ص420.کشف الغمة:ج2ص40.توضیح المقاصد:ص3.مسار الشیعه:ص25.کافی ج2ص484.تهذیب شیخ طوسی:ج6ص42. زاد المعاد:ص306. معالی السبطین:ج2ص5.مصباح کفعمی:ج2ص594.مصباح المهتجد:ص712. مقتال الطالبیین:ص78.

2.زاد المعاد:ص-307-306.

3.توضیح المقاصد:ص3..مسار الشیعه:ص25.

4.منتخب التواریخ:ص228.

5.بحار الانوار:ج45ص218.وسائل الشیعة:ج4ص213.

6.اعلام الوری :ج1ص470.منتهی الآمال:ج1ص401.فیض العلام:ص155.

7.تتمة المنتهی:ص90.قلائد النحور:ج ذی الحجة،ص424.استیعاب:ج1ص396. البدایة و النهایة:ج8ص310.

8.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215.

9.اعلام الوری :ج2ص.بحار النوار:ج95ص190.

10.مستدرک سفینة البحار:ج5ص215.

11.ریاحین الشزیعة:ج2ص283-305.





وقایع شب یازدهم ماه محرم:

1. شام غریبان کربلا

نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شبی تیره تر از سیاهی! شبی جانسوز که در آن تلخ ترین لحظات بر خاندان امام حسین علیه السلام گذشت.

آیا می شود رنج و سوز و مصیبت باز ماندگان حضرت را در آن شب بیان کرد ویا حتی تصور نمود؟ آیا کسی درک می کند که دیدگان خونفشان عمه امام زمان علیه السلام و اهل بیت چقدر و چگونه برآن حضرت گریستند؟ آیا می تواند تصویر کند که آه و ناله سوزناک آن عزیزان چگونه بوده است؟

با چه زبانی و با چه لفظی می توان دل های شکسته، قلبهای جریحه دار ،ناله و نوای بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوی و علوی،و سوز دل یتیمان و بانوان حسینی را بیان کرد؟

شام غریبان است! کودکان یتیم که دیشب پدر داشتند، و بانوان بی سرپرست که دیشب سرپرست و کاشانه داشتند؛امشب با آشیانه سوخته و دلهای داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه می کنند؟

تفاوت بین این دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب یازدهم؟دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟دیشب چه کسانی در خیمه ها بودند؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!آن شب چه کسی سرپرستی علویات و فاطمیات را بر عهده داشت؟زینب کبری سلام الله علیها آن شب چه حالی داشت؟از یک سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین علیه السلام و همسران و و یتیمان برادر ،واز سوی دیگر به دنبال دختران گمشده!! همه اینها در سرزمینی که بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روی زمین افتاده باشند!

آه چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین علیه السلام . "سلام علی قلب زینب الصبور و لسانها الشکور."1

2.سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی

شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالیث که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود.2

1.از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها.

2.فیض العلام:ص155-156.





روز یازدهم ماه محرّم الحرام:

ا. حرکت کاروان اسراء از کربلا

عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،و بر گشتگان خود نماز گذاردو آنان را به خاک سپرد. وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رابر شتران بی جهاز سوار کردند وسید سجاد علیه السلام را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند.هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه وندبه برداشتند.1

2. تشکیل مجلس ابن زیاد

روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد .ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.2

3. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه

عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند.3نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند . لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد ،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.4

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر ، ص184. فیض العلام :ص156. معالی السبطین:ج2ص90.

2.اعلام الوری:ج1ص471.

3.اعلام الوری:ج1ص471.

4.قلائد النحور:ج محرم و صفر ،ص204.



روز دوازدهم ماه محرّم الحرام:

1. دفن شهدای کربلا

روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.1

2.ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه

روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. 2در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند.

مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دور شده بود!!!3

3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام

شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال 94هجری در سن 57 سالگی واقع شده است،4و قول دیگر25محرم است که خواهد آمد.



1.اعلام الوری:ج1ص470. الوقایع الحوادث:ج محرم ص61..وقایع الایام:تتمه محرم،ص132.

2.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص204. الوقایع الحوادث :ج محرم ص25.

3.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.205.

4.توضیح المقاصد:ص3.

5.الوقایع الحوادث:ج 4 ص63..وقایع الایام:تتمه محرم،ص256



روز سیزدهم ماه محرّم الحرام:

ا.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد

پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند،ابن زیاد در کاخ خود نشست ودستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان وکودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند_وارد مجلس نموده ،در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.1

2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه

پس از مجلس شوم ابن زیاد،اهل بیتعلیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.2

3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه وشام

ابن زیاد به مدینه وشام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت.3

4.شهادت عبدالله بن عفیف

عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودو در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود .لذا مشغول عبادت بود.

او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ،از میان جمعیت بر خاست وگفت:ساکت باش ای پسر مرجانه ،دروغگو تویی وپدر توکه به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.4

1.الوقایع الحوادث:ج4ص 63.وقایع الایام:تتمه محرم،ص256.

2. .الوقایع الحوادث:ج محرم ص 94.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263.

3. الوقایع الحوادث:ج محرم 96.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263.

4.وقایع الحوادث:ج4ص 80،87_88.



 

روز پانزدهم ماه محرّم الحرام:

1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام

بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند.1البته بعدا اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند.

1.وقایع الایام :تتمه محرم،ص281.



روز نوزدهم ماه محرّم الحرام:

1.حرکت کاروان کربلا به سوی شام

در این روز اهل بیت سید الشهدا علیه السلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.1زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام وقبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، وفقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.2

1. الوقایع الحوادث:ج4ص114.

2.ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام:ص133.





روز بیستم ماه محرّم الحرام :

1. دفن بدن جون در کربلا

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.1

جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به 150دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.

با آنکه جون پیرمردی90 ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:"الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما.

از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.2

1. منتخب التواریخ :ص311.

2. وسیلة الدارین فی انصار الحسین علیه السلام :ص115







روز بیست وپنجم ماه ماه محرّم الحرام:

1.شهادت امام سجاد علیه السلام:

در سال 94بنابر قول مشهور 1یا 95 ه ق 2 ،امام زین العابدین علیه السلام در سن 57 سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالی بود که 34 یا 35 سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادر ان و عمو وبستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ،گریان بودند.

امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء"سنة الفقهاء" گفتند.

در شهادت آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد :12 محرم ،18 محرم،19 محرم،2 صفر.3

1.مسار الشیعه :ص26. قلائد النحور :ج محرم و صفر،ص315.العدد الفویه:ص315. زاد المعاد:ص328. مصباح کفعمی:ج2ص594. مصباح المجتهد:ص729و فیض العلام:ص165. بحار النوار:ج59ص199.

2.اصول کافی :ج2ص491.

3.منتهی الامال :ج2ص37. الوقایع الحوادث:ج4ص278. مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218.



 

روز بیست وششم ماه محرّم الحرام:

1.شهادت علی بن الحسن المثلث

در سال 146 ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن 45 سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد _در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.1

1. الوقایع  و الحوادث :ج4ص287. منتهی الآمال :ج2 ص37.مستدرک سفینة البحار:ج5 ص218.





روز بیست و هشتم ماه محرّم الحرام:

1. وفات حذیقة بن یمان

حذیقه از بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود.پدر حذیقه در جنگ احد اشتباها به وسیله مسلمانان کشته شد.

حذیقه یکی از هفت نفری بود که که بر صدیقه طاهره سلام الله علیها نماز خواندند. اوصحابه منافق را می شناخت.منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چیدند ومی خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کندو به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند.

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چون به محل مرد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد وفریاد ونعره زدن کردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیقه هم در کنار آن حضرت بود وسر انجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد.

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن منافقین را به حذیقه معرفی فرمودند که عبارت بودند از اولی و دومی سومی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیرةبن شعبه و ابوهریره،و حذیقه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیقه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند.

لذا حذیقه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که دومی برای سرپوش گذاشتن برنفاق خویش و تبرئه خود از حذیقه می پرسید:"اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم."1

این بزرگوار چهل روز پس از خلافت امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.2او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند وایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند.

2. تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد

در سال 220ه امام جوادعلیه السلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند.3

3.ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک

بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،که حضرت ام کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.4

1. منتهی الآمال :ج1ص120 . اسد الغابة:ج1ص391.

2. مستدرک سفینة البحار :ج5 ص212. الوقایع الحوادث:ج4ص308. مراقد المعارف:ج1ص242.

3. ارشاد :ج2ص295.

4. قلائد النحور :ج محرم وصفر ،ص332.





روز بیست و نهم ماه محرّم الحرام:

1. رسیدن کاروان اسرا ی اهل بیت علیهم السلام به شام

در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند .ابراهیم بن طلحةبن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد ،و کینه هایی که از جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت:دیدی غلبه با کیست؟حضرت فرمودند :اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان واقامه بگو ،آن وقت میدانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است.1

1.قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص 336



تتمۀ ماه محرّم الحرام:

1.نوشتن صحیفه ملعونه

در این ماه در سال 11ه صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. 1 محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت وامامت مسلمین بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به علی بن ابیطالب علیه السلام برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند.با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم وستم به اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند،که به فرموده امام صادق علیه السلام "اذا کتب الکتاب قتل الحسین علیه السلام" 2:"هنگامی که صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین علیه السلام به شهادت رسید."

2. وفات ماری قبطیه در ماه محرم سال 15 ه (یا 16ه)ماریه قبطیه رحلت فرمود.3

ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با خواهرش شیرین ویک خواجه که برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلا و بیست جامه حریر و دراز گوشی به نام یعفور و قاطری به نام دلدل ، در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرستاده شدپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ماریه را به همسری خود برگزید ، و در محله "عالیه-"که آن را مشربه ام ابراهیم " می گویند - منزل برای آن حضرت تهیه کرد و خداوند جناب ابراهیم علیه السلام را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر ولادت ابراهیم علیه السلام بسیار اظهار سرور می فرمود و به آنان خدمت می نمود،و به دین جهت عایشه از حضرت امیر المؤمنینعلیه السلام بسیارناراحت و ملول بود .4از عایشه نقل شده که گفت"من به ماریه حسد می بردم ، چون زنی بسیار زیبا بود."سرانجام این حسادت باعث شد که تهمتی به جناب ماریه زد و آِیه ای در تقبیح این کار عایشه نازل شد، که در تفاسیر شیعه و سنی به تفضیل توضیح داده شده است. جناب ماری بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه طیبه رحلت فرمود.

1. بحار الانوار :ج28 ص104.

2. بحار الانوار :ج24 ص336 ،ج28ص123،ج31 ص 635. تفسیر نور الثقلین:ج4 ص616. تآویل  الآیات :ج2ص 672.

3.ریاحین الشریعه :ج2 ص 342. البدایه و النهایه :ج5ص 326. 4. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید:ج9ص195.

5..ریاحین الشریعه :ج2 ص 342.الطبقات الکبری:ج8 ص 213. الاصابة:ص


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

مرتضی از نجف آمد، توهم از خیمه بیا

مرتضی از نجف آمد، توهم از خیمه بیا

 حسرتم بود ، نبود، امّ بنینم به کنار

مادرت فاطمه آمد عوض مادر من

 

آقام آقام آقام آفام حسین  آقام آقام آقام آفام حسین

 

دل صفا گرفته امشب ز گل یاس علی

من میخوام امشب بشم گدای عباس علی

 

برای کرب و بلا دلهای ما پر میزنه

در خونه ی ابالفضل علی پر میزنه

 

شنیدم تو علقمه با صورت افتاده زمین.... شنیدم تو علقمه... بخدا خیلی جانسوزه

 

بچه ها تو خیمه ها میگن که ما آب نمیخوایم

بابا جون قربون تو ما که فقط عمو میخوایم

بابا جون عمه چرا به سینه و سر میزنه..

  آقام آقام آقام آفام حسین  آقام آقام آقام آفام حسین


آهای اهل زمونه

آهای اهل زمونه دلم داره بهونه

دلمو عشق ابالفضل علی کرده دیوونه 


دلش قبله رازه چشاش کعبه می سازه

به خدا مهدی زهرا به قد عموش می نازه

 

آهای سلسله گیسو دلمو بردی به هر سو

به دل همه حسینیا زدی با تیغ ابرو

 

آهای مشتی عالم نمک غم محرم

اسم نازنین تو برا حسینه اسم اعظم


سـاقـی مـیـخانـه ولائـی

یا أبو فاضل یا أبو فاضل

سـاقـی مـیـخانـه ولائـی پـیـر خرابـات کـبریـائی

همچون علی شهسوارعشقی شـأن تــو مـؤمـن لافـتـى یـی

لالـه زیـبـای بـاغ مـولا جلوء رخسار حق تعالی

پـسر ام البـنیـن و مـولا دلبر و رعنا و با صفائی

حور و ملک عقد سینه چاکت عاشـق و دیـوانـه و هـلاکت

عرش خدا ذره أی زخاکت تو ابوفاضل عشق خدائی

قـد رشـیـدت دوتا نداره تو به کرم شبه مصطفى یی

دل تو هر لحظه با حسین است تکیه کلام تو یا حسین است

لیلی لیلا تو را حسین است ولی تو خود لیلی خدایی

خلقت هستی به ناز و شستت عـلم زیـنـب مـیان دستـت

دل رقیه عاشق و مستت که تو دل انگیز ودلربایی


عاشقا بیاین تماشا بزنین سری به آقا

عاشقا بیاین تماشا بزنین سری به آقا
کربلا بریم پیاده پا بوس حسین زهرا

مثل کفتر دیوونه سر رو دیوارش بگذاریم
گنبد شاه و عملدار رو با پرچمش ببینیم

آی مسافرا بجنبین این چه موقع کلامه
شیعه بسه چشم براهی دیگه موقع قیامه

پیشونی بند یا زهرا پیچیده عطر گل یاس
رسیدیم علقمه دیگه بگو یا حضرت عباس

مبتلا بیا به اینجا این آقا مشکل گشاته
بیا ای مریض که خاکش واسه هر مرض دواته

این آقا ماه زمینه یک نگاه عالمینه
بگذار بهتر بگم آقام . همه کاره ی حسینه

یک دست بگذار رو سینه دست دیگرو رو حنجر
یکجا قتلگاه اکبر یکجا ....

من عباسم اشجع ناسم

 

عباسم و نام آورم ... شیر دلیر حیدرم

پا چون گذارم در رکاب .... دشمن نماید اضطراب

بر جان دشمن چون عقاب ... بر جانشان ریزم عذاب

 از نعره های حیدری ... و از حمله های صفدری

عباسم و در چشم .....  دشمن بوتراب دیگرم

عباسم و چون حیدرم .....  جنگ آورم رزم آورم

در عرصه جنگ آوری .... خون میچکد از خنجرم

با نعره های حیدری ....  با حمله های صفدری

 خصم خدا از صدر زین  ... بر خاک ذلت آورم من

من عباسم اشجع ناسم ... من عباسم اشجع ناسم

 قاضی حاجاتم ....

 روح مناجاتم ...

 شهد عباداتم ...

کشته قرآنم ... بخدا..

معنی آیاتم .. بخدا ...

 قاضی حاجاتم ....

 روح مناجاتم ...

 شهد عباداتم ...

تا ابد دیوانه گردی ... ساکن میخانه گردی ... بشنوی گر یک حکایت از حکایاتم

هر چه بخواهی صفا دارم .... هر چه بخواهی وفا دارم

 در شجاعت حیدر هستم ... در شهامت صفدر هستم

 در ادب پیغمبر هستم ... در مقام دلربایی دلبران را دلبر هستم

در کوی می فروشان ... می کشان را ساغر هستم

 هم مطیع شاه عشقم ...هم امیر لشکر هستم

 چشم و ابرویم ندیدی ...

 تاب گیسویم ندیدی....

 قد دلجویم ندیدی ...

 روی ماهم را شنیدی ....

 ماه رویم را ندیدی

 قدرتم را خدا داند ... هیبتم را خدا داند

 قدرت اللهم  ....  هیبت اللهم ....  غیرت اللهم .....  حشمت اللهم ....  سبقت اللهم  .... فطرت اللهم ... رحمت اللهم  .... نعمت اللهم ...


فخر دامان حسین و زینبم

فخر دامان حسین و زینبم .... صاحب هفده مقام و منصبم

 آنکه محشر نور را از او ربود ... پس قدم را رنجه کرد آمد ز ره

 کوثری که احمد ز دستش بوسه زد ... دست من برداشت بر آن بوسه زد

 گاه بوسیدن به دستم خنده کرد .... با همین خنده مرا شرمنده کرد

 سید الشهدا اومد بالا سر ..دید همین جوری فقط لب ها تکون میخوره ... آروم سرشو برد جلو .. چی میگی عباس ؟ (دشمن داره هلهله میکنه ) گفت داداش : منو به خیمه نبر .. جام راحت داداش این مشک آبروی منو برد .. دیگه به رقیه نمیتونم نگاه کنم .. اینو چرا میگفت؟ چون حضرت قمر بنی هاشم . امیر المونین بهش فرمود : عباس میخوای چه شغلی انتخاب کنی؟ گفت : بابا میخوام عین تو چاه بکنم آب به مردم بدم از اون لحظه بچه های امام حسین حضرت رو با مشک میدیدن روز عاشورا دیدن رقیه این مشک رو میکشه ... میگه : بریم به عموم بدیم عموم آب بیاره برا علی اصغر


یک خیابان کرده مجنونم ...

تیغ اندر دست او بازیچه است ... پیش او صد مرد جنگی بچه است

 همچو صفدر پر گشایی میکند ... چون علی خیبر گشایی میکند

 دجله را چون دژ مسخر میکند ... یادی از لبهای اصغر میکند

 اگر از ارمنی پرسی . بگوید : گمانم حضرت عیساست  عباس

 یک خیابان کرده مجنونم ( اندازه گرفتن ..متراژ صفا و مروه رو با بین الحرمین در کربلا متراژش یکی بود .. یه اندازه بود بین صفا و مروه با فاصله بین قبر سید الشهدا با حرم حضرت قمر بنی هاشم اما اونجا حاجی ها هروله میکنن اینجا یه حاجی هروله کرد )

یک خیابان کرده مجنونم تو میدانی کجاست؟ .... آن خیابان کوی جانان قطعه ای از کربلاست

 یک خیابان دل ربوده از تمام عاشقان .... هست جای پای مهدی صاحب زمان

گام گام آن خیابان جای پای زینب است .... پر پر فضای آن خیابان از صدای زینب است

 یک خیابان گشته تنها جلوه گاه عالمین ....یک طرف قبر ابالفضل یک طرف قبر حسین

یک خیابان گشته منزلگاه جبرئیل امین ... یک طرف ایستاده زهرا یک طرف ام البنبن

یک خیابان بسته زینب احرام ولا ... کعبه عشق است اینجا یا زمین نینوا

 یک خیابان را ضفا و مروه میدانیم .بس .... یا حسین گوییم یا عباس ما در هر نفس


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن مداحی و نوحه شهادت حضرت ابوالفضل (ع) , اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

همه رفتن ای خدا همه رفتن ای خدا ...من نرفتم کربلا من نرفتم کربلا

 هستن کسایی که نرفتن ..میدونن ....

یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا .....کیا نرفتن؟ انشالله حضرت شاهنشاهی دعوتش کنه ......

یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا ...یا مگر جا تنگ بود از بهر ما در کربلا

کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران ...غم روی ساقی از ما و شراب از دیگران.

یا حسین یا حسین یاحسین ثارالله ...

نمیدونم چه سر زد از من که بر غمت مبتلا شدم ...مبتلا بر فراغت کشته سر از تن جدا شدم

ای خدا جون نمیدهم تا حسینو بر من نشون ندی.....منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی

بخواهی یا نخواهی یه روز برا دیدنت میام ....تو میدونی اگر بیام یا نیام چقدر من تو رو میخوام

ای خدا جون نمیـــد م .....منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی......آقا آقا آقا ....

.یا حسین خوب میدونی من از روز ازل دیوونت بودم...... خبر از هستی نبود من جارو کش میخونت بودم

ای خدا مرغ جانه ما را به جانب کربلا ببر.....به زیارت گه عباس بن علی مرتضی ببر

همه رفتن ای خدا ...من نرفتم کربلا ....نروم تا کربلا من با تو قهرم ای خدا .....یه سوال دارم مگر... ما دل نداریم ای خدا....این خیلی میسوزونه آدمو ....یا مگر جا تنگ بود از بهر ما در کربلا .....پس آقا لیاقت نداشتم منو دعوت نکردی....یه روز میرفتن میگفتن پولدارا الان میرن ....ماله گداها مال فقیرا نیست ...آقا فقیرام که همه رفتن باز من نرفتم ..پس باید در نوکریت خودم شک کنم ارباب ...زبونم لال بگم دیگه به من نگاه نمیکی حسیــــــــن ...

کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران .....غم روی ساقی از ما و شراب از دیگران

آقا .... آقا....  آقا ..

ای خدا جون نمیدهم تا حسینو بر من نشون ندی .... منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی....

بخواهی یا نخواهی آخر یه روز برا دیدنت میام ....تو میدونی اگر بیام یا نیام چقدر من تو رو میخوام

خدایا به آبروی بی بی زهرا...

ای خدامرغ جان ما را به جانب کربلا ببر ...به زیارت گه عباس بن علی مرتضی ببر


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم , متن نوحه های سید جواد ذاکر
[ پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
 
 
من یادگار آخرین کربلایم              

 

                             من داغدار محنت خون خدایم

دارم هزاران      غم بین سینه      پر می کشم      امشب از مدینه

واویلتا واویلتا   آه و واویلا

من دیده ام سوز عطش در خیمه ها را   

                                    راس شهیدان بر فراز نیزه هارا

دیدم حرم را       گردیده غارت      گشته نصیب       زینب اسارت

واویلتا واویلتا آه وواویلا

از خاطرات کودکی جان بر لبم من

                                  جان می دهم اما به یاد زینبم من

دارد شراره        قلب کبابم       من داغدار       بزم شرابم

واویلتا .......

التماس دعا..........

جهت مطالعه زندگینامه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:

[ پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

فتح کلات 0                         استقلال دلوار 0

 

لیگ فوتبال دسته اول دلوار از ابتدای هفته جاری آغاز شده بود که تیم فوتبال فتح کلات دیدار نخست خود را امروز مقابل استقلال دلوار برگزار کرد و به نتیجه تساوی بدون گل رضایت داد. دیدار بعدی تیم فتح مقابل توحید ابوالخیر می‌باشد که روز دوشنبه هفته آینده برگزار خواهد شد.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: باشگاه فرهنگی ورزشی فتح
[ چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٦:۳٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 



نام کامل او «أبو مروان عثمان بن عبده بن حسین بن طه الحلبی» است. او در سال ۱۹۳۴ میلادی در یکی از روستاهای اطراف شهر حلب، متولد شد. او دارای هفت فرزند است. پدرش شیخ «عبده حسین طه» امام جماعت مسجد روستایشان بود.

«عثمان طه» در مورد علت تسلطش بر زبان فارسی می.گوید: من به خط نستعلیق فارسی علاقه زیادی دارم و هنگام تمرین بر نوشته.های فارسی، لازم می.شود که معنای کلمات را بفهمم و الاّ هیچ لذتی نمی.برم از همین رو فارسی را به تنهایی یاد گرفتم. دیگر اینکه استاد «امیرخانی» از ایران، دوست بنده. است و من از ایشان و بعضی از دوستان، ضرب المثل.های فارسی زیادی را یاد گرفته.ام.

«عثمان طه الحلبی» مدرک لیسانس رشته «شریعت اسلامی» را دارد و در زمینه زبان عربی، نقاشی و هنرهای اسلامی نیز دوره.هایی را گذرانده و مطالعات زیادی نیز داشته. است.

او اجازه خطاطی و به اصطلاح مدرک این کار را در سال ۱۹۷۳ میلادی از استاد ترک تبار «حامد الآمدی» دریافت کرد. وی نزد خطاطان سرشناسی همچون محمدعلی مولوی و ابراهیم رفاعی در حلب و محمد بدوی دیرانی در دمشق شاگردی کرد. او نخستین بار در سال ۱۹۷۰ میلادی قرآنی را به خط خودش برای وزارت اوقاف و شئونات اسلامی سوریه نوشت.

وی از سال ۱۹۸۸ میلادی که به عربستان سعودی مهاجرت کرد، در چاپخانه قرآن کریم ملک فهد، در مدینه مشغول به کار است. قرآن دست خط وی، به دلیل ویژگی.های زیادی که دارد، در حال حاضر پرتیراژترین و سرشناس.ترین قرآن موجود در سراسر جهان است.

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانستنی ها , مطالب مذهبی
[ سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

چند دقیقه مانده به اذان صبح روز دوشنبه بود که گفتم مناجاتی با حضرت دوست رو در وبلاگ بزنم

دعا

ای آن که یاد او برای یاد کنندگان، موجب شرافت است وای که طاعت او برای فرمان برادران، وسیله نجات است، ... دلهای ما را به یاد خود، از یاد هر چیزی و زبان های ما را به شکر خویش از هرگونه سپاسی و اعضای ما را به طاعت خود از هر طاعت دیگری مشغول فرما.

پس اگر برای ما فراغتی مقدر کرده ای، آن را بسلامتی [از آفات] قرار ده که در آن حال، گناهی ما را در نیابد و خستگی و ملالی به ما نرسد تا این که نویسندگان اعمال بد یا نامه سفید، از یاد بدی های ما برگردند و کاتبان کردارهای نیک، به آنچه از حسنات ما نوشته اند، شادمان گردند.

هرگز از تو ناامید نمی شوم، در حالی که در توبه و بازگشت به سویت را به رویم گشوده ای

دعا

و چون روزهای زندگی ما سپری شود و اوقات عمرمان به پایان رسد و دعوت تو - که از آن و از اجابت آن گریز و چاره ای نیست - ما را احضار نماید.

و روزی که اخبار بندگانت را آشکار می کنی، در حضور گواهان، پرده از روی اعمال ما برمدار، زیرا تو بر کسی که تو را بخواند، مهربانی و برای کسی که تو را ندا کند، پاس گویی.

پروردگارا، سه خصلت است که مرا از درخواست از تو باز می دارد، ولی یک خصلت است که مرا در آن ترغیب می کند ( آن سه، این است): امری که به آن فرمان داده ای، ولی من در انجامش درنگ کردم و کاری که مرا از آن نهی نمود، ولی به سویش شتافتم و نعمتی که به من بخشیدی، ولی در سپاس گزاری کوتاهی نمودم.

تفضل و احسانت به کسی که رو به سوی تو آورد و با گمان نیک به بارگاهت آید، مرا به درخواست از تو وا می داد، زیرا تمام احسانهایت از روی تفضل است و همه نعمت هایت، بی سبب و ابتدایی می باشد.

دلهای ما را به یاد خود، از یاد هر چیزی و زبان های ما را به شکر خویش از هرگونه سپاسی و اعضای ما را به طاعت خود از هر طاعت دیگری مشغول فرما

دعا

پس اینک ای خدای من، این منم که پیشگاه عزتت همچون بنده تسلیم و خوار ایستاده و با شرم بسان نیازمندی عیالوار، از تو درخواست می نمایم. اقرار می کنم که هنگام لطف و احسانت، جز خودداری از گناه، طاعتی نکرده ام و هیچ گاه از نعمت و احسانت بی بهره نبوده ام.

خدای من، آیا اقرارم به گناه در پیشگاه مقدست سودی برایم خواهد داشت؟ و آیا اعترافم به زشتی هایی که در برابرت مرتکب شدم، نجاتم خواهد داد؟ با آن که در این حالی که هستم، خشمت را بر من واجب کرده ای؟ و یا در این هنگام که تو را می خوانم، دشمنی تو همراه من است؟

پاک و منزهی تو، هرگز از تو ناامید نمی شوم، در حالی که در توبه و بازگشت به سویت را به رویم گشوده ای، بلکه سخن بنده ذلیلی را به زبان می آورم که به خود ظلم و ستم کرده و حرمت پروردگارش را سبک شمرده است؛ کسی که گناهانش بزرگ و رو به زیادی است و روزگارش به او پشت کرده و عمرش سپری شده است، چون بنگرد، وقت عمل گذشته و به پایان عمر رسیده و یقین حاصل کند که پناهنگاه و گریزگاهی از [عذاب و انتقام] تو برایش نیست، به سوی تو روی می آورد و توبه اش را برایت خالص نماید. پس با دلی پاک و پاکیزه به سویت برخیزد. سپس تو را با صدایی سوزناک و آهسته بخواند.

اینک ای خدای من، این منم که پیشگاه عزتت همچون بنده تسلیم و خوار ایستاده و با شرم بسان نیازمندی عیالوار، از تو درخواست می نمایم

خدایا، تو را گواه می گیرم - و تو از نظر گواه بودن کافی هستی - و آسمان و زمین و فرشتگان و سایر مخلوقات را که درآنها اسکان داده ای در این روز و این ساعت و همین شب و همین جایگاه هم گواه می گیرم که تو خدایی هستی که معبودی جز تو نیست. تو به پادارنده عدالت، عادل در داوری، مهربان به بندگان، دارنده هر ملک و پادشاهی و دلسوز آفریده هایت هستی.    امام العارفین حضرت زین العابدین علیه السلام

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٤:۳۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 

 

 

 

کسب مقام سوم مسابقات استانی کونگ‌فو توآ را به آقای مصطفی خدری تبریک عرض می‌کنیم و امیدواریم در تمام مراحل زندگی موفق و باعث افتخارات بیشتری برای روستایمان باشند. با پشتکاری که ایشان دارند مطمئن هستم می‌توانند در مراحل بالاتر نیز خودی نشان دهند.

با آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما دوست عزیز و بزرگوار

 

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات
[ یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

پیوند نور با نور

در شب اول ذیحجه که هلال ماه با کرشمه خودنمایی می کرد، خورشید به خانه علی علیه السلام وارد شد. باد صبا همه را خبر رسانید که: زیور ببندید؛ نور با نور پیوست و جهان روشن شد. درختان شکوفه های خود را بر زمینیان ارزانی داشتند. ابرها مُشک بر زمین باریدند و از خاک صد هزار لاله بر آمد. هلهله ای از شادی و پایکوبی برخاست و جهان یکسره در شور و ولوله شد.

ازدواجی ساده با ساز و برگی اندک، اما صفا و صمیمیتی بسیار، صورت گرفت که تحسین همگان را بر انگیخت و اسوه ای برای آیندگان شد. آن پیوند ساده و بی ریا جز پیوند دو معصوم و برگزیده، علی و فاطمه، نبود.

نوید یاری

چنان که از آیات و روایات بر می آید ازدواج کردن مستحب مؤکد و حتی فراتر از آن، در مواردی خاص، واجب شده است. اسلام بیش از همه ی ادیان برای تسهیل در امر ازدواج رسوم غلط و خرافات دست وپاگیر را از میان برداشته است. ازدواج ساده حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت علی علیه السلام و رفتار و گفتار پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در خلال قضایای این ازدواج، خود به تنهایی گواه روشنی بر این مدعاست. و بر همه لازم است که چگونگی های آن را بشناسیم تا شاید در امر مهم ازدواج راهی تازه و آسان فرا روی جوانان قرار دهیم و زندگی شان را هر چه زودتر پر از ترنّم ترانه و شور عاشقانه کنیم.

مراسم خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام

علی علیه السلام سر به زیر انداخته و از نهایت حیا با سرانگشتان خود زمین را لمس می کند و از گفتن درخواست خود خجالت می کشد تا این که رسول خدا سکوت را می شکند و از او می خواهد درخواستش را بر زبان آورد. علی علیه السلام در حالی که عرق شرم بر جبین مبارکش چون شبنمی بر گُل نشسته بود، با خجلت و کم رویی و با جملاتی زیبا و سرشار از ادب، فاطمه علیهاالسلام را از پدرش خواستگاری کرد. بدین سان مولای شیعیان برای امر مهم ازدواج قدم پیش گذاشت تا به سنّت پایدار اسلام و پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم عمل کند؛ زیرا هیچ کس بیش از او به سنّت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پایبند نبود تا جایی که حتی خواسته خود را هیچ گاه بر خواسته پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مقدّم نداشت. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ازدواج را سنّت خود معرفی کرد و هم او بود که ازدواج نکردن را روی گردانی از سنت خویش، یعنی خروج از اسلام، می دانست. و همواره به ازدواج جوانان امّت خویش می بالید و خطاب به آنان می فرمود: «ازدواج کنید و خانواده تشکیل بدهید که من در روز قیامت به شما مباهات می کنم».

در میان گذاشتن خواسته علی علیه السلام با فاطمه علیهاالسلام

وقتی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم تقاضای امیرالمؤمنان علیه السلام را شنید فرمود: «علی جان خواسته تو را با فاطمه در میان می گذارم و نظرش را پرسیده، به تو جواب می دهم». آن گاه نزد فاطمه صلی الله علیه و آله وسلم رفت و فرمود: «دخترم فاطمه، می دانی که من تو را دوست دارم و پسر عمویم علی را هم خوب می شناسی، که در فضل و تقوی و صدق و صفا و اخلاص هیچ کس به پای او نمی رسد. اینک او برای خواستگاری تو آمده است. آیا اجازه می دهی به او پاسخ مثبت بدهم؟

این رفتار پسندیده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم الگویی است زیبا برای همه پدران و مادران، تا در ازدواج فرزندان خویش، ابتدا نظر آنان را بخواهند و از اجبار و اکراه فرزندان بپرهیزند که پیامدهای ناگوار بسیار به همراه دارد.

پاسخ فاطمه زهرا علیهاالسلام به خواستگاری علی علیه السلام

مسلّم است که فاطمه خواستگاران بسیاری داشت. گروهی از مهاجران و انصار و بسیاری از ثروتمندان از جمله عبد الرحمن بن عوف که ثروتمندترین مرد منطقه بود از خواستگاران فاطمه علیهاالسلام بودند.(7) اما حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام که شایسته ترین بانوی هستی است به ملاکی جز تقوا و فضیلت، در انتخاب همسر نمی اندیشد؛ از این رو وقتی پدر بزرگوارش نظر او را درباره ازدواج با علی علیه السلام جویا شد. سکوت سراپای فاطمه علیهاالسلام را فرا گرفت و از شرم و حیا هیچ نگفت. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم رضایت دخترش را از حالت او دریافت و در حالی که خنده نمکینی بر لبانش نقش بسته بود، علی را از سکوت فاطمه که در حقیقت نشانه رضایت او بود خبر داد.

مراسم عقد

در مراسمی ساده و دور از هر گونه هیاهو و با نیکوترین کلام، خطبه عقد جاری شد و فاطمه علیهاالسلام به همسری علی علیه السلام در آمد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خطاب به مردم فرمودند: «شما را گواه می گیرم که من بر طبق سنّت پایدار اسلام فاطمه را همسر او می گردانم. امیدوارم خداوند در بین آن ها مهر و محبّت قرار داده، پراکندگی شان را سامان دهد و این وصلت را برایشان فرخنده گرداند و از لطف خویش به آنان فرزندان پاک و پاکیزه مرحمت فرماید و نسلشان را سبب رحمت و برکت و گنج علم و حکمت و موجب امنیّت ملّت اسلام قرار بدهد. از خداوند برای خود و دخترم و دامادم و شما آمرزش می طلبم». سپس علی علیه السلام نیز خطبه ای ایراد کرد و دوباره پیامبر آنان را دعا کرد و همه آمین گفتند. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم که از پیوند مبارک فاطمه علیهاالسلام و علی علیه السلام موجی از شادی در دلش جاری بود به نزد دختر دل بندش آمد و او را با این جملات تبریک گفت: «دخترم، تو را به عقد مردی در آورده ام که بهترین مردان عالمیان است و تمام امتیازات خوب را داراست. دخترم او اولین کسی است که به من ایمان آورده و با من نماز خوانده در شب هجرتِ من جان بر کف نهاده، در بستر من خوابید و خداوند بر فداکاری او بر من و بر فرشتگان مباهات نمود. او علیّ مرتضی است.

راستی چه کسی غیر از علی بن ابی طالب علیه السلام لیاقت همسری فاطمه زهرا علیهاالسلام را داشت؟ و چه کسی غیر از او می توانست قدر فاطمه علیهاالسلام را بداند؟ و چه کسی جز فاطمه(علیهاالسلام) شایسته همسری علی علیه السلام بود؟

جهیزیه فاطمه زهرا علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام درباره جهیزیه حضرت زهرا علیهاالسلام چنین می فرماید: «روزی پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله وسلم به من فرمود: زره خود را به بازار برده، بفروش تا با پول آن وسایل عروسی و جهیزیه ای برای فاطمه تهیّه کنیم. من نیز به دستور پیامبر چنین کرده، بهای آن را به پیامبر تقدیم کردم . پیامبر مقداری از پول را به ابوبکر و سلمان فارسی و بلال داد و فرمود: مقداری اسباب و لوازم یک زندگی ساده رابرای فاطمه تهیّه کنند و مقداری از آن پول را نیز به همسرش امّ سلمه داد که عطر و چیزهای زینتی برای فاطمه خریداری کند. بدین گونه جهیزیه ای ساده تهیه شد که چیزی جز شانزده یا نوزده قلم جنس نبود که فقط شانزده عدد آن اسباب و وسیله ی مختصری یک زندگی کوچک بود. وقتی چشمان مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به آن جهاز مختصر افتاد، سرش را به جانب آسمان بلند کرد و فرمود: ظروف و زندگی را بر کسانی که بیشتر خداوند و وسایلشان گلی و سفالین است مبارک گردان»

مهمانی عروسی

روز جمعه فرا رسید. عدّه بسیاری به مهمانی عروسی دعوت شدند و طعام نیکویی فراهم شد که گوشت و نان آن را پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داد و به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روغن و خرما را علی علیه السلام فراهم آورد. پیامبر آستین خود را بالا زد و در پخت غذا همکاری کرد. در آن جشن با شکوه وتاریخی عباس و حمزه، عموهای پیامبر و علی، و عقیل، برادر امیر المؤمنین علیه السلام ، از مهمانان پذیرایی می کردند و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با دستان مبارک و پر برکت خود، غذا را از دیگ بیرون می آورد. مهمانی عروسی حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام هم مثل مراسم عقد با سادگی و صفا و آرامش انجام گرفت.

شکوهی جاودانه

در پایان مراسم عروسی در خانه ی پیامبر، ایشان فرمودند پارچه ای زیبایی بر زین هموارترین مرکب او انداختند و خود آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم ، دست فاطمه علیهاالسلام را گرفت و او را روی زین استر نشاند و افسار آن را به دست سلمان فارسی، که پیرمردی بود، داد و به زنان و دختران عبد المطلب و زنان مهاجر و انصار فرمود به آرامی پشت سر مرکب عروس راه بیفتند و به آنان دستور داده بود«سخنی که خدای راناخشنود می کند بر زبان نیاورند» و فقط سپاس خدا را بگویند و بس. بدین سان با صلوات و تکبیر و اشعاری پرمحتوا دختر پیامبر را تا خانه ی بخت بدرقه کردند.(14) سادگی و صفای ازدواج برترین بانوی هستی که افتخار فرزندی بزرگ ترین پیامبر الهی را نیز دارد، شکوهی جاودانه آفرید که تا کرانه های روزگار همه نگاه های حقیقت جو را به تحیّر و تحسین وا می دارد.

دعای پیامبر

نوشته اند بعد از مراسم شادی و سرود خوانی در پایان مراسم، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم خود وارد حجله عروس شد و علی علیه السلام را به آن جا خواند و دست دخترش فاطمه علیهاالسلام را گرفت و در دست علی علیه السلام گذاشت و این چنین دعا کرد: «خداوندا این دو تن، نزد من از همه محبوب ترند. پروردگارا، تو نیز ایشان را دوست بدار و نسل شان را با برکت و فرخنده فرما او از سوی خود محافظتی برایشان بگمار. من این دو و فرزندانشان را از شرّ شیطان در پناه تو قرار می دهم. بارالها، پلیدی را از آنان بزدای و این عروسی و وصلت را برایشان فرخنده ساز»

سفارش های پیامبر به حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام

سه روز پس از عروسی، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به خانه ی فاطمه علیهاالسلام آمد و احوال او را جویا شد و از او پرسید: «شوهرت را چگونه یافتی؟» حضرت فاطمه فرمود: «پدر جان شوهرم را بهترین شوهر یافتم، ولی جمعی از زنان قریش نزد من آمدند و به من گفتند: رسول خدا تو را به ازدواج مردی تهی دست در آورده است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «سوگند به خدا در خیر خواهی تو کوتاهی نکردم، شوهر تو در تقدّم به اسلام از همه پیش تر است و در علم، از همه عالم تر، و در حلم از همه بردبارتر است».

سپس به حضرت فاطمه علیهاالسلام سفارش کرد: «دخترم شوهر تو نیکو شوهری است درهمه ی امور او را اطاعت کن». و رو به علی علیه السلام کرد و فرمود: «با همسرت مدارا و مهربانی کن»

حضرت علی علیه السلام می گویند: «سوگند به خدا، هیچ گاه او را خشمگین و مجبور به کاری نکردم تا آن زمان که خداوند روح او را به سوی خود قبض کرد، و او نیز هیچ گاه مرا ناراحت نکرد و از من نافرمانی ننمود، و من هر زمان به او نگاه می کردم همه ی اندوه ها و رنج هایم برطرف می شد»

 سالروز نورانی ترین پیوند هستی مبارک .

فاطمه جان؛ بسته خدا عقد تو را با علی


فاطمه شد چشم و چراغ خانه ات یا علی

سالروز پیوند گل باغ نبوی باامیرالمؤمنین مولاعلی، تبریک و تهنیت.





عاقد: خدا


شاهد: رسول خدا (صلی الله علیه واله)


دفتر: لوح محفوظ


مکان: عرش


عروس: کوثر


داماد: حیدر


سالروز ازدواج آسمانیشان مبارک

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
این دفعه می خوام با آوردن چند تا عکس ببرمتون به گذشته ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادش بخیر...

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

بچه‌های روستای کلات امروز بعد از ظهر در مسابقات دو و میدانی دلوار نیز شرکت کردند که محسن حیدری‌منش به مقام دوم و غفار کمالی به مقام سوم دست یافتند. آقای صفری از دلوار نیز به مقام اول و قهرمانی این رقابت دست یافت.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: باشگاه فرهنگی ورزشی فتح
[ پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

امروز بعد از پایان مسابقات فوتبال ساحلی که با قهرمانی تیم محمد عامری به پایان رسید یک سری مسابقات طناب‌کشی نیز به مناسبت هفته تربیت‌بدنی برگزار شد که تیم روستای کلات توانست به مقام اول این مسابقات دست یابد.

اسامی افراد عضو تیم طناب‌کشی: داوود خدری- علی حیدری‌منش- محمد کمالی- محمد خدری (عبدی)- علی خدری (ماشاءالله)

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: باشگاه فرهنگی ورزشی فتح
[ پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

فتح کلات 0                        محمد عامری  1

دیدار پایانی رقابت‌های فوتبال ساحلی دلوار در حالی با شکست تیم فتح و نایب قهرمانی این تیم خاتمه یافت که تسلط و برتری کامل بر حریف خود داشت و متأسفانه روی غفلت و اشتباه فردی در اواسط نیمه دوم دروازه خود را باز شده دید و تا پایان بازی در حالیکه بخت‌های زیادی برای جبران شدن داشت ولی نتوانست از موقعیت‌های خود استفاده کند و دیدار را به تیم حریف واگذار کرد و به مقام دومی قناعت کرد.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: باشگاه فرهنگی ورزشی فتح
[ پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

ولادت

نهمین امام شیعیان نام مبارکش محمد است و القاب و کنیه‌های فراوانی دارد؛ مشهورترین لقبش جواد و هادی است و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوجعفر.

امام جواد علیه السلام در ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه چشم به دنیا گشود. پیشگویی ولادت آن امام از زبان پدر بزرگوارش چندین بار مطرح شده بود. ولادت امام جواد همچون ولادت سایر ائمه معصومین علیهم السلام با ویژگی‌های مخصوصی همراه بوده است.

مادر بزرگوار امام جواد علیه السلام خیزران نام دارد؛ زنی از خاندان ماریه قبطیّه یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله.

دوران امامت

دوران کودکی امام جواد علیه السلام از دوران شیرخوارگی تا زمانی که در سن هفت سالگی به امامت رسید، با حوادث گوناگون آمیخته است.
با شهادت امام رضا علیه السلام و به امامت رسیدن امام جواد در سن کودکی، یکی از موضوعاتی که حتی برخی از یاران امام هشتم را دچار شک و تردید کرد، کم‌ سن‌ و‌ سالی امام جواد جهت مقام امامت بود. به همین دلیل در مواردی امام رضا علیه السلام و در موارد دیگری، خود امام جواد به تبیین آن پرداختند و به شبهه‌ها پاسخ گفتند.

img/daneshnameh_up/8/8f/javad3.jpg



اگر چه امام جواد علیه السلام نسبت به سایر امامان در سن بسیار کمی به امامت رسید، اما دوران هفده ساله‌ی امامت او، دورانی نسبتاً طولانی و پر حادثه است.

جایگاه امام نزد خدا

امام جواد علیه السلام به دلیل قابلیت و لیاقت و بهره‌مندی از موهبت الهی از جایگاهی رفیع در پیشگاه خداوند، پیامبر اکرم، پدر بزرگوارش و تمام کسانی که بهره‌ای از شناخت امام دارند برخوردار است.
اگر چه دشمنان دین و حاکمان معاصر امامان معصوم علیهم السلام همواره در مقام توطئه و سرکوب و تحقیر آنان بوده اند، اما حقانیت و صداقت و نورانیت امامان شیعه پیوسته نقشه‌های دشمنان را خنثی و بی‌تأثیر می‌ساخته است و در برخی موارد، حتی دشمنان تحت تاثیر وجود پر برکت آنان قرار می‌گرفته‌اند.

ازدواج

امام جواد علیه السلام نیز با هوشمندی و درایت مخصوص‌به‌خود، در برخورد با حاکم ستمگر عباسی، مامون ، که قاتل پدرش امام رضا علیه السلام بود به گونه‌ای عمل نمود که مامون نیز افتخار خویش را در انتخاب او برای ازدواج با دخترش ((ام فضل (لبابه)|ام فضل ))می‌دید.
در دوران زندگی مشترک امام جواد علیه السلام با ام فضل (تا هنگام شهادت) حوادث گوناگونی اتفاق افتاده است.

دوران امامت تا شهادت

همسر دیگر امام جواد علیه السلام، سمانه مغربیه نام دارد که مادر امام هادی علیه السلام است.
امام جواد علیه السلام همچون امامان دیگر با بهره‌مندی از علوم و معارف ناب توحیدی و دریافت حقایق از عوالم بالا در صحنه‌های مختلف، گوشه‌هایی از اقیانوس نامتناهی علم و حکمت خویش را در زندگی سراسر رحمت خویش به نمایش گذاشته است.
دفتر زندگی امام همانند سایر ائمه معصوم علیهم السلام آکنده است از برگ‌هایی زرین از مکارم اخلاق ، مناقب و معجزات ، استجابت دعاها ، ارتباط متواضعانه، صمیمانه و همدردی با اصحاب و یاران است.

img/daneshnameh_up/c/cc/javad1.jpg

زندگی پربرکت امام جواد با نقشه معتصم ،حاکم ستمگر عباسی، و دخالت مستقیم ام فضل همسر آن حضرت پایان یافت. آن حضرت در تاریخ 220 هجری قمری به شهادت رسید و در کنار قبر جدّ بزرگوارش حضرت امام موسی کاظم در کاظمین به خاک سپرده شد.
سخنان به ‌یادگار مانده از حضرت جواد علیه السلام در موضوعات مختلف هر یک به‌ صورت مشعلی فروزان تا ابدیّت فراسوی راه انسانها می‌درخشد و در بزرگراه کمال و سعادت، حق را روشنی می بخشد. سخنان آن حضرت درباره جد گرامی‌اش ،رسول خدا صلی الله علیه و آله، و مادرش، حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام، و پدرش حضرت رضا علیه السلام نشانگر محبت و علاقه عمیق آن حضرت به این بزرگان می باشد.

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی . بنای  گور دختر که بسیار شبیه به آرامگاه کوروش هخامنشی  بوشهر | بنای گور دختر | www.vefagh.co.irدر پاسارگاد ( مشهد مرغاب ) است در شرق جاده برازجان - کازرون در منطقه تنگ ارم  واقع شده است و قدمت آن به سده ششم قبل از میلاد برمی ‌گردد . 
  
سقف و بدنه سنگی این  آرامگاه از 24 قطعه سنگ تشکیل شده است . در سنگ سوراخ‌ هایی تعبیه شده که با بست ‌های آهنی به هم وصل می‌ شوند . در گور دختر همچنین عناصر هنر اورارتویی مانند شیروانی دو شیبه و نیز عناصر معماری ایلامی بمانند معبد چغازنبیل را می ‌توان دید این بنای ارزشمند در سال 1376 به شماره 1897 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و هر گونه دخل و تصرف در آن تا شعاع 100 متری جرم محسوب می ‌شود .
  
این بنا قدمت منطقه برازجان را تایید می کند بخوصوص که کوشک اردشیر ساسانی هم در نزدیکی  این بنای باستانی واقع است  . این احتمال وجود دارد که این بنا مربوط  به آرامگاه دختر یا خواهر کوروش هخامنشی باشد .
بوشهر | بنای گور دختر | www.vefagh.co.irبوشهر | بنای گور دختر | www.vefagh.co.irبوشهر | بنای گور دختر | www.vefagh.co.ir

منبع: وفاق


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جاذبه های باستانی استان بوشهر
[ چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

سه شنبه 3/8/1390در روستای کلات حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ خلیل خدری و حاج عبدالحسین کمالی رهسپار سرزمین وحی و مدینه النبی شدند و انشاالله که نائب الزیاره ما و سفری خوش و سلامت در پیش داشته باشند.

و به مناسبت سفر این دو عزیز و حلول ماه ذی الحجه اشعاری از علیرضا قزوه در مورد حج مینویسم:

 

 

می‌یی خواهم که حالم را بداند

برایم تا سحر «حافظ» بخوان

شفا‌بخشِ دلِ بیمار باشد

«الهی‌نامۀ» عطّار باشد

می‌یی کز هر رگش «الله» جوشد

خط جورش خطایم را بپوشد

می‌یی خواهم که تا خویشم برد راه

می‌ لبریز «حمد» و «قل‌هو‌الله»

... شب قدر است تا دل پر بگیرد

می‌یی خواهم که قرآن سر بگیرد

شب قدر است و صبح سرنوشت است

می‌یی خواهم که تاکش از بهشت است

می‌یی که روز و شب در ذکر هوهوست

می‌یی که هر سحر «حیّ علی...» گوست

شما باران هوهو دیده بودید؟!

میِ «حیّ علی... » گو دیده بودید؟!

می‌یی خواهم می‌یی از خمّ لبّیک

میِ «لبّیک، الّلّهم لبّیک»

می‌یی خواهم برقصاند فلک را

می‌ «یا لیتنا کنّا معک» را

می‌یی خواهم که "یا مولا" بگوید

حسینم وا، حسینم وا، بگوید

جهان مست و زمین مست و زمان مست

بیا ساقی که ما رفتیم از دست

خرابم کن که آبادم کنی باز

فنایم کن که ایجادم کنی باز

دخیلی بسته‌ام بر گردن جام

دلم را جامی از می کن سرانجام ...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار طنز محلی بوشهری , اشعار عرفانی
[ چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

دیشب داشتم توی اینترنت جستجو می‌کردم اون هم تو سایت 40 کلاغ یه کلمه خیلی آشنا رو دیدم، اون کلمه این بود: بتیه (بطیه). رفتم جلوتر دیدم بله دقیقاً همونیه که فکرش رو می‌کردم. هر چند خبر مربوط به چهارشنبه، 3 فروردین ماه، 1390 می‌شد ولی تصمیم گرفتم اون رو توی وبلاگ روستای کلات ساحلی هم بزارم چون یه تذکری به مسئولیت محترم محیط زیست بود.

عنوان و متن خبر از این قرار بود که:

عنوان: حمله صنعت به بتیه (بطیه) روستای کلات - منطقه دلوار- شهرستان تنگستان

متن خبر:

 

 

بتیه (بطیه) منطقه ای بکر و دست نخورده حوالی روستای کلات شهرستان تنگستان است. این منطقه که محصور بین کوهای مند قرار گرفته دارای شرایطی خاص اقلیمی است که بهشتی را میان جهنم ندا می دهد. و اکنون بیلهای مکانیکی صنعت آن را مورد هجوم قرار داده اند.
هر چند فاصله محل تخریب تا بتیه در خط مستقیم کمتر از 200 متر است و هنوز این منطقه مورد هجوم آهن قرار نگرفته ولی بیم آن است که این زیبای خاموش در آینده‌ای نزدیک مورد هجوم قرار گیرد.
این منطقه 3 کیلومتری کلات- منطقه دلوار - که جز آخرین روستاهای آن منطقه نیز هست قرار دارد و علی رغم خشکسالی سال جاری چشم های هر بیننده ای را نوازش می دهد.

مسولین محترم محیط زیست و منابع طبیعی کجا هستند؟

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: بتیه (betieh) , روستای کلات , جاذبه های گردشگری استان بوشهر , جاذبه های گردشگری شهرستان تنگستان
[ دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٦:۳٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیزی که نسبت به ما لطف دارند و گاهی اوقات یه سری به وبلاگ روستای کلات می‌زنند و ما را از نظراتشان بهره‌مند می سازند.

برخی از دوستان نظراتی رو با یک سری نامها در وبلاگ درج می‌کنند که قطعاً در شأن خودشون نیست و بدانند که نظرات ارسالی نشان دهنده شخصیت، تفکر ( بزرگ اندیشی یا کوته فکری و میانه نگری ) و فرهنگ آن شخص در خانواده‌ای است که در آن رشد کرده و بالنده شده است پس با اینگونه نوشتارها خودمون رو زیر سؤال نبریم.

این یک مطلب، اما مطلب دیگر اینکه اگر خواستید چنین نظراتی رو ارسال کنید حداقل با نام‌های از قبیل بی‌نام، گمنام و ... ارسال نمایید.

راستی در جریان باشید که پرشین بلاگ طوری طراحی شده که آی پی (IP) سیستم‌هایی که از آنها نظر ارسال می‌شود رو هم برای مدیریت وبلاگ پیدا می‌کنه و در اختیار ما قرار می‌ده.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٦:۳٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

علی (ع) اولین مولود خانه هاشمی است که پدر و مادر علی(ع) هر دو از غرزندان هاشم اند.ابیطالب فرزند عبد المطلب فرزند هاشمو فاطمه فرزند هاشم.

علی(ع) اولین مردی است که به پیامبر ایمان آورد و مسلمان شد.

علی(ع) اولین عربی است که ایمان آورد.

علی (ع) اولین کاتب وحی الهی است.

علی(ع) اولین شاهد بعثت و رسالت پیامبر بود.

علی (ع) اولین کسی است که در دعوت به عنوان برادر و وصی و جانشین پیامبر برگزیده شد.

علی (ع) اولین و تنها مسلمانی است که برای اقامه نمازش خورشید برگشت.

علی(ع) اولین امام شیعیان جهان است.

علی (ع) اولین پایه گذار علم نحو است.

علی (ع) اولین جامع قرآن پس از پیامبر (ص)بود.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

تصاویری از دانشکده مهندسی راه آهن در دانشگاه علم وصنعت ایران

اندک اطلاعاتی در مورد راه آهن

راه آهن یا ترابری ریلی یک روش ترابری هدایت شده زمینی است. راه آهن برای قطارها طراحی شده تا بدینوسیله بتوان مسافر و کالا جابجا کرد. راه آهن دو ریل همراستا دارد که معمولاً از فولاد است. این ریل‌ها با ریل‌بند (تراورس)های چوبی یا بتنی (و در گذشته فولادی) به هم پیوسته می‌شوند که این ریل‌بندها ریل‌ها را در بازه‌ای یکسان از همدیگر نگه می‌دارد.

تعریف کلی

ترابری ریلی یکی از ترابری‌های زمینی است که در مصرف انرژیی بسیار به صرفه عمل می‌کند. ریل‌ها رویه‌ای بسیار صیقلی و سفت فراهم می‌کنند که چرخ‌های قطار می‌توانند با کمترین اصطکاک ممکن بر روی آن‌ها بغلتند. این روش با خود راحتی و صرفه‌جویی کارمایه (انرژی) به همراه دارد. معمولاً بخش پیشین قطارها هم با شکلی خمیده و هواپویا (آیرودینامیک) ساخته می‌شود تا در مصرف کارمایه صرفه‌جویی شود. رویهمرفته، تحت شرایط مناسب، قطار برای بردن حجم مشخصی از کالا یا مسافر ۵۰ تا ۷۰ درصد کمتر انرژی نیاز دارد تا ترابری جاده‌ای. افزون بر این، ریل‌ها و ریل‌بندها باهم وزن قطار را بطور یکسان پخش می‌کنند که در پی آن با هر محور/چرخ بار بیشتری می‌توان حمل کرد تا در ترابری جاده‌ای. ترابری ریلی همچنین از امن‌ترین و کم‌جاگیرترین شیوه‌های ترابری است. یک خط راه‌آهن دوریلی می‌تواند در یک زمان مشخص از یک بزرگراه چهارخطه هم بیشتر مسافر یا کالا جابجا کند.

و حال در کشورهای مدرن نقش اساسی را در اقتصاد ایفا میکند و جایگزین حمل و نقل جاده ای و دریایی و هوایی شده است. البته این شرکت ها هم هنوز کما فی السابق وطایف محوله را انجام میدهند ولی از نظر انرژی و هزینه بهترین و موثرترین گزینه راه آهن و حمل و نقل ریلی است

بچه های علم و صنعت



موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.: Weblog Themes By kalat :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت معرفی روستای کلات طراحی شده است. نام این روستا در زبان فارسی به صورت Kalat نوشته و خوانده می شود ولی در بین افرادی که به لهجه دشتیاتی تکلم دارند به دلیل تبدیل تمام حروف فتحه دار به کسره به صورت Kelat خوانده می شود.
امکانات وب

دانلود سینه زنی بوشهری روستای کلات (تصویری)

متن نوحه و واحد بوشهری

شروه




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

RSS Feed