نويسندگان

در لغت نامه دهخدا واژه کلات اینگونه توصیف شده است:

قلعه یا دهی بزرگ را گویند که برسر کوه یا پشته بلندی ساخته باشند خواه آباد باشد و خواه خراب (برهان ) (ناظم الاطباء).

قلعه . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).

ده کوچکی که بر پشته باشد. (اوبهی ).

دهی باشد کوچک بر بلندی و اگر نیز خراب بود. (لغت فرس اسدی ).

ده و قریه و قلعه بالای کوه . (غیاث ) (از رشیدی ).

در ارمنی «کهلکه» و ظاهراً شکل قدیمی آن «کلاک» بوده و همین کلمه است که در اسماء امکنه ٔ مازندران بصورت «کلا» در آمده و قلعه معرب آن است.

در طبری «کلا»، «کلا»، «قلا»، «کلاته » و «کلایه » (ده ، قلعه ).

در مازندرانی کنونی کلا (در آخر نام ده ها درآید: حسن کلا، فیروزکلا).

در جندقی و بیابانکی کلات بمعنی ده.

در گیلکی «کلا» و «کلایه» (کیا کلایه ).

در شاهنامه بمعنی مطلق شهر مستحکم و قلعه آمده است.

برای مطالعه ابیاتی که در آن واژه کلات به کار رفته شده روی ادامه مطلب کلیک کنید.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات

[ پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

بیادتان مى آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمى، محبت اوست پس؛ محبت کنید چه به دوست، چه به

دشمن! که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست.

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: کلام بزرگان , جملات و متن های آموزنده

[ سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو .
برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده .
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو .
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن .
برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر .
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن .
برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن .
برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش .
برای عشق خودت باش ولی خوب.

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین

[ سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

*هر تکه کاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا کرد.
*در هرم خئوپوس در مصرکه 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه‌ای سنگ به کار رفته که می‌توان با آن دیواری آجری به ارتفاع 50 سانتی‌متر در دور دنیا ساخت.
*هر سال از 600/557/31 ثانیه تشکیل شده است.
*بزرگترین گل جهان فلوزیا نام دارد .
*بیشترین ضربان قلب راقناریها با1000 بار در دقیقه و کمترین را فیل با 27 بار در دقیقه دارد.
*اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلومتر می‌شود.
*سرعت صوت در فولاد 14 بار سریعتر از سرعت آن در هواست.
*وقتی مگس بر روی یک میلة فولادی می‌نشیند میلة فولادی به اندازة دو میلیونیم میلیمتر خم می‌شود.
*نور خورشید فقط تا عمق 400متری آب دریا نفوذ می‌کند.
*امریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد.
*عدد 2520 را می‌توان بر اعداد 1 تا10 تقسیم نمود بدون آنکه خارج قسمت کسری داشته باشد.

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانستنی ها

[ پنجشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

قوانین عجیب و خنده دار جهان

1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
۳. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.

10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب طنز , مطالب اجتماعی , دانستنی ها

[ چهارشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

kelat.persianblog.ir


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر سیاسی

[ دوشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 استثنائـات است که کسی را بـه خاطر آنچه که هست دوست بدارند . اکثر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند : خودشان را ، تفسیر و برداشت خودشان را از او

... گوته


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: کلام بزرگان
[ جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:۳٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از طبیعت
[ جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
بارونو دوست دارم هنوز،چون تو رو یادم میاره

حس میکنم پیش منی،وقتی که بارون میباره

بارونو دوست دارم هنوز،بدون چتر و سرپناه

وقتیکه حرفای دلم،جا میگیرن توی یه آب...

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
کاش بارانی ببارد قلبها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند


قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک بی بار دعا را تر کند


مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند

چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

انسانیت

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.


دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟


خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه آموزنده

[ چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

خدا هر گردنکش متکبری را خوار و پست می گرداند(امام علی ع)

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست

                                  در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: کلام بزرگان , احادیث امام علی (ع)
[ دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
کجا باید رفت؟.....
ز که باید پرسید؟!!!
واژه عشق و پرستیدن چیست؟
جان اگر هست چرا در من نیست؟
من که خود می دانم ..
راه من راه فناست
قصه عشق فقط یک رویاست....
اه ای راه سکوت...
اه ای ظلمت شب....
من همان گمشده ی این خاکم
به خدا عاشق قلبی پاکم

 

بودا به دهی سفر کرد ...
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید !
بودا به کدخدا گفت : یکی از دستانت را به من بده !!!
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن !!!
کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند ؟!!
بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند.
بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

بودا به دهی سفر کرد ...
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید !
بودا به کدخدا گفت : یکی از دستانت را به من بده !!!
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن !!!
کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند ؟!!
بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند.
بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه مذهبی , داستان کوتاه آموزنده
[ شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر عاشقانه , تصاویر طنز و خنده دار
[ شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
[ جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
به دنیا آمد تا دختر کسی شود ، ازدواج کرد تا همدم کسی شود
بچه دار شد تا مادر کسی شود ، برای همه کسی شد،
اما خودش بیکس ماند...

مادر های غریب

عکس مادر

انسان های غریب


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های آموزنده
[ پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر غم انگیز
[ پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:٠٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 حضرت امام باقر علیه السلام مروی است که «خدا به مؤمن سه خصلت کرامت فرموده است: عزت در دنیا و آخرت، ظفر (پیروزی) در رستگاری دنیا و آخرت و مهابت در دل ظالمان و اهل معصیت.» که سرآمد بیشتر صفات و افضل اکثر ملکات [نیک] است.

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند که «اگر همه عالم، شمشیرها کشند و پشت به پشت یکدیگر داده رو به من آیند، سر مویی تفاوت در حال من هم نمی رسد».

زمان خود گویای روشنی و حق نمایی کلام معصومین علیه السلام است که می بینیم مهابت و عزت روزافزون ایرانیان در عرصه های جهانی در سایه عزت خواهی آنان رخ نمایی می کند و قلب های حق طلبان را به سوی خود جلب می نماید.

نشان همت بلند (نکته)
«نشان همت آن است که هرگز در حاصل و حاضر نگاه نکند، بل همه نظر او مقصور بود بر آنچه ندارد».

ارتباط آرزو و همت بلند (نکته)
«همت و نهمت هر دو هم شکلند و هر کسی را از این دو بهره است: یکی را به سخاوت و نان دادن، و یکی را به شجاعت، و یکی را به علم و عبادت، و یکی را به زهد و به ترک دنیا گفتن. و یکی را به طلب افزونی دنیا».

خسیس همتی (پند و اندرز)
بنگر تا خسیس همت نباشی که من چیزی ندیدم مرد را از پای افکنده تر از دون همتی.

همراهی همت و بخت عالی (نکته)
باید دانست که همت عالی یکی از عوامل موفقیت است. در راه موفقیت نباید غافل از عواملی بود که تحت سلطه ما نیست.

«همت بی آلت از سبکساری بود و همت با بخت زیبنده بود؛ زیرا که مردی که او را همت بود و از بخت یاری نبُوَد به جز نگوساری نبود. که همت باید و بخت عالی».


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: حدیث معصومین
[ دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٩:٢٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

فقیر چیست؟

فقر ، چیزی را " نداشتن " است،

 

ولی،آن چیز پول نیست .....

 

طلاو غذا نیست ...

 

فقر، گرسنگی نیست .....

 

فقر، عریانی هم نیست...



فقر، همان گرد و خاکی است

 

که بر کتابهای فروش نرفتۀ یک

 

کتابفروشی می نشیند ......


فقر، تیغه های برندۀ ماشین بازیافت

 

است،که روزنامه های برگشتی را

 
 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های آموزنده , متن ادبی زیبا

[ دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

گفت مغناطیس عشاق اَلَست

همت عالی است کشف هر چه هست


هر که را شد همت عالی پدید

هر چه جست آن چیز حالی شد پدید


هر که را یک ذره همت داد است

کرد او خورشید را زان ذرّه پست


همت آمد همچو مرغی تیز پر

هر زمان در سیر خود سرتیزتر


سیر او ز آفاق گیتی برتر است

کو ز هشیاری و مستی برتر است


نقطه ملک جهان ها همت است

بال و پرّ مرغ جان ها همت است


هر دلی کو همت عالی بیافت

مُلکت بی منتها حالی بیافت


چشم همت چون شود خورشیدبین

کی شود با ذرّه هرگز همنشین


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

لبم خندون اما باز تو قلبم کلی غم دارم

درسته مهره اما باز بدون مهرت رو کم دارم

دل باز بی قرار امشب چشو به جاده می دوزه

تا پاییز شد سفر کردی الا چند سال و هفت روزه

من از مهرم تو بی مهری

این روزا هم میرن آره

اگه که بشکنه بغضم عجب بارونی میباره

شاید پاییز رو رد کردم با این شمعی که میسوزه

دارم دق میکنم

سخته

تازه این هفتمین روزه

اگه امشب بیاد بارون

تو رو حس میکنم پیشم

دعا کردم بباره چون امشب میخوام بهاری شم

شاید این حس پاییزه که من برگامو میریزم

ولی بی تو چقدر سخته عبور از فصل پاییزم

                                                                    


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٢:۳٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

برای دانلود مداحی فخری بر لینک زیر کلیک کنید

کلات(فخری)


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه خوانی فخری , دانلود سینه زنی اهوازی
[ جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا , آگهی ترحیم
[ چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

میراث شعرفارسی گنجینه ای سرشارازمضامین وتصاویر 

طبیعت است.سخنوران بیشماری ازعهدباستان تاروزگارمابامهارتی 

شگرف وتنوعی چشمگیرآخرین فصل سال راوصف 

کرده اندکه درین مختصرتنهابه چندنمونه 

 ازآن اشاره میشود 

 

به ویژه درسپیده دم شعرکلاسیک درمکتب خراسان که هنوزسنت شعری 

تناوری وجودنداشتوشاعران باپدیده هاونمودهای طبیعی 

ارتباطی بی واسطه داشتندبرف زمستانی حضوری دایم دارد 

گاه به صورت مستقیم وگاه بانشانهای استعاریش 

مانندکافوروپنبه وعاج وسیم ونقره


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تقویم تاریخ , مطالب آموزشی
[ چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

www.parsnaz.ir - عکس های خنده دار از پارک کردن ماشین توسط دختران

www.parsnaz.ir - عکس های خنده دار از پارک کردن ماشین توسط دختران

www.parsnaz.ir - عکس های خنده دار از پارک کردن ماشین توسط دختران


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

چی تو چشماته که تو رو اینقدر عزیز میکنه

این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه

این که نگات نمیکنم یعنی گرفتار توام

رفتن همه ولی نترس من که طرفدار توام

هر چی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نداشت

بدون تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

منو نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی

هیچ وقت نخواستم ببینیم تو لحظه ی ناراحتی

خواستم نبخشمت یکی ازت تعریف کرد

دیدن تنهایی تو منو بلاتکلیف کرد

بیا و معذرت بخواه از جشنی که خراب شد

از اون که واسه انتقامم از تو انتخاب شد

هر چی سرم شلوغ شد رو قلب من اثر نداشت

بدون تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

منو نمیشه حدس زد با این غرور لعنتی

هیچ وقت نخواستم ببینی تو لحظه ی ناراحتی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین , جملات و متن های عاشقانه
[ سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر عاشقانه , اشعار عاشقانه و غمگین
[ شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

وقتی کسی را دوست دارید وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می‌شود.
وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می‌روید احساس غرور می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل دوری‌اش برایتان سخت و دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید، شادی‌اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی‌اش برایتان سنگین‌ترین غم دنیا ست.
وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید، شیرین‌ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده‎اید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی‌اش دست به هرکاری بزنید.
وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید.
وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن‌بست می‌رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می‌رسید.
وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از خواسته‌های خود برای شادی او بگذرید.
وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می‌دهید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد.
وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی‌ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می‌شوند.
وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.
وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه می‌نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می‌شمارید.
وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی‌معناست.
وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست.
وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید.
به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست؟


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های عاشقانه
[ جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

دوباره رسیدن فصل بهار

دوباره نو شدن قول و قرار

دوباره محبت و آشتی کنون

خوش باشیم تو این دو روز روزگار

دوباره فصل شکفتن دله

دوباره کنار گذاشتن گله

نکنه یه وقتی یادمون بره

که دیگه بر نمیگرده این بهار

عید اومده عید اومده بهاره

شادی رو به خونمون میاره

عید اومده عید اومده بهاه

هر چی از خدا میخوای برات هدیه بیاره

دلا هی بی قرار ثانیه ها رو میشماره

بهار

عید بهار


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از بهار , ویژه نامه عید نوروز , اشعار عاشقانه و غمگین
[ پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

مهم نیست کف پات رو شسته باشی یا نه حتی مهم نیست که کف پات نرمه یا زبر مهم اینه که وقتی پات رو تو زندگیه کسی میزاری و از زندگیش عبور می کنی وقتی که مهلتت تموم شد و فقط رد پات موند انقدر اون رد پا خواستنی باشه که به کسی اجازه نده پاهاش رو روی رد پات بذاره.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های عاشقانه
[ پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

جدایی مان حقیقتی که همیشه بر لبانت خودنمایی می کرد

وفایت

دروغی که همیشه با خود می پنداشتم

تو

امیدی که به قلبم وعده داده بودم

من

مات شده

دیروز

روزگاری که با تو حرام شد

امروز

روزگاری که با یادت حرام می شود

فردا

روزگاری که امروزم آن را خراب می کند

نتیجه

نوشته هایی که بی قافیه شد!!!!!!!!!!!!!!


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٩:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

هفته

جمعه

عادت یا انتظار؟

انتظار یعنی چه؟

وقتی که بوی تعفن دل هایمان هفته را در بر می گیرد

جمعه چه گناهی دارد؟

وقتی جمعه همه تعطیلند

بیچاره جمعه...........

ندبه

انتظار

غروب

واژه هایی که فقط زیبا جلوه می دهند

راستی

چرا غروب جمعه دل ها می گیرند؟


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: متن ادبی عرفانی
[ سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

نه؛ این زمستان هم «بخار»ی ندارد؛ نه برفی و نه سوزی و نه سرمای استخوان سوزی!که روزها، خود را لای پالتو و شال گردن بپیچانیم و توی خیابان های برف زده ی خلوت، قدم بزنیم تا شانه هایمان  سپید از برف شود. و شبها، حتی اگر شومینه و کرسی نباشد، لحاف گرمی باشد که از زیر آن، جم نخوریم!

نه؛ این زمستان هیچ ندارد. دیگر چه شور و چه شوقی و چه دردی که  حتی بخوانیم :

« هوا بس ناجوانمردانه سردست ... آی ...
زمستان است...»


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز , تصاویر زیبا از زمستان
[ دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

لحظه ها زود گذشت

ودوباره تنهایم

در خلوت تنهایی ام سر به سر عکس هایت می گذارم

نازنین!این روزها عکس هایت هم با من لج کرده اند

حضور مبهمت و تصویر گنگ نگاهت

تنها سهم من از توست

ودوباره ملودی تکراری باران

به تنهایی من آسمان می گرید

باران برایمان مجلس ترحیم گرفته است

خط می خورد دو چشم سیاه تو از روزگار من!!!!!!!!!!!


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٢:٢۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

سلام به همگی دوستان.ببخشید تو رو خدا یه مدت سرم خیلی شلوغ بود نتونستم آپ بشم !!!!!!!!!!!!!!!!امسال هم گذشت ولی اون جور که پیداست دوباره افسوس و جمله تکراری سال بعد!!!!!!!!

 یامقلب القلوب والابصار                    یامدبر اللیل و نهار

یا محول الحول والاحوال                     حول حالنا الی احسن الحال

خداحافظ!خداحافظ سال90,میدانی حالا که رفتی میتوانم از تو بنویسم.

چرا؟ چون به تو عادت کرده بودم.یکی از آنانی بودی که دوستش داشتم.

رفتی اما برای من داستانها به جا گذاشتی,از دل نگرانی ها,از شادی ها.از غصه ها از..........

رفتی تا تورا نیز در صف افتگان برشمریم و با یادش به خیر نامت ببریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خداحافظ          


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه عید نوروز , متن ادبی عید نوروز
[ یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا , تصاویر زیبا از بهار
[ چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۳:۳۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از بهار , تصاویر زیبا
[ چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

حالیا معجزه ی باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد !
خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دل تنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عرفانی
[ سه‌شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز
[ سه‌شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
Click for larger version

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز
[ دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

و یوسف پیش چشمش مات مات است
عمویم آخرین امید ما بود
میان ماهها خورشید ما بود
اگر دستش به شمشیرش بگیرد
تقاص طفل بی شیرش بگیرد
عمو می آید و یاری نماید
زطفلان او پرستاری نماید
عمو می آید و من را ببیند
تقاص روی نیلی ام بگیرد
رساند آب آخر بر یتیمان
بیاید عاقبت درکنج ویران
بگوید ای رقیه ناز دانه
چه کس بر صورتت سیلی نشانده؟
چرا رویت چنین نیلی بگشته؟
کدامین دست بر رویت نشسته؟
بگو تا انتقامت را بگیرم
بگردم دور تو تا که بمیرم
مرا بر روی دوشش می نشاند
ز دشمن گوشوارم  می ستاند
بیارد مرحمی بر  پای خسته
بگیرد سلسله از دست بسته
عمو جانم بیا من بیقرارم
برای دیدنت  چشم انتظارم
تمام روزها را می شمارم
که تا بینم دمی روی نگارم
عمو جانم بیا ای مه جبینم
که روی شانه هایت من نشینم
بیا من را ببر تا اوج افلاک
زمویم پاک کن خونابه و خاک.......
شاعر : وحید مصلحی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار و نوحه های شهادت حضرت رقیه (س) , ویژه نامه شهادت حضرت رقیه (س)
[ دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٧:٢٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

بارونو دوست داشتی یه روز

تو خلوت پیاده رو

پرسه پاییزی ما

مرداد داغ دست تو

بارونو دوست داشتی یه روز

عزیز هم پرسه ی من

بیا دوباره پا به پام

تو کوچه ها قدم بزن

 

قدم زدن زیر باران، پرسه زدن زیر باران



موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

خطا از من است، می دانم.

از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد"

اما به دیگران هم دلسپرده ام.

از من که سالهاست گفته ام "ایاک نستعین"

اما به دیگران هم تکیه کرده ام.

اما رهایم نکن...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر مذهبی , مطالب مذهبی , متن ادبی عرفانی
[ شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
www.parsnaz.ir - بدل رئیس جمهور آمریکا + عکس

عکس بدل اوباما

www.parsnaz.ir - بدل رئیس جمهور آمریکا + عکس



موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر سیاسی
[ شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

 

 

عکس ها از محمد خدری و اکبر خدری


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: روستای کلات , جاذبه های گردشگری استان بوشهر , تصاویر زیبا از تنگستان , جاذبه های گردشگری شهرستان تنگستان
[ پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٦:٠۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
www.parsnaz.ir - تنها خری در جهان که به آرزوی خود رسید
 
الاغ بازیگوش و خنده دار
...این خر توانست به آرزوی دیرینه خود برسد و ...
 
www.parsnaz.ir - تنها خری در جهان که به آرزوی خود رسید
 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱:٤٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

www.parsnaz.ir - عکسهای بسیار خنده دار شاهکار رانندگی خانم ها

www.parsnaz.ir - عکسهای بسیار خنده دار شاهکار رانندگی خانم ها

www.parsnaz.ir - عکسهای بسیار خنده دار شاهکار رانندگی خانم ها

www.parsnaz.ir - عکسهای بسیار خنده دار شاهکار رانندگی خانم ها


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
www.parsnaz.ir - خجالت هم خوب چیزیه!! + عکس طنز
 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

سکوت می کنیم....

به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند !

سکوت می کنیم...

به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند !

سکوت می کنیم...

برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . .

و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست !

سکوت می کنیم !

آخ !

دیدی چه شد ؟!

من با همین کلمات سکوتم را شکستم....

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های عاشقانه , اس ام اس و پیامک عاشقانه , اشعار عاشقانه و غمگین
[ چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار محرم
[ یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

برای شما گلچینی از نوحه های بخشو را برای دانلود گذاشتم

برای دانلود بر روی گلچین کلیک کنید

گلچین 1

گلچین 2

گلچین 3

گلچین 4

گلچین5

گلچین 6


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه خوانی مرحوم بخشو , دانلود نوحه و واحد بوشهری , دانلود سینه زنی بوشهری
[ جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

دایِ نغمه هایِ باران
از گلویِ کوچه می آید
هم آواز با
پرندگانی که در باغچه سبز شده اند.
راستی بامداد که برسد
بهار را
لایِ یک کارت تبریک
برایت خواهم فرستاد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
هر روز صبح در آفـریقا آهویی از خواب بیدار میشود که میداند
بایـد از شیر تندتر بدود تا طعمه او نشود و
شیری که میداند باید از آهـــو تندتر بدود تا گرسنه نماند...

مهم نیست که شیـرباشی یا آهو ،
مهم این است که
با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن کنی.

نلسون ماندلا

حیات وحش


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از طبیعت
[ پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٦:٥٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

روز قیامت گناه آن کس از همه بیشتر است که بیشتر از همه گفتگوی بیهوده کرده باشد.(حضرت محمد(ص))

کاش می شد انقدر الکی حرف نزنیم.که بیشتر گرفتاریامون از همین حرفایی که هر روز می زنیمو به درد هیچکسی ام نمی خوره....فقط مشکل درست می کنه یا واسه خودمون یا واسه مردم....

کاش می شد به جاش فکر کنیم حتی یک دقیقه تو روز حتی چند ثانیه....

مؤمن سکوت می کند تا سالم بماند و سخن می گوید تا سود برد.(امام سجاد(ع))

نه سودی که از راه دروغ باشه نه سودی که آبروی کسی رو ببره نه سودی که نافرمانی خدا باهاش باشه که الان همه ی زندگی ما پر از این چیزاست....

همه اینارو با خودمم دوست خوبم...واسه دوزار بیشتر چه دروغایی که نمی گیم چه مالهایی که نمی خوریم بعد میگیم چرا خدا صدامونو نمی شنوه....مخصوصا واسه مال دنیا!!!

دنیا دست به دست می گردد پس به آرامی تمام در طلب روزی بهره خود را از آن بطلب(امام علی(ع))

گامی  از بود خود  فراتر  شد

                                   تا    خدا   دیدنش   میسر  شد

دید معبود خویش را به درست

                                  دیده از هر چه دیده بود بشست 

به دل نگیر حرفامو...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: حدیث معصومین , احادیث نبوی
[ چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:۱٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

برای دانلود گلچین مداحی های فخری بر لینک های زیر کلیک کنید

کلات

کلات1

کلات2

کلات3

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه خوانی فخری , دانلود سینه زنی اهوازی

[ چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

«احمد بن عبدالله الخجستانی را پرسیدند که تو مردی خربنده بودی، به امیری خراسان چون افتادی؟ گفت: به باد غیس در خجستان روزی دیوان حنظله باد غیسی همی خواندم، بدین دو بیت رسیدم:

مهتری گر به کام شیر در است

شو خطر کن ز کام شیر بجوی


یا بزرگیّ و عزّ و نعمت و جاه

یا چو مردانتْ مرگ رویاروی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: کلام بزرگان , اشعار زیبا , جملات و متن های آموزنده , داستان کوتاه
[ چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٥:٢٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

از بزرگ ترین زمینه سازهای شکوفایی خوداتکایی و خودبسندگی است. خوداتکایی را می توان شاخه ای از عزت نفس به حساب آورد:

«از جعفر صادق علیه السلام پرسیدند که کار خویش را بر چه بنا کردی؟ گفتا ... بدانستم که کار من جز من کسی نکند، به کار خود مشغول شدم ...».


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های آموزنده , داستان کوتاه آموزنده
[ سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
عکسهای خنده دار از مسابقه بسکتبال با الاغ ها
به گزارش پارس ناز این بازی در شهرهای کوچک آمریکا طرفدار های زیادی داره،این بازی شبها تماشاگران زیادی رو به استادیوم می کشونه و دلشون رو خوش می کنه...
www.parsnaz.ir - عکسهای خنده دار از مسابقه بسکتبال با الاغ ها
www.parsnaz.ir - عکسهای خنده دار از مسابقه بسکتبال با الاغ ها
www.parsnaz.ir - عکسهای خنده دار از مسابقه بسکتبال با الاغ ها

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

شیخ اجل احمدبن محمد برقی ازقول پدرش ، معمربن خلاد، گفته است

 

هرگاه حضرت امام رضا (ع) غذا میل میکرد کاسه بزرگی نزدیک سفره ‌خود می گذاشت و از هرغذائی که در سفره بود از بهترین قسمت های آن مقداری برمیداشت و در آن کاسه میگذاشت سپس امر میکرد که بین فقرا پخش کنند وآنوقت تلاوت میکرد آیه فلا اقتحم العقبه و آن عقبه؛ و آن عقبه آزاد کردن بنده ای است از بردگی و یا غذا دادن به اوست. حضرت امام رضا (ع) میفرمود:خداوند عزوجل دانا بود که هر انسانی قدرت آزادکردن بنده ندارد. برای ایشان راهی به بهشت قرار داد، یعنی مقابل آزادکردن بنده غذا دادن به فقرا را قرارداد که هر شخص بتواند به واسطه آن به بهشت رود. (منتهی الآمال جلد 2 – شیخ عباس قمی ص 342)


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه , داستان‌های بحارالانوار
[ دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٥:۳۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

به هوا در نگر که لشکر برف

چون کند اندر او همی پرواز

راست همچون کبوتران سپید

راه گم کردگان زهیبت باز...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٥:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل والنهار ،

یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الی احسن الحال

پاک کنیــد خانـه را، تازه کنیــد جامـه را، گل بدهید زوجه را ، عیدی دهید بچه را، آب دهید تشنه را ، سیر کنید گشنه را ، یاد کنید رفتـه را ، شاد کنیـد بنده را ، محو کنید غصه را، مژده دهید خسته را، دور کنید کینه را ، صاف کنید سینه را ، عفو کنید ناس را ، ارج نهید یاس را ، مژده که یار آمده ، فصل بهار آمده ....


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه عید نوروز , تصاویر زیبا از بهار , اشعار زیبا
[ سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

گل و تأثیر آن در انسان


عکس های زیبا از گل





















موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از بهار
[ سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
 
 
زمستان جان! زمستان! (شعر) -www.jazzaab.ir
 
 
ملیحه دیانتی‌زاده
 

زمستان جان! زمستان!

ای مادر عریان فصل‌ها!

ای پری تمام قصه‌ها!

ای پیرزن سکوت و خموشی‌ها!

چه غمگین شده‌ای

 

به یاد دارم که تو

چه نقل‌ها بر سر درختان می‌ریختی

و با برگ‌های باقیمانده درختان

چه حنایی بر سرت می‌گذاشتی

 

می‌دانم که تو

از بلندترین شب سال

و از نوک قله‌های پربرف

متولد شده‌ای

 

و اکنون چه پیر شده‌ای
زمستان جان! زمستان!
 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از زمستان , اشعار عاشقانه و غمگین
[ شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

عکسهای با حال و خنده دار ، www.pixnaz.ir


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا , تصاویر زیبا از طبیعت
[ جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
[ جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٤:٤۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

شب یلدا

در ایران باستان و تا به امروز آخرین شب پاییز که همان آخرین روز آذر ماه 30 آذر و اول زمستان میباشد را شب یلدا می نامند .
در شب یلدا ساعات شب به بیشترین حد خود ذر سال میرسد و از فردای آن ساعات روز کم کم بلند میشود به همین دلیل در اقوام باستان ایرانی این روز را روز تولد خورشید یا همان ایزد مهر می نامیدند و برا آن ارزش خاص قایل بودند .
حتی فردای شیب یلدا را تعطیل میکردند تا در آن روز مرتکب گناهی نشوند چون گناه در آن روز بسیار مورد سرزنش قرار میگرفت .
در واقع تاریکی نمادی از اهریمن و روشنایی نمادی از آفریدگار به شمار می آمد و این مراسم از هفت هزار سال پیش در ایران باستان قدمت داشته .

در شب یلدا اکثر مردم اقدام به شب زنده داری کرده و با دوستان و اقوام خود این شب را سپری میکنند و به خوردن آجیل و تنقلات و خوردن میوه هایی که در آن شب مرسوم است مثل انار و هندوانه میپردازند.
یکی از مراسم شب یلدا خواندن حافظ و گرفتن فال حافظ و خواندن شعر و مشاعره است است


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه شب یلدا
[ پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ٢:۱۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

آسمان رعدی زد
ابرها غریدند
قطرات باران
نم نم باریدند
بوی آب و کاهگل
تق تق شیروانی
ناله ناودانی
توی کوچه پیچید
کاشکی دلها نیز
چون هوای کوچه
پس از این باریدن
بوی پاکی میداد...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا , اشعار عاشقانه و غمگین
[ یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

ع

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سوتی

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

عکس جدید خنده دار

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

 

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

عکس جدید سوتی ایرانی – وزیر ارتباطات

عکس جدید سوتی ایرانی

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سوتی خنده دار

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

 

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

 

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

 

عکس سوتی های خنده دار ایرانی

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

 

عکس های خنده دار و سوتی های ایرانی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ جمعه ٢٤ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

برای دانلود بر کلات کلیک کنید

 

کلات

کلات2


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود سینه زنی اهوازی , دانلود نوحه خوانی فخری
[ پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

تـــــصــــــــــاویر خنده دار


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

 

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سوتی خنده دار

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سوتی های ایرانی

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

 

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

  

مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن ، نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست ، بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن.


....................................

بگرید و سوزد و نابود شود

آنکه چون شمع بخندد به شب تار کسی

بی گمان دست در آغوش نگارش ببرند

آنکه یک بوسه ستاند ز لب یار کسی


.................................... 

 

یه روز معلم پرسید که عشق چند بخشه:

زود دستمو بردم بالا و گفتم:

یه بخشه ولی وقتی تو رو دیدم فهمیدم که عشق سه بخشه...

1-آتش دیدن تو  2-شوق با تو بودن۳ - واندوه بی تو بودن


....................................

از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس

این مسیر، بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست

میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم

حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم…


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های آموزنده
[ دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

انتگرال بگیر!!!!!!!!!!!

یه آقایی که دکترای  ریاضی محض داشت.هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدنن!

خلاصه بعد از کلی تلاش متوجه میشه شهر داری تعدادی رفتگر

بیسواد استخدام می کند.

میره شهر داری و خودش را معرفی میکند و مشغول کار میشه.

بعد ازدو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای تهضت سواد آموزی شرکت کنید!!!

این بنده خدا هم شرکت می کند.

یک روز معلم محترم در کلاس چهارم ایشون رو میبره پای تخته تا مساحت یک شکل را حساب کند .تو این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه که میبیند.

همه دارن داد میزنن

انتگرال بگیر


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه طنز
[ جمعه ۱٧ دی ۱۳۸٩ ] [ ٤:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر عاشقانه
[ دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

تـــــصــــــــــاویر خنده دار


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

برای دوستان دو مداحی زیبا از بخشو گذاشتم برای دانلود

برای دانلود بر لینک های زیر کلیک کنید

نوحه 1

نوحه2


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه خوانی مرحوم بخشو , دانلود نوحه و واحد بوشهری , دانلود سینه زنی بوشهری
[ یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٥٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

زمستان

.:عکس های زیبای زمستان:.

 

montakhab 1dey patugh.ir  عکس های زیبای زمستان   ویژه 1 دی

montakhab 1dey patugh.ir 1 عکس های زیبای زمستان   ویژه 1 دی

montakhab 1dey patugh.ir 2 عکس های زیبای زمستان   ویژه 1 دی

montakhab 1dey patugh.ir 3 عکس های زیبای زمستان   ویژه 1 دی

montakhab 1dey patugh.ir 4 عکس های زیبای زمستان   ویژه 1 دی

montakhab 1dey patugh.ir 5 عکس های زیبای زمستان   ویژه 1 دی

montakhab 1dey patugh.ir 6 عکس های زیبای زمستان   ویژه 1 دی

montakhab 1dey patugh.ir 7 عکس های زیبای زمستان   ویژه 1 دی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از زمستان , تصاویر زیبا از پاییز
[ یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

تـــــصــــــــــاویر خنده دار


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار , تصاویر زیبا
[ یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا
که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال
طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!
در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک
کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه
محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده
کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!
پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق
بودند. بعد از یک بحث طولانی،....

جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه

انتخاب شد.

لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر

چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

 

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی

نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

 

سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در

سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده .

او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.

 

در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون

پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک

بیارم»!!!!!!!!!!!! !!!!!

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه طنز , داستان کوتاه

[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
 

دیگر نه به کلمات فکر می‌کنم نه به ذغال‌هایی
که در زمستان خاکستر شدند
کلمات در روزهای سرد یخ زدند و در بهار
آب شدند اما در بهار دیگر معنی واقعی خود را
نداشتند
یاد دارم سرما را پارو زدم
که کلمات را بیابم
کلمات یخ‌زده و مرده بودند
واژه‌ی گرما را دیدم
که چگونه در دستان تو از سرما می‌لرزید
چه پاک و منزه بودیم
که در سرما می‌لرزیدیم
ما در سرما به آواز جغدی هم دل‌خوش بودیم
دریغ از آواز جغدی که ما را در تابستان
ترک گفته بود
به من گفتی: دیگر وقتش است سرما را
فراموش کنیم
در ناگهانی که سرما را فراموش کردیم
جغد از راه رسید
آواره – خسته بود – آرزوی مرگ داشت
ما پناهش دادیم
دیگر دیر بود.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواجگرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

 

وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت او هم به آن مهمانیخواهد رفت.

 

مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.

 

روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گلرا برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.

...

همه دختراندانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشتو هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، گلی نرویید.

 

روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند.

 

لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود!

 

 همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

 

شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت... همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه عاشقانه , تقویم تاریخ

[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

هرکی مطب خاصیشن و اشمیت تو وبلاگ ثبت وایت اشمیشان خُش بزند رمز و پسورد وبلاگ دست عمار و عواس و اصغر مجید هسن.

خیلی خشال وامیم.

 

اگه انتقادی خاصی جهت بهبود کیفیت و کمیت وبلاگ هست ما رو در جریان قرار بدین مخصوصاً بچه های روستای کلات.

یه چیزه دیگه اینکه اگه کسی هم هست که وبلاگ رو بخواد به روز کنه خواهشم میکنم بیاد جلو.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار طنز محلی بوشهری , روستای کلات
[ جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

گرم رو باش اندرین ره کاهلی از سر بنه

تا نمانی ناگهان انگشت حیرت در دهن


***

آنها که به صبر پیش بردند

مقصود ز جمله بیش بردند


***

«طلب جستن و کوشیدن است».


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های آموزنده , اشعار زیبا
[ جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ ] [ ٤:۳٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
 ابوعمار

بهار

بهار آمد که غم از جان برد، غم در دل افزون شد

چه گویم کز غم آن سرو خندان جان و دل خون شد

گروه عاشقان بستند محملها و وارستند

تو دانی که حال ما واماندگان در این میان چون شد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از بهار , اشعار عاشقانه و غمگین
[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

دیروز با نگاهی به تقویم به این فکر افتادم که چقدر نسبت به سال های گذشته از روزگار عقبم . همیشه ماه اسفند برام جذابیت خاصی داشته و فکر کردن به بهار و جوونه ها و بوی عید شور خاصی توی دلم بر پا میکرده . اما امسال  نیمی از اسفند گذشته و من اصلا حال و هوای بهار توی دلم نیست ... پس تصمیم گرفتم خودم دست به کار بشم ...

یه گلدون شب بو ... پر از بوی عید و یه گلدون گل همیشه بهار ... امروز هم خونه تکونی و هم تکوندن فکرام و دلم و دفترهای قدیمی و مرور روز نوشت هام و ...


حالا همه چیز روبه راهه ... توی اتاق بوی شب بو پیچیده ... پنجره ها باز ... آفتاب بهاری ... هوای نیمه ابری ... سر و صدای گنجشک ها  .... و صحبت با یک دوست بهاری ...


و من لبخند می زنم ... بهار داره میاد ... چقدر امروزم با دیروزم فرق داره ...

  http://img.parscloob.com/data/media/403/469845FF181.jpg


شما برای اینکه بوی بهار زودتر بیاد توی زندگیتون چیکار کردید ؟ نکنه شما هم مثل دیروز من هیچی !!! بهتره همین الان  دست به کار بشین ... تا فرداتون با امروز فرق داشته باشه ...


لبخند فراموش نشه ...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا , تصاویر زیبا از بهار
[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
Click for larger version
عکس ها و تصاویر زیبا از بهار

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

پرنده پنهان عاشق شدن بهار باران نه

همیشه برای عاشق شدن

به دنبال باران و بهار و بابونه نباش

گاهی

در انتهای خارهای یک کاکتوس

به غنچه ای می رسی

که ماه را بر لبانت می نشاند

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از بهار , اشعار عاشقانه و غمگین
[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رفص باد
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست

نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از بهار
[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
  عکس 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز
[ پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از زمستان , تصاویر زیبا از پاییز
[ پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 6

 3

1

 

2

 

4


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از زمستان , تصاویر زیبا از پاییز
[ پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 

درختان در برف و یخ زمستان - 2 --- عکس با کیفیت  از درختان پوشیده از برف و یخ در فصل  سرد و برفی زمستان

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از زمستان , تصاویر زیبا از پاییز
[ پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان


عکس های سحرآمیز از فصل زمستان


عکس های سحرآمیز از فصل زمستان


عکس های سحرآمیز از فصل زمستان


عکس های سحرآمیز از فصل زمستان


عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان


عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

عکس زمستان برفی

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

عکس های جادویی از فصل زمستان

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان

گردآوری :


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز , تصاویر زیبا از زمستان , تصاویر زیبا از طبیعت
[ پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

ای کاش دست قدرتمند تقدیر
هیچ بهاری را به سردی زمستان نسپارد!
یا اگر زمستان قانون طبیعت است...
خدایا به زمستان هم عشق بیاموز!
که اگر روزی...
زمستان عاشق باشد...
دیگر هیچ کودکی از سرما نمی‌میرد!
دیگر بهانه‌ای برای هیچ انسانی نیست که بگوید
با زمستان عشق فرار می‌کند!
شاید هم اگر روزی زمستان عاشق شد:
عاشق بهار باشد!

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از زمستان , تصاویر زیبا از پاییز , اشعار عاشقانه و غمگین
[ پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست

ببین که سیب زنخدان تو چه می گوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست

به صورت از نظر ما اگرچه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفّه ماست

اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سال هاست که مشتاق روی چون مه ماست

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار سعدی , اشعار عرفانی
[ پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

عکس های باحال و خنده دار !! (91)   www.taknaz.ir


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

عکس های باحال و خنده دار !! (91)   www.taknaz.ir


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

عکس های باحال و خنده دار !! (91)   www.taknaz.ir


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر غم انگیز
[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ٤:۳٢ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

آوای غم

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم
حتی اگر به دیده رویا ببینیم

من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینم

شاعر شنیدنی ست ولی میل،میل ِ توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم ؟

این واژه ها صراحت ِ تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینیم

مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینیم

یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینیم

شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینیم

از : محمد علی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا , اشعار عاشقانه و غمگین
[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
شعر و متن های عاشقانه و بسیار زیبا

میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا , اشعار عاشقانه و غمگین
[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

تاریخچه شب یلدا – آداب و رسوم شب یلدا-شب یلدا در قدیم

شب یلدا یا همان شب چله درازترین شب سال , آخرین روز فصل پاییز و اولین شب فصل زمستان است . ایرانیان از دیرباز بر این باور بوده اند که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلند تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند.

 

  • تاریخچه جشن

جشن شب یلدا یک سنت باستانی و آریایی است  و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند . یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است. یلدا و مراسمی که در نخستین شب بلند زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند سابقه یی بسیار دراز داشته و مربوط می شود به ایزد مهر.

این جشن که یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند. چله بزرگ از یکمین روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آن را چله بزرگ می نامند به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است، آنگاه چله کوچک فرا می رسد که دهم از بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود.
چله اول که اولین روز زمستان و یا نخستین شب آن است تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر است، زیرا مردم دوره های گذشته که پایه زندگی شان برکشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعت خو داشتند و براثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را براساس آن تنظیم می کردند و به تدریج دریافتند که کوتاهترین روزها آخرین روز پاییز یعنی سی ام آذر و بلندترین شب ها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از این با آغاز دی روزها بلندتر و شب ها کوتاه تر می شود.
اقوام قدیم آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند خصوصاً ژرمن ها که این ماه را به خدای آفتاب نسبت می دهند و زیاد هم بی تناسب نیست چرا که آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود. در این شب آتش برمی افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیاطین نابود شده و بگریزند و همچنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود آتش نیز همان والایی را نزد مردمان دارا شد.
چون تاریکی فرا می رسید در پرتو روشنایی آتش تاریکی اهریمنی را از بین می بردند. در شب یلدا یا تولد خورشید افراد دور هم جمع می شدند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و خوان ویژه مانند سفره یی که عید نوروز تهیه می کنند اما محتویات آن متفاوت است می گستراندند و هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. این سفره جنبه دینی داشته و مقدس بود و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پربرکت داشته باشند و همه شب را در پرتو چراغ و نور و آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد. سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک و آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد.

  • آداب و رسوم

مردم ایران باستان معتقد بودند که در این شب تاریکی و اهریمن در قوی ترین حالت خود قرار دارد و برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.
جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.

در «مهریشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید».

 

  • آیین های جشن شب یلدا

یکی از مرسوم ترین آیین شب یلدا گرفتن فال حافظ است . مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگویی خاطرات و قصه گویی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه اینها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپیده برسانند.

تاریخچه شب یلدا – آداب و رسوم شب یلدا
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزء آداب و شیوه آن نباشد. در جاهای گوناگون ایران، گونه های تنقلات و خوراکی ها به تبع ژیرامون و شیوه زندگی مردم منطقه بهره برده می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا شمار زیادی به این باورند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و برخی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره یی می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه را جای می دهند. گونه های بی شمار آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلواشکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به ویژه هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند. در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خوردند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را سوگند می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغزگردو و نخودچی و کشمش می خورند. در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می کنند و باورمندند که هرکس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود.

در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه یی خارج از هوای گرم اتاق می گذارند، ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس (ازگیل) در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر زمان هوس کنند ازگیل و تازه و پخته را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.بنا به روایت مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه یی استقبال کنند. قارون در پوشاک هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به زر دگرگون می شوند و برای آن خانواده، ثروت و روزی به همراه می آورند


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه شب یلدا
[ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

شب یلدا در سخن شاعران

شب یلدا در سخن شاعران
لیکن در فرهنگ ادبی و رسمی کشورمان، یلدا اغلب چهره‌ی تاریک و خشن شبی طولانی است. شبی که عشاق به انتظار ...
   

در فرهنگ عامیانه‌ی مردم، شب یلدا و شب چله، شب دوستی است. شب بار عام و کارهای خیریه است. مردم ایران که اکثراً کشاورز یا دام‌دار بوده‌اند، آموخته‌اند تا سرمای زمستان را بهانه‌ای برای دورهم جمع‌شدن و جشن به پایان رساندن یک سال زراعی بدانند. لیکن در فرهنگ ادبی و رسمی کشورمان، یلدا اغلب چهره‌ی تاریک و خشن شبی طولانی است. شبی که عشاق به انتظار به سرآمدن آن هستند. طولانی و تاریک بودن یلدا استعاره‌ایست برای فراق جان‌کاه معشوق، تنهایی و انتظار وصال و گاه گیسوی سیاه و بلند یار.
و حال چندبیتی در این مضمون می‌خوانیم:

حافظ:
صحبت حکام، ظلمت شب یلدا است
نور ز خورشید خواه بو که برآید

سعدی:
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را

اوحدی:

شب هجرانت ای دلبر، شب یلدا است پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

خاقانی:

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

عنصری:

چون حلقه ربایند به نیزه، تو به نیزه
خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا

منوچهری:

نور رایش تیره‌شب را روز نورانی کند
دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

مسعود سعد:

کرده خورشید صبح ملک تو
روز همه دشمنان شب یلدا

ناصرخسرو:

او بر دوشنبه و تو بر آدینه
تو لیل قدر داری و او یلدا
هم‌چنین ارتباط عیسی مسیح با این شب در اشعار امیر معزی و سنائی غزنوی مشهود است.
امیر معزی:
ایزد دادار، مهر و کین تو گویی
از شب قدر آفرید و از شب یلدا
زان‌که به مهرت بود تقرب مومن
زان‌که به کینت بود تفاخر ترسا

سنائی غزنوی:

به صاحب‌دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

سیف افرنگی:

سخنم بلندنام از سخن تو گشت و شاید
که درازنامی از نام مسیح یافت یلدا

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: کلام بزرگان , تصاویر زیبا از شب یلدا , اشعار شب یلدا , ویژه نامه شب یلدا
[ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

چنین با شور و نغمه – شعر و دستان

خرامان می رســــــد از ره زمستان

شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز

نمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز !

کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران

که در راه است فصــــــــل نوبهاران . . .

.

.

.

 

شعرشب یلدا

 

شب یلدا ، شب یلدا ، عطر پیرهن تو داره

شب یلدا ، شب یلدا ، تو رو یاد من می یاره

واسه ی نشستن غم ، روی قلب پاره پارم

عطر پیرهن تو رو بس ، یاد اسمون تارم . . .

.

.

.

 

پیامک تبریک شب یلدا

 

از همین امشب خود را در برابر زمستان سرد بیمه کنید

طرح پیش فروش بوسه های داغ شب یلدا با طعم لبو اغاز شد.

برای ثبت نام لپتو بیار جلو… ماچ!

.

.

.

 

متن تبریک شب یلدا

 

شب هجرانت ای دلبر، شب یلدا است پنداری

رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

یلدا مبارک

.

.

.

 

جملات مخصوص شب یلدا

 

امشب، میوه سربسته حرف هایمان را روبه روى هم مى گذاریم

تا طعم شیرین دوستى را به کام زمستانى روزگار بچشانیم . . .

 

.

.

.

 

جدیدترین اس ام اس های شب یلدا

 

خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود

من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام

سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام . . .

.

.

.

یلدا، تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایى که در چشم هایت مى درخشند

اى خواستنى ترینِ شب ها!

طعم تو، به اندازه همه صبح هاى دل انگیز آفتابى بهار، شیرین است . . .

.

.

.

امشب کلاغ ، خواب به چشمش نمی رود

از ابتدای قصه برو تا به انتها:

میخواستم ،  نشد! به همین سادگی

همین آجیل ” تو” گشای مرا این مغازه ها

.

.

.

مژده داد منتظر باش، یلدا نزدیک است…

شاید او نمی داند طولِ درد و غم انتظار در شب یلدا،

به اندازه ی همان ثانیه های کوتاهِ بلندی اش بیشتر است . . .

.

.

.

شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود

و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما

شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود.

یلدا مبارک

.

.

.

دوباره نوبت دیدار یلداست / بدون یار این یلدا چه تنهاست

وجودش نور در این تیره شب بود / بدونش این شب یلدا و سرماست

دگر یلدا برایت دل ندارم / نگاهم منتظر بر نور فرداست

همه در شور این یلدا بهارند / انار سرخ بر سفره چه زیباست

ندارم جز تو امشب آرزویی / که با تو هر شب من مثل یلداست . . .

.

.

.

شب شادی وشـــور و مهربانی است

زمـــــــان همدلی و همزبانی است

در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد

محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد

به هرجا محفلی گرم و صمیمی است

که مهمانی درآن رسمی قدیمی است

.

.

.

یلدا یعنی هر شب بی کسی

یعنی غم…غصه…بی هم نفسی

یلدا یعنی خاستن…عشق…تا سر حد جنون

یلدا یعنی شب گریه های یک دل پر خون . . .

.

.

.

حسین فرهمند:
یلدا چه شبی پر از حکایت / دلداده به هم پر از حمایت

یلدا شب ما شب قشنگییست / سفره دلمون پر از یه رنگیست

یلدا رو ببین سالی گذشته / در فراق یار حالی گذشته

یلدا شبیه که دوستی کاشتیم / آن شب جای قهر آشتی داشتیم

یلدا میمونه تو خاطراتم / تا یلدای بعد من با هاتم . . .

.

.

.

خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود

من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام

سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام . . .

.

.

.

باور به نور و روشنایی است / که شام تیره ،از دل شب یلدا

جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد . . .

یلدا یتان مبارک

.

.

.

یلدا یعنی هر شب بی کسی

یعنی غم…غصه…بی هم نفسی

یلدا یعنی خاستن…عشق…تا سر حد جنون

یلدا یعنی شب گریه های یک دل پر خون . . .

.

.

.

یلدا برای من بی معناست

وقتی شب و روزم بی تو

یلدایی بی پایان است !

من تمام عمر چله نشین توام


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اس ام اس و پیامک شب یلدا
[ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

شعر مخصوص شب یلدا از سهراب سپهری

سهراب سپهری…غمی از عشق…

هدیه دادی دیده ی نویی به من

یک نگاه تازه ای بر قاب من

این دلم وابسته شد به این سخن

دم گرفت آرامشی از این سخن

دختر شبهای سرد ماه دی

خو گرفت با شعر تو در ماه دی

حرف دل را از دلت تو پس زدی

غم به روی غم،غمی را پس زدی

من به دنیای تو مجذوبم هنوز

به دیار قلب تو،حس دارم هنوز

توشدی سهراب شعر این زمان

یک جهانی در جهان در این زمان

در دلم راهی پر از پیچ مسیر عشق بود

شوق دیدار دلی،احساس گون از عشق بود

شامگاهان قلب من غوغا به پا میکرد،وای

خواب من تعبیر بی تاب غمی از عشق بود


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار شب یلدا , ویژه نامه شب یلدا
[ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

یاد تو یاد مادر آورده
کیست اشک تو را در آورده
این همه پیش عمه گریه نکن
حاجتت می شود بر آورده
ای فرشته بلند شو از خواب
یک نفر آمده سر آورده
شوق وصل یتیم گونه ی توست
که طبق را جلوتر آورده
پدر  آمده ولی چه آمدنی
به گمانم که معجر آورده
آنکه برده است گوشواره ی تو
داد عباس را در آورده
دخترم ای فرشته ام چه کسی
گوشواره تو را در آورده


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار و نوحه های شهادت حضرت رقیه (س)
[ دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

من وسحر ،من وعمه من و سر پدرم
چه خواندنی شده امشب کتاب مختصرم
سلام تازه ز راه آمده کجا بودی
نشسته برسر و رویت غبار، همسفرم
همیشه در پی خورشید ماه می آید
کجاست سوره ی والشمس من سرقمرم
شکست اگر زفراق برادرت کمرت
شکسته درغم شش ماهه ی حرم کمرم
هزار و نهصد و پنجاه زخم بربدنت
هزار و نهصد وپنجاه داغ برجگرم
لبی نمانده برایت که بوسه ای بزنم
سری نمانده برایت که گیرمش به برم
ازآن شبی که مرا زجر زجر داد و کشید
نه دست من به کمر میرسد نه موی سرم
تنم سبک شده وگوش من شده سنگین
به ضربه ای همه جا تیره گشته درنظرم
نه موی شانه کشیده نه صورتی سالم
چنین شکسته بیا پیش مادرت مَبَرم


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار و نوحه های شهادت حضرت رقیه (س) , ویژه نامه شهادت حضرت رقیه (س)
[ دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

اشک یتیم

ای عمه بیا تا که غریبانه بگرییم رو از وطن و خانه، به ویرانه بگرییم
پژمرد گل روی تو از تابش خورشید در سایه نشینیم و به جانانه بگرییم
لبریز شرای عمه دگر کاسه صبرم بر حال تو و این دل ویرانه بگرییم
نومید ز دیدار پدر گشته دل من بنشین به کنارم، پریشانه بگرییم
گردیم چو پروانه به گرد سر معشوق چون شمع در این گوشه کاشانه بگرییم
این عقده مرا می کشد ای عمه پیش نظر مردم بیگانه بگرییم

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار و نوحه های شهادت حضرت رقیه (س) , ویژه نامه شهادت حضرت رقیه (س)
[ دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

عمه، بابایم کجاست؟

اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»

لحظه های بی قرار

این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می کرد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: ویژه نامه شهادت حضرت رقیه (س) , اشعار و نوحه های شهادت حضرت رقیه (س) , متن مداحی و نوحه شب شام غریبان

[ دوشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٧:٠۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

مرد جوانی ، از دانشکده فارغ التحصیل شد . ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی ،پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد .

 
 

بلأخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت :

 
 
 

من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تورا بیش از هر کس دیگری دردنیا دوست دارم . سپس یک جعبه به دست او داد . پسر ،کنجکاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که روی آن نام او طلاکوب شده بود ، یافت .

 
 

با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت : با تمام مال ودارایی که داری ، یک انجیل به من میدهی؟

 
 

  کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد .

 
 

  سالها گذشت و مرد جوان در کار وتجارت موفق شد . خانه زیبایی داشت وخانواده ای فوق العاده . یک روز به این فکر افتاد که پدرش ، حتماً خیلی پیر شده وباید سری به او بزند . از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود . اما قبل ازاینکه اقدامی بکند ، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از اینبود که پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است . بنابراین لازم بود فوراً خود رابه خانه برساند و به امور رسیدگی نماید .

 
 

هنگامی که به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد . اوراق و کاغذهای مهم  پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت . در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد وصفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد . در کنار آن ، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد  نظر او را داشت ، وجود داشت . روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده
[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

بد حجابی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

bazi.jpg


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند.

هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره.ندارند.

درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد.( لطفا به شکل زیر نگاه کنید) .

ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ راروشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ).

شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید.

شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.

این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: سرگرمی
[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

قدرت اندیشه

* پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

"پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.

دوستدار تو پدر".

*طولی نکشید که پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: "پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام".*

*ساعت 4 صبح فردا مأمور اف.بی.آی و افسران پلیس محلی در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟*

*پسرش پاسخ داد : "پدر! برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که می توانستم از زندان برایت انجام بدهم".*

نکته:

*در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهیم یافت و یا راهی‌ خواهیم ساخت.*


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه , داستان کوتاه عاشقانه
[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

خارپشتی شده‌ام

که تیغ‌‌هایش
دنیای امنی برایش ساخته
اما
حسرت نوازشی عاشقانه
تا ابد
بر دلش مانده است


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های عاشقانه , اشعار طنز فارسی
[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

مراحل درس خوندن من :

خوابیدن روی جزوه

گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی

جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین

خاک گیری گوشه های موبایل

گرفتن چندین عکس با گوشی از خودم در حالت های مختلف ژست درس خوندن

اس ام اس بازی با بچه های کلاس که هر کدوم چه قدر درس خوندن

خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سرکلاس نوشتن

به فحش کشیدن استاد و فک و فامیل هاش

و در آخر هم خسته شدم و رفتم یه چیزی بخورم...!!


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب طنز
[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

گل های خیس زیر باران

تصویر باران و گل


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]




موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر عاشقانه
[ شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب اجتماعی
[ شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
پی نوشت : چه هوای زیبایی!
به به...باروووووون

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از باران
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

photo


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از باران
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٥٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
باز ای باران ببار

بر تمام لحظه های بی بهار

بر تمام لحظه های خشک خشک

بر تمام لحظه های بی قرار



باز ای باران ببار

بر تمام پیکرم موی سرم

بر تمام شعر های دفترم

بر تمام واژه های انتظار



باز ای باران ببار

بر تمام صفحه های زندگیم

بر طلوع اولین دلدادگیم

بر تمام خاطرات تلخ و تار



باز ای باران ببار

غصه های صبح فردا را بشوی

تشنگی ها خستگی ها را بشوی

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از باران
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
شیشه پنجره را باران شست ... از دل من اما چه کسی نقش رخ جانان شست
تصاویری از باران

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
باران چه می‌گوید؟
 
باران چه می‌گوید؟

 باران پاییزی و تصاویرآن

باران و صحنه های زیبا


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

باز ای باران ببار
بر تمام لحظه های بی بهار
بر تمام لحظه های خشک خشک
بر تمام لحظه های بی قرار

باز ای باران ببار
بر تمام پیکرم موی سرم
بر تمام شعر های دفترم
بر تمام واژه های انتظار

باز ای باران ببار
بر تمام صفحه های زندگیم
بر طلوع اولین دلدادگیم
بر تمام خاطرات تلخ و تار

باز ای باران ببار
غصه های صبح فردا را بشوی

تشنگی ها خستگی ها را بشوی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین , اشعار زیبا
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

 

روزهای بارانی و غمگین

وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.
«حمید مصدق»


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:۱٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

.

.

.

.

.

یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟
آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم
قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!
گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم.
حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟
آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و ...
گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟
آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب طنز , داستان کوتاه طنز
[ جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

خواص شلغم آن‌قدر زیاد است که می‌توان گفت این گیاه برای هر دردی درمان است.

شلغم گیاهی است با برگهای ناصاف و بریدگیهای زیاد به رنگ سبز و سفید . ریشه آن غده ای و به شکل های گرد و یا دراز به رنگ سفید با لکه های بنفش می باشد .

شلغم نه تنها از نظر داشتن ویتامین و خواص معدنی اش ارزنده است، بلکه از حیث سایر ویژگی های غیر غذایی هم سرآمد بوده و در زمره سبزی های مهم شمرده می شود.

 

شلغم یکی از سبزیهای بسیار مقوی و مغذی است که به سبب دارا بودن ١٠ درصد مواد قندی و سرشار بودن از املاح مفیدی مانند کلسیم و منیزیم جزو مواد غذایی بسیار با ارزش به حساب می آید.

از برگ شلغم خواه به صورت پخته یا خام در سوپ یا سالاد و یا خوراک های دیگر استفاده شود. نه تنها در برگ شلغم مقدار زیادی کلسیم وجود دارد بلکه علاوه بر آن، این گیاه حاوی مقادیر زیادی آهن و مس نیز هست که سبب ازدیاد خون و به ویژه هموگلوبین می شود. به هر اندازه رنگ برگ شلغم تیره تر باشد، ید بیشتری در آنست.

خواص کم نظیر شلغم:

- قرقره کردن آب شلغم گلودردهای باکتریایی را نیز تسکین می‌دهد.

- مقادیر فراوان فسفر موجود در شلغم به تقویت حافظه و سیستم عصبی کمک می‌کند.

- ید موجود در شلغم می‌تواند ترشح تیروئید را تنظیم کند و به دلیل مقادیر فراوان آهن آن جز میوه و سبزیجات خونساز به شمار می رود.

- وجود ویتامین آ، ب و ث در برگ و ریشه آن، به خوبی نشانگر نقش مؤثر و مهم آن در حفظ تعادل عصبی و به خصوص در تعادل تغذیه آن است.

- شلغم در دفع اسیداوریک و رفع سنگهای کلیه هم نقش دارد.

- شلغم یکی از بقولات بسیار قوی و مغذی است که به سبب دارا بودن ده درصد مواد قندی و سرشار بودن از املاح مفیدی مانند کلسیم و منیزیم جزو مواد غذایی بسیار با ارزش به حساب می آید.

نکته: بهترین شیوه مصرف شلغم بصورت بخارپز، سوپ و یا آش است. بهتر است در ساعات اولیه صبح مصرف شود


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب پزشکی
[ پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
[ پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

هیچ وقت ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خودتان مقایسه نکنید...!!!

انسان نباید هیچگاه زندگیش رو به خاطره مقایسه به خطر اندازد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های آموزنده
[ پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر عاشقانه , تصاویر زیبا از طبیعت
[ چهارشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

راه حق کدام است؟ راه راست چیست؟ چگونه راه هدایت را در پیش گیریم؟

اعتراف به وجود خدا

سسیل بویس هامان؛استاد زیست شناسی ودکترفلسفه می گوید:

<<.درقلمرو علم به هرسو که می نگرم نشانه های مشیت و اراده وقانون ونظم یک وجود عالی را مشاهده می کنم...اگر به طرف آسمان نگاه کنیم ازمشاهده نظم وترتیب گسترش ستارگان بی اختیار از تعجب فریاد خواهیم کشید.شبها؛فصل هاوقرن های متوالی اجرام سماوی در آسمان روی خطوط معین در حرکتندوبه قدری منظم در مدارهای خود می گردند که ممکن است خسوف و کسوف راازچندین قرن قبل پیش بینی کرد...در همه جا قدرت خدایی مشهود است وهر قانون طبیعی که کشف می شود با صدای بلند می گوید:خدا واضع است و بشر کاشف من.>> 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه آموزنده
[ سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:۱۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

جمله های عالی از آدم های عادی

ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند .

..................................................................

تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!
یکی دیروز و یکی فردا

...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های عاشقانه , جملات و متن های آموزنده
[ یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

سکوتم را به باران هدیه کردم/ تمام زندگی را گریه کردم/ نبودی در فراق شانه‌هایت / به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.

 
 ....................................

 

سکوت سرشار ازناگفته هاست وناگفته ها پر بها ترین داشته هاست .

 ....................................


سرفه می کنم بیرون نمی پرد ، سکوت بدی در گلویم نشسته.....

 ....................................

گاه می توان براى یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت ، تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند . . .

 

  ....................................

  

سکوتم را نکن باور . . .
من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم . . .
من آن خرمن ، من آن انبار باروتم که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر . . .

 

  ....................................

 

 می دونی زیبا ترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم . . .

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های عاشقانه , کلام بزرگان , اس ام اس و پیامک عاشقانه
[ شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ جمعه ۱٩ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد.  مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »

رئیس صومعه بلافاصله او را  به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .  

صبح فردا  از راهبان صومعه  پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم  این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»   

مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و  آنجا را ترک کرد.

چند سال بعد  ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .

راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند.. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.

صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم  این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»   

 این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم  این است که راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»

راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»

مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

 مرد گفت :‌« من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم  و عمر خودم  را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236, 284,232    عدد است. و 231,281,219, 999,129,382   سنگ روی زمین وجود دارد»

راهبان پاسخ دادند :« تبریک می گوییم  . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یک راهب هستی . ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم..»

رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»

مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممکن است کلید این در را به من بدهید؟»

 راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.

پشت در چوبی یک در  سنگی بود . مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند...

راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت.. او بازهم درخواست کلید کرد .

پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.

و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و  لعل بنفش قرار داشت.

  در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این کلید آخرین در است » . مرد که  از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود....

 

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه مذهبی

[ سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

من از صدای گریه تو/به غربت بارون رسیدم/تو چشات باغ بارون زده دیدم
چشم تو همرنگ یه باغه/تو غربت غروب پاییز/ مثل من از یه درد کهنه لبریز
با تو بوی کاهگل و خاک/عطر کوچه باغ نمناک/زنده می شه
با تو بوی خاک و بارون/عطر پیر یک گلابدون/زنده می شه
تو مثل شهر کوچک من/هنوز برام خاطره سازی/هنوزم قبله معصوم نیازی
تو مثل یاد بازی من/تو کوچه های پیر و خاکی/هنوزم برای من عزیز و پاکی
چشمات ادامه غروبه/غروب شهر خسته من/تو چشات کهنه ها رو تازه کردم
تو مثل یک پل عبوری/طلوع قله های دوری/مثل گل عاشق شبنم و نوری
با تو بوی کاهگل و خاک/عطر کوچه باغ نمناک/زنده می شه
با تو بوی خاک و بارون/عطر پیر یک گلابدون/زنده می شه
صدای تو صدای بازی/تو کوچه های پرغبار/لحظه دویدن و ترس فراره
قصه خوشبختی دیروز/به چشم من مثل سرابه/موندنت برای من تعبیر خوابه


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

خوان احسان 

 

 

عمریست نمک خورده احسان تو هستیم

ما خیل گدایان سر خوان تو هستیم

 

 

بر دامن پر مهر تو آرام گرفتیم

ما کفتر پر بسته ایوان تو هستیم...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب مذهبی , اشعار عرفانی
[ سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

برای دانلود بر لینک زیر کلیک کنید

کلات (فخری)

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه خوانی فخری , دانلود سینه زنی اهوازی

[ دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

چه می گویم حدیث عالم دل

تو را ای سر به شیب و پای در گِل


جهان، آن تو و تو مانده عاجز

ز تو محروم تر کس دید هرگز


تو مغز عالمی زان در میانی

بدان خود را که تو جان جهانی


جهان عقل و جان سرمایه توست

زمین و آسمان پیرایه توست


تویی تو نسخه نقش الهی

بجو از خویش هر چیزی که خواهی


ظهور قدرت و علم و ارادت

به توست ای بنده صاحب سعادت


طبیعی قوّت تو ده هزار است

ارادی برتر از حصر و شمار است


همچنین مولانا می گوید:

خویشتن نشناخت مسکین آدمی

از فزونی آمد و شد در کمی


خویشتن را آدمی ارزان فروخت

بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت


صد هزاران مار و کُه حیران اوست

او چرا حیران شُده ست و مار دوست

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:٢٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

«حق تعالی گفت: شما دانید که من چرا سه تن را از میان بندگان برگزیدم؟ ابراهیم خلیل را به خُلّت [دوستی] از بهر آن مزیّن کردم که در میان ارواح، هیچ روح، چنان با سخا و بخشش ندیدم که روح ابراهیم را بود. پس به موسی نگاه کردیم؛ در میان ارواح، هیچ روح متواضع تر و گردن نهاده تر از روح موسی علیه السلام ندیدم؛ پس او را به کلام خود مخصوص کردیم. پس به روح مصطفی نظر کردیم؛ در میان ارواح، هیچ روح مشتاق تر از روح او ندیدیم، پس او را به رؤیت خود برگزیدیم، و اختیار کردیم.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تفسیر و ترجمه قرآن
[ جمعه ۱٢ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٢:٢٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

دایِ نغمه هایِ باران
از گلویِ کوچه می آید
هم آواز با
پرندگانی که در باغچه سبز شده اند.
راستی بامداد که برسد
بهار را
لایِ یک کارت تبریک
برایت خواهم فرستاد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

برای دوستان مداحی زیبا از بخشو رو برای دانلود گذاشتم

برای دانلود بر لینک زیر کلیک کنید

کلات ( بخشو)

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه خوانی مرحوم بخشو , دانلود سینه زنی بوشهری , دانلود نوحه و واحد بوشهری

[ چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

سالاد انار مخصوص شب یلدا


انار یکی از میوه های پاییزی است که خوردن آن در شب یلدا به صورت های مختلف جزء سنت های ایران است.

مواد اولیه:

لوبیاچیتی پخته‌شده 150 گرم
انار دانه‌دانه‌شده 300 گرم
تخم‌مرغ آب‌پز دو عدد
جعفری خردشده نصف پیمانه
سیب‌زمینی آب‌پز 120 گرم
خیارشور 80 گرم
فلفل دلمه‌ای رنگی سه عدد
ساقه کرفس 100 گرم
کاهو خردشده 200 گرم
کلم سفید 150 گرم
هویج رنده‌شده 100 گرم
گوجه‌فرنگی 80 گرم
آبلیمو، روغن زیتون و سس سفید 100 گرم
نمک و فلفل به میزان لاز


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: آموزش آشپزی
[ یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٢:۱٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

دلم به پیش حضور تو اعتکافی شد
که عشق های دگر پیش من خرافی شد
سه صفحه خورد ورق از کتاب تو اما
نشان فاطمه بر جلد آن صحافی شد
سه ساله بودی و یاد آور غم زهرا
وَ لحظه لحظه ی آن روضه موشکافی شد
تمام کینه ی حیدر به روی بابایت
وَ بغض فاطمه روی سرت تلافی شد
غلاف و سلسله و تازیانه بود اما
سنان و کعب نی و خار هم اضافی شد
طواف حاجیه خانوم سید الشهدا
به دور کعبه ی سر بود عجب طوافی شد
کلید کار گشائی است بین دستانش
شمیم یاس گرفته تمام دامانش
فدای آن حرم کوچک و تماشائیش
که جبرئیل نشسته است روی ایوانش
از این طرف به هیاهوی شام و از آن سو
به سمت عرش خدا می رود خیابانش
سه ساله است ولی می شود زیارت کرد
به جای فاطمه و آن مزار پنهانش
به دست خالی و آه دل و به رشته ی عشق
دخیل بسته دلم بر ضریح چشمانش


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار و نوحه های شهادت حضرت رقیه (س) , ویژه نامه شهادت حضرت رقیه (س)
[ شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱٩ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

کفش ، ابتکارِ پرسه های من بود

و چتر ، ابداعِ بی سامانی هایم !

هندسه ، شطرنجِ سکوتِ من بود

و رنگ ، تعبیرِ دل تنگی هایم !


حسین پناهی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های عاشقانه
[ پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٢ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

عکس های فوق العاده زیبای باران

تصاویر بسیار زیبا و احساسی باران

مشاهده ادامه این تصاویر بسیار زیبای باران در ادامه مطلب…

 

تصاویر بسیار زیبا و احساسی باران

گالری تصاویر زیبای باران

تصاویر بسیار زیبا و احساسی باران

باران

تصاویر بسیار زیبا و احساسی باران

عکس های زیبا از باران

تصاویر بسیار زیبا و احساسی باران

باران زیبا

تصاویر بسیار زیبا و احساسی باران

عکس باران

تصاویر بسیار زیبا و احساسی باران

منبع:سایت شاد شاد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از باران , اشعار عاشقانه و غمگین
[ چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٥٢ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

نو بگوییم و نو بیندیشیم

عادت کهنه را به هم بزنیم

وزباران کمی بیاموزیم

که بباریم وحرف کم بزنیم

کم بباریم اگر ولی همه جا

عالمی را به چهره نم بزنیم

چتر را تا کنیم وخیس شویم

لحظه ای پشت پا به غم بزنیم

سخن از عشق خود به خود زیباست

سخن عاشقانه ای بهم بزنیم

قلم زندگی را به دست دل است

زندگی را بیا رقم بزنیم

قطره ها در انتظار تواند

زیر باران بیا قدم بزنیم


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر،
که به آسمان بارانی می اندیشید

و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر باران،
که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود

و آنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه نیلوفرها،
که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.

احمد شاملو


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین , اشعار زیبا
[ چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

باران هاشور می‌زند

خردک خردک مقابل چشم
چون دانه‌های گندم
که از کمباین می‌پاشد.
بعد ناگهان، آفتاب.
آدمی اگر چنین باشد
دیوانه می‌خوانیم. اما در تند باد
سر فرو می‌بریم در گریبان
با یک کلام

باز باران؛ باز آفتاب


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ سه‌شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

عکس های باحال و خنده دار !! (91)


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۳:۳۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

هر کودکی

     با این پیام

              به دنیا می آید

  که خدا

            هنوز

 از انسان نومید نیست.

سروده ای کوتاه و عمیق از رابیندرانات تاگور شاعر بزرگ هند


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

شعری زیبا درباره مهتاب

 

آفتاب

روشنایی آفرین،

زندگی افزا ،

و  گرما بخش،

ولی مغرور وخود خواه!

که تلالو حتی یک ستاره را بر نمی تابد.

 

 

 

بنازم کرامت "مهتاب"را ،

که وقتی هست،

 یک آسمان ستاره 

مجال درخشش می یابند.

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ شنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
شل کن عمو درد نداره
بزرگترین آمپول دنیا رو دیدین؟!!

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 

 تقدیم به محبّین و شیعیان راستین امیرمؤمنان علی مرتضی صلوات الله و سلامه علیه


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب مذهبی
[ دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.

آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و ۴ تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.

وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.

یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.

بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.

یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.

مرده میپرسه: ” اون گربه کره خر خونس؟”

زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم!

 

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه طنز

[ یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
فرانسه :

پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!

دختر: با کمال میل موسیو!

ایتالیا :

پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با
کمال میل می پذیرم!

انگلیس :

پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!

و اما ایران :

پسر: پیــــــــــــــــــس ... پیس پیس ...
پـــــــــــــــــــــــی ــــــــــــــــس ... پیییییییییییییس ...
ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ...
ســــــــــــس ... ســــــــــــــــــــــــ ـــــــــــس ...
پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ...
هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ!
دختر: خفه شو! کثافت عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس!
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی!
ساعت 10 زنگ میزنم!

 

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: مطالب طنز

[ یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
اشعار عاشقانه زیر باران


بوسه ی باد خزونی
با هزار نامهربونی
زیرگوش برگ تنها
دیگه طعمه ی خزونی
برگ سبز و تر و تازه
رنگ سبزشو می بازه
غرق بوسه های باد و
وحشت روزای تازه
می کنه دل از درخت و
میشه آواره ی کوچه
کوچه ای که یادگار
روزای رفته و پوچه
می شینه گوشه ی کوچه
چشم به آسمون می دوزه
می کنه یاد گذشته
دلش از غصه می سوزه
یاد باد یاد گذشته شاد باد
دل زرد و تهی در حسرت دیدار باد
یاد روزایی که کوچه
زیر سایه ی تنم بود
مهربون درخت عاشق
مست عطر نفسم بود
سهم من از بوسه ی باد
چی بگم ای داد و بی داد
همه زردی و تباهی
مردن و رفتن از یاد

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از باران , اشعار عاشقانه و غمگین
[ شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

گویند پشّه بر لب دریا نشسته بود

در فکر سرفکنده به صد عجز و صد عنا


گفتند: چیست حاجتت ای پشه ضعیف

گفت آنکه آب این همه دریا بود مرا


گفتند: حوصله چو نداری مگوی این

گفتا به ناامیدی از او چون دهم رضا


منگر به ناتوانی شخص ضعیف من

بنگر که این طلب ز کجا خاست و این هوا


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٢:٢٠ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

استاد سختگیر فیزیک اولین دانشجو را برای پرسش فرا میخواند و سئوال را مطرح میکند

شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟

 

دانشجوی بی تجربه فورا ً جواب میدهد

 من پنجره کوپه را پائین میکشم تا باد بوزد

 

اکنون پروفسور میتواند سئوال اصلی را بدینترتیب مطرح کند

حال که شما پنجره کوپه را باز کرده اید....

در جریان هوای اطراف قطار اختلال حاصل میشود

و لازم است موارد زیر را محاسبه کنید

محاسبه مقا ومت جدید هوا در مقابل قطار؟

تغییر اصطکاک بین چرخها و ریل؟

آیا در اثر باز کردن پنجره، سرعت قطار کم میشود و اگر آری، به چه اندازه؟

حسب المعمول دهان دانشجو باز مانده بود و قادر به حل این مسئله نبود و سرافکنده جلسه امتحان را ترک کرد

همین بلا سر بیست دانشجوی بعدی هم آمد که همگی در امتحان شفاهی فیزیک مردود شدند

پروفسور آخرین دانشجو را برای امتحان فرا میخواند و طبق معمول سئوال اولی را میپرسد

شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟

این دانشجوی خبره میگوید؛ من کتم را در میارم

پروفسور اضافه میکند که هوا بیش از اینها گرمه

دانشجو میگه خوب ژاکتم را هم در میارم

هوای کوپه مثل حمام زونا داغه

دانشجو میگه اصلا ً لخت مادر زاد میشم

پروفسور گوشزد میکند که دو آفریقائی نکره و نانجیب در کوپه هستند و منتظرند تا شما لخت شی

دانشجو به آرامی میگوید

میدانید آقای پروفسور، این دهمین بار است که من در امتحان شفاهی فیزیک شرکت میکنم واگر قطار مملو از آفریقائیهای ... باشد، من آن پنجره لامصب را باز نمیکنم

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه طنز

[ سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

گفتــم غــم تـو دارم ، گفتــا غمت سـر آیـد

                   گفتــم کـه مـاه من شو ، گفتــا اگــر بـرآیـد

گفتــم ز مـهــرورزان ، رســم وفــا بیــامــوز

                   گفتــــا ز خـوبرویـان ، ایـن کــار کـمـتــر آیـد

گفتــم کـه بوی زلفت ، گمــراه عالمم کـرد

                   گفتــــا اگــر بــدانــی ، هــم اوت رهبـر آیـد

گفتــم کــه بــر خیـالـت ، راه نـظــر ببنــدم

                   گفتــــا کـه شب رو است او از راه دیگر آید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد

                   گفتا خموش حافظ،کاین غصه هم سر آید


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا , اشعار حافظ
[ سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
[ چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤٢ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

کاش چون پاییز بودم .... کاش چون پاییز بودم ,

کاش چون پاییز  ,خاموش و ملال انگیز بودم.


برگ های آرزوهایم , یکایک زرد می شد,

آفتاب دیدگانم , سرد می شد,

آسمان سینه ام ,پردرد می شد,

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد,

اشک هایم همچو باران ,

دامنم را رنگ می زد.


وه .............. چه زیبا بود ,اگر پاییز بودم,

وحشی و پرشور و رنگ آمیز بودم ,

شاعری در چشم من می خواند .... شعری آسمانی,

در کنارم قلب عاشق شعله می زد,

در شرار آتش دردی نهانی.

نغمه من...

همچو آوار نسیم پر شکسته ,

عطر غم می ریخت بر دل های خسته.


پیش رویم:

چهره تلخ زمستان جوانی


پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی.


سینه ام :

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی.


کاش چون پاییز بودم..... کاش چون پاییز بودم.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین , تصاویر عاشقانه , تصاویر زیبا از پاییز
[ یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 

 

امروز صبح پاییز خانم با ماشین نارنجی اش از راه رسید و شروع کرد به بوق زدن …. خورشید که خواب خواب بود  با صدای بوق از جا پرید و داد زد چه خبره؟ پاییز خانم گفت : « پاشو  تنبل خان، مگه نمی بینی من اومدم چرا  خودت را نشان نمیدهی ؟  یه عالمه کار داریم .» خورشید جواب داد : « تازه از دست آقای تابستان راحت شده بودم حالا تو آمدی سراغ من؟ مزاحم نشو می خوام بخوابم.»  پاییز خانم صدایش رابالا برد:« بچه‌ها  یادشان رفته به مدرسه بروند پاشو آن‌ها را قلقلک بده  تا بیدارشوند . » خورشید خمیازه صداداری کشید :« خسته ام خوابم می آید . » پاییز خانم عصبانی شد :« خواب بس است ! آقای مدرسه پیام داده بچه ها را امروز به موقع برسانید یک جشن عالی داریم. بلوتوثت را روشن کن بفرستم برات.» خورشید بی حوصله چشم‌هایش را باز کرد . در چشمه‌ی ابر صورتش را شست و موهایش را شانه کشید. وسط آسمان ایستاد و به خانه‌ها نور پاشید .
یکی یکی بچه‌ها را بیدار کرد. مواظب بود کسی جا نماند. بچه ها چشمشان را که باز کردند ماشین نارنجی پاییز خانم را منتطر دیدند . روز اول فصل پاییز بود . پاییز خانم آمده بود تا بچه‌ها را پیش آقا و خانم مدرسه ببرد . چند ماهی می‌شد که آن ها دلتنگ بازی و شادی ودرس  یک عالمه بچه بودند. بچه‌ها سوار بر ماشین نارنجی پاییز خانم به جشن آغاز مدرسه‌ها می‌رفتند . قلب آقا و خانم مدرسه هم  با صدای  آن‌ها قشنگ وقشنگ‌ترمی‌تپید .


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه عاشقانه , تصاویر زیبا از پاییز
[ یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
Click for larger version

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز , تصاویر عاشقانه
[ یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

حتما این شعر اخوان ثالث که درباره پاییز سروده را خواندید 

پاییز زیبا را عجب توصیفی کرده :پادشاه فصلها 

همیشه پاییز برام جالب بوده با شروع پاییز اون حس نوستالژیک من هم سراغم می اد باز شروع مدرسه ها باز درسهای جدید و باز...  

اماپاییز این چند سال برام رنگهای دیگری هم داشته باز ترک شیراز باز بلیط باز ترمینال 

و اما از همه غم انگیز تر باز جدایی از خانواده باز جدایی از اوبا(معنی این کلمه را فقط بچه های قشقایی می دانند).

 

با همه این دلگیریها پاییز را دوست دارم.  

در پاییز باید عاشق بود اگر عاشق نباشی این زیبایی های پاییز را نمی فهمی به خدا راست می گم. 

باید رفت زیر نم نم باران پاییزی و پاهایت را روی برگهای خشکیده درختان بگذاری تا آن موقع موسیقی دل انگیزی که برگها می نوازند را بشنوی و ان موقع با خواندن شعر ایلگر(خوشه پروین) این گروه موسیقی را همراهی کنی.  

پاییز را دوست دارم با سرمایش ، پاییز را دوست دارم با اسمان دلگیرش،پاییز را دوست دارم با ابرهایش ،پاییز را دوست دارم با همه زیباییهایش،وه چه زیباست پاییز دوست داشتنی من.  

رشید پناهی 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر عاشقانه , تصاویر زیبا از پاییز , جملات و متن های عاشقانه
[ یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

عکس های سحرآمیز از فصل زمستان


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از زمستان
[ یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
[ یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

زمستان است

می تونید دل نوشته های زمستانی خودتون رو در ادامه این جمله بنویسید


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از زمستان
[ یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

 

 

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق

رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد
.
.
.
باور به نور و روشنایی است ،که شام تیره ،از دل شب یلدا

جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد

یلدایتان مبارک
.
.
.
امشب را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم …

شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی

بر تو ایرانی مبارک
.
.
.
تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه

نمی کنم ، بی تو یک عمرفرصت برای گریستن دارم ،

اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست ،

تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید .
.

.
.
بین چگونه قناری ز شوق می لرزد

نترس از شب یلدا بهار آمدنی است
.
.
.
به بلندترین شب سال قسم دوستت دارم

شب یلدا مبارک
.
.
.
چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی؟
.
.
.
تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی

اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!
.
.
.
بیاد دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!

برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!
.
.
.
شما را گر شب یلدا بلنده

مرا لیست طلبکارا بلنده

ولی هندونه ام در شام یلدا

سفیدیّش بود چون شیر گاوا

انارم ترش و گردوهام پوچه

وچشمان زنم افسوس لوچه

بود آجیل تلخ و سیب ها کال

وقطعاً می شود وارونه ام فال
.
.
.
شب یلدا عزیز هندوونه

اگر چه ترش و لیزه هندوونه

بهایش را چو پرسیدم ز یارو

بگفتا هیس جیزه هندوونه
.
.
.
روی شما مثل هندونه ، خنده هاتون مثل قاچ هندونه ،

روزگارتون مثل پوست هندونه ، جیبتونم پر تخم هندونه

یلداتون مبارک
.
.
.
شب یلدا شد و رفتی و از غم خوانده ام

از این هجرت به آن شب گیسوان افشانده ام

گذشت اما هزاران شب از آن هجران و من

اسیر آن شب یلدای جانسوز مانده ام
.
.
.
شب یلدا شب بزم و سرور است

شبی طولانی و غمها بدور است

شباهنگام تا وقت سحرگاه

بساط خنده و شادی چه جوراست

یلدا مبارک
.
.
.
شب یلد ا و وصف بی مثالش

خداوندا مخواه ،هرگز زوالش

شب یلدا فراتر از همه شب

نبینم هیچ کس افتاده در تب

شب یلدا زحزن و غم مبراست

شب یلدا مبارک
.
.
.
شب یلدا همیشه جاودانی است

زمستان را بهارزندگانی است

شب یلدا شب فر و کیان است

نشان ازسنت ایرانیان است

یلدا مبارک
.
.
.
یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی

هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس

داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک!
.
.
.
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم

بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند دربرابر تاریکی ها

یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ،شبهایتان ستاره باران!
.
.
.
شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق

رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اس ام اس و پیامک شب یلدا
[ جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

sms تبریک شب یلدا 91

.

اس ام اس شب یلدا ۹۱

بیا ماه من و یلدای من باش

شب بارانیه دی ماه من باش

بیا زیباترین مجنون این شب

یه عمری با من و لیلای من باش . . .


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اس ام اس و پیامک شب یلدا , تصاویر زیبا از شب یلدا , ویژه نامه شب یلدا
[ جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٢:۱۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

پاییز انسانیت


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز , تصاویر زیبا از زمستان
[ سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

یاریم کن که رودازیادم

    غم دیرینه این خاطره ها

        شوق پروازسراپای مرا

            میکشدتاپس این پنجره ها

پیش رویم بگشاپنجره ای

    تاازآن پنجره پروازکنم

        روحم ازقیدتن آسوده شود

            هستی دیگری آغازکنم


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
باران
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌ پوشی به کام
باده رنگین نمی ‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می ‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

                                  «فریدون مشیری»

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار فریدون مشیری , اشعار زیبا
[ دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]


 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از باران
[ دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
photo

آن روز باران آمد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از باران
[ دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٥٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]
برای کشف اقیانوسهای جدید

باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید؛این جهان،جهان تغییر است نه تقدیر


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: جملات و متن های آموزنده
[ دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۸:۱۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...

پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه طنز , داستان کوتاه عاشقانه , داستان کوتاه

[ یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

سنگ و سنگ تراش

روزی سنگ‌تراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می‌کرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد شد. در باز بود و او خانه مجلل باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: «این بازرگان چقدر ثروت دارد!» و آرزو کرد که او هم مانند بازرگان شود؛ در یک لحظه به فرمان خدا تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد.

 

وی تا مدتی فکر می‌کرد که از همه قدرتمندتر است تا اینکه روزی حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه به حاکم شهر احترام می‌گذارند حتی بازرگانان؛ مرد با خودش فکر کرد: «کاش من هم حاکم بودم، آن وقت از همه قدرتمندتر میشدم!» در همان لحظه او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد و در حالیکه روی تخت روان نشسته بود، مردم همه به او تعظیم میکردند، احساس کرد که نور خورشید او را می‌آزارد و باخودش فکر کرد که خورشید قدرتش بیشتر است. سنگ‌تراش این بار آرزو کرد که خورشید بشود و تبدیل به خورشید هم شد، بعد با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.

پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت، پس با خود اندیشید که نیروی ابر از او بیشتر است و آرزو کرد که تبدیل به ابری بزرگ شود و آن‌چنان شد. کمی نگذشت که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد؛ این بار آرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت با خود گفت که قویترین موجود در دنیا صخره سنگ است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد. او همان طور که باغرورایستاده بود ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خورد میشود. نگاهی به پایین انداخت وسنگ‌تراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه آموزنده , داستان کوتاه
[ یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

ای کاش مانند نوشتن مشق در دوران ابتدایی که این قدر به داشتن فاصله اهمیت میدادیم و رعایت میکردیم....

در بزرگی هم اینچنین بودیم....

هر چه میکشیم از کم کردن فاصله هاست!!!!

کاش در تمام دوران زندگی مانند کودکی فکر میکردیم!!!

.......................................................................................


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر نوستالژیک
[ یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

جرمم این بود که هی تکیه به باران دادم
بی سبب نیست که از چشم خودم افتادم
دو سه خورشید به دوش همه تان پنجره بود
در نگاه همه تان چند دهن حنجره بود
خودم از پنجره دیدم که مرا می بردند
خوره ها چنگ زنان ، روح مرا می خوردند
درد ، خوُراک دلم بود ؛ نمی دانستم
آسمان ، چاک دلم بود ؛ نمی دانستم


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین
[ چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

یک روز در هنگام تور سخنرانی ، راننده آلبرت انیشتین ، که اغلب در طول سخنرانی او در انتهای سالن می نشست،
بیان کرد که او احتمالا میتواند سخنرانی انشتین را ارائه دهد زیرا چندین مرتبه آنرا شنیده است.
برای اطمینان بیشتر ، در توقف بعدی در این سفر ، انیشتین و راننده جای خود را عوض کردند و
انشتین با لباس راننده در انتهای سالن نشست.

پس از ارائه سخنرانی بی عیب و نقص ، توسط یک عضو از شنوندگان از راننده سوال دشواری خواسته شده بود.
راننده انشتین خیلی معمولی جواب داد: "خب ، پاسخ به این سوال کاملا ساده است. من شرط می بندم راننده من،
(اشاره به انشتین) که در انتهای سالن وجود دارد ، می تواند پاسخ این سوال را بدهد."


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه , داستان کوتاه طنز
[ چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

صرفاً جهت خنده


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

 

وقتی که تنگه غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینه ی منه
توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمیخوام

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین , تصاویر عاشقانه
[ چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٥:۳٤ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

www.parsnaz.ir - این آمریکایی خر است + عکس

این آمریکایی خر است

عربی نمی فهمد!!

برادر شما ابوجهاد

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار , تصاویر سیاسی
[ سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱:۳۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
 
مناجات علی امشب ز نخلستان نمی آید
مسجد کوفه پر از جمعیت و مولا نمی آید
                                                      دامن مادر گرفته گوشه ی ویرانه طفلی

                                                      گوید ای مادر بگو امشب چرا بابا نمی آید


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

زمین از تو بعید است
لرزش کنی
بر مردمانی
که از درون ، مدت هاست شکسته اند ...                                




موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر غم انگیز , اشعار زیبا
[ دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱۸ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
ه آقایی توی اتوبان با سرعت 180 کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس
 با دوربینش شکارش می کند و ماشینش رو متوقف می کند. پلیس میاد
 کنار مززشین و میگه گواهینامه و کارت ماشین !
راننده میگه :من گواهینامه ندارم.این ماشینم ماله من نیست کارت ماشین 
 هم پیشه من نیست.من صاحب ماشین رو کشتم جنازه شم انداختم تو 
صندوق عقب. چاقوشم صندلی عقب گذاشتم. حالا هم داشتم میرفتم از
 مرز فرار کنم که شما منو گرفتین.
مامور پلیس که حسابی گیج شده بود بی سیم می زنه به فرماندش و عین
قضیه رو گزارش میدهد و در خواست کمک فوری می کنه فرمانده اش هم 
به او می گه که کاری نکند تا او خودشو برسونه.
فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل می رسوند و به راننده می گوید : 
اقا گواهینامه ؟
یارو گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره و به فرمانده می دهد.
فرمانده می گه اقا کارت ماشین؟
راننده کارت ماشین که به نام خودش بوده در میاره و می دهد به فرمانده
فرمانده که روی صندوق عقب چاقویی پیدا نکرده عصبانی دستور میدهد تا
 راننده در صندوق عقب را باز کند.
راننده در صندوق رو باز می کند و فرمانده می بینه که صندوق هم خالیست
فرمانده که حسابی گیج شده بود به راننده میگه "پس این مامور ما چی میگه؟
رانندهه می گه:چه میدونم والا جناب سرهنگ.لابد الانم می خواد
 بگه من 180 تا سرعت می رفتم!!!

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: داستان کوتاه طنز

[ جمعه ۱٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

نامـه ای عاشـقانه از دکتـر علی شریـعتی

 

 جملات قصار دکتر شریعتی

 

 

با تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
با تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
با تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
با تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

با تو، دریا با من مهربانی می کند
با تو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند
با تو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
با تو، من با بهار می رویم
با تو، من در عطر یاس ها پخش می شوم
با تو، من در شیره ی هر نبات میجوشم
با تو، من در هر شکوفه می شکفم
با تو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می کنم
با تو، من در روح طبیعت پنهانم
با تو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
با تو، من در خلوت این صحرا، در غربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند

بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو، من با بهار می میرم
بی تو، من در عطر یاس ها می گریم
بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم
بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم
بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم
بی تو، من در خلوت این صحرا، در غربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپرکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: کلام بزرگان
[ پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

ما شقایق های باران خورده ایم / سیلی نا حق فراوان خورده ایم

ساقه احساسمان خشکیده است / زخم ها از باد و طوفان خورده ایم

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر عاشقانه , اشعار عاشقانه و غمگین
[ سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

صائب تبریزی درباره بلندهمتی چنین سروده است:

قانع به ریزه چینی انجم نیم چو ماه

از خوان آفتاب، لب نانم آرزوست


چون مور اگرچه نیست مرا اعتبار خاک

مسند ز روی دست سلیمانم آرزوست


دربانی بهشت به رضوان حلال باد

آینه داری رخ جانانم آرزوست


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

گلچین اس ام اس بارانی عاشقانه

شعر باران

هنوز هم وقتی باران می آید ، تنم را به قطرات باران می سپارم !
می گویند باران رساناست ، شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند . . .


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا
[ سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤۱ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

برای دوستان دانلود نوحه زیبا بخشو رو گذاشتم امیدوارم لذت ببرید

دانلود از لینک زیر

کلات (بخشو)

 

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دانلود نوحه خوانی مرحوم بخشو , دانلود نوحه و واحد بوشهری , دانلود سینه زنی بوشهری

[ سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

رستگاری مثل برف است سپبد و قشنگ،

اما برای در دست داشتن آن باید سختی سرما را هم تحمل کرد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار زیبا
[ یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ٤:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

فصل زیبای پاییز

 

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

فصل زیبای پاییز

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز
[ جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

همره باد سر پاییزی سرنوشت من و و تو گشته جدا
رهسپاری عشق من اکنون میسپارم تو را به دست خدا
.
.
.
پاییز را دوست دارم
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
.
.
.
دلم برای پاییز خودم تنگ شده
دل پاییزی خودم
کاش اشکی بود دلم را میشست
این روزها آسمان دلم آنقدر ابریست
که پاییز هم برای آمدنش استخاره میکند
.
.
.
شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد
باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد
غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست
با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد
.
.
.
پاییز
فصل رسیدن انارهای سرخ است
و انار
چه دل خونی دارد
از رسیدن
.
.
.
پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را
با سیلی دروغهایت
سرخ می کنم
تا هرگز نفهمی
آنکه بهار سبزم را
به خزان نشاند تو بودی
.
.
.
بـــــاران غم پاییز است
بــــاران نم اشک چشمه ی پاییز است
این سیل که میبینی روان است به هر سوی
اشـــــک غـــم عشق دل دیوانــــــــه ی پاییز است
.
.
.
هی پاییز
ابرهایت را زود بفرست
شستن این گرد غم از دل من چندین پاییز باران میخواهد
.
.
.
بـهــــار مـــن! بــپــذیــرم بــه شــعـر  پـایـیــزی
غــزل غـــزل بــه فــدایت اگـرچــه ناچـیز است
هنــوز بــوی تـــو دارد هـــوای شــعــر و غـــزل
خوشـا که شعـر تو هـمـچون شکـوفه نوخیز است
.
.
.
 چنی غمگین، چنی دلگیر پاییز گلومه بغض غم میگیره پاییز
غروبی سیر ا داغش گیره کردم که گلباخی ا باغا میره پاییز
.
.
.
غم انگیز است پاییز
و غم انگیزتر
وقتی تو باشی وُ
من برگ‌ها را با خیالَ‌ت
تنها قدم بزنم
.
.
.
باز پاییز است، اندکی از مهر پیداست
حتی در این دوران بی مهری باز هم پاییز زیباست
مهرت قشنگ پاییزت مبارک
.
.
.
و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری
که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر
فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود
دلش آغوش گرم میخواهد
.
.
.
دوباره پاییز…
 اما نه ((فصل خزان)) زرد!
 دوباره پاییز…
 اما نه فصل اندوه و درد!
 دوباره پاییز…
 فصل زیبای سادگی…
 دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی!
پاییزت قشنگ
.
.
.
ما را چه به مهتاب که ما تیره و تاریم
در موسم پاییز، چونان ابر بهاریم
محبوبه و مینا به کجا ای گل مریم
ما بذر نداریم که یک لاله بکاریم
.
.
.
تنهایی
نامِ دیگر پاییز است
هرچه عمیق‌تر
برگ‌ریزانِ خاطره‌هات بیش‌تر
.
.
.
نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون
زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون
ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست
مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست
.
.
.
سومین فصل سال یعنی من
آرزوی محال یعنی من
یک غزل عاشقانه یعنی تو
مثنوی های لال یعنی من
.
.
.
من از شما گفتن تو بدم می آید
عزیزم مرا سرد خطاب نکن
این پاییز میخواهم تا افتادن آخرین برگ
با تو دیوانگی ها کنم
.
.
.
بی قراری هایم، پاییز می خواهد و  چشم های عاشقت
نگاهت را از من نگیر
این پاییز را عاشقم باش، لطفاً
.
.
.
پاییز فصل آمدن شکوفه ها نیست
پاییز فصل سبز شدن درختان نیست
پاییز فصل جیک جیک گنجشکان نیست
پاییز فصل با تو بودن است
در هوای بارانی اش تو را در اغوش میگیرم
تا بهترین خاطره ی من از یک روز بارانی شود
.
.
.
عمر ما عاقبت ای دوست بسر خواهد رسید
باد پاییز ندانی بی خبر خواهد رسید
گل نباشیم اگر گلشن چو خارستان کنیم
بعد ما خار فراوان به ثمر خواهد رسید
.
.
.
از پاییز
مهرش برای تو
برگ ریزش برای من
پاییز مبارک
.
.
.
براى همه پاییز با مهر شروع میشه
اما پاییز زندگى من
جایى شروع شد که مهر تو تموم شد
.
.
.
بهترین قسمته پاییز و زمستون
بیرون آوردن لباسای گرم و پیدا کردن پول از توی جیباشونه
.
.
.
برگ های پاییزی
سرشار از شعور ِ درخت اند
و خاطرات ِ سه فصل را بر دوش می کشند
آرام قدم بگذار ….
بر چهره ی تکیده ی آن ها
این برگها حُرمت دارند..
درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستن ” است
.
.
.
آغاز فصل حساسیت، عطسه، آویزانی دماغ
یادآوری وحشت از شروع درس و مشق، آنفولانزا، پنی‌سیلین
خاطراتی که باید فراموش شود و نمی‌شود، فکر، خیال
و هزاران پدیده‌ی قشنگ دیگر مبارک باد
.
.
.
یک پنجره از ابر بهارم لبریز
 لبریزتر از غم غروب پاییز
 در محکمه ام نوشت دنیا روزی
 تبعید به غربت جنوب پاییز
.
.
.
میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی
فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم
 برای من که دلم چون غروب پاییز است
صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است
.
.
.
نه بهار با هیچ اردیبهشتی
نه تابستان با هیچ شهریوری
ونه زمستان با هیچ اسفندی
اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد
پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست
.
.
.
پاییزت پر از رگبار آرزوهای قشنگ
اولین لحظه های پاییزت از نم نم باران خوشرنگ
و من آرزومند آرزوهایت
.
.
.
پاییز آمدست که خود را ببارمت
پاییز لفظ دیگر”من دوست دارمت”
بر باد می دهم همه ی بود خویش را
یعنی تو را… به دست خودت می سپارمت.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: اشعار عاشقانه و غمگین , تصاویر زیبا از پاییز
[ جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ کلات ]
[ جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر زیبا از پاییز , تصاویر زیبا از زمستان
[ جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ] [ کلات ]

عکس های باحال و خنده دار !! (91)   www.taknaz.ir


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۳:۳٠ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

عکس های باحال و خنده دار !! (91)   www.taknaz.ir


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تصاویر طنز و خنده دار
[ پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٧ ‎ب.ظ ] [ کلات ]

شیعه نیوز نوشت:

در سالروز تخریب قبرستان بقیع و شکستن قلب هزاران عاشق اهل بیت(علیهم السلام) بار دیگر این واقعه هولناک تکرار و عرش الهی به لرزه در آمد . قلب جهان اسلام به ویژه تشیع بار دیگر توسط خنجر مسلمان نماهای وهابی پاره پاره شد و معروف ترین امام زاده شمال آفریقا و بزرگ ترین محل تجمع محبین اهل بیت(علیهم السلام) در کشور لیبی با خاک ، یکسان گردید. این فاجعه به این جا ختم نشد و وهابی ها، مزار این امام زاده شریف را تخریب و عمل قبیح نبش قبر، جسارت های بسیاری روا داشتند .

حرم «عبدالسلام الاسمر» امام زاده مظلوم از نوادگان کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(علیه السلام) به عنوان بزرگ ترین قطب زیارتی شیعیان در کشور لیبی و شمال آفریقا به حساب می آمد. در این حادثه عظیم سی نفر از شیعیان لیبی به شهادت رسیده، تعداد 212 نفر نیز مجروح و  به بیمارستان منتقل شده اند، خبرها حاکی از وخیم بودن حال تعداد زیادی از این مجروحان است .

در سال های اخیر مفتی های وهابی بارها فتوای  تخریب این امام زاده شریف را صادر کرده بودند؛ ولی به دلیل مخالفت های مردمی و دفاع آنان از حریم امام زاده، تروریست ها موفق نشدند. آن ها این بار با سوء استفاده وهابی ها از اوضاع نابسمان و آشفته ی این روزهای لیبی ، توانستند این جسارت عظیم را در برابر چشم مردم جهان انجام دهند و چنین واقعه هولناکی را رقم بزنند .

حرم امام زاده عبد السلام الاسمر مربوط به 800 سال پیش است و یکی از اماکن تاریخی شیعه نیز محسوب می شود که در شهر «زلیتن»(160 کیلومتری طرابلس) است.

در جوار این حرم شریف کتاب خانه بسیار بزرگی از کتب شیعی و اسناد تاریخی هزاران ساله نگهداری می شد که بعد از تخریب حرم، این کتاب خانه تخلیه و به آتش کشیده شده است.